نگاهی به تحولات بهاری با امید به آینده(بخش نخست)
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی(گزارش روز)
گالیا توانگر
بهار در شعر شاعران و در زندگی ما ایرانیها همواره سرمنشاء تحول، خیر و برکت بوده است.نمادی از زدودن غبار ناامیدیها و رهسپاری به سمت نور. بهار در حقیقت فصلی برای شروع دوباره محسوب میشود.خوشا به سعادت آنانی که این فرصت دوباره را از پروردگار خویش هدیه گرفتهاند؛ نباید فراموش کرد عزیزان بسیاری در بهار گذشته با ما بودهاند که امروز تنها لبخندشان در قاب عکسی بر روی طاقچه زندگی و مرام جوانمردی شان در متن زندگی ما به یادگار مانده است. از بهاران حقیقی تنها نام و مرامی که ارزش جوانه زدن دوباره دارد به یاد میماند.به قول شاعر، ای کاش وقتی جسم ما خاک کوزهای گشت، از خاک لبانمان گلی و از خاک دست هایمان جوانهای بروید. از خاک کاسه سرمان اندیشهای برای نسلهای بعدی و از خاک پاهایمان ردی برای ره سپردن به سوی حقیقت به یادگار بماند؛ وگرنه از خاکیم و به خاک برمیگردیم.حاشا که فرصت بهار را برای جاودانه شدن نادیده بگیریم.
آغاز هر سال و آمدن فصل بهار، انسان را با احساسی تازه و تولدی نو به حرکت درمیآورد. انسان وقتی که روح خود را با طبیعت پیوند میزند و شکفتن شکوفههای تازه را نظاره میکند، به دنیایی از عظمت و شگفتی پیمیبرد. او درمییابد که بهار نیز فرصتی دیگر برای خیزش مجدد انسان است. انسانی که عموما به علت ناامیدی و یاس، در غفلت و زیان به سر میبرد. تحول، مهمترین اثر فرهنگ نوروزی از دیدگاه اسلام است. پندآموزی از دگرگون شدن طبیعت، نقش مهمی در تحول روحی انسانها دارد و انسان را متوجه منشاء تحول و قدرت حقیقی میکند. از اینرو، در روایتهای پیشوایان معصوم (ع) به نجوای با خدا در ساعتهای آغازین سال برای درخواست تحول اخلاقی توجه شده است. ما نه تنها نیازمند تحولیم، که در تحولمان محتاج یاری او هستیم و بدون توجه او، به رویش دوباره امیدی نیست. پس با الهام از فرستادگان معصومش و با قلبی خالص از او میخواهیم :
یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَ الاَبصارِ/ یا مُدَبِّرَ الَّلیل وَ النَّهارِ/یا مُحَوِّلَ الحَولِ وَ الاَحوالِ/حَوِّلْ حالَنا اِلی اَحسَنِ الْحالِ
خوشدلی بهار از آن خانواده تان
بهار فصل رویشها و امیدهاست و به قول حافظ شیرازی: نوبهار است در آن کوش که خوش دل باشی/که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی/در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است / حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
زهرا مسعودی یک خانهدار توصیه بهاریاش این گونه است: « تا آنجا که میتوانیم در بهار برای بهبود احوال آشنایان، دوستان، فامیل و خانوادهمان بکوشیم. از برقراری صلهرحم به خاطر هزینههای بالا نهراسیم. ساده و صمیمی در کنار هم باشیم. تعارفات و تجملات را به کناری نهاده و به اصل با هم بودن و احوال یکدیگر را جویا شدن بپردازیم تا از برکت بهار در خانه و خانوادهمان کم نشود.»
وی ادامه میدهد: «برای اعضای خانواده و بخصوص فرزندانمان وقت بگذاریم. با هم به پیک نیک و پارک برویم. با همسرمان گفتمان خوبی را رقم زده و بگذارید خوشدلی بهار از آن شما و خانواده تان باشد .برای آینده تان با هم برنامهریزی داشته باشید. امیدوارانه بنگرید و با بهار قدم بزنید.»
قیامت را یاد کنید که نزدیک است
پیامبر اعظم (ص) میفرماید: «هر وقت بهار را دیدید، بسیار از قیامت یاد کنید.»
حجت الاسلام رضا نورایی کارشناس مسایل فرهنگی و مدرس علوم قرآنی در مورد تغییر فصل بهار و فرصتی برای غنای معنوی و توجه به خودسازی میگوید: «صبحی از خانه بیرون میزنی. نمنم باران میبارد. این روزها آن قدر در شلوغی شهر غرق گشتهای که حتی فرصت سر بالا کردن نداشتهای، اما این بار به آسمان مینگری. رد نگاهت بر روی سرشاخههای بلند درختان میلغزد. سرشاخهها پر از جوانهاند؛ لباس بهاری پوشیدهاند. پرندهها در لابهلای قبای سبز درختان سرود آزادگی میخوانند.نباشد لباس عید برای تنت بخری، اما از خریدن لباس آزادی ، آزادگی و جوانمردی برای روح و قلبت جا بمانی. نباشد به آسمان نگاه کنی، اما فرشتهها را به شکل پرندهها که هر آن در حال ذکر گفتنند، نبینی! این بهار هم به تو ارزانی شده، حالا برای بهاری شدن و بهاری ماندن تا پایان سال نقشه راهت ، نقشه پرواز و اوج گرفتنت چیست؟»
معین سوادکوهی یک جوان مسجدی برایمان میگوید: «سال گذشته تقریبا از شرکت در برخی از نمازهای جماعت غافل بودم. حالا میخواهم با آغاز بهار جبران کنم و حضور پیوسته و منظمی در مسجد محلهمان داشته باشم. این جا تنها جایی است که میتوان به آرامش بهاری دست پیدا کرد.»
امیر محمدی جوان دانشجوی دیگری میگوید: «فرصتها درگذرند. باید به فکر بهار قیامت بود. نکند همه لباس عید به تن کنند، اما ما از کاروان بهارجا مانده هیچ شکوفهای بر انگشتانمان نداشته باشیم؟ برای داشتن شکوفه در قیامت باید تا میتوانیم به دیگران کمک کنیم و دستگیری داشته باشیم و در گمنامی به فکر اطرافیانمان باشیم.»
بهار ایرانی محور همدلی جهانی
فرشاد عادل یک روزنامهنگار جوان در تعریف همگرایی کشورهای همجوار زیر چتر سنتهای ایرانی نظیر نوروز و جوش و خروش بهار ایرانی توضیح میدهد: «فرهنگ ایرانی را میتوان مجموعهای از آداب و رسوم، ارزشها، آیینها واعتقادات دانست که در بین مردمان ایران رواج دارد و باعث هویت بخشی به اقوام ایرانی و تمایز آنان از سایر مردمان گشته است و نوروز نیز به عنوان یکی از رسوم کهن در میان اقوام ایرانی نقش پر رنگی در این هویت بخشی ایفا میکند. سنتی که همه ساله با آغاز فصل بهار در ایران و یازده کشور از جمله تاجیکستان، آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان و ... جشن گرفته میشود.این آیین کهن در چهار اسفند ماه سال 1388 با تلاش جمعی این کشورها به ثبت جهانی رسید و مجمع عمومی سازمانملل روز بیست و یکم مارس (اول فروردین) را به عنوان روز نوروز نامگذاری کرد و پس از آن در هفتم فروردین ماه 1389 اولین جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و مقرر گردید همه ساله یکی از این کشورها میزبان این جشن جهانی باشد. امری که زمینه را برای نزدیکی هرچه بیشتر کشورهایی که تحت عنوان حوزه نوروز شناخته میشوند فراهم میکند. کشورهایی نظیر ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و افغانستان از ناحیه آسیای مرکزی و ایران و آذربایجان هسته مرکزی حوزه نوروز را تشکیل میدهند که همگی برخوردار از فاکتورهایی نظیر نزدیکی مذهبی، نزدیکی جغرافیایی، حافظه تاریخی، نمادها و مشاهیر مشترکاند که شرایط لازم را برای همکاری و همگرایی میانشان مهیا میکند.»
وی ادامه میدهد: « نوروز و بهار ایرانی بهرهمند از ویژگیهایی است که توانایی لازم برای تطبیق پذیری و مواجهه با تهدیدات در عصر جهانی شدن را بدان بخشیده و آن را با جامعه جهانی پیوند زده است. ویژگیهایی که در تمام این قرنها ضامن بقای این سنت کهن ایرانی بوده و امکان دوام آن را فراهم کردهاند میتوان به دو دسته ویژگیهای عام و خاص تقسیم کرد. به عنوان مثال سفره هفت سین را میتوان از ویژگیهای خاص نوروز دانست که از جذابیتهای مختلفی برخوردار است و در میان ایرانیان و کسانی که این آیین را جشن میگیرند دارای معانی ارزشمندی است. در مقابل ویژگیهای عام نوروز، ویژگیهایی هستند که برای همه مردم با هر هویتی قابل درک است.»
این پژوهشگر، سنتهای ایرانی نظیر نوروز و بهار در تکمیل صحبتهایش و در تبیین ویژگیهای خاص نوروز و بهار ایرانی برایمان میگوید: «به عنوان مثال محور بودن خانواده و دیدار با آشنایان و تلاش برای شاد زیستن و مهربانی با کودکان ارزشهای قابل فهم برای هر انسانی با هر هویتی هستند که نوروز از آنها برخوردار است. بر این اساس بهار ایرانی را میتوان آیینی دانست که حاوی ارزشهایی عام و بینالمللی میباشد که به آن قابلیت گسترش و در برگیری انسانهایی با ملیتها و عقاید گوناگون را بخشیده است.ارزشهایی نظیر معنویتگرایی، میل به نو شدن و پاکیزگی، گسترش روابط بین انسانها و توجه به محیط زیست که در جهان امروز نیز مورد توجهاند و نوروز میتواند با تکیه بر این ارزشها به شناساندن هرچه بهتر شاخصههای ملتی که از آن برخاسته بپردازد. بر این اساس نوروز و بهار ایرانی به عنوان میراثی کهن و سرشار از ارزشهای فراملی، از قابلیتهای لازم برای تطبیق با تهدیدهای فرهنگی پدیده جهانی شدن برخوردار است و نه تنها میتواند فرهنگ ایرانی را از آسیبهای این پدیده مصون نگاه دارد، بلکه از این قابلیت نیز برخوردار است که به عنوان عاملی در جهت رشد و گسترش فرهنگ ایرانی نقش آفرینی کند.»
تحول درونی آهسته و پیوسته
آغاز بهار سرمنشاء یک تحول بزرگی در رویداد سبزشدن طبیعت است و اینکه طبیعت بار دیگر رخت سبز میپوشد تا به ما بیاموزد که چگونه باید در زندگی با آرامش، تحول بزرگ ایجاد کرد؟ این درسها را باید از زبان گویا وخاموش طبیعت گرفت.
دکتر قاسم جواد زاده اقتصاددان از اصفهان میگوید: «هیچ شکی نیست که ما انسانها ذاتا تحولگرا هستیم. به همین دلیل است وقتی صحبت از تحول وتغییر درکاری میشود، دنبال وقوع تحولی بزرگ بوده و انتظاری عجیب یا تغییراتی شگرف درکارها داریم، تغییرات یا تحولاتی بزرگ جستوجو میکنیم تا سریع شاهد تغییرات چشمگیرتر باشیم. این نوع نگرش یک تهدید بزرگ در رشد و ترقی آدمها وجامعه است و بیشتر ناشی از یک رویکرداحساسی است که اکثر افراد جامعه ما این نوع نگرش را دنبال نموده وکمتر بینش و نگرش متفکرانهای به موضوعات ومسائل روز دارند، چیزی که متأسفانه برای اکثر مدیران ما یک تهدید جدی قلمداد میشود.»
وی ادامه میدهد: «به نظرم نگاه کلان به موضوع تحول به تنهایی موضوع بدی نیست.اصولا در ذات تحول تغییر و دگرگونی اوضاع وجود دارد، اما واقعیت امر چیزی غیر از این است. تحول نباید فقط در اوضاع کلان و در بازههای گسترده ایجاد شود. تحول نیز مانند بسیاری از مسائل، فرآیندی سیستماتیک است.اگر قرار است درهر فعالیت تغییرات وتحولات عمدهای صورت گیرد تا به عینیت لازم در بین آحاد مختلف جامعه بینجامد، لازمهاش این است که آن فرآیند در اجزایی کوچک تر، قابل حصولتر و واقعیتر نهادینه شود. اجزای مربوطه به لحاظ ارتباط منطقی و تاثیرپذیری که نسبت به هم دارند، نیازمند تغییراتی هستند تا ضمن داشتن ارتباط معنیدار مجدد ، همدیگر را در مسیرتغییر پشتیبانی نمایند. ایجاد این فضا و نیل به اهداف صورت مسئله میطلبد که تغییرات و تحول درمقیاسهای کمتر با حدود اطمینان و کیفیت بهتر پیگیری شود.»
این اقتصاددان در تکمیل صحبتهایش میگوید: «درحقیقت تحول و دگرگونی دریک سیستم یا بنگاه اقتصادی حتی در یک بخش کوچک آن مجموعه سبب میشود تا با مدیریت بهتر تحول و تغییر، عدم قطعیتها کمتر شده، کیفیت و کمیت ارائه کار ارتقاء یابد، درصد خطاها کاهش یافته و تحولها درسطوح کوچکتر ماندگارتر و با ثباتتر شوند. این مسئله همان تحول پایداراست که در سطوح کلان جامعه باعث توسعه موزون در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خواهد شد. درحقیقت یکی از حلقههای مفقود تحول، تغییر و اصلاح و ترمیم همین نگرش است. با این روند تحولگرایی میتوان به رشد و تحول عمومی و ماندگار در جامعه امیدوارتر بود.»