احسان نراقی-۴۲
سرشاخ شدن نراقی و هویدا(پاورقی)
اولین جرقههای اختلاف احسان نراقی با امیرعباس هویدا، در جریان کتک خوردن هدایتالله متین دفتری، توسط عدهای ناشناس که به ساواک نسبت داده شدند، به وجود آمد.383 در این جریان، بنا بر نقل یکی از اعضای حزب ملت ایران، احسان نراقی، متین دفتری را پیشِ هویدا برده و گفته است:
«این مسخرهبازیها چیست که راه انداختهاید. و هویدا نیز، قول تحقیق پیرامون آن را داده است.»384
مدت کوتاهی، پس از این ماجرا، گزارشی از گفتگوی نراقی با همسرش، ثبت شد که حکایت از بدگوییهای او از هویدا داشت:
«نراقی: امروز پیش هویدا بودم، برای گرفتن پول فیلم آقای افشار. قرار شد فردا در هیئت عالی برنامه این پول را درست کند.
خانم نراقی: شاخ را گذاشتند و خرت کردند؛ حالا تا مدتی هویدا خوب است.
نراقی: نه، من همان موقع که آمدم بیرون، یک ساعت راجع به ضعف و معایب کارهایشان کنفرانس دادم.»385
به نظر میرسد در این ایام، احسان نراقی که توسط امیرعباس هویدا به دیوانسالاری رژیم شاهنشاهی راه یافته و به نوعی مدیون او بود، سعی در ارتباط مستقیم با محمدرضا پهلوی داشت و برای رسیدن به این هدف، انتقاد صریح و آشکار از دولت هویدا را نیز، وسیله این نزدیکی قرار داده بود و این، مسئلهای بود که نخستوزیر، آن را بر نمیتابید.
نمونه این نوع برخورد را، در گفتگوی احسان نراقی با کاظم خسروشاهی، رئیس اتاق بازرگانی، میتوان مشاهده کرد:
«دکتر احسان نراقی... ضمن مذاکرات خصوصی با خسروشاهی، از او راجع به نتیجه سخنانی که در کنفرانس اطاقهای بازرگانی گفته بود، سؤال نمود. خسروشاهی در پاسخ، ضمن اظهار اینکه سخنان مزبور خیلی خوب بوده، اضافه کرده که امروز (1/3/47)، در پیشگاه شاهنشاه آریامهر شرفیاب بوده و مدتی در حدود پنج یا شش دقیقه، درباره دکتر نراقی صحبت شده و معظم له از اینکه سطح سخنرانیها و کنفرانسها خیلی خیلی بالا آمده، ابراز رضایت فرمودهاند؛
در این موقع دکتر نراقی راجع به نیروی انسانی و کتابی که به همین مناسبت در دست دارد، مطالبی ایراد و اضافه کرده: در قسمت همین نیروی انسانی، با دکتر رهنما، وزیر علوم صحبت کردهام. خیلی اظهار تمایل کردند و گفتند: حاضرند؛ و باید مسئله هم آهنگی بین دستگاههای دولتی و ملی ایجاد شود و این کتابی که من دارم، خفت دولت و ضعف آموزش را خیلی خوب نشان میدهد.
خسروشاهی: بله، کتابها را هم دادم. شاهنشاه خیلی تعجب کردند و اصلاً حالت تعجب عجیبی به خود گرفتند، که تعداد چرا این قدر کم است.
نراقی: من میخواهم بنویسم و به وسیله شما تقدیم شود، که خودشان این را ( کتاب را ) لانسه فرمایند.»386
و نمونه دیگر، گفتگوی او با عبدالرسول عظیمی، مدیر روزنامه پیغام امروز و سفارش مقاله در خصوصِ شورای انقلاب اداری است که با صراحت میگوید:
«در مورد شورای انقلاب اداری مقاله بنویسید و در آن، نهیبی هم متوجه نخستوزیر و دولت باشد. ضمناً نحوه عمل وی، طوری باشد که مشخص نگردد از کسی ایده گرفته است.»387
و چند روز بعد که نخستوزیر پیرامون وضعیت آموزش در دانشگاههای کشور، سخنرانی کرد، باز احسان نراقی، ضمن ایراد به این سخنرانی، حاشیهسازی نمود و گفت:
«خلاصه، همه اینها به این خاطر است که این نطق را، مجیدخان (دکتر رهنما وزیر علوم) نوشت و داد به دست امیرخان[هویدا].»388
به علت همین رفتار بود که وقتی ریاست او بر یکی از دانشگاهها مطرح شد،389 دعوت نکردن او به «کنفرانس رامسر» که با حضور امیرعباس هویدا بود، هم نراقی را «خیلی عصبانی» کرد و هم این انتصاب را منتفی نمود.390
و چند روز بعد نیز، احسان نراقی، از تهدید علنی نخستوزیر نسبت به خود سخن گفت:
«احسان نراقی، مدیر مؤسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی، اظهار داشته: مدتی است آقای هویدا نخستوزیر، مخصوصاً پس از مطرح شدن موضوع انقلاب آموزش عالی، مطالبی علیه وی بیان داشته و او را تهدید میکند به اینکه، ساواک نسبت به وی (نراقی)، نظر مساعدی ندارد و اگر تا کنون از طرف ساواک اشکالی برای وی فراهم نشده، به خاطر آن است که ساواک میداند که نخستوزیر از او حمایت میکند. آقای نخستوزیر تهدید کردهاند، در صورتی که احسان نراقی در زمینه مسائل مربوط به انقلاب آموزش عالی، در جهت سیاست دولت حرکت نکند، به ساواک اطلاع خواهد داد که در آینده نراقی مورد حمایت من نمیباشد.»391
و این، پایانِ نراقی در ایران بود. نخستوزیر دستور داده بود، حتی مسافرتهای نراقی به خارج از کشور، با اجازه او صورت پذیرد.392