خطر دلبستگان به آمريکا (زلال بصیرت)
پديده انقلاب اسلامي پديدهاي بيسابقه در ايران، بلکه در جهان است، هيچ يک از سياستمداران و متخصصين دنيا تصور نميکردند چنين پديدهاي تحقق پيدا کند و حتي افرادي که بسيار دقت نظر داشتند، در خوشبينانهترين حالت، پيروزي انقلاب اسلامي را سالها بعد قابل تحقق ميدانستند.
انقلاب اسلامي بيش از آنکه يک تحول سياسي باشد، تحول فرهنگي بود، لذا شعارهاي انقلاب و حتي سرودههاي انقلاب، تفاوت چشمگيري با سرودههاي راديو و تلويزيون قبل از انقلاب داشت و اين تفاوت فرهنگ، کاملا مشهود بود.
البته گروههاي سياسي متعددي در ايران وجود داشتند که به مقابله با طاغوت دعوت ميکردند، رمز برتري امام خميني(ره) بر اين گروهها و آن چيزي که باعث شد مردم به صحنه آمده و شعار«يا مرگ يا خميني» سر دهند، اين بود که امام(ره) مردم را خوب شناخت و شعار اسلام را سرلوحه حرکت خود قرار داد و در واقع تأکيد امام بر اسلام، مردم را جمع کرد.
آب و نان از دهان امام(ره) ميافتاد، اما عنوان اسلام نميافتاد، از اين رو بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، اسم اين انقلاب به عنوان يک انقلاب ديني، بر سر زبانها افتاد و در جهان شناخته شد.
شبيه کار امام(ره) را تنها در بعضي از انبياء سراغ داريم، اخلاص امام(ره) کاري کرد که همه مردم و گروهها و حتي غير مسلمانان با نام خميني(ره) و زير سايه اسلام، با هم متحد شدند؛ خدا هم به ملت عنايت کرد و در مدت کوتاه غير قابل تصوري، انقلابي در ايران ايجاد شد که زلزلهاي در جهان به پا کرد، به طوري که حتي رئيسجمهور آمريکا براي شنيدن سخنان امام(ره) به صورت مستقيم، برنامههاي خود را تعطيل ميکرد.
صبغه انقلاب، صبغه ديني بود و براي تقويت اسلام و باورهاي اسلامي و اجراي احکام اسلامي پديد آمد، محور همه حرفهاي امام(ره) به عنوان بنيانگذار انقلاب هم، اسلام بود؛ اما متأسفانه به مرور و بخصوص بعد از جنگ نغمههاي ناموزوني به گوش رسيد و برخي شعارهاي انقلاب، کمرنگ شد و برخی کساني که انقلابي بودند و براي پيروزي انقلاب زحمت کشيده بودند، کمکم عوض شدند.
در تاريخ اسلام هم چنين نمونههایي وجود داشت، در ابتداي نبوت پيامبر(ص)، تنها عده محدودي به ايشان ايمان آوردند که بیشتر آنها از بردگان و محرومين بودند؛ در عين حال مورد ستم مشرکين نيز قرار گرفتند، بگونهاي که علاوه بر اينکه اموالشان مصادره شد، سه سال در شعب ابيطالب محاصره شدند و بقدري سختي کشيدند که در تاريخ آمده است که بچهها از گرسنگي و تشنگي، چنان فرياد ميزدند که صداي آنها در مسجد الحرام شنيده ميشد!
بعد از تحمل انواع سختيها و مهاجرت مخفيانه پيامبر (ص) به مدينه و مهاجرت ساير مهاجرين به مدينه، مقداري وضع بهتر شد، حتي در همان زمان که حکومت اسلامي تشکيل شد و به عبارتي وضع خيلي بهتر شده بود، بسياري از مهاجرين که به مدينه ميآمدند، تمام داراييشان، همان پيراهني بود که به تن داشتند؛ چنان فقر بر آنها حاکم بود که طبق آنچه در تاريخ آمده، 9 نفر با يک لباس نماز ميخواندند؛ يعني حتي همه لباس پاک و ساتري که بتوانند با آن نماز بخوانند در اختيار نداشتند.
اين افراد با تحمل چنين سختيهايي نشان دادند که واقعا اسلام را باور دارند و اسلام را بهانهاي براي کسب پول و مقام قرار ندادهاند،اما بتدريج و بعد از پيروزي در برخي جنگها و کسب غنائم و پس گرفتن اموال مصادره شده از مشرکان مکه، زندگيشان به حالت عادي بازگشت. کم کم با به دست آوري غنائم و اموال زياد ـ مخصوصاً از زمان خليفه دوم ـ بقدري سرمايهدار شدند که برخي از سران و فرماندهان اسلام، هزار برده داشتند!
در زمان خليفه سوم، حکومت به دست همين افراد افتاد، عشق به دنيا و ثروت سبب شد تا ارزشها تدريجا کمرنگ و فراموش شود. تغيير تدريجي جامعه از معنويتگرایی به ماديگرايي سبب شده بود که بعد از فوت پيامبر(ص)، همه وصيت 70 روز پيش پيامبر مبني بر جانشيني علي(ع) را فراموش کرده و به غصب حق علي(ع) راضي شوند.
لزوم شناخت انقلاب و توجه به اهداف آن
هيچ تضميني وجود ندارد که فردي هميشه در راه حق، ثابت قدم بماند؛ لذا بايد خدا را فراموش نکنيم، قدردان نعمت انقلاب باشيم و همواره به ياد داشته باشيم براي حفظ اين انقلاب، صدها هزار شهيد تقديم شده است.
برخي از افراد آرمانهاي انقلاب و امام(ره) را فراموش کردند،البته آنها که به آمريکا دلبستهاند، با خدا دشمني ندارند، ايام محرم عزاداري و سينهزني ميکنند، نماز هم ميخوانند، اما شکم و رفاه براي آنها اهميت دارد؛ لذا معتقدند اسلام نبايد در همه زمينهها دخالت کند؛ رشد اقتصادي، بيت المال، سياست خارجي و اداره جامعه ربطي به دين ندارد و متخصصان بايد در آن نظر دهند. اين عده همچون کساني هستند که ديروز با مسلم بيعت کرده و امروز طرفدار عبيدالله هستند،اين عامل، خطرناکترين عاملي است که ميتواند خداي ناکرده، آينده انقلاب را به باد دهد؛ چرا که افرادي که امام حسين(ع) را کشتند نيز ظاهرا با اسلام مشکلي نداشتند؛ نماز خواندند و قربهًْاليالله جنگيدند.
در انتخابات گذشته، کانديداهاي رياست جمهوري در تبليغات از حفظ ارزشهاي اسلام و انقلاب سخني به ميان نياوردند، همه کانديداها، شعارهايي مانند بهبود وضع اقتصادي، رفع تحريم، تعامل با جهان، آشتي با دنيا را مطرح کردند؛ آيا جوانان اين کشور براي اين چيزها شهيد شدهاند؟ اين شيب تنزل از ارزشهاي اسلامي که در آن قرار داريم، به کجا منتهي خواهد شد؟
عدهاي ته دلشان اين است که چارهاي جز سازش با آمريکا نداريم؛ آنچه امام(ره) گفته احساسي بوده و براي همان دوره نيز کاربرد داشته است و قرار نيست هميشگي باشد؛ لذا چارهاي جز رفاقت نداريم، رفاقت هم بايد برد - برد باشد، يعني معامله کرده، چيزي بدهيم و چيزي بگيريم. اينها غافلند از اينکه اگر پاي آمريکا به ايران باز شود، ديگر نميتوان او را بيرون کرد. وقتي که هنوز جاي پاي محکمي در ايران ندارد، عوامل نفوذياش در ايران هستند و توطئه و فتنهگري ميکنند؛ اگر جاي پايش محکم شود که تکليف روشن است.
تقابل حزب الشيطان با حزبالله در قرآن کريم
کار شيطان اين است که انسان را از ياد خدا غافل کند و آدمي با يک بازي، فيلم و صحنههاي مختلف، به سادگي از ياد خدا غافل ميشود. لذا خيلي بايد مراقب باشيم؛ اگر ياد خداوند از ما گرفته شود، جزء حزب شيطان خواهيم شد.
اگر پيروزي، رستگاري، سعادت دنيا و آخرت را ميخواهيد بايد جزء حزب الله باشيد، نه حزب شيطان و علامت حزب الله اين است که هميشه و در همه کارهايش دين و خداوند را در نظر ميگيرد.
باید توجه داشت که رمز موفقيت صبر و مقاومت است، همواره امتحان هست، سختي و ناخوشايندي هست؛ اما باور داشته باشيم که خدا هم هست و هرکه در راه او گام بردارد را ياري خواهد کرد؛ به امام زمان (عج) باور داشته باشيم و بدانيم که براي دوستان و يارانشان دعا ميکنند.
بیانات آيتالله مصباح يزدي (دام عزه) در ديدار با جمعي از دانشجويان دانشگاه شاهد؛ قم؛ 15/11/1393
زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.