کد خبر: ۷۱۰۳۸
تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۷
به یاد شهید «قاسم قربانی دستجردی»

من قاسم‌وارجنگيدم و قاسم‌وار شهيد شدم(حدیث دشت عشق)



شهيد «قاسم قربانی  دستجردی» تاريخ 15/3/1349 در تهران به  دنيا آمد. با اينکه محصل بود، از طريق بسيج محل به جبهه اعزام شد.
«قاسم» می‌گفت: ما بايد سينه خود را سپر کنيم و جلوی  گلوله‌های  دشمن را بگيريم تا دشمن جرأت نکند به کشور تجاوز کند. او پس از رشادت‌های  بسيار درعملیات کربلای (5) به  تاريخ 11/10/1365 در شلمچه به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
خاطره‌ای از مادر شهید: «قاسم» عاشق جبهه و جنگ بود. خصوصاً از وقتی  که دو برادرش به شهادت رسیدند، بدون اينکه من متوجه شوم شناسنامه‌اش را دست کاری کرد و تاريخ تولدش را عوض کرد.
وقتی متوجه شدم رفتم و ديدم  در صف اول اعزام نشسته است، من را که  ديد سرش را پايين انداخت و رنگ از رخسارش پريده بود. به او اشاره کردم که بيا، ولی او دوباره سرش را به پايين انداخت. سپس به يکی  از برادران گفتم آن پسر را که در رديف جلو نشسته صدا کن و به او بگو کارش دارم. آن برادر رفت و «قاسم» را صدا کرد. من به او گفتم مادر چرا این‌قدر ناراحتی، من آمدم بدرقه‌ات کنم.  نيامدم که تو را برگردانم. با شنیدن این حرف، خیلی خوشحال شد و مرا در آغوش گرفت و بوسيد و به من گفت مادر برايم دعای خير کن. وقتی  برای عمليات می‌رفت، به يکی  از دوستانش می‌گويد که به مادرم بگو، من قاسم‌وار جنگيدم و قاسم‌وار شهيد شدم. منتظر من نمان، و هنوز که هنوز است بعد از ساليان سال، پيکر پاک اين شهيد بزرگوار به خانواده‌اش رجعت نکرده است.