بیزینس اینسایدر:
زنگنه عامل اصلی کاهش مجدد قیمت نفت است
بیزینس اینسایدر از برجستهترین وب سایتهای خبری آمریکا در حوزه اقتصاد، سیاستهای غلط بیژن زنگنه را عامل اصلی کاهش دوباره قیمت نفت در بازارهای جهانی دانست.
به گزارش رجانیوز، این وب سایت در تحلیلی نوشت؛ در حالیکه ائتلاف روسیه، ونزوئلا، عربستان و قطر برای ثابت نگه داشتن میزان تولید نفتی منجر به افزایش قیمت نفت تا بیش از 39 دلار گردید؛ اظهارات دو روز پیش ژنرال نفتی دولت روحانی منجر شد تا دیروز قیمت نفت به 37/7 دلار کاهش یابد. این کاهش شامل حال نفت برنت دریای شمال نیز گردید و قیمت آن را از 41 دلار به پایینتر از 39/5 دلار کشاند و تمام امید این ائتلاف برای رساندن نفت به قیمت واقعی خود را به یأس تبدیل کرد.
گزارش این پایگاه خبری ناظر به صحبتهای روز دوشنبه زنگنه در واکنش به سفر وزیر انرژی روسیه به ایران است که در پاسخ به اینکه آیا وزیر انرژی روسیه وی را برای طرح فریز نفتی (ثابت نگه داشتن میزان تولید) متقاعد خواهد کرد یا خیر گفت: تا زمانی که تولید نفت خام ایران به 4 میلیون بشکه در روز نرسد، نباید کاری با ما داشته باشند و بعد از آن با آنها همراهی میکنیم.
مهمترین سوال با توجه به تحلیل بیزینس اینسایدر این است که صحبتهای زنگنه چه تاثیری میتواند بر افزایش یا کاهش قیمت نفت داشته باشد؟ برای رسیدن به جواب این سوال ابتدا میبایست به این پرسش که چه عواملی بر کاهش و افزایش قیمت نفت تاثیرگذارند پاسخ داد.
دو عامل بر این کاهش و افزایش اثرگذار هستند. عوامل بنیادی (میزان عرضه و تقاضا) که در تمامی بازارها اثر گذار است و به عنوان یک عامل پایهای شناخته میشود و عامل دوم که در بازارهای نفت تاثیر بسزایی دارد، عوامل روانی ست که در شرایط و موقعیت موجود، اثر گذاری آن چند برابر گردیده است. با این وصف برای پاسخ به سوال اول، ذکر دو نکته حائز اهمیت است:
1- میزان صادرات نفت ایران در قبل از تحریمهای نفتی 2/5 میلیون بشکه نفت در روز بود که به اذعان زنگنه در بهمن امسال این رقم یک میلیون و 750 هزار بشکه است. از سوی دیگر کیفیت بالای نفت ایران، موجب گردیده که در طول تاریخ نفت تا قبل از تحریم، ایران بتواند مشتریان سنتی خود را حفظ کند. با این وصف و با توجه به سابقه خوب ایران در تامین نیاز مشتریان خود در شرایط عادی راه ایران برای عقد قراردادهای جدید با مشتریان قدیمی برای تامین نیازهای آنها کار دشواری به نظر نمیرسد؛ ولی آنچه در صحبتهای زنگنه در دو سال گذشته مشاهده میشود، رجز خوانی و خط و نشان کشیدن برای سایر تولید کنندگان از یک سو و چوب حراج زدن به سرمایه ملی است. دیپلماسی نفتیای که نشان میدهد ژنرالهای نفتی دولت تدبیر میخواهند به هر قیمتی شده بازار گذشته خود را بدست آورند و نفت خود را بفروشند و این خود گواهی است از بیسوادی بر اصول اولیه بازاریابی.
2- طبق نظریه پروفسور شیلر، اقتصاد دان بزرگ برنده جایزه نوبل؛ در بازارهای نفتی قیمتها از گرایشهای احساسی و روانی تاثیر بیشتری نسبت به عواملی چون عرضه و تقاضا میگیرند.
نظریه پروفسور شیلر با ائتلاف ونزوئلا، عربستان، روسیه و قطر خود را به اثبات رساند بطوریکه خروجی این ائتلاف کاهش عرضه در مقابل تقاضای موجود در بازار نبود. بلکه این 4 کشور دست به یک ترفند فریز زدند که این فرکانس را در بازار ارسال کردند که فریز پیش مرحله کاهش آتی تولید است. این ترفند اثر روانی بر بازار گذاشت و نفتی که به 25 دلار رسیده بود را در سه هفته به 38 دلار رساند.
و اما مجددا بازگشتی خواهیم داشت به صحبتهای دو روز پیش زنگنه. زنگنه در حالی این صحبتها را در عدم پایبندی ایران به فریز تا زمان رسیدن به تولید 4 میلیون بشکه در روز را رسانهای کرد، که در اول اسفند، از ائتلاف شکل گرفته حمایت کرد و گفته بود: ایران از هر اقدامی به منظور تثبیت شرایط بازار و بهبود قیمت نفت خام حمایت میکند. ما از همکاری میان اوپک و غیراوپک استقبال میکنیم. تصمیمی که گرفته شد برای اینکه اعضای اوپک و غیراوپک سقف تولید خود را به منظور تثبیت بازار و بهبود قیمتها به نفع مصرفکننده و تولیدکننده، نگه دارند مورد حمایت ما نیزهست.
فرکانسی که روز دوشنبه از تهران به بازارهای جهانی نفت از سوی وزیر نفت دولت تدبیر و امید مخابره شد این بود که ایران به تصمیم ائتلاف پایبند نبوده و این به معنای شکست ائتلاف از سوی یکی از تاثیرگذارترین کشورهای بازار نفتی دنیاست؛ این در حالیست که برای ورود به بازار نفت هیچ نیازی به جار و جنجال نیست و تصمیم دولت برای بازگشت به وضعیت قبل از تحریم بصورت چراغ خاموش هم امکان پذیر است.
البته اقدام زنگنه برای تاثیر روانی بر بازار برای کاهش قیمت نفت، صرفا به صحبتهای اخیر وی خلاصه نمیشود و طبق دستور زنگنه، هم اکنون بیش از 25 کشتی نفتی ایران، بار زده در دریا آماده اعزام هستند که علاوه بر تاثیر روانی بر بازار، هزینه بیش از 50 میلیون دلاری در هر ماه به کشور تحمیل میکند و این سوال را در ذهن تداعی میکند که چه دلیلی وجود دارد که ما بخواهیم از این ابزار به عنوان یک عامل تهدید برای سایر کشورها استفاده کنیم و اثر تخریبی در بازار و قیمت نفت بگذاریم.
آخرین سوال که پاسخ آن به عهده دولت تدبیر روحانی است اینکه؛ چرا دیپلماسی وزیر نفت این دولت، تماما در راستای منافع آمریکا و دیگر مصرف کنندگان عمده نفتی است؛ در حالیکه افزایش درآمد نفتی کشور صرفا به افزایش تولید خلاصه نمیشود و افزایش تولید در کنار افزایش قیمت معنا پیدا میکند نه در کنار کاهش قیمت و این از ابتداییترین اصول اقتصاد است.