برجامهای بعدی!(نگاه)
علی اکبری
«ممکن است یک شرکت بیمهگر که آمریکاییها در آن سهم دارند مقداری تعلل کند یا سوئیفت فلان بانک درست نشده باشد که البته این شرایط در مسئله هستهای نبوده است بلکه تحریم دیگری بوده که مردم میخواهند تمام این تحریمها برداشته شود و ما میتوانیم به هیئت مذاکره کننده اجازه دهیم در رابطه با بقیه تحریمها نیز مذاکره کند که به نتیجهای مانند برجام برسیم» این مطلب بخشی از سخنان ریاست محترم جمهور در مصاحبه مطبوعاتی چند روز پیش در خصوص نتایج عملیاتی برجام بود. سخنی که ضمن اعتراف به عدم فروریختن دیوار تحریمها، اعلام میدارد که بخشی از تحریمها که باقی مانده، هرگز با توافقنامه برجام لغو نخواهد شد و اگر قرار باشد چنین اتفاقی صورت پذیرد، باید برجامهای 2 و 3 و... به تصویب برسد. برجامهایی که با توجه به نمونه برجام یک که بسیار پرهزینه بود، هزینههای گزافی را به کشور تحمیل خواهد کرد بدون آن که دستاورد مهم و قابل اعتنایی به همراه داشته باشد. شایسته است در توجه به این سخن ریاست محترم جمهور به این نکته اشاره شود که تحریمهای باقی مانده اغلب مربوط به دو حوزه موشکی و حمایت ایران از گروههای مقاومت و از جمله حزبالله است و مشخص نیست که دولت محترم چگونه میخواهد بدون دست کشیدن از اصول و آرمانهای نظام و دستاوردهای حوزه دفاعی و امنیتی کشور، در خصوص این موارد مذاکره نماید و چه نتیجهای را به عنوان دستاورد ارائه خواهد نمود. اگر قرار بر این است که همانند برجام، اقدامات ایران بر روی زمین باشد و اقدامات طرف مقابل بر روی کاغذ، از هماکنون نتیجه برجام 2 و 3 نیز مشخص است. ما از فناوری موشکی و دفاعی خود دست کشیده، موشکهای سجیل و شهاب و قدر و زلزال و... را نابود کرده و فقط تعدادی موشک کاتیوشا آن هم با اجازه آمریکا نگهداری میکنیم و برای هر شلیک نیز مجبور به اجازه سازمان ملل خواهیم بود و تعهد میدهیم که هیچ حمایتی از جنبشها و نهضتهای آزادیبخش از جمله حزبالله و حماس به عمل نیاوریم. دفاتر این جنبشها در ایران را تعطیل و در صورت ورود هر یک از عناصر این جنبشها به خاک کشورمان؛ آنها را به عنوان عناصر خطرناک دستگیر و تحویل آمریکاییها دهیم. هر فردی که در جمهوری اسلامی شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دهد به عنوان حامی تروریسم و مخالف برجامهای 2 و 3 محاکمه خواهیم کرد و منتظر تماس تلفنی وزیر امور خارجه آمریکا میمانیم تا هر خواستهای داشت، جامه عمل بپوشانیم؛ اما سؤال این است که آیا در صورت چنین تعهدات سنگینی، آمریکا حاضر خواهد شد قدمی بردارد و تحریمی را لغو کند؟ یا این که بعد از تمام این اقدامات، بهانههای دیگری مطرح و برجامهای دیگری پیشنهاد خواهد شد. دشمن بدعهد و بدسرشت به کدام یک از تعهدات خود عمل کرده است؟ مگر در دولت اصلاحات برخی از حضرات و آقایان تعهد کتبی در این خصوص ندادند؟ نتیجه چه بود؟ غیر از این که ایران به عنوان یکی از عناصر محور شرارت توسط آمریکا معرفی شد؟
برفرض محال، رئیس جمهور مؤدب و باهوش آمریکا و دشمن حیلهگر در صورت عقبنشینی ایران اسلامی در این مسائل، تحریمها را لغو کند، آیا انقلاب و نظام اسلامی اجازه دارد چنین کاری کند؟ آیا اگر به بهانه تغییر تاکتیک، راهبردها و اصول را نقض نماییم، چیزی از مفهوم انقلاب و تلاشهایی که برای به ثمر نشستن این حرکت صورت پذیرفت، باقی میماند؟ اگر قرار بر این بود که بین حقیقت انقلاب و اسلام با باطل بودن طاغوت و شیطان، اختلافی نباشد، چه جای انقلاب و این همه هزینه و جانبازی؟ نگرانی این است که برخی از مشاوران رئیس جمهور محترم که برای مفاهیمی چون استقلال و عزتملی، ارزشی قائل نیستند، آقایانی که به بهانه خارج شدن جمهوری اسلامی ایران از مرکز ثقل امنیتی و تبعات متوجه راهبرد نظام اسلامی، پیشنهاد به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و فراموش کردن غصب سرزمینهای مقدس اسلامی توسط این رژیم را میدهند، در موضوع پیشنهاد برجامهای متعدد، این نگاه خود را تحمیل نمایند و سرانجام به تحجری برسیم که رژیم طاغوتی شاه نیز بدان جا نرسیده بود! پروژه نفوذ بسیار پیچیدهتر از آن است که تصور میشود. اگر دولتمرد ما همان کاری را انجام دهد که مطلوب نظام سلطه است، آیا پروژه نفوذ دشمن موفق عمل نکرده است؟ جناب آقای روحانی، به عنوان یک سیاستمدار بهتر است پیشنهاد برجامهای بعدی را تا زمان روی زمین آمدن تعهدات کاغذی طرف مقابل نگه دارد تا حداقل فرصت چانهزنی برای برجامهای آینده را داشته باشد. امری که البته با توجه به سخنان ایشان در زمان مذاکرات برجام یک در خصوص خالی بودن خزانه و... بعید است مورد توجه قرار گیرد. بنابراین باید به راهبرد نظام توجه شود که مذاکره با آمریکا صرفاً در خصوص مسائل هستهای است و هیچ کس حق ندارد در خارج از این مقوله، سخنی را مطرح نماید.