پای درد دل یک پدر
قصور پزشکی فرزندم را فلج کرد
ماهها انتظار برای تولد فرزند به شوق اولین لحظه دیدار میگذرد؛ اما چه تلخ است پس از چند ماه انتظار و لحظه شماری با اشتباه پزشکی لبخند شوق بر لبان پدر پژمرده شود و کودکی یک عمر در معلولیت و فلج مغزی- حرکتی سپری کند. پای صحبت این پدر نشستیم:
در سال 91 زمانی که برای تولد فرزندم به بیمارستان شهید چمران تهران مراجعه کردیم هرگز فکر نمیکردم ساعاتی بعد به جای نوزادی سالم، نوزادی فلج و معلول در آغوش من قرار بگیرد.
ماجرا از این قرار بود که ساعت 19:15 دقیقه برای زایمان همسرم به بیمارستان مراجعه کردیم و 4 ساعت بعد حین زایمان به دلیل قصور و کوتاهی پزشک زنان و نرسیدن اکسیژن، نوزاد دچار خونریزی مغزی و فلج مغزی میشود. طبق تأیید پزشکان معتمد علت فلج مغزی و حرکتی کودک من نرسیدن اکسیژن هنگام تولد بوده است که در نهایت منجر به صدمه شدید مغزی و از کار افتادن چهار اندام حرکتی، گفتاری، جنسی و کنترل دفع و بروز تشنج و خونریزی زیر شامه عنکبوتی میشود همه این موارد در سیتیاسکن و امآرآی نشان داده شده و در پرونده بالینی موجود است.
همچنین مدارک سونوگرافی سهبعدی و غربالگری قبل از تولد که در پرونده موجود است از سلامت نوزاد در دوران بارداری خبر میدهد.
در کمیسیون پزشکی اولیه سازمان پزشکی قانونی نیز صدمات وارده به علت نرسیدن اکسیژن حین تولد و صدمات مشخصه با حالت کبودی و خونریزی مورد تائید قرار گرفته و برای هر کدام از موارد دیه در نظر گرفته شده است، اما پس از اعتراض پزشک مورد شکایت در بررسی مجدد در کمیسیون دیگر پزشکی قانونی نظرات کاملاً با نظرات کمیسیون اولیه متفاوت است و رای به بیتقصیر بودن پزشک داده شده است! همچنین در این نظریه نوشته شده که کیسه آب پاره بوده که این دروغ محض است چرا که بین زمان مراجعه ما به بیمارستان و زایمان 4 ساعت فاصله است و اگر واقعاً کیسه آب زودتر پاره شده بود چرا پزشک چهار ساعت بعد نوزاد را به دنیا آورده است؟! پس به نظر میآید که کیسه آب توسط پزشک پاره شده است و در ضمن زمان زایمان چند دقیقه بیشتر از حد نرمال طول کشیده که اکسیژن به مغز نوزاد نرسیده است. نکته دیگر اینکه در زمان انجام زایمان آسیب جدی به همسرم وارد شده است به طوری که بدون اطلاع بنده رحم همسرم تخلیه شد و پس از آن هم 9 روز در کما به سر برد که این مسئله در کنار فلج شدن فرزندمان صدمات روحی، جسمی و جانبی زیادی به همسرم وارد کرد و ایشان دیگر امکان فرزندآوری ندارند.
در این بین چیزی که بیش از هر چیزی برای من آزاردهنده بود اعلام نظر معاون بیمارستان چمران وابسته به وزارت دفاع، در زمان تولد و مشخص شدن معلولیت فرزندم بود که گفت: ما تا 200میلیون تومان بیمه هستیم و هرچه شده باشد خسارت آن را پرداخت میکنیم، جوابی که آتش بر قلب پدر محزون و افسرده کودکی معلول و معصوم میزند.
حال با توجه به دیدن خبری که چند روز پیش خواندم مبنی بر قصور پزشکی و استفاده از کپسول اکسیژن اشتباهی در اتاق زایمان بیمارستان شهید چمران که منجر به سوختگی شدید یک مادر شد تصمیم گرفتم سرگذشت تلخ خود و خانواده ام را ارسال کنم تا هم از خطاهای آتی جلوگیری شود و هم به وضع بنده رسیدگی شود،چرا که هزینه نگهداری و درمان فرزندم برای بنده که یکی از پرسنل ارتش جمهوری اسلامی هستم بسیار سنگین است.
این تنها یکی از چندین پروندهای است که از تخلفات پزشکی و نهادهای نظارتی جامعه پزشکی به کیهان ارسال شده است؛ قصه دردآوری که معلوم نیست چندین و چند خانواده بیمار دیگر را اسیر خود کرده و رسانهای هم نشده است؛پروندههایی که به واسطه عدم استقلال سازمان نظام پزشکی و پزشکی قانونی از حوزه درمان امکان قضاوت صحیح را مشکل میکند و صرفا رنجی بر رنجهای جامعه عدالتخواه ایران میافزاید.