به یاد پاسدارشهید «حبیب چگینی»
در امر ولایت شک پیدا نکنیم (حدیث دشت عشق)
شهید «حبیب چگینی» 19 شهریور 1343 متولد شد.او بعد از دیدن آموزش در بسیج پایگاه کرج عازم جبهه شد. سال 64 به لشگر 27 حضرت رسول (ص) رفت و در گردان مسلم بن عقیل بعنوان مسئول دسته و معاون گروهان حضور پرتلاش خود را اعلام کرد. او در عملیات والفجر (8) منطقه فاو، برای دومین بار بشدت مجروح شد و نزدیک بود قطع نخاع شود. «حبیب» را معاف از رزم کردند ولی او کولهبار سفر را بست و بسوی دوکوهه حرکت کرد.در گردان مالک اشتر لشگر 27 محمد رسولالله (ص) مسئولیت تسلیحات گردان را پذیرفت، و به مرور زمان مسئولیت تدارکات هم به آن اضافه شد.
تا اینکه در آخرین عملیات که قدیر نام گرفت حدود ساعت 2 بامداد ششمین روز از مرداد 1367 تقریبأ عملیات محور گردان ما به پایان رسیده بود.
«حبیب» و فرمانده گردان و بیسیم چیها (شهید احمد حیدری و مرتضی طالبی و جمشید لطفی) برای دیدن منطقه والحاق با گردانهای مجاور درپشت خاکریز جلو رفتند. سپس خمپارهای، در کنار آنها منفجر شد و حبیب پس از سالها انتظار به خیل قافله دوستان شهیدش پیوست. «حبیب» میگفت: در حال حاضر تکلیف ما جهاد است و میجنگیم تا شهادت و اگر هم قطعنامه قبول شده است، ما مقلد هستیم و از خداوند میخواهیم که توفیق بدهد تا آخرین لحظه زندگی در راه نهضت حسینی ثابتقدم بمانیم و در امر ولایت شک پیدا نکنیم. او در حقیقت برای گردان حکم معاونت پشتیبانی را داشت و زیر شدیدترین آتش توپخانه دشمن، مهمات و مواد منفجره را به خط مقدم میرساند. اگر کسی مجروح میشد حبیب به تنهایی او را به عقب میآورد. اگر شهیدی بر زمین میافتاد جنازهاش را به عقب میآورد تا بدست دشمن نیفتد.