کد خبر: ۶۴۱۳۴
تاریخ انتشار : ۰۶ دی ۱۳۹۴ - ۱۷:۳۵
پژوهشی درباره تعزیه- بخش ششم

کاربرد رنگ‌ها در تقابل اوصیا و اشقیا


سعید محمدی
تعزیه، هنری بسیار حساب شده و دقیق است. چیزی در تعزیه نمی‌بینیم مگر آنکه فکر و فلسفه‌ای در پسِ آن نهفته است. نیاکان ما هنری را ارائه کرده‌اند که هر بعد و هر قسمت آن هزاران حرف در دل خود نهفته دارد. حتی ابزار و ادوات تعزیه، از سکو و لباس تا حتی رنگ‌هایی که در تعزیه می‌بینیم هر کدام فلسفه و عقلانیتی در دل خود دارد.
شکل و شمایل سکو در تعزیه خود بحث‌های فراوانی را برانگیخته است. به واقع باید گفت که این شکل هندسی، نمادی روحانی و دارای یک نوع الوهیت در ایران پیش از اسلام  بوده است که از آن در مراسم مذهبی و آیینی و نمایش‌های آیینی استفاده می‌شده است. در این آیین‌ها به صحنۀ دایره‌ای مراسم  واچیک می‌گفتند، که به معنی جایِ برپایی مراسم(نمایش) است. اما در این رابطه عقاید دیگری هم وجود دارد.
این عقیده و باور وجود داشته که عزاداری بر سر مزار درگذشتگان به معنی زندگی دوباره بخشیدن به آنان است. و شیعیان که به مزار اباعبدالله الحسین(ع) در روز عاشورا دسترسی نداشته‌اند دسته‌های عزاداری را طوری منظم و تنظیم می‌کردند تا در ساعت مقرری که به واقع همان ظهر عاشورا بود، به گورستان یا امامزاده‌ای برسند و در آنجا به یاد و احترام امام سوگواری کنند. و عده‌ای بر این باورند که شاید به همین دلیل برای اجرای تعزیه نیز مکان‌هایی را به صورت نمادین «مقدس» می‌دارند و در آنجا (نمادی از قبر امام) شرح و شهادت وی را بازسازی می‌کنند. (1) البته رفتن دستجات عزاداری بر سر مزار اموات به نوعی سهیم کردن آنها در عزای حسینی به جهت آمرزششان نیز بوده است. اما باید گفت سرانجام در روند تکاملی درام ایرانی، قبر به سکو و جای (صحنۀ) نمایش مذهبی تعزیه بدل شد؛ و این سکو در اجرای تعزیه‌های زمان ما نیز همچنان کاربرد دارد.(چنان‌که شاهد استفاده سکو در نمایش سیاه‌بازی(تخت‌حوضی) هستیم، که آن نیز متاثر از این سنت است.)
از سویی واچیک‌ها یا همان محل‌های مدور نمایش پس از ظهور دین مبین اسلام، با توجه به فرهنگ و اندیشه اسلامی دچار دگرگونی و نوعی بازسازی شد و دویره نام گرفت؛ و در آن دویره‌ها گوری نمادین یا واقعی از عالِمی یا سیدی یا شیخی از مشایخ شیعه یا صوفیه برپا می‌کردند، تا با یاد قبر سید و سالار شهیدان حضرت حسین‌ابن‌علی(ع) که به دو علت، یکی ممنوعیت از سوی حکومتیان و دیگر دوری مسافت، قادر به زیارت قتلگاه و قبر مطهرش نبودند، در کنار آن گور به یاد سرور و مولای خویش گرد آیند ونوحه سرایی کنند واشکی بریزند و یاد و خاطرۀ واقعه عاشورا را زنده نگه دارند و آن را به عنوان الگویی رهایی بخش در همه اعصار نگاه دارند. (2)
همان طور که ملاحظه می‌شود، سکو دارای نقشی والا و مقدس بوده که در بیان خواجه، محلی برای استیفای حق بوده است. پس از اسلام و در فرهنگ اسلامی سکو دارای احترامی خاص بود چرا که سکو یا همان صفه جایگاه یاران رسول خدا و زاهدان و شب زنده‌داران بوده است. مسئله قداست سکو تا بدانجاست که در هند به نمادی بدل شد که جایگاه آن را در کلام سید حسین‌علی جعفری می‌یابیم: « واژه تعزیه در هند دارای مفهومی متفاوت است که نه به تئاتر و درامی که بر صحنه اجرا می‌شود، بل به موضوعی واقعی یعنی بازآفرینی کوچک قبر امام حسین(ع) گفته می‌شود.این قبر در دسته‌روی‌های ماه محرم با تمهیدات متنوع و نمادین که تداعی‌گر وقایع کربلا هستند، بر دوش‌‌ها حمل می‌شود.» (3)
در تعزیه چهره‌آرایی (گریم) انجام نمی‌شد، به همین سبب نقشها را با قیافه و گاه صدای تعزیه‌خوانان هماهنگ می‌کردند؛ مثلا امام‌خوان معمولا خوش‌صورت بود و ریشی متناسب داشت. و یا اشقیا را از میان کسانی بر‌می‌گزیدند که صدا و چهره‌ای خشن داشتند.
هنگامی که داستان به رنگ در تعزیه می‌رسد، باز اقوال متفاوتی وجود دارد. باز عده‌ای رنگ‌های تغزیه را به نمایش‌های پیش از اسلام مرتبط می‌دانند. البته چیزی که در این میان می‌توان دید، تقدسی است که برای رنگ‌ها قائل بودند و بر این باور بودند که  سرمنشأ رنگ‌ها  جنبۀ آسمانی دارد. ایرانیان بر این باور بودند که این رنگ‌ها نیز از آسمان سرمنشأ می‌شوند و هر طبقه اجتماعی را با این رنگ‌های آسمانی مشخص می‌کردند و پیوند می‌دادند.(4)
این مسئله قداست و رنگ‌ها در هفت گنبد نظامی نیز مطرح می‌شود که در آن هر رنگ را به یک گنبد(سیاره) نسبت می‌دهد و هفت رنگی را که نظامی مطرح می‌کند برای ایرانیان مقدس بوده است.
به هر روی، رنگ سبز که در فرهنگ ایران کهن نماد کشاورزی و رویش و حیات، و همچنین دارای قداستی خاص است به رنگی تبدیل می‌شود که برازنده اولیای خداست و در تعزیه نیز پوششِ به اصطلاح امام‌پوشان می‌شود. رنگ سرخ را اشقیا یا مخالف‌خوان‌ها و یا به اصطلاح شمرپوشان می‌پوشند. اما اینکه چرا این رنگ که در کیش مهر بو اشوزرتشت رنگی مقدس و مظهر خورشید و نماد مهر است بر اشقیا پوشانده می‌شود و از طرفی هم می‌بینیم که رنگ خون شهدا و نماد‌های سرخ رنگ از این دست با شهدا و اولیا نیز همراه است.دلیل این امر را داریوش عاشوری این‌چنین بیان می‌کند: «این را باید در تخیل شگفت و ظریف و در ذهن پر قدرت ایرانیان شیعی جست‌وجو کرد. پس اگر از این راه به آن بنگریم خواهیم دید که برای آن، دو خصلت قائل شده اند؛ یکی مثبت و دیگری منفی. منفی است چون شهوت است و خون‌ریزی، درنده‌خویی است، گناه خونین است، خشم است، انتقام‌کشی و شقاوت است، نماد برهوت و مرک است، نشانه بدبختی و ذلت است و...و مثبت است، چراکه مظهر نور است، مظهر خورشید است، و نماد همۀ ایزدان جنگ، نماد عشق است، نماد رنج است، نشان بردباری است، نماد ایمان است ....نماد پیروزی است، نماد تهور است و بی‌باکی، و سرانجام نشان شهیدان است و شهادت... پس انتخاب رنگ سرخ بر تن اشقیا در تعزیه، بدین سبب بود، تا دو خصلت آن را به ذهن تماشاگر تداعی معانی کند؛ یعنی هم پلیدی و گناهکاری خونریز و هم مظلومیت و خون ریخته شده شهید.» (5) سه رنگ سیاه، زرد و سفید. رنگ سیاه بر خلاف آنچه در گذشته مرسوم بود که آن را نماد پلیدی و اهریمن می‌دانستند، در تعزیه موافق خوان‌ها آن رنگ را بر تن دارند. و گاهی هم رنگ سفید را برتن اولیا و دیگر موافق‌خوان‌ها می‌بینیم. رنگ زرد نشان از ندامت و پشیمانی است که در تعزیه آن را بر تن حر ابن یزید ریاحی می‌بینیم چه آنکه در گذشته در نمایش‌های آیینی این رنگ نماد آتش بوده است.
 مسئله رنگ در تعزیه امروز به شدت مورد غفلت واقع می‌شود و به غیراز چند تعزیه معروف، باقی گروه‌ها به مسئله رنگ بی‌تفاوت‌اند وتوجه ندارند که هر رنگ برای خود عقبه‌ای فکری و فلسفی دارد. و همین ریزه‌کاری‌هاست که تعزیه را چونان مینیاتوری زیبا نقش می‌زند.
__________________
1- «تعزیه ایرانی نمایش با آئین»، فصلنامه تئاتر، ویژه فستیوال آوینیون، 1991، شکاره14، صص53-52.
2- نمایش‌های ایرانی، تعزیه، صص133 و 134
3- تعزیه هنر بومی پیشرو ایران.
4- آرسی زنر، زروان، ترجمه تیمور قادری،فکر روز، چاپ اول، 1374، صفحات 200 و 201.
5- نمایش‌های ایرانی- جلد سه صص143 و 144