کد خبر: ۶۳۴۹۶
تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۲

اخبار ویژه

مقایسه اطرافیان روحانی با سیاستمداران برزخی و دوزخی!
سردبیر یک روزنامه اصلاح‌طلب ضمن مقایسه برخی اطرافیان روحانی با میرزا آقاسی و احمد قوام، آنها را برزخی و دوزخی توصیف کرد و خواستار بازگشت رئیس جمهور به سمت اصلاح‌طلبان شد.
روزنامه شرق در سرمقاله خود از میرزا آقاسی به عنوان چهره‌ای دوزخی و از احمد قوام به عنوان چهره برزخی سیاست ایران در گذشته یاد می‌کند و می‌نویسد: تاریخ از میرزا آقاسی همواره به زشتی یاد می‌کند... قوام‌السلطنه چهره برزخی سیاست است. او اولین کسی است که پای آمریکایی‌ها را به ایران باز کرد. به باور سیاستمداران چپ‌گرا قوام راست‌گرای ماکیاول‌صفت است و از سوی دینداران که بیشترین نفوذ را در میان مردم عادی دارند، قوام دودوزه‌باز و فرصت‌طلبی است که اگر لازم باشد تن به مصالحه، مماشات و حتی خیانت می‌دهد و از این رو هرگز به او اعتماد نکردند. بسیاری از سیاست‌پیشگان خواسته یا ناخواسته در این دو جایگاه «دوزخی و برزخی» به سر می‌برند. این کدگذاری و برش‌های سرخوشانه از تاریخ مقدمه‌ای است بر وضعیت کنونی ما. اینک حسن روحانی در پی چه جایگاهی است و یا بهتر است بپرسیم خواسته و ناخواسته به سمت چه منزلگاهی قدم برمی‌دارد.
شرق می‌افزاید: حسن روحانی به ابزارهای دولت مدرن واقف است و یکی از این ابزارها حزب است. اما حزبی که او در پی آن است، حزبی چون مشارکت؛ حزبی کاریزماتیک و پرخروش نیست. بلکه تغییر شکل یافته حزبی چون جامعه روحانیت مبارز است که با سلوک و سیاستش همخوانی دارد، اما مدرن‌تر و فراگیرتر است؛ همچون حزب کارگزاران سازندگی. از این روبعید است به جز تقسیم منافع حزب اعتدال و توسعه، اختلافی جدی با کارگزاران داشته باشد. حسن روحانی همچون کارگزاران به دنبال احیا و ارتقای راست سنتی است؛ راستی که با واژه نومحافظه‌کار همخوانی دارد و درگیری و تنش برایش به ارمغان نمی‌آورد. از سوی دیگر، کارگزاران سازندگی در یک چیز با رئیس جمهور اشتراک نظر دارند. آنها نیز به ندرت پیش می‌آید که بتوانند بدون میانجی با مردم روبه‌رو شوند. کارگزاران از رودررویی بی‌میانجی با مردم پرهیز می‌کنند. تأکید آنها بر تکنوکرات بودن، فاصله‌گذاری هوشمندانه‌ای است که به روش آنها عقلانیتی بوروکراتیک می‌دهد. تاکنون پیش نیامده که آنها خارج از منظومه قدرت و دانش با مردم مواجهه‌ای داشته باشند. کارگزاران سازندگی در غیاب اصلاح‌طلبان و احزاب آنها یکی از احزاب پرمهره و مؤثر به شمار می‌آید که در فرآیند قدرت می‌تواند نقش‌آفرینی کند. این حزب بی‌شباهت به حزب قوام نیست و این ویژگی‌هاست که می‌تواند کارگزاران را بیش از اصلاح‌طلبان به دولت اعتدال و محافظه‌کاران نزدیک کند. وجه افتراق اصلاح‌طلبان با آنها در این است که اصلاح‌طلبان هیچ سرمایه‌ای جز مواجهه مستقیم و بی‌واسطه با مردم ندارند. آنها هستند و یک دست لباس و مانیفستی منتشر نشده و رقبایی که چشم دیدنشان را ندارند و دوستانی که به دشواری تا پایان راه در کنارشان بمانند.
این روزنامه مدعی شد: اگر محافظه‌کاران و نومحافظه‌کاران و اعتدالیون ائتلاف کنند، مازاد قدرتی تولید می‌شود که به تعطیل سیاست می‌انجامد. در واقع این،‌ اصلاح‌طلبان نیستند که راه سختی در پیش دارند، راه سخت پیش‌روی نومحافظه‌کاران و دولت است. هرگونه اخلال در بازی سیاست و یا جدایی از اصلاح‌طلبان، آنها را در مسیر «برزخی» سیاست قرار می‌دهد. اینجاست که باید به انتظار نشست و دید حسن روحانی به سلوک دیپلماتیک‌اش ادامه می‌دهد یا تصمیمی از سنخ دیگر می‌گیرد.

فارین پالیسی: آمریکا شوخی می‌کند مبارزه با تروریسم را جدی نگیرید
آمریکا در مبارزه با تروریسم جدی نیست؛ که اگر جدی بود باید با متحدان خود در زمینه حمایت از تروریسم برخورد می‌کرد.
نشریه فارین پالیسی در تحلیلی به قلم استفان والت تصریح کرد متحدان آمریکا بخشی از مشکل تروریسم هستند و نمره آمریکا  در زمینه مبارزه با تروریسم منفی است. به گزارش دیپلماسی ایرانی، والت خاطر نشان می‌کند: با وجود سیاست‌های ضدتروریستی آمریکا از دهه 1990، امروز شاهد حضور نیروهای تروریستی بیشتری نسبت به دهه آخر قرن بیستم هستیم، به نظر می‌رسد که رویکرد آمریکا در مبارزه با تروریسم به کلی اشتباه بوده و نه تنها نتوانسته تهدید تروریسم را برطرف کند، بلکه آن را شدیدتر کرده است.
احتمال کشته شدن یک آمریکایی در حملات تروریستی یک در چهار میلیون است. این خطر در مقایسه با خطرات متعدد دیگری که در زندگی روزانه جان شهروندان را تهدید می‌کند، ناچیز است اما  مهم‌ترین علتی که اجازه نمی‌دهد تهدید تروریسم و ابعاد آن برای مردم شفاف‌سازی شود، این است که برخی از افراد و نهادها که منافع گسترده‌ای در بزرگ جلوه دادن این تهدید دارند، خواهان سلطه بر گفتمان عمومی حول این موضوع هستند.
فارین پالیسی خاطر نشان کرد: اگر آمریکا در پرداختن به موضوع تروریسم و مبارزه با آن جدی بود، بحث‌های جدی‌تری باید در مورد نقش آمریکا در شکل‌گیری اولیه آن مطرح می‌شد. اگر آمریکا در پرداختن به موضوع تروریسم و مبارزه با آن جدی بود باید در مورد نقش رسانه‌ها و دامن زدن به این غائله صحبت جدی‌تری صورت می‌گرفت.
اگرچه نمی‌شود ادعا کرد که سی‌.‌ان.ان و فاکس‌نیوز عامدانه درصدد کمک به القاعده و داعش هستند، اما آنچه که این رسانه‌ها انجام می‌دهند، مستقیما به نفع این گروه‌های افراطی تمام می‌شود.
نویسنده می‌افزاید:  اگر آمریکا در پرداختن به موضوع تروریسم و مبارزه  با آن جدی بود، تلاش بیشتری برای مشروعیت‌زدایی و به حاشیه راندن گروه‌هایی که علیه آنها بود، انجام می‌داد. اگر آمریکا در پرداختن به موضوع تروریسم و مبارزه با آن جدی بود، رویکردی واقع‌گرایانه‌تر در مورد متحدان خود اتخاذ می‌کرد، متحدانی که بیش از این که جزئی از راه‌حل موضوع باشند، بخشی از مشکل تروریسم هستند. ترکیه مرتبا با نیروهای کرد- که  از مبارزان اصلی علیه داعش هستند- درگیر می‌شود. مرزهای آن نیز از سوی داعش برای جذب نیروهای جدیدی مورد استفاده قرار می‌گیرد. نقش عربستان در تقویت وهابیت و ارتباط آن با جنبش‌های افراطی نیز موضوع دیگری است که باید مورد توجه قرار بگیرد و جایگزین  ارائه تضمین به این کشور مقابل توافق هسته‌ای با ایران شود.
همه موارد یاد شده می‌تواند این گزاره را تقویت کند: ایالات متحده کشوری خوش‌شانس و ثروتمند است که برای اقدامات متعدد خود در مناطق مختلف با مشکل مالی مواجه نمی‌شود. آمریکا به اندازه کافی از امنیت برخوردار است و بیم این را ندارد که دخالت در امور سایر کشورها، امنیت آن را در خطر قرار بدهد. این موقعیت به آمریکا این اجازه را می‌دهد که یک سلسله از اقدامات اشتباه را بارها و بارها تکرار کند.

شرق: با این وضع بودجه‌نویسی بود و نبود سازمان مدیریت فرقی نمی‌کند
یک روزنامه حامی دولت تصریح کرد تحریم‌ها در مشکلات اقتصادی تأثیر داشته‌اند اما بیشتر مشکلات معلول عوامل داخلی است.
روزنامه شرق در یادداشتی نوشت: برنامه ششم توسعه در حال نهایی شدن برای ارائه به مجلس است. می‌دانیم دو گروه از وظایف که قاعدتا نباید دولتی باشند، به دولت سپرده شده‌اند؛ وظایف اقتصادی که باید به کارفرمایان خصوصی سپرده شوند و وظایف محلی که باید در حوزه اختیارات مدیریت‌های محلی، شوراها و شهرداری‌ها ساماندهی شوند. درحال حاضر بیشتر وظایف اقتصادی را شرکت‌های دولتی انجام می‌دهند و بعضا زیان‌ده هستند. بهره‌وری فعالیت شرکت‌های دولتی در غیاب اصل رقابت‌‌پذیری پائین است و بودجه شرکت‌های دولتی به تنهایی سه برابر بودجه عمومی دولت است. بالا بودن ریسک اقتصادی، انگیزه‌ای برای کارفرمایان و کارآفرینان خصوصی باقی نمی‌گذارد و فعالیت‌های اقتصادی در انحصار دولت قرار دارد و شرکت‌های دولتی با وجود پائین‌بودن بهره‌وری و زیان‌ده بودن، همچنان به بقای خود ادامه می‌دهند. بیشتر شرکت‌های ظاهرا خصوصی نیز وابستگی بالایی به دولت دارند که آنها را بخش شبه‌دولتی می‌گوییم.
نویسنده با اشاره به رشد اقتصادی منفی می‌نویسد: در سال‌های اخیر دولت با مشکلات کسری بودجه مواجه بوده است. دولتمردان هم گاه به خود اجازه می‌دهند آشکارا از مشکلات سخن بگویند. آیا علت آن درونی است یا بیرونی؟ منظورم از علت بیرونی مشخصا تحریم‌های اقتصادی هستند. تحریم‌ها تاثیر داشته‌اند ولی بیشتر مشکلات بودجه معلول عوامل درونی است. یک اقتصاد تک‌محصولی خود به خود مستعد تحریم است. ولی اقتصاد مولد را نمی‌توان تحریم کرد. امروزه بزرگ‌ترین رقیب اقتصادی آمریکا کشور چین است. آمریکا اگر می‌توانست شاید چین را هم تحریم می‌کرد. از همه مهم‌تر اینکه بررسی ساختار بودجه دولت نشان می‌دهد بخش بزرگی از درآمدهای نفتی همواره به مصرف جاری می‌رسند و بخش عمده هزینه‌های جاری صرف پرداخت حقوق و دستمزد به شمار انبوه حقوق‌بگیران و مزدبگیران دولتی می‌شود. اساسا هزینه‌های جاری باید از محل درآمدهای جاری تامین شوند و درآمد فروش نفت را نباید درآمد جاری، بلکه باید سرمایه تلقی نمود. درآمدهای جاری دولت به دلیل کاهش فعالیت‌های اقتصادی در بخش خصوصی و پائین‌بودن درآمدهای مالیاتی دولت به هیچ روی پاسخگوی هزینه‌های جاری نیست. حتی بخشی از درآمدهای مالیاتی که در بودجه‌های سنواتی نوشته می‌شوند صوری هستند.
شرق خاطرنشان کرد: درمورد اینکه آیا نبود سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی (قبل از احیا در دولت یازدهم) بر مشکلات نظام اداری افزوده است، گاه گمان می‌رود که تعطیل شدن سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، تاثیر نامطلوبی بر شیوه مدیریت دولتی گذاشته است. باید پذیرفت که این سازمان پیش از آن هم عملا تعطیل بود و با تدوین بودجه‌های سالیانه غیرعملیاتی و تدوین برنامه‌های ناکارآمد توسعه، فقط به حیات ظاهری خود ادامه می‌داد. واقعیت این است که ساختار ناکارآمد برنامه‌های توسعه، ترکیب نامتناسب و نامطلوب بودجه و بزرگ شدن بی‌اندازه دولت ریشه‌های مشترکی دارند و یک موضوع هستند که از دیدگاه‌های متفاوت بدان‌ها نگریسته می‌شود، فعالیت این سازمان زمانی می‌تواند امیدوارکننده باشد که در سازوکارهای کلی نظام اداری و اجرایی کشور بازنگری اساسی شده باشد. سازمان امور اداری و استخدامی کشور که متولی سامان دادن به مدیریت نظام اداری مملکت بود، امروز بی‌مسئول مانده و بر معضلات افزوده است. اگر برنامه ششم هم بر منوال برنامه‌های قبلی تدوین شده، بهتر است هرگز به مجلس ارائه نشود. پرسش این است که آیا تدوین‌کنندگان برنامه توانایی تدوین برنامه‌های بهتر را نداشته‌اند؟ مشکل نه از ناتوانی تدوین‌کنندگان، بلکه از شیوه تدوین برنامه است. تا زمانی که مدیریت عمودی اعمال می‌شود، برنامه‌ها هم از بالا به پایین نوشته می‌شوند. این برنامه‌ها خود به خود ماهیت توسعه‌ای نخواهند داشت زیرا هیچ بازخوردی از پایین به بالا را برنمی‌تابد.

خواب چپ زیباکلام برای هاشمی و سیدحسن
سمپات گروهک آزادی ابراز امیدواری کرد «یاران امام به خبرگان راه یابند»!
صادق زیباکلام ضمن 2 مقاله و سرمقاله در روزنامه‌های آرمان و بهار از نامزدی سیدحسن خمینی، هاشمی رفسنجانی و... استقبال کرد. روزنامه بهار همان روزنامه زنجیره‌ای است که چندین بار- و از جمله یک نوبت به خاطر انکار ولایت امیر مؤمنان علی‌علیه‌السلام- توقیف شده است. زیباکلام در مقاله روزنامه آرمان با عنوان «یاران امام در خبرگان» نوشت: به نظر می‌رسد یاران و وفاداران به امام(ره) وظیفه و تکلیف خود می‌دانند که در این دوره از انتخابات مجلس خبرگان ثبت‌نام کنند. صرفنظر از اینکه اصولگرایان چه تصمیمی در برابر حضور آنها خواهند گرفت باید نفس ورود یاران امام به انتخابات جدی گرفته شود. آیت‌الله امجد و آیت‌الله سیدحسن خمینی و احتمالاً دستغیب و محسن غرویان اشخاصی هستند که به رغم تفاوت‌هایی که ممکن است با یکدیگر در برخی موارد داشته باشند اما نقطه مشترک این افراد وفاداری آنها به حضرت امام(ره) است. بنابراین تا به این لحظه می‌توان به این نتیجه‌گیری رسید چهره‌هایی که به حضرت امام(ره) احساس تعهد و تکلیف می‌کنند.
دغدغه خاطر زیباکلام برای «یاران امام» در حالی است که وی پیش از این خواستار حذف مرگ بر آمریکا و سازش با آمریکا حتی به قیمت تعطیلی فناوری هسته‌ای شده، از دیکتاتور مفسدی چون رضاخان حمایت کرده، خواستار به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر قدس شده و مه‌آفرید خسروی مفسد اقتصادی اعدام شده را نابغه و کارآفرین نمونه معرفی کرده است.
این مدعی حمایت از هاشمی و سیدحسن خمینی 12 خرداد 92 در مصاحبه با روزنامه زنجیره‌ای بهار گفته بود: «حاکمیت اپوزیسیون نمی‌خواهد اما ما نمی‌توانیم اپوزیسیون را از دید حاکمیت تعریف کنیم. همان گونه که ما می‌بینیم هاشمی به اپوزیسیون تبدیل می‌شود، حاکمیت هم این را می‌بیند و به هاشمی می‌گوید آشیخ اکبر باید تکلیفت را معلوم کنی؛ از شما بهره‌برداری می‌کنند و هل می‌دهند تاچهره‌ای بسازند که در مقابل نظام قرار بگیری. ضرورت دموکراسی‌خواهی، اینها (نهضت آزادی، سازمان مجاهدین انقلاب، دفتر تحکیم) را پشت سر کسی سوق خواهد داد که شنل اپوزیسیون را به تن کند. هاشمی که عمر نوح ندارد. 5 یا 10 سال دیگر با ما نخواهد بود اما جنبش ادامه پیدا می‌کند. اگر هاشمی، خاتمی و هر کسی نتواند حداقل خواسته‌های این جنبش را لبیک بگوید، جنبش آنها را پس می‌زند. نگران نباشید که آقای رفسنجانی می‌تواند پا به پای ما بدود یا نه، اگر نتواند همپا با جبهه اپوزیسیون بدود، حذف می‌شود... مهم نیست هاشمی چه می‌کند. او یا می‌تواند پا به پای این قطار باشد یا نه. اگر حذف شد هیچ اتفاقی نمی‌افتد، اپوزیسیون یک شخصیت دیگر را درون نظام پیدا می‌کند».
زیباکلام همچنین در مصاحبه با روزنامه آرمان گفته بود ایده‌آل ما روحانی و حتی عارف و خاتمی هم نیست بلکه واسلاو هاول و آنگ سان‌سوچی و بازرگان است.
او در مصاحبه 20 مرداد 92 با سایت ضدانقلابی کلمه نیز تصریح می‌کند: «اپوزیسیون به کمتر از شتر رضایت نداده. دوران انقلاب کنار دانشگاه تهران چادر زده بودند و برای کومله و حزب دموکرات کردستان لباس و پتو جمع‌آوری می‌کردند در حالی که این احزاب در حال جنگ با سپاه و ارتش بودند. بعد از دوم خرداد ما چه گفتیم؟ گفتیم درباره ولایت فقیه بحث کنیم، جنگ بعد از فتح خرمشهر درست نبود، قصاص این گونه است، نعوذبالله خدا و پیغمبر آن گونه است. اگر این دفعه هم دچار همین خطا بشویم و بگوییم شتر، نه روحانی و نه پدر جد روحانی کاری نمی‌توانند بکنند. باید یاد بگیریم میلی‌متری به جلو برویم».
وی البته 16 آبان 1393 در مصاحبه با آریا اذعان کرد «مجلس خبرگان مجال تحرک اصلاح‌طلبان نیست و اصلاح‌طلبان نباید روی این مجلس سرمایه‌گذاری کنند. شورای نگهبان اجازه نمی‌دهد افرادی که کوچک‌ترین نزدیکی با اصلاح‌طلبان داشته باشند وارد این مجلس شوند بنابراین من فکر نمی‌کنم خیلی اهمیت داشته باشد که اعضای آینده مجلس خبرگان چه کسانی باشند».
زیباکلام فروردین 92 یادداشتی در سایت شخصی منتشر کرده و نوشته بود: اگر جایی ده‌ها نفر باشند و من هم باشم و اتفاق سوئی بیفتد، مادرم بی‌اختیار به من می‌گویند «کی درست می‌شوی...» مادر من درست برعکس مادران دیگر است. من را یک جورهایی ام‌الفساد و مفسد فی‌الارض می‌داند. بعضی وقت‌ها آن‌چنان در مورد من صحبت می‌کند و از مخاطب می‌خواهد برای من دعا کند که اگر مخاطب مرا نشناسد تصور می‌کند که من منگل یا عقب‌مانده هستم، یا معتاد به شیشه و کرک هستم.
وی خاطرنشان کرده است: حتی در مواردی که دیگران از باب احترام یا از باب اعتقاد از من تعریف و تمجید کرده‌اند، ایشان به یک باره پاسخ داده‌اند که شما (یعنی تعریف کننده) او را خوب نمی‌شناسد... زمانی از رضا شاه که دفاع کرده بودم دیگر نور علی نور شده بود. نه تنها به من گفتند؛ «تن آن مرد (منظورشان مرحوم پدرم هست) را در قبر لرزانده‌ام»، بلکه گفتند: «هم دنیایم را تباه کرده‌ام و هم آخرتم را.»