کینه؛ عامل محرومیت از بهشت
محمد مهدی رشادتی
امام عسکری(ع) فرمود: اقل الناس راحهًْ الحقود- کم آسایشترین مردم، شخص کینهای است (تخف العقول، ص 519) حقد به معنای دشمنی و کینه است. اگر دشمنی کسی را در دل نگاه داریم به آن «کینه و حقد» گویند. و اگر دشمنی کسی را آشکار کرده و در صدد تلافی باشیم به آن «عداوت» گویند. براساس معارف دینی مؤمن، کینهای نیست. در اکثر موارد صفات زشت بسیاری مانند غیبت، دروغ، بهتان، شماتت، عیبگویی، تمسخر، دعوا و مشاجره و حسادت و... ناشی از کینهتوزی است.(معراج السعاده، ص212)
مطابق فرمایش امام(ع) اولین قربانی کینهورزی، دارنده آن است. تا وقتی که این بیماری روحی در او وجود دارد از لذت آرامش محروم است. گویا وی در دل خویش پردهای ضخیم و تاریک افکنده است که روشناییها و زیباییها را نمیبیند. انسان کینهای پیوسته و در همه حال باخود درگیر بوده و در زندان خودساخته در تنهایی محبوس است.
محکمترین دستگیره ایمان
آیتالله جوادی آملی میفرماید: مردان الهی به خدای سبحان عرض میکنند: خدایا، کینه هیچ کسی را در دل من نگذار. این عداوت و کینه یک شغل درونی است برای آدم. مرتب مزاحم وی است. نه موقع نماز حضور قلب دارد، نه خواب راحتی دارد و نه در سایر امور بهره کافی را میبرد. البته عداوت نسبت به کفار و دشمنان اسلام صفت پسندیده است. زیرا این عداوت، عداوت دینی و برای خداست نه عداوت شخصی بلکه از مصادیق تولی و تبری است.(درس اخلاق، قم 83/2/24)
در همین زمینه نقل میکنند: روزی پیامبر(ص) از اصحاب خود پرسیدند: در میان دستگیرههای ایمان کدامیک از همه محکمتر است؟ هر کدام چیزی گفتند: مثل نماز، زکات، روزه، حج، جهاد. حضرت فرمود: تمام اینهایی که نام بردید بزرگ و با فضیلتند، اما هیچکدام پاسخ من نیست. بلکه محکمترین دستگیرههای ایمان «دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر اوست.» (داستان راستان، ص 227) در فراز دیگری رسول خدا(ص) درباره اهمیت دوری از دشمنی و عداوت فرمود: هیچگاه نبود که جبرئیل پیش من بیاید، مگر اینکه مرا موعظه میکرد و آخرین سخنش به من این بود که از دشمنی با مردم بپرهیز. زیرا که دشمنی عیب نهفته را آشکار میکند و عزت آدمی را از بین میبرد. (اصول کافی، ج 3، ص 411)
امام حسن(ع) فرمود: من روزی را سر نکردهام که در آن کینه مسلمانی را در دل بپرورم یا بدی و آشفتگی برای او در نظر داشته باشم. سوگند به خدا هم اینک که صبح کردهام، در دل خویش هیچ کینهای نسبت به هیچ کس از این امت در شرق و غرب عالم ندارم. (فرهنگ سخنان امام حسن(ع)، ص 257).
قابل ذکر است که ضد صفت کینه، صفت نصیحت و خیرخواهی است. از روایات معلوم میشود که ریشه و عامل اصلی بیماری کینه اموری همچون حسادت، جهالت، پستی و فرومایگی، نداشتن ایمان محکم و صحیح و کمظرفیتی است. (میزان الحکمه، ج 1، ص 281 و غررالحکم، ج 1ص 271-270)
نداشتن کینه، نشانه بهشتی بودن
روزی پیامبر(ص) به اصحاب خود فرمود: همین الان از این مسیر مردی که اهل بهشت است، پیش شما میآید. ناگهان مردی از انصار در حالی که آب وضو را از صورت خود پاک میکرد و کفشهایش را نیز به دست چپ گرفته بود، وارد شد. روز دوم و سوم نیز حضرت عین همان سخن را تکرار کرد و باز همان مردپیدا شد. روز سوم عبدالله ابن عمرو ابن عاص به بهانهای از آن مرد درخواست کرد که اگر ممکن است سه روز در خانه شما میهمان باشم. مرد بهشتی گفت: مانعی ندارد. در این مدت عبدالله از او نماز شب و عبادت خاصی ندید جز اینکه هر وقت در بستر خواب از پهلویی به پهلویی دیگر میگشت، ذکر خدا را میگفت و تنها برای نماز صبح از خواب بر میخاست. عبدالله میگوید: در پایان سومین روز گرچه اعمال او را ناچیز تلقی میکردم به او گفتم که پیامبر(ص) درباره تو چنین فرمود. خواستم بدانم که چطور به این مقام رسیدهای؟ گفت: هیچ چیزی جز همان که دیدی ندارم. وقت خداحافظی مرا صدا زد وگفت: من عمل و عبادت ویژهای ندارم اما از هیچ مسلمانی در دل خود کینه و حسادتی ندارم، عبدالله گفت: این همان چیزی است که تو را بهشتی کرده و ما را یارای چنان صفتی نیست. (مجموعه ورام، ج 1، ص 246)