پژوهشی درباره هنر تعزیه-بخش چهارم
از افول تا احیا
سعید محمدی
تعزیههای درباری در زمان قاجاریان، به ویژه در دوره ناصرالدین شاه، از یک سو شاه را سرگرم میکرد و از سوی دیگر سبب عوامفریبی و دیندارنمایی او میشد. معینالبکاهای درباری نیز برای خشنودی شاه پیرایههای بسیار به تعزیه بستند و آن را به نمایشی اشرافی تبدیل کردند. افزودن این پیرایهها و بسیاری از مضامین و شیوههای اجرای تعزیه سبب گردید تا علمای مشهوری چون شیخ هادی نجمآبادی (متوفی۱۳۲۰) و شیخ جعفر شوشتری (متوفی ۱۳۰۳)، که نزد مردم و حتی نزد شاه و درباریان بسیار محترم بودند، آشکارا به مخالفت با تعزیه بپردازند. حتی برخی دولتمردان نیز گاه از بعضی تعزیههایی که در تکیه دولت اجرا میشد، انتقاد میکردند. در ۱۳۱۰ تعدادی از طلاب مراسم تعزیهای را در مسجد جامع شیراز برهم زدند، با این استدلال که آوردن اسب به مسجد حرام است.
در دوره رضاخان (۱۳۲۰ - 1304ش)، به ویژه در دهه دوم سلطنتش، سوگواریهای ماه محرم محدود شد و ممنوعیتهای متعددی به وجود آمد و بهتدریج برگزاری رسمی مجالس تعزیه متوقف شد، اما اجرای آن در روستاها کمابیش ادامه یافت. در ۱۳۵۵ ش، «مجمع بینالمللی تعزیه» با شرکت و سخنرانی بسیاری از صاحبنظران و تعزیهشناسان ایرانی و خارجی در شیراز برگزار شد و در آن مجمع تعزیههایی نیز به اجرا درآمد. مجموعه سخنرانیهای این مجمع را چلکوفسکی در نیویورک در ۱۳۵۸ ش / ۱۹۷۹ منتشر کرد.
پس از انقلاب اسلامی نیز، تعزیه مورد توجه و علاقه مردم و مسئولان فرهنگی و هنری بوده و تلاش شده است با تحقیق در پیشینه این هنر مذهبی و پیرایش و پالایش آن، از افول و نابودی این سنت دیرینه جلوگیری شود.
تعزیهنویسها در آغاز کار اشعار تعزیه را در «بیاض» مینوشتند. هر دفتر شامل یک یا چند «مجلس» تعزیه بود؛ تعزیه مثل نمایشنامههای کلاسیک یونان قدیم در یک پرده نوشته میشد که آن را «مجلس» مینامیدند. تعزیه خوانان معمولاً به تناسب ایام، از جمله در دهه اول محرم، برای هر روز موضوع و مجلس ویژه ای داشتند. این برنامه کمابیش در مناطق مختلف مشابه یکدیگر بود؛ مثلا در روز اول، تعزیه حرکت امام حسین علیهالسلام از مدینه و وداع با اهل بیت، و در روزهای دیگر به ترتیب تعزیه مسلم، دو طفلان مسلم، حر، حضرت قاسم، طفلان حضرت فاطمه، حضرت ابوالفضل، حضرت علیاصغر، عاشورا و در روز یازدهم هم تعزیه اسرای کربلا برگزار میشد. در بعضی نقاط، برای امامزادههای محلی نیز مجالس تعزیه نوشته و اجرا میشده است. تعزیهگردانان برای اجرای تعزیه، متن هریک از تعزیهخوانان را در نسخهای جداگانه مینوشتند. این نسخهها را «فرد» نیز گفتهاند. در نسخههای تعزیه، گاه شیوه گفتوگو و نحوه ورود و خروج تعزیهخوانان به میدان تعزیه مشخص شده است.
کاتبان تعزیهنامهها معمولا نسخهها را با التماسدعا و طلب فاتحه از تعزیهخوان به پایان میرساندند. همچنین کلمات «پایان»، «تمام»، «اتمام» در گوشهای از آخرین صفحه نوشته میشد. گاه تعزیهنویس نام خود را بعد از عباراتی چون «سگ درگاه سیدالشهدا»، «کلب آستان علی»، «کاتب الحروف»، «حرره» و «رقم» مینوشت. برخی از محرران نیز مطالبی به یادگار مینوشتند و دیگران را به نگهداری این نسخ ترغیب میکردند.
تعزیهنامهها منظوم بوده و اشعار آنها در انواع قالبهای شعری و بیشتر وزنهای عروضی و بهندرت بحر طویل، سروده شدهاند. در آغاز، زبان این متون گاه عامیانه و محاورهای بود، اما به تدریج ارزشهای ادبی یافت؛ مثلا شصت مجلس تعزیه را که نصرالله اصفهانی، متخلص به شهاب، به تشویق امیرکبیر به نظم در آورده، دارای ارزش ادبی است.
خاورشناسان و نمایندگان دولتهای اروپایی در ایران، بیشترین سهم را در شناسایی و گردآوری تعزیهنامهها داشتهاند. خودزکو (chodzko)، ایرانشناس لهستانی و نایب سفارت روسیه در تهران، در ۱۲۵۳/۱۸۳۷ دفتری از تعزیهنامههای ایرانی را به «جنگ شهادت» که ظاهراً از روی نسخه متعلق به فتحعلی شاه قاجار بازنویسی شده بود، از فردی به نام حسین علیخان کمال خرید و پنج مجلس از ۳۳ مجلس آن را به فرانسه ترجمه و در ۱۲۹۵/ ۱۸۷۸ در پاریس منتشر کرد. به نوشته خودزکو،حسین علیخان احتمالاً برخی از این تعزیهها را خود سروده یا دست کم در برخی از نسخ تجدیدنظرکرده است. این مجموعه در ۱۳۵۵ ش در تهران انتشار یافت. برخی احتمال دادهاند که جُنگ شهادت قدیمترین تعزیهنامه تاریخدار است؛اما برای تعیین تاریخ قدیمترین تعزیهنامه باید در شهرها و روستاهای ایران، و نیز درباره همه مجالس تعزیه، جستجو و تحقیق کرد. اگر تاریخ مکتوب برخی از نسخ تعزیهنامهها قابل اعتماد باشد، میتوان گفت که یکی از کهنترین نمونههای آنها در ۱۱۳۳ نوشته شده است.
پس از خودزکو، لوئیس پلی(Pelly)، ایران شناس انگلیسی، ۳۷ مجلس تعزیه را - که ظاهراً آنها را شنیده و مکتوب کرده بود - همراه با ترجمه انگلیسی بعضی از آنها در ۱۲۹۶/۱۸۷۹ در لندن به چاپ رساند. او درباره ارزش این تعزیهنامهها نوشته است که: اگر ارزش نمایش براساس تأثیرش بر بیننده سنجیده شود، هیچ نمایشنامهای برتر از متون تعزیه نیست. ویلهلم لیتن(Litten)، کنسول آلمان در بغداد، پانزده مجلس تعزیه را گردآوری و در ۱۳۰۸ ش/۱۹۲۹ در برلن چاپ کرد.
چرولی، سفیر ایتالیا در ایران، از ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۳ ش / ۱۹۵۰ - ۱۹۵۴ با کمک علی هانیبال، ۱۰۵۵ تعزیهنامه خطی را گرد آورد و به کتابخانه واتیکان اهدا کرد. فهرست این مجموعه را دو خاورشناس ایتالیایی، اتوره روسی و آلسیو بومباچی، به صورت کتاب در ۱۳۴۰ش / ۱۹۶۱ در ایتالیا منتشر کردند. جابر عناصری آن را به فارسی برگرداند و با عنوان فهرست توصیفی نمایشنامه مذهبی ایرانی در ۱۳۶۸ ش در تهران چاپ کرد. چهار مجلس از مجموعه چرولی به عربی، ۳۵ مجلس به ترکی و بقیه به فارسی است. بسیاری از مجالس موجود در مجموعه چرولی را باید بخشی از یک تعزیه اصلی و مستقل به شمار آورد. تعداد تعزیههای مستقل این مجموعه حدود دویست مجلس برآورد شده است.
همان طور که دیدیم، تعزیه نه تنها مورد توجه ماست، که عالمیان چشم به سوی آن دوختهاند. اساساً هنرِ ناب، مرز و رنگ و زبان نمیشناسد، چرا که با فطرت انسانی سر و کار دارد. نکتۀ عجیب این است که یک هنر آیینی و مذهبی این خصوصیت را پیدا کرده است. یعنی هنری که شاید در نگاه نخست باید در یک محدودۀ جغرافیایی محدود شود، چنان قوی و ناب است که هر که با آن روبرو میشود گویی نقش تعزیه بر آیینۀ دلش مینشیند.
در ساخت و پرداخت این هنر ناب ایرانی مردان و زنان در کنار یکدیگر تشریک مساعی کردند و ادب و ارادت خود را به سالار شهیدان ابراز کردند. شاید این ضرب المثل ایرانی مصداق بارزش همین تعزیه باشد که : هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
تعزیههای درباری در زمان قاجاریان، به ویژه در دوره ناصرالدین شاه، از یک سو شاه را سرگرم میکرد و از سوی دیگر سبب عوامفریبی و دیندارنمایی او میشد. معینالبکاهای درباری نیز برای خشنودی شاه پیرایههای بسیار به تعزیه بستند و آن را به نمایشی اشرافی تبدیل کردند. افزودن این پیرایهها و بسیاری از مضامین و شیوههای اجرای تعزیه سبب گردید تا علمای مشهوری چون شیخ هادی نجمآبادی (متوفی۱۳۲۰) و شیخ جعفر شوشتری (متوفی ۱۳۰۳)، که نزد مردم و حتی نزد شاه و درباریان بسیار محترم بودند، آشکارا به مخالفت با تعزیه بپردازند. حتی برخی دولتمردان نیز گاه از بعضی تعزیههایی که در تکیه دولت اجرا میشد، انتقاد میکردند. در ۱۳۱۰ تعدادی از طلاب مراسم تعزیهای را در مسجد جامع شیراز برهم زدند، با این استدلال که آوردن اسب به مسجد حرام است.
در دوره رضاخان (۱۳۲۰ - 1304ش)، به ویژه در دهه دوم سلطنتش، سوگواریهای ماه محرم محدود شد و ممنوعیتهای متعددی به وجود آمد و بهتدریج برگزاری رسمی مجالس تعزیه متوقف شد، اما اجرای آن در روستاها کمابیش ادامه یافت. در ۱۳۵۵ ش، «مجمع بینالمللی تعزیه» با شرکت و سخنرانی بسیاری از صاحبنظران و تعزیهشناسان ایرانی و خارجی در شیراز برگزار شد و در آن مجمع تعزیههایی نیز به اجرا درآمد. مجموعه سخنرانیهای این مجمع را چلکوفسکی در نیویورک در ۱۳۵۸ ش / ۱۹۷۹ منتشر کرد.
پس از انقلاب اسلامی نیز، تعزیه مورد توجه و علاقه مردم و مسئولان فرهنگی و هنری بوده و تلاش شده است با تحقیق در پیشینه این هنر مذهبی و پیرایش و پالایش آن، از افول و نابودی این سنت دیرینه جلوگیری شود.
تعزیهنویسها در آغاز کار اشعار تعزیه را در «بیاض» مینوشتند. هر دفتر شامل یک یا چند «مجلس» تعزیه بود؛ تعزیه مثل نمایشنامههای کلاسیک یونان قدیم در یک پرده نوشته میشد که آن را «مجلس» مینامیدند. تعزیه خوانان معمولاً به تناسب ایام، از جمله در دهه اول محرم، برای هر روز موضوع و مجلس ویژه ای داشتند. این برنامه کمابیش در مناطق مختلف مشابه یکدیگر بود؛ مثلا در روز اول، تعزیه حرکت امام حسین علیهالسلام از مدینه و وداع با اهل بیت، و در روزهای دیگر به ترتیب تعزیه مسلم، دو طفلان مسلم، حر، حضرت قاسم، طفلان حضرت فاطمه، حضرت ابوالفضل، حضرت علیاصغر، عاشورا و در روز یازدهم هم تعزیه اسرای کربلا برگزار میشد. در بعضی نقاط، برای امامزادههای محلی نیز مجالس تعزیه نوشته و اجرا میشده است. تعزیهگردانان برای اجرای تعزیه، متن هریک از تعزیهخوانان را در نسخهای جداگانه مینوشتند. این نسخهها را «فرد» نیز گفتهاند. در نسخههای تعزیه، گاه شیوه گفتوگو و نحوه ورود و خروج تعزیهخوانان به میدان تعزیه مشخص شده است.
کاتبان تعزیهنامهها معمولا نسخهها را با التماسدعا و طلب فاتحه از تعزیهخوان به پایان میرساندند. همچنین کلمات «پایان»، «تمام»، «اتمام» در گوشهای از آخرین صفحه نوشته میشد. گاه تعزیهنویس نام خود را بعد از عباراتی چون «سگ درگاه سیدالشهدا»، «کلب آستان علی»، «کاتب الحروف»، «حرره» و «رقم» مینوشت. برخی از محرران نیز مطالبی به یادگار مینوشتند و دیگران را به نگهداری این نسخ ترغیب میکردند.
تعزیهنامهها منظوم بوده و اشعار آنها در انواع قالبهای شعری و بیشتر وزنهای عروضی و بهندرت بحر طویل، سروده شدهاند. در آغاز، زبان این متون گاه عامیانه و محاورهای بود، اما به تدریج ارزشهای ادبی یافت؛ مثلا شصت مجلس تعزیه را که نصرالله اصفهانی، متخلص به شهاب، به تشویق امیرکبیر به نظم در آورده، دارای ارزش ادبی است.
خاورشناسان و نمایندگان دولتهای اروپایی در ایران، بیشترین سهم را در شناسایی و گردآوری تعزیهنامهها داشتهاند. خودزکو (chodzko)، ایرانشناس لهستانی و نایب سفارت روسیه در تهران، در ۱۲۵۳/۱۸۳۷ دفتری از تعزیهنامههای ایرانی را به «جنگ شهادت» که ظاهراً از روی نسخه متعلق به فتحعلی شاه قاجار بازنویسی شده بود، از فردی به نام حسین علیخان کمال خرید و پنج مجلس از ۳۳ مجلس آن را به فرانسه ترجمه و در ۱۲۹۵/ ۱۸۷۸ در پاریس منتشر کرد. به نوشته خودزکو،حسین علیخان احتمالاً برخی از این تعزیهها را خود سروده یا دست کم در برخی از نسخ تجدیدنظرکرده است. این مجموعه در ۱۳۵۵ ش در تهران انتشار یافت. برخی احتمال دادهاند که جُنگ شهادت قدیمترین تعزیهنامه تاریخدار است؛اما برای تعیین تاریخ قدیمترین تعزیهنامه باید در شهرها و روستاهای ایران، و نیز درباره همه مجالس تعزیه، جستجو و تحقیق کرد. اگر تاریخ مکتوب برخی از نسخ تعزیهنامهها قابل اعتماد باشد، میتوان گفت که یکی از کهنترین نمونههای آنها در ۱۱۳۳ نوشته شده است.
پس از خودزکو، لوئیس پلی(Pelly)، ایران شناس انگلیسی، ۳۷ مجلس تعزیه را - که ظاهراً آنها را شنیده و مکتوب کرده بود - همراه با ترجمه انگلیسی بعضی از آنها در ۱۲۹۶/۱۸۷۹ در لندن به چاپ رساند. او درباره ارزش این تعزیهنامهها نوشته است که: اگر ارزش نمایش براساس تأثیرش بر بیننده سنجیده شود، هیچ نمایشنامهای برتر از متون تعزیه نیست. ویلهلم لیتن(Litten)، کنسول آلمان در بغداد، پانزده مجلس تعزیه را گردآوری و در ۱۳۰۸ ش/۱۹۲۹ در برلن چاپ کرد.
چرولی، سفیر ایتالیا در ایران، از ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۳ ش / ۱۹۵۰ - ۱۹۵۴ با کمک علی هانیبال، ۱۰۵۵ تعزیهنامه خطی را گرد آورد و به کتابخانه واتیکان اهدا کرد. فهرست این مجموعه را دو خاورشناس ایتالیایی، اتوره روسی و آلسیو بومباچی، به صورت کتاب در ۱۳۴۰ش / ۱۹۶۱ در ایتالیا منتشر کردند. جابر عناصری آن را به فارسی برگرداند و با عنوان فهرست توصیفی نمایشنامه مذهبی ایرانی در ۱۳۶۸ ش در تهران چاپ کرد. چهار مجلس از مجموعه چرولی به عربی، ۳۵ مجلس به ترکی و بقیه به فارسی است. بسیاری از مجالس موجود در مجموعه چرولی را باید بخشی از یک تعزیه اصلی و مستقل به شمار آورد. تعداد تعزیههای مستقل این مجموعه حدود دویست مجلس برآورد شده است.
همان طور که دیدیم، تعزیه نه تنها مورد توجه ماست، که عالمیان چشم به سوی آن دوختهاند. اساساً هنرِ ناب، مرز و رنگ و زبان نمیشناسد، چرا که با فطرت انسانی سر و کار دارد. نکتۀ عجیب این است که یک هنر آیینی و مذهبی این خصوصیت را پیدا کرده است. یعنی هنری که شاید در نگاه نخست باید در یک محدودۀ جغرافیایی محدود شود، چنان قوی و ناب است که هر که با آن روبرو میشود گویی نقش تعزیه بر آیینۀ دلش مینشیند.
در ساخت و پرداخت این هنر ناب ایرانی مردان و زنان در کنار یکدیگر تشریک مساعی کردند و ادب و ارادت خود را به سالار شهیدان ابراز کردند. شاید این ضرب المثل ایرانی مصداق بارزش همین تعزیه باشد که : هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.