کد خبر: ۶۱۱۹۹
تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۷
به بهانه نامه اخیر علی دایی به سازمان لیگ

افتخارآفرینان ورزش بر اعتقادات قلبی و باورهای دینی خود استوار هستند(نکته ورزشی)


سرویس ورزشی -
 هفته گذشته کاپیتن اسبق تیم ملی فوتبال ایران، آقای گل فوتبال جهان، و مردی از دیار شهیدپرور و خطه سردار و سالارهای ملی، «سر ایران»، آذربایجان عزیز، یعنی علی دایی طی نامه‌ای به رئیس سازمان لیگ خواستار نامگذاری هفته‌هایی از رقابت‌های لیگ برتر به نام شهیدان سرفراز این آب و خاک شد. خوانندگان عزیز، از محتوا و جزئیات نامه مربی اسبق تیم ملی و چهره پرافتخار فوتبال ایران حتما آگاه هستند و در همین صفحه (سه‌شنبه 26 آبان) آن را مطالعه کردند. بنابراین اینجا قصد پرداختن و تحلیل این نامه را نداریم و فقط می‌خواهیم به بهانه آن بار دیگر از سر انجام وظیفه یادآور شویم برخلاف تلاش‌های بی‌حاصل بدخواهان و خودباختگان که بیش از هر جا در القائات و تبلیغاتی که در عرصه ورزش و عمدتا از سوی برخی رسانه‌ها، شاهد آن هستیم، جوانان این سرزمین، ورزشکاران بزرگ و افتخار‌آفرین، چهره‌های جهانی و نامدار آن، دل در گروی فرهنگ و تاریخ و اسم و رسم این سرزمین دارند و سخت بر اعتقادات قلبی و باورهای دینی خود استوار و پابرجا هستند. این جوانان سمبل و نماینده نسل جوان و بچه‌های این مردم در عرصه ورزش هستند و با گرایش‌ها و رفتارها و موضع‌گیری‌ها و تشخیص دادن‌های خود، بدون اینکه نیازی به توضیح و فلسفه‌چینی و ارائه سند و مدرک باشد، نشان می‌دهند که علی‌رغم هجوم بی‌امان دشمنان این سرزمین ظلم‌ستیز و انقلابی به باورها و اعتقادات و ایرانی‌بودن مردم، و با وجود اینکه نوک تیز و زهردار پیکان این حمله، بیش از هر قشر و تیپ و طبقه‌ای «جوانان» را نشانه رفته است و با وجود این که در داخل و از جانب «دوست» نیز توجه و حساسیت لازم به آنان ابراز نمی‌شود و... باز این جوانان از هر قشر و طبقه و صنفی، پای باورهای خود ایستاده، به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنند و قدردان نعمت‌ها و ثروت‌ها و سرمایه‌های مادی و انسانی و فرهنگی سرزمین خویش هستند. بر این اساس با جرأت می‌توانیم بگوئیم هرگز جریانات از مرحله‌پرت و خودباخته یا بدخواه و مغرض، نمی‌توانند چهره قهرمانان ورزشی این سرزمین را آن طور که می‌خواهند ترسیم کنند و ذوق و سلیقه جوانان این آب و خاک را آن طور که در سر می‌پرورانند، شکل و سامان دهند، یعنی جوانانی از فرهنگ خودبریده، از اعتقادات خود رمیده، به تاریخ و ایرانی بودن خود پشت کرده و... به قبله غرب، روی کرده و سجده نهاده! این جوانان تداوم‌بخش راه و مرام همان جوانانی هستند که به محض تجاوز دشمن نابکار به سرزمین آنها، به حکم اعتقادات و از سر ایمان و انجام وظیفه،‌ درس و بازی و تفریح و کار و کسب و... را تعطیل کرده و از سر تا سر میهن اسلامی از ارس تا خلیج‌فارس، از خراسان تا خوزستان و از یزد تا کردستان به سوی جبهه‌ها سرازیر شده و سرود مردانه زیستن را با ایثار و نثار خون سرخ خویش در گوش تاریخ و زمان سردادند... و این داستان امروز هم ادامه دارد و جوانان این سرزمین کماکان بر همان اعتقادات و باورهایی که حماسه مقاومت «بسیج» را خلق کرد و «شهید پرور» شد و همت و باکری و زین‌الدین و خرازی و باقری و... را ساخت، محکم و استوار ایستاده‌اند.
نامه و پیشنهاد علی دایی، بیش از هر چیز، سندی است محکم برای اثبات این واقعیت غیرقابل انکار، واقعیتی که بیش از هرکس مسئولان امر باید به آن توجه عمیق و دقت کافی داشته باشند و در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های مردمی و اجتماعی خود این سرمایه بزرگ و پشتوانه کارساز را نادیده نگیرند، اسیر اتفاقات و شانتاژ‌های بدخواهان این سرزمین و معرفی بد و غیرمنصفانه‌ای که آنان از مردم و جوانان این سرزمین می‌دهند، و متأسفانه گهگاه خواسته و ناخواسته عناصری که حداقل شناسنامه ایرانی دارند و بعضی رسانه‌های داخلی، آن را تکرار می‌کنند، نشوند و... برای هویت «مردم ایران»، باورهای «جوانان ایرانی» احترام قائل شوند و برای آنها و جامعه آنها نه موجودات القایی و فضایی!‌ برنامه‌ریزی کنند و... باور کنند که اعتقادات و باورهای این مردم، فهم و قوه تشخیص و درک آنها، خیلی بالاست و این را در طول تاریخ بارها ثابت کرده و باز هم اگر لازم باشد بر ناباوران و ساده‌لوحان و گمراهان ثابت خواهند کرد.
در عرصه ورزش هم باید برنامه‌ریزی‌ها با شناخت دقیق از «جوان ایرانی» و «مطالبات مردمی» صورت بگیرد. بارها گفته و باز هم تاکید می‌کنیم، فضای حاکم بر ورزش ایران، فضایی که به آن تحمیل شده و بر آن غالب کرده‌اند، به هیچ‌وجه در شأن این مردم و مناسب رشد و پرورش بچه‌های این مردم نیست، بنابراین کار و  بار ورزش را، ریز و درشت آن را، فن و فرهنگ آن را و... به دست هر ناشسته‌روی ناوارد و بی‌صلاحیتی نباید سپرد، بلکه باید به «اهلش» امانت داد. وقتی کار دست نااهلان باشد، آن وقت برنامه‌ریزی‌ها هم به خاطر عدم شناخت، با روحیات و فرهنگ و باورهای جوان ایرانی و مطالبات جامعه، ناسازگار خواهد بود و... در نتیجه ورزش خیلی جاها ضد کارکرد خود عمل می‌کند و... به جای رواج ارزش‌ها و ارتقای فرهنگ پهلوانی و اخلاق مردانگی و جوانمردی، هرهری مسلکی و ولنگاری و بی‌غیرتی و... را ترویج می‌کند و اشاعه می‌دهد و... در هر حال امیدواریم مسئولان فوتبال و لیگ نسبت به پیشنهاد چهره نامدار فوتبال ایران و جهان که از عمق باورها و اعتقادات و حس قدرشناسی او نشأت می‌گیرد، بی‌اعتنا نباشند و حتی‌الامکان و به بهترین وجه آن را عملی سازند.