ای آخرین ستاره ... چشمانتظارها(چشم به راه سپیده)
Email:SEPIDEH@Kayhannews.ir
لهجه هابیل
شوریده نوشتهام و بیتفصیلست
آهنگ نوشتهای که بیترتیلست
آقا تو ببخش با صراحت گفتم:
این لهجه شبیه لهجه هابیلست
باید وسط هفته بیایی آقا
دیریست که جمعههای ما تعطیلست
خوابیم و یا مصلحتی خوابآلود
کو؟ سیصد و سیزده نفر در ایلست؟
در قرن یخی، قرن چت و اینترنت
نسلی که به جا مانده، از آن قابیلست
اصلا وسط هفته بیا، تک نفره
چشم من و ما فقط به این تعجیلست
اکرم بهرامچی
***
تذکره کربلا
تو نیستی و عید، ببخشید! عزای ما
اصلا صفا ندارد عزیزم برای ما
تو نیستی و خنده فراموشمان شده
... برعکس، بیتو آنقدر این اشکهای ما
با ما که نیست ور نه همش گریه میکنیم
این شهر بسته است کمی دست و پای ما
- حالا نمیشود که بیایی و با خودت
چیزی بیاوری شب عیدی برای ما؟
چیزی شبیه مرهمی از جنس عاشقی
چیزی شبیه تذکره کربلای ما
حسین رستمی
سوار خسته
خیابان در خیابان پایکوب آهن و دود ست
مسافر خسته از موسیقی شهر غمآلود ست
به دوشش کولهباری از دوبیتیهای دلتنگی
مزامیر نیستانش پر از اندوه داوود ست
به صحرا چشم میدوزد سواری خسته پیدا نیست
و بر دریا که از اندوه ماهیها نمک سود ست
میاندیشد به یک آدینه آن صبح تماشایی
میاندیشد ظهورش در کدامین صبح موعود ست
تمام سارها آن روز شاعر میشوند از شوق
و شاعرتر از آنها بید مجنون لب رود ست
جهان پلکی به هم تا میزند قد راست خواهد کرد
و میبیند زمین را خالی از بتهای نمرود ست
محمدحسین انصارینژاد
***
دل و دیده
شب بیتو به دیدار سحر مایل نیست
منظومه خورشیدوشان کامل نیست
باز آی و قدم به دیده و دل بگذار
هرچند دل و دیده ما قابل نیست
حسین گلچین
خوشه پروین
ای ماه خودپرست! پرستار من کجاست؟
آه ای ستاره سحری! یار من کجاست؟
خود را مگر چو اشک بریزم به پای او
ای آسمان! فرشته بیمار من کجاست؟
ناهید را به خوشه پروین گره زنید
روشن کنند تا گره کار من کجاست؟
ای شب! به روشنان ضمیرت به من بگو
که امشب پری ستاره، پرستار من کجاست؟
ای خاستگاه گفت من! این باور نهفت!
من اندکم برای تو، بسیار من کجاست؟
ای ساکنان روشن این قصر واژگون!
شبتاب آسمان نگونسار من کجاست؟
آه ای ستارههای من! ای چشمهای من!
پیدا کنید ماه دل آزار من کجاست؟
صدها ستاره را به زیارت نشستهام
تا بنگرم ستاره دیدار من کجاست؟
ای چشم من! مناز به سیارههای اشک
با من بگو ستاره سیار من کجاست؟
قادر طهماسبی
لهجه هابیل
شوریده نوشتهام و بیتفصیلست
آهنگ نوشتهای که بیترتیلست
آقا تو ببخش با صراحت گفتم:
این لهجه شبیه لهجه هابیلست
باید وسط هفته بیایی آقا
دیریست که جمعههای ما تعطیلست
خوابیم و یا مصلحتی خوابآلود
کو؟ سیصد و سیزده نفر در ایلست؟
در قرن یخی، قرن چت و اینترنت
نسلی که به جا مانده، از آن قابیلست
اصلا وسط هفته بیا، تک نفره
چشم من و ما فقط به این تعجیلست
اکرم بهرامچی
***
تذکره کربلا
تو نیستی و عید، ببخشید! عزای ما
اصلا صفا ندارد عزیزم برای ما
تو نیستی و خنده فراموشمان شده
... برعکس، بیتو آنقدر این اشکهای ما
با ما که نیست ور نه همش گریه میکنیم
این شهر بسته است کمی دست و پای ما
- حالا نمیشود که بیایی و با خودت
چیزی بیاوری شب عیدی برای ما؟
چیزی شبیه مرهمی از جنس عاشقی
چیزی شبیه تذکره کربلای ما
حسین رستمی
سوار خسته
خیابان در خیابان پایکوب آهن و دود ست
مسافر خسته از موسیقی شهر غمآلود ست
به دوشش کولهباری از دوبیتیهای دلتنگی
مزامیر نیستانش پر از اندوه داوود ست
به صحرا چشم میدوزد سواری خسته پیدا نیست
و بر دریا که از اندوه ماهیها نمک سود ست
میاندیشد به یک آدینه آن صبح تماشایی
میاندیشد ظهورش در کدامین صبح موعود ست
تمام سارها آن روز شاعر میشوند از شوق
و شاعرتر از آنها بید مجنون لب رود ست
جهان پلکی به هم تا میزند قد راست خواهد کرد
و میبیند زمین را خالی از بتهای نمرود ست
محمدحسین انصارینژاد
***
دل و دیده
شب بیتو به دیدار سحر مایل نیست
منظومه خورشیدوشان کامل نیست
باز آی و قدم به دیده و دل بگذار
هرچند دل و دیده ما قابل نیست
حسین گلچین
خوشه پروین
ای ماه خودپرست! پرستار من کجاست؟
آه ای ستاره سحری! یار من کجاست؟
خود را مگر چو اشک بریزم به پای او
ای آسمان! فرشته بیمار من کجاست؟
ناهید را به خوشه پروین گره زنید
روشن کنند تا گره کار من کجاست؟
ای شب! به روشنان ضمیرت به من بگو
که امشب پری ستاره، پرستار من کجاست؟
ای خاستگاه گفت من! این باور نهفت!
من اندکم برای تو، بسیار من کجاست؟
ای ساکنان روشن این قصر واژگون!
شبتاب آسمان نگونسار من کجاست؟
آه ای ستارههای من! ای چشمهای من!
پیدا کنید ماه دل آزار من کجاست؟
صدها ستاره را به زیارت نشستهام
تا بنگرم ستاره دیدار من کجاست؟
ای چشم من! مناز به سیارههای اشک
با من بگو ستاره سیار من کجاست؟
قادر طهماسبی