چرا فرهنگ مطالعه پایین است ؟ - بخش نخست
کتاب در حاشیه تجملات در متن!(گزارش روز)
دانیال پایدار
در گذری از دوران کودکی هرکداممان امکان دارد ردی از کتاب های داستان نه چندان بلند به چشم بخورد. شاید اگر در همان دوران کودکی به برخی از ما گفته میشد این کتابها تنها کتابهای غیردرسی است که در عمرمان خواهیم خواند برایمان غیرقابل باور بود. البته این کتاب نخواندن به دلیل در دسترس نبودن کتاب نبوده است و هر کداممان دست کم تعدادی کتاب داریم که در گوشه خانه هایمان خاک میخورد.
چرا کتاب نمیخوانیم؟ این سوالی تکراری است اما با این وجود باید آنقدر در این خصوص گفت و شنید و بحث کرد تا به سرانجام مطلوبی رسید. سرانجامی که شاید در پس آن، توجه بیشتر به کتاب در جامعه باشد.
سالانه تعداد بسیار زیادی کتاب در موضوعات مختلف روانه بازار کتاب ایران میشود. کتابهایی که بدون شک دست کم از نظر کمی میزان قابلتوجهی دارد و هرسال میلیاردها تومان صرف چاپ این آثار میشود.
اما نکته بس قابل تامل این است که جامعه ما چندان مهری نسبت به یار مهربان خود یعنی کتاب ندارد. اگر از کتابهای درسی که مورد نظر ما نیز نیستند صرف نظر کنیم بسیاری از آثار تولیدی در حوزه کتاب در کشور ما یا در انبارها میمانند یا اگر خوشبخت باشند در کتابخانههای شکیل خانه هایمان خاک میخورند.
دیروز روز کتابخوانی و کتابدار بود و همین موضوع بهانهای شد تا سوژه گزارش را به این موضوع اختصاص دهیم.
تلاش ناکافی
برای لمس بهتر موضوع این گزارش راهی برخی نقاط شهر میشوم که در آنها حداقل در ظاهر بازار کتاب رونق دارد.
جابر سعیدی دانشجویی 25 ساله است که پس از تعریف موضوع گزارشم با من همکلام میشود. سعیدی را در حالی که کتاب به دست از یکی از کتابفروشیها درحال بیرون آمدن بود دیدم. از جابر درباره چرایی کم توجهی به کتاب در کشورمان سوال میکنم و او در پاسخم میگوید: «دلایل بسیاری در این زمینه وجود دارد. به نظر من اولین دلیل این است که در جامعه ما به خوبی تلاش نشده است تا از جاذبههای کتاب گفته شود. کتابهایی هستند که اگر یکبار مورد مطالعه افراد قرار گیرند زمینه ساز علاقه وافر آنها به کتاب میشوند اما در خصوص این آثار به خوبی تبلیغات صورت نگرفته است.»
این دانشجو ادامه میدهد: «من در طول روز دو الی سه ساعت مطالعه دارم و فکر میکنم این موضوع به دلیل پی بردن من به جاذبههای کتاب بوده است. به هرحال هرقدر تلاش شود تا یک موضوع در میان مردم جا باز کند همانقدر هم به نتیجه خواهیم رسید. امیدوارم در این شرایط که فضای مجازی فرصت زیادی را از مردم میگیرد با تصمیمات مناسب کتاب هم بتواند دست کم مقداری به جایگاه خود در جامعه بهبود بخشد.»
ریشه عدم مطالعه در دوران کودکی
کمی از صحبتهای جابر فاصله میگیریم. به نظر میرسد باید موضوع کتابخوانی و صد البته چرایی عدم توجه به آن موشکافی شود. بسیاری دلیل کتابخوان نبودن جامعه ما را عادت عدم توجه به کتاب از دوران کودکی میدانند. یکی از این نفرات موسوی است.
سیدعلی موسوی یک استاد دانشگاه است. وی در گفت و گو با گزارشگر کیهان در این خصوص میگوید: «ریشه عدم استقبال از کتاب خواندن در میان ما به دوران کودکی و پیش از آغاز مدرسه بازمیگردد؛ جایی که ما با کتاب دوست نشدهایم. در مدارس نیز دانشآموزان اصلا بحث مطالعه آزاد را ندارند و آنقدر حجم کتابهای درسی بالا ست و آنقدر به مسائل درسی اهمیت بیش از حد داده میشود که دیگر دانش آموز فرصتی برای خواندن کتاب غیردرسی پیدا نمیکند.»
وی تصریح میکند: «متاسفانه یکی از اشکالات عمده ما در مدارس و حتی در دانشگاهها این است که درک متن توسط دانشآموزان و دانشجویان پایین است زیرا به صورت ریشهای کار نکرده ایم و آنقدر که از نظر کمیت به نوشتن و خواندن توجه شده است از نظر کیفی به این موضوعات توجه نشده است و به همین دلیل دانشآموزان علاقهای به کتاب خواندن پیدا نمیکنند.»
موسوی در ادامه میگوید: «حجم بالای کتابهای درسی در کنار این موضوع که خانوادههای ما بلد نیستند به خوبی بچهها را به کتاب خواندن تشویق کنند باعث میشود بچهها نتوانند به مرور زمان با کتاب دوست شوند و بچههایی که در دوران کودکی به کتاب خواندن عادت نکردهاند به سختی میتوانند در دوران دانشگاه به کتاب خواندن تمایل پیدا کنند.»
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان میکند: «در بحث روانشناسی داریم اگر شخص اشیاء را لمس کند علاقه مندی بیشتری نسبت به آن اشیا در او ایجاد میشود. ریشه اساسی مشکلات ما نیز در دوران مدرسه و پیش از آن است جایی که باید ارتباط شکلی میان بچهها و کتاب ایجاد شود و راه حل این موضوع نیز کاستن از حساسیتهای درسی در دوران کودکی و تشویق به مطالعه آزاد در میان کودکان است.»
همانطور که موسوی نیز اشاره میکند یکی از مسائل اساسی در خصوص بحث کتابخوانی در کشورمان عدم توجه کافی و برنامهریزی مناسب در دوران کودکی است. تنوع نیازهای فردی و اجتماعی، توسعه روزافزون دانش و اطلاعات و ایجاد زمینههای مناسب برای اوقات کودکان به منظور جلوگیری از هدر رفت وقت و شکلگیری ناهنجاریهای اجتماعی همه و همه به ما یادآوری میکنند که برای تحقق چنین اهدافی نیاز به یک ابزار قدرتمند داریم. ابزاری که بتواند با پوشش خلاهای موجود در ذهن کودک شخصیت او را به خوبی شکل دهد. کتاب با محاسن مختلف خود تاکنون بارها و بارها ثابت کرده است که میتواند نقش این ابزار را به خوبی در زندگی انسانها ایفا کند اما مسئله این است که با وجود علم به این موضوع که کتابخوانی باید از دوران کودکی شکل بگیرد چرا تاکنون توجه کافی به این امر نشده است.
برای بررسی بهتر این موضوع سراغ دبیر کمیسیون فرهنگی مجلس میرویم. دکتر لاله افتخاری در گفت و گو با گزارشگر کیهان در این خصوص میگوید: «در کشورهای دیگر از ابتدای کودکی برای کتاب خواندن افراد برنامهریزی شده است و کتاب خواندن در بسیاری از فیلمهای آنها دارای جایگاه است و یا در خانواده هایشان برای کتاب خواندن برنامهریزی شده است. حتی در مدارس ، بچهها دارای ساعاتی مختص کتاب خواندن هستند. نیاز است تا ما به جامعه بیاموزیم نیاز خود در خصوص کتاب را مدیریت کنند چرا که با توجه به عمر محدود انسان فواید فضای مجازی نسبت به فواید کتاب در اولویت نیست.»
عضو مرکز دانش پژوهان شاهد بیان میکند: «در سفری که به کشورهای مطرح دنیا داشتم میدیدم که افراد در نقاط مختلف هر کدام کتاب در دست دارند و براساس علاقه مندی هایشان مطالعه میکنند در حالیکه در چنین کشورهایی مردم از امکانات روز بیشتر از کشور ما برخوردار بودند.». تاکید این نماینده مجلس بر این موضوع نیز نشان میدهد آن گونه که باید به مسئله مطالعه در دوران کودکی در کشورمان توجه نشده است.
چرا باید کتاب بخوانیم؟
تا به این سطر از گزارش بارها و بارها از واژه «مطالعه» و یا واژه هم ردیف آن یعنی«کتاب خواندن» نام برده شد اما بهراستی چرا مطالعه برای ما اینقدر اهمیت دارد و چرا تاکید ما این است که به دست آمدن اطلاعات از طریق مطالعه کتاب صورت بگیرد؟ بدون شک بهتر است قبل از رفتن به سراغ سایر دلایل کمبود مطالعه با یک حساب و کتاب ذهنی ابتدا برای خودمان روشن کنیم که چرا باید مطالعه کنیم؟
در طول تاریخ بسیاری از شخصیتهای بزرگ از اهمیت مطالعه گفتهاند. بطور مثال سقراط فیلسوف بزرگ یونانی در خصوص مطالعه کتاب میگوید: «جامعه وقتی فرزانگی و سعادت مییابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.» و یا ویکتورهوگو که عنوان یکی از بهترین نویسندگان جهان را با خود به همراه دارد در این باره میگوید: «خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد: کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.»
برای رسیدن به پاسخ سوال هایمان سراغ مدیر موسسه فرهنگی راه فخرالائمه میرویم.
حجتالاسلام احمد پناهیان در گفت و گو با گزارشگر کیهان در این خصوص میگوید: «آنچه که از خدا به ما رسیده از طریق کتاب بوده است. کتب ابراهیم، عیسی، موسی و قرآن همگی مکتوب هستند و خود این موضوع نشاندهنده این است که اصل خواندن کتاب یعنی قواعد، ضوابط و فرمول درست را از این ناحیه گرفتن. هنگامی که وحی قطع شد آنچه که برای ما باقی ماند مکتوب بود و این نشاندهنده این است که هیچ وقت کتاب جای خود را به چیز دیگری نمیدهد و اثر خودش را دارد. البته هنرها و رسانههای دیگری برای رساندن پیام وجود دارند ولی با این حال کتاب همیشه جایگاه خود را دارد.»
این کارشناس فرهنگی تصریح میکند: «مطالعه چیست و در مطالعه چه اتفاقی میافتد؛ نکته اول آنکه شخصی که کتاب را مینویسد چون دارد یک سند از خود برجای میگذارد مجبور است کاری عمیق کند لذا غالبا کتابها قواعد و اصولشان محکم است و اگر کتابی دارای اصولی محکم نباشد خود به خود از دور خارج میشود و این به معنای این است که درصد خطای کتاب پایینتر است و البته در کنار این موضوع باید اشاره داشت که کتاب قابل کنترلتر از فضاهای دیگر است.»
پناهیان در ادامه میگوید: «همین پیامهای شبکههای اجتماعی قابل کنترل نیست. بچههای ما زیاد مطالعه میکنند اما کم کتاب میخوانند؛ میتوان همین وقتی که در شبکههای اجتماعی مختلف برای خواندن مطالبی که نویسنده و قصد و غرض آنها مشخص نیست را صرف خواندن کتاب کرد، باید اعتمادی که به این منابع نامشخص فضای مجازی میشود به اهل علم و کارشناسان اهل فن شود. لذا به دلیل همین ویژگیها شبکههای اجتماعی نمیتوانند جای کتاب را پر کنند. علاوه بر این ، آفتهای کتاب نسبت به فضای مجازی و سایر فضاها کمتر است چرا که کتاب در میان فرهیختگان به نقد گذاشته میشود و مورد ارزیابی قرار میگیرد.»
این استاد حوزه و دانشگاه میافزاید:« کتاب به صورت منطقی ذهن را فعال میکند. چون شخصی که کتاب را نوشته است باید براساس قاعده کتاب را بنویسد و اگر اینگونه نباشد ماندگاری اثر کم خواهد بود. بهطور مثال وقتی به قرآن مراجعه میکنیم مشاهده میکنیم حرفهای قرآن تازه و انگار برای امروز نوشته شده است و همیشه میشود همه امتها از آن استفاده کنند و دلیل آن نیز این است که امیرالمومنین براساس قواعد، علم و آگاهی، وحی را مکتوب کرده است.»
مدیر موسسه فرهنگی راه فخرالائمه خاطرنشان میکند: «وقتی کتاب مطالعه میکنیم، میتوانیم در حین ضبط کردن مطالب در ذهنمان کتاب را بسته و به مطالب آن فکر کنیم. مثلا سینما به انسان اجازه فکر کردن نمیدهد و فیلم با نور، صدا و تصویر تماشاگر خود را به هرجایی که بخواهد میبرد. اما در مطالعه کتاب وقتی احساس میکنیم باید بیشتر درباره بخشی از کتاب بدانیم کتاب را بسته و شبهه هایمان را از طریق کارشناسان و یا از سایر راهها برطرف میکنیم. کتاب نعمت فکر کردن را به انسان میدهد؛ نعمتی که بسیار عظیم است و اولین نقطهای که شیطان به آن نفوذ میکند قوه فکری انسان است چون اگر بتواند فکر انسان را اداره کند میتواند تمایلات ما را نیز هدایت کند.»
با توجه به سطرهای گزارش امروز به نظر میرسد در گام نخست باید به شکلی منطقی تعریفی مناسب از جذابیتها و دلایل موجود در کتابخوانی در جامعه ما ایجاد شود و همچنین با برنامهریزی مناسب سعی در نهادینه کردن فرهنگ مطالعه کتاب از دوران کودکی در میان افراد شود.
در گذری از دوران کودکی هرکداممان امکان دارد ردی از کتاب های داستان نه چندان بلند به چشم بخورد. شاید اگر در همان دوران کودکی به برخی از ما گفته میشد این کتابها تنها کتابهای غیردرسی است که در عمرمان خواهیم خواند برایمان غیرقابل باور بود. البته این کتاب نخواندن به دلیل در دسترس نبودن کتاب نبوده است و هر کداممان دست کم تعدادی کتاب داریم که در گوشه خانه هایمان خاک میخورد.
چرا کتاب نمیخوانیم؟ این سوالی تکراری است اما با این وجود باید آنقدر در این خصوص گفت و شنید و بحث کرد تا به سرانجام مطلوبی رسید. سرانجامی که شاید در پس آن، توجه بیشتر به کتاب در جامعه باشد.
سالانه تعداد بسیار زیادی کتاب در موضوعات مختلف روانه بازار کتاب ایران میشود. کتابهایی که بدون شک دست کم از نظر کمی میزان قابلتوجهی دارد و هرسال میلیاردها تومان صرف چاپ این آثار میشود.
اما نکته بس قابل تامل این است که جامعه ما چندان مهری نسبت به یار مهربان خود یعنی کتاب ندارد. اگر از کتابهای درسی که مورد نظر ما نیز نیستند صرف نظر کنیم بسیاری از آثار تولیدی در حوزه کتاب در کشور ما یا در انبارها میمانند یا اگر خوشبخت باشند در کتابخانههای شکیل خانه هایمان خاک میخورند.
دیروز روز کتابخوانی و کتابدار بود و همین موضوع بهانهای شد تا سوژه گزارش را به این موضوع اختصاص دهیم.
تلاش ناکافی
برای لمس بهتر موضوع این گزارش راهی برخی نقاط شهر میشوم که در آنها حداقل در ظاهر بازار کتاب رونق دارد.
جابر سعیدی دانشجویی 25 ساله است که پس از تعریف موضوع گزارشم با من همکلام میشود. سعیدی را در حالی که کتاب به دست از یکی از کتابفروشیها درحال بیرون آمدن بود دیدم. از جابر درباره چرایی کم توجهی به کتاب در کشورمان سوال میکنم و او در پاسخم میگوید: «دلایل بسیاری در این زمینه وجود دارد. به نظر من اولین دلیل این است که در جامعه ما به خوبی تلاش نشده است تا از جاذبههای کتاب گفته شود. کتابهایی هستند که اگر یکبار مورد مطالعه افراد قرار گیرند زمینه ساز علاقه وافر آنها به کتاب میشوند اما در خصوص این آثار به خوبی تبلیغات صورت نگرفته است.»
این دانشجو ادامه میدهد: «من در طول روز دو الی سه ساعت مطالعه دارم و فکر میکنم این موضوع به دلیل پی بردن من به جاذبههای کتاب بوده است. به هرحال هرقدر تلاش شود تا یک موضوع در میان مردم جا باز کند همانقدر هم به نتیجه خواهیم رسید. امیدوارم در این شرایط که فضای مجازی فرصت زیادی را از مردم میگیرد با تصمیمات مناسب کتاب هم بتواند دست کم مقداری به جایگاه خود در جامعه بهبود بخشد.»
ریشه عدم مطالعه در دوران کودکی
کمی از صحبتهای جابر فاصله میگیریم. به نظر میرسد باید موضوع کتابخوانی و صد البته چرایی عدم توجه به آن موشکافی شود. بسیاری دلیل کتابخوان نبودن جامعه ما را عادت عدم توجه به کتاب از دوران کودکی میدانند. یکی از این نفرات موسوی است.
سیدعلی موسوی یک استاد دانشگاه است. وی در گفت و گو با گزارشگر کیهان در این خصوص میگوید: «ریشه عدم استقبال از کتاب خواندن در میان ما به دوران کودکی و پیش از آغاز مدرسه بازمیگردد؛ جایی که ما با کتاب دوست نشدهایم. در مدارس نیز دانشآموزان اصلا بحث مطالعه آزاد را ندارند و آنقدر حجم کتابهای درسی بالا ست و آنقدر به مسائل درسی اهمیت بیش از حد داده میشود که دیگر دانش آموز فرصتی برای خواندن کتاب غیردرسی پیدا نمیکند.»
وی تصریح میکند: «متاسفانه یکی از اشکالات عمده ما در مدارس و حتی در دانشگاهها این است که درک متن توسط دانشآموزان و دانشجویان پایین است زیرا به صورت ریشهای کار نکرده ایم و آنقدر که از نظر کمیت به نوشتن و خواندن توجه شده است از نظر کیفی به این موضوعات توجه نشده است و به همین دلیل دانشآموزان علاقهای به کتاب خواندن پیدا نمیکنند.»
موسوی در ادامه میگوید: «حجم بالای کتابهای درسی در کنار این موضوع که خانوادههای ما بلد نیستند به خوبی بچهها را به کتاب خواندن تشویق کنند باعث میشود بچهها نتوانند به مرور زمان با کتاب دوست شوند و بچههایی که در دوران کودکی به کتاب خواندن عادت نکردهاند به سختی میتوانند در دوران دانشگاه به کتاب خواندن تمایل پیدا کنند.»
این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان میکند: «در بحث روانشناسی داریم اگر شخص اشیاء را لمس کند علاقه مندی بیشتری نسبت به آن اشیا در او ایجاد میشود. ریشه اساسی مشکلات ما نیز در دوران مدرسه و پیش از آن است جایی که باید ارتباط شکلی میان بچهها و کتاب ایجاد شود و راه حل این موضوع نیز کاستن از حساسیتهای درسی در دوران کودکی و تشویق به مطالعه آزاد در میان کودکان است.»
همانطور که موسوی نیز اشاره میکند یکی از مسائل اساسی در خصوص بحث کتابخوانی در کشورمان عدم توجه کافی و برنامهریزی مناسب در دوران کودکی است. تنوع نیازهای فردی و اجتماعی، توسعه روزافزون دانش و اطلاعات و ایجاد زمینههای مناسب برای اوقات کودکان به منظور جلوگیری از هدر رفت وقت و شکلگیری ناهنجاریهای اجتماعی همه و همه به ما یادآوری میکنند که برای تحقق چنین اهدافی نیاز به یک ابزار قدرتمند داریم. ابزاری که بتواند با پوشش خلاهای موجود در ذهن کودک شخصیت او را به خوبی شکل دهد. کتاب با محاسن مختلف خود تاکنون بارها و بارها ثابت کرده است که میتواند نقش این ابزار را به خوبی در زندگی انسانها ایفا کند اما مسئله این است که با وجود علم به این موضوع که کتابخوانی باید از دوران کودکی شکل بگیرد چرا تاکنون توجه کافی به این امر نشده است.
برای بررسی بهتر این موضوع سراغ دبیر کمیسیون فرهنگی مجلس میرویم. دکتر لاله افتخاری در گفت و گو با گزارشگر کیهان در این خصوص میگوید: «در کشورهای دیگر از ابتدای کودکی برای کتاب خواندن افراد برنامهریزی شده است و کتاب خواندن در بسیاری از فیلمهای آنها دارای جایگاه است و یا در خانواده هایشان برای کتاب خواندن برنامهریزی شده است. حتی در مدارس ، بچهها دارای ساعاتی مختص کتاب خواندن هستند. نیاز است تا ما به جامعه بیاموزیم نیاز خود در خصوص کتاب را مدیریت کنند چرا که با توجه به عمر محدود انسان فواید فضای مجازی نسبت به فواید کتاب در اولویت نیست.»
عضو مرکز دانش پژوهان شاهد بیان میکند: «در سفری که به کشورهای مطرح دنیا داشتم میدیدم که افراد در نقاط مختلف هر کدام کتاب در دست دارند و براساس علاقه مندی هایشان مطالعه میکنند در حالیکه در چنین کشورهایی مردم از امکانات روز بیشتر از کشور ما برخوردار بودند.». تاکید این نماینده مجلس بر این موضوع نیز نشان میدهد آن گونه که باید به مسئله مطالعه در دوران کودکی در کشورمان توجه نشده است.
چرا باید کتاب بخوانیم؟
تا به این سطر از گزارش بارها و بارها از واژه «مطالعه» و یا واژه هم ردیف آن یعنی«کتاب خواندن» نام برده شد اما بهراستی چرا مطالعه برای ما اینقدر اهمیت دارد و چرا تاکید ما این است که به دست آمدن اطلاعات از طریق مطالعه کتاب صورت بگیرد؟ بدون شک بهتر است قبل از رفتن به سراغ سایر دلایل کمبود مطالعه با یک حساب و کتاب ذهنی ابتدا برای خودمان روشن کنیم که چرا باید مطالعه کنیم؟
در طول تاریخ بسیاری از شخصیتهای بزرگ از اهمیت مطالعه گفتهاند. بطور مثال سقراط فیلسوف بزرگ یونانی در خصوص مطالعه کتاب میگوید: «جامعه وقتی فرزانگی و سعادت مییابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.» و یا ویکتورهوگو که عنوان یکی از بهترین نویسندگان جهان را با خود به همراه دارد در این باره میگوید: «خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد: کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.»
برای رسیدن به پاسخ سوال هایمان سراغ مدیر موسسه فرهنگی راه فخرالائمه میرویم.
حجتالاسلام احمد پناهیان در گفت و گو با گزارشگر کیهان در این خصوص میگوید: «آنچه که از خدا به ما رسیده از طریق کتاب بوده است. کتب ابراهیم، عیسی، موسی و قرآن همگی مکتوب هستند و خود این موضوع نشاندهنده این است که اصل خواندن کتاب یعنی قواعد، ضوابط و فرمول درست را از این ناحیه گرفتن. هنگامی که وحی قطع شد آنچه که برای ما باقی ماند مکتوب بود و این نشاندهنده این است که هیچ وقت کتاب جای خود را به چیز دیگری نمیدهد و اثر خودش را دارد. البته هنرها و رسانههای دیگری برای رساندن پیام وجود دارند ولی با این حال کتاب همیشه جایگاه خود را دارد.»
این کارشناس فرهنگی تصریح میکند: «مطالعه چیست و در مطالعه چه اتفاقی میافتد؛ نکته اول آنکه شخصی که کتاب را مینویسد چون دارد یک سند از خود برجای میگذارد مجبور است کاری عمیق کند لذا غالبا کتابها قواعد و اصولشان محکم است و اگر کتابی دارای اصولی محکم نباشد خود به خود از دور خارج میشود و این به معنای این است که درصد خطای کتاب پایینتر است و البته در کنار این موضوع باید اشاره داشت که کتاب قابل کنترلتر از فضاهای دیگر است.»
پناهیان در ادامه میگوید: «همین پیامهای شبکههای اجتماعی قابل کنترل نیست. بچههای ما زیاد مطالعه میکنند اما کم کتاب میخوانند؛ میتوان همین وقتی که در شبکههای اجتماعی مختلف برای خواندن مطالبی که نویسنده و قصد و غرض آنها مشخص نیست را صرف خواندن کتاب کرد، باید اعتمادی که به این منابع نامشخص فضای مجازی میشود به اهل علم و کارشناسان اهل فن شود. لذا به دلیل همین ویژگیها شبکههای اجتماعی نمیتوانند جای کتاب را پر کنند. علاوه بر این ، آفتهای کتاب نسبت به فضای مجازی و سایر فضاها کمتر است چرا که کتاب در میان فرهیختگان به نقد گذاشته میشود و مورد ارزیابی قرار میگیرد.»
این استاد حوزه و دانشگاه میافزاید:« کتاب به صورت منطقی ذهن را فعال میکند. چون شخصی که کتاب را نوشته است باید براساس قاعده کتاب را بنویسد و اگر اینگونه نباشد ماندگاری اثر کم خواهد بود. بهطور مثال وقتی به قرآن مراجعه میکنیم مشاهده میکنیم حرفهای قرآن تازه و انگار برای امروز نوشته شده است و همیشه میشود همه امتها از آن استفاده کنند و دلیل آن نیز این است که امیرالمومنین براساس قواعد، علم و آگاهی، وحی را مکتوب کرده است.»
مدیر موسسه فرهنگی راه فخرالائمه خاطرنشان میکند: «وقتی کتاب مطالعه میکنیم، میتوانیم در حین ضبط کردن مطالب در ذهنمان کتاب را بسته و به مطالب آن فکر کنیم. مثلا سینما به انسان اجازه فکر کردن نمیدهد و فیلم با نور، صدا و تصویر تماشاگر خود را به هرجایی که بخواهد میبرد. اما در مطالعه کتاب وقتی احساس میکنیم باید بیشتر درباره بخشی از کتاب بدانیم کتاب را بسته و شبهه هایمان را از طریق کارشناسان و یا از سایر راهها برطرف میکنیم. کتاب نعمت فکر کردن را به انسان میدهد؛ نعمتی که بسیار عظیم است و اولین نقطهای که شیطان به آن نفوذ میکند قوه فکری انسان است چون اگر بتواند فکر انسان را اداره کند میتواند تمایلات ما را نیز هدایت کند.»
با توجه به سطرهای گزارش امروز به نظر میرسد در گام نخست باید به شکلی منطقی تعریفی مناسب از جذابیتها و دلایل موجود در کتابخوانی در جامعه ما ایجاد شود و همچنین با برنامهریزی مناسب سعی در نهادینه کردن فرهنگ مطالعه کتاب از دوران کودکی در میان افراد شود.