نگاهی به فیلم «نهنگ عنبر»
تحمیق مخاطب
حسین کارگر
«نهنگ عنبر» از آن دسته فیلمهایی است که تنها با تحمیق مخاطب در پی فروش و سود گیشه است و بس!
این فیلم به کارگردانی سامان مقدم، نماد و نمود یک کمدی لوده و نازل است بدون هیچ مفهوم و معنای و حتی پیامی. شاید مخاطب پس از دو ساعت تماشای فیلم تنها به این نتیجه برسد که اگر فردی به فرد دیگری علاقهمند شد، باید خودشیفتگی خود را کنار بگذارد و علاقهاش را ابراز نماید!
«نهنگ عنبر» با داستانی سرهمبندی شده و بدون هیچگونه منطق و باورپذیری ممکن شکل گرفته است. اگر کمی دقیق شویم در فیلم پارهروایتهایی را مییابیم که در سادهانگارانهترین نسبت با جامعه کاملا غیرقابل باورند. به عنوان مثال در قامت یک محافظ مسلح درآمدن شخصیت اصلی فیلم «ارژنگ» و یا مبدل شدن او از یک جوان مفلس به یک سرمایهدار با نفوذ، فرار کردن او از جبهه و جان سالم به در بردن و همچنین دیدار مجدد معشوقه گریزانش. اگر به این روایتهای فیلم نگاه بیندازیم به اوج سطحینگری و سهلانگاری فیلمنامه پی میبریم. اما آنچه سبب میشود تا مخاطب بتواند تا پایان فیلم را دنبال کند، همین ماهیت به شدت تحمیقآمیز و تخدیرگرایانه حاکم بر اثر است. یعنی فیلم با تزریق نوعی سرخوشی و غفلت به مخاطب، دست دل و ذهن او را میگیرد و با خود به دنیای به ظاهر فانتزی خودش میبرد.
آنچه به عنوان طنز و کمدی در این فیلم جاری است، یک خروار شوخیهای مبتذل و جلف است که بیشتر در تئاتر روحوضی یا پیامکهای فضای مجازی رایج است، نه در فضای فرهنگی و هنری. گویا مدیران سینمایی نیز در این دوران بحران مخاطب، تنها راه چاره کشاندن برخی از مردم به سینما را بهرهگیری از همین نوع شوخیهامیدانند.
همه چیز در این فیلم، به ناشیانهترین شکل ممکن برگزار شده است. به عنوان مثال، در سکانس مربوط به دهه 60 هیچ تلاشی برای بازسازی فضای خیابانها و مکانها با آن دوره نشده است و هر فردی با حداقل هوش و حواس هم با دیدن این سکانس به جعلی بودن این بازسازی پی میبرد.
روایت فیلم، مغشوش است و گویی کارگردان، بدون فیلمنامه خاصی به سمت ساخت این فیلم رو آورده. در مواجهه با «نهنگ عنبر» بیش از آنکه با یک فیلم به معنای واقعی روبهرو باشیم، چند کلیپ را میبینیم که در پی هم چسبانده شده و ظاهری شبیه به یک اثر سینمایی را یافتهاند.
بدون تردید خطر فیلمهایی چون «نهنگ عنبر» از آثار سیاهنما و تلخی که این روزها بر سر آنها جنجال به پا میشود بیشتر است. چون فیلمهای سیاهنما، با حداقل مخاطب و کمترین میزان تأثیرگذاری به نمایش در میآیند. اما فیلمهایی چون «نهنگ عنبر» همچون افیون، مخاطب انبوه خود را به ورطه غفلت، فراموشی و حماقت میکشانند!
«نهنگ عنبر» از آن دسته فیلمهایی است که تنها با تحمیق مخاطب در پی فروش و سود گیشه است و بس!
این فیلم به کارگردانی سامان مقدم، نماد و نمود یک کمدی لوده و نازل است بدون هیچ مفهوم و معنای و حتی پیامی. شاید مخاطب پس از دو ساعت تماشای فیلم تنها به این نتیجه برسد که اگر فردی به فرد دیگری علاقهمند شد، باید خودشیفتگی خود را کنار بگذارد و علاقهاش را ابراز نماید!
«نهنگ عنبر» با داستانی سرهمبندی شده و بدون هیچگونه منطق و باورپذیری ممکن شکل گرفته است. اگر کمی دقیق شویم در فیلم پارهروایتهایی را مییابیم که در سادهانگارانهترین نسبت با جامعه کاملا غیرقابل باورند. به عنوان مثال در قامت یک محافظ مسلح درآمدن شخصیت اصلی فیلم «ارژنگ» و یا مبدل شدن او از یک جوان مفلس به یک سرمایهدار با نفوذ، فرار کردن او از جبهه و جان سالم به در بردن و همچنین دیدار مجدد معشوقه گریزانش. اگر به این روایتهای فیلم نگاه بیندازیم به اوج سطحینگری و سهلانگاری فیلمنامه پی میبریم. اما آنچه سبب میشود تا مخاطب بتواند تا پایان فیلم را دنبال کند، همین ماهیت به شدت تحمیقآمیز و تخدیرگرایانه حاکم بر اثر است. یعنی فیلم با تزریق نوعی سرخوشی و غفلت به مخاطب، دست دل و ذهن او را میگیرد و با خود به دنیای به ظاهر فانتزی خودش میبرد.
آنچه به عنوان طنز و کمدی در این فیلم جاری است، یک خروار شوخیهای مبتذل و جلف است که بیشتر در تئاتر روحوضی یا پیامکهای فضای مجازی رایج است، نه در فضای فرهنگی و هنری. گویا مدیران سینمایی نیز در این دوران بحران مخاطب، تنها راه چاره کشاندن برخی از مردم به سینما را بهرهگیری از همین نوع شوخیهامیدانند.
همه چیز در این فیلم، به ناشیانهترین شکل ممکن برگزار شده است. به عنوان مثال، در سکانس مربوط به دهه 60 هیچ تلاشی برای بازسازی فضای خیابانها و مکانها با آن دوره نشده است و هر فردی با حداقل هوش و حواس هم با دیدن این سکانس به جعلی بودن این بازسازی پی میبرد.
روایت فیلم، مغشوش است و گویی کارگردان، بدون فیلمنامه خاصی به سمت ساخت این فیلم رو آورده. در مواجهه با «نهنگ عنبر» بیش از آنکه با یک فیلم به معنای واقعی روبهرو باشیم، چند کلیپ را میبینیم که در پی هم چسبانده شده و ظاهری شبیه به یک اثر سینمایی را یافتهاند.
بدون تردید خطر فیلمهایی چون «نهنگ عنبر» از آثار سیاهنما و تلخی که این روزها بر سر آنها جنجال به پا میشود بیشتر است. چون فیلمهای سیاهنما، با حداقل مخاطب و کمترین میزان تأثیرگذاری به نمایش در میآیند. اما فیلمهایی چون «نهنگ عنبر» همچون افیون، مخاطب انبوه خود را به ورطه غفلت، فراموشی و حماقت میکشانند!