چرا روزنامه آیندگان هنوز منتشر میشود؟...(نگاه)
آن عده از افرادی که سالهای پایانی رژیم آمریکایی پهلوی را اهل مطالعه مطبوعات آن دوران بودهاند، کم و بیش به خاطر دارند به جز دو روزنامه معروف اطلاعات و کیهان که بنا به وابستگی مدیران آنها به دربار، طی چند دهه متوالی، ناشر و مجری اهداف فرهنگی و سیاسی - اجتماعی آن رژیم بودند، در دهه آخر حکومت پهلوی، ابتدا در سال 1347 روزنامه صهیونیستی آیندگان و چند سال بعدتر (1355) روزنامهای موسوم به رستاخیز، که ناشر افکار تک حزبی شهفرموده به نام رستاخیز بود، به جمع روزنامهها اضافه شدند.
با وجود این که دو روزنامه کیهان و اطلاعات آن زمان، مطیع محض دربار بودند و همه سعی و کوشش آنها تبلیغ هر آن چه بود که از سوی دربار دیکته میشد؛ اما چون اقتضائات دهه پنجاه، ایجاد تحولات جدیدی در عرصه مطبوعات را نیازمند بود تا افکار عمومی را به نفع حفظ رژیم و تداوم سلطه غرب و آمریکا، بهتر و در عین حال سریعتر شکل و جهت دهد؛ بنابراین در کنار دو روزنامه قدیمی که به شکل سنتی تنظیم و منتشر میشدند، دو روزنامه آیندگان و رستاخیز هم فرصت و فضایی را فراهم آوردند تا با استفاده از شیوههای نوین روزنامهنگاری و ترفندهای ژورنالیستی مد روز، به منظور جذب بیشتر شیفتگان فرهنگ غربی، که پشت به فرهنگ و هویت خودی، داعیه روشنفکری داشتند و غرق در اوهام خویش، برای هر چه زودتر پوست انداختن و به شکل و شمایل غربی ظاهر شدن، با یکدیگر مسابقه گذاشته بودند؛ به شکل وقیحانه و گستاخانهتری بنویسند و بنگارند.
و دست بر قضا، درست در چنین روزگاری بود که آنچه را که رژیم مغرور و خودکامه و در عین حال وابسته سلطنتی انتظارش را نداشت، اتفاق افتاد و انقلابی که ریشه در مجاهدتهای پیدا و پنهان سالیان دراز صالحان و پاکبازان داشت، جوانه زد و به بار نشست و با شکوه و خجستگی هر چه تمامتر، نه تنها آن نظام متکی به بیگانه از هم پاشید، بلکه به لطف خدا و رهبری امامخمینی رضوانالله تعالی علیه و همت مردم و اخلاص و جانفشانی شهیدان، عصر جدیدی فارغ از وابستگی و انحطاط فکری و اخلاقی را بر پایه استقلال و آزادی در قالب نوین جمهوری اسلامی بنا نهاد.
با این اوصاف اما، در عصر نوینی که آغاز شده بود، به جز روزنامه رستاخیز که از فرط رسوایی و وابستگی علنی به دربار، روی ماندن نداشت و انتشارش خود به خود متوقف شد، سه روزنامه دیگر یعنی اطلاعات، کیهان و آیندگان همچنان منتشر میشدند و در این میان روزنامه صهیونیستی آیندگان، که موسس آن داریوش همایون از چهرههای بدنام بود و زخم عمیقتری از انقلاب اسلامی بر دل داشت، بنا به اهداف و ماموریتی که علیه اسلام بر عهده گرفته بود، چه از روزهای قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن، تا چند ماهی که همچنان منتشر میشد، تا آنجا که در توان داشت به سبک و روش آموزگاران قدیمی خود همچون رادیو بیبیسی لندن، با سر هم کردن راست و دروغ، نتیجه دلخواه خود، یعنی جا انداختن دروغ و منحرف کردن اذهان عمومی را پی میگرفت. این اوضاع تا چند ماهی بعد از انقلاب هم ادامه داشت تا این که چاپ خبری دروغین از قول حضرت امامخمینی(ره)، باعث شد تا ایشان ضمن اعتراض به انتشار اخبار کذب، روزنامه آیندگان را تحریم و اعلام کنند من این روزنامه (آیندگان) را نمیخوانم، اعلام موضعی که مورد هجوم ضدانقلابیون قرار گرفت و از جمله چند هفته بعد در قطعنامه همایشی که گروههای ملیگرا به رهبری جبهه دموکراتیک ملی (از احزاب خلقالساعه اوایل پیروزی انقلاب، به سرکردگی هدایتالله متین دفتری نوه مصدق و فرزند احمد متین دفتری وزیر دادگستری رضاشاه که خود او و بعدها در سال 1360 به منافقین پیوستند) به مناسبت صدمین سال تولد مصدق برگزار کردند، اعلام شد که همه حتما روزنامه آیندگان را بخوانند!... به هر حال چند ماه بعد، در مردادماه سال پنجاه و هشت، روزنامه آیندگان به همراه تعدادی از مجلات وابسته به رژیم پهلوی که هنوز هم منتشر میشدند، به دستور دادستانی انقلاب توقیف و پرونده فعالیتهای ضدانقلابی این روزنامه صهیونیستی ظاهرا بسته شد. اما دریغا که آیندگان، یعنی روزنامهای که داریوش همایون با اهداف ضد ملی و ضد اسلامی راه انداخته بود تنها چند ماه از صحنه دروغپراکنی و زهرافشانی علیه انقلاب غایب بود و پسر عموی داریوش همایون، به نام شهرام همایون (عضو دونپایه حزب رستاخیز) با همراهی بخشی از نویسندگان و گردانندگان آیندگان و جمع تازهای از وابستگان رژیم پیشین، روزنامهای به نام بامداد را راه انداختند.
خواننده را دردسر ندهیم، روزنامه بامداد هم مدتی پس از انتشار، زمانی که کوس رسوایی و وابستگیاش از بام سفارت آمریکا به پایین افتاد تعطیل و پس از آن، جماعت موسوم به ملی - مذهبی، با انتشار روزنامهای با عنوان میزان، راه و روش آیندگان و بامداد را پیگرفتند که میزان هم پس از اتفاقات سال 60 و فرار بنیصدر که خودش روزنامه شخصی انقلاب اسلامی(!) را در ضدیت با مواضع انقلاب اسلامی (!!) منتشر میکرد توقیف و تعطیل شد. در سالهای بعد از آیندگان، بامداد و میزان، معاندین و ضدانقلابیون در کسوت روشنفکران، به جای روزنامه به چاپ و انتشار ماهنامههایی چون آدینه، دنیای سخن، گردون و مانند اینها روی آوردند تا بهمن 1376 که عرصه تاخت و تاز علیه انقلاب اسلامی را فراهم دیدند و آیندگان جدیدی به نام جامعه را منتشر کردند و از این تاریخ به بعد، در سایه تساهل و تسامح دستاندرکاران فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی، آیندگان مقبور، مرتب اسم عوض میکرد و هرچند وقت یک بار، با اسم و عنوان جدیدی به فریب مخاطبین دست میزد، اسمهایی چون توس، نشاط، عصر آزادگان، خرداد، زن، نوروز، جمهوریت، یاس نو، هم میهن، اعتماد، اعتماد ملی، شرق... و دهها روزنامه دیگری که با وجود همه اختلافات در شکل ظاهری و قطع و اندازه و رنگ و لعاب، اما همه آنها در یک اصل بنیادی وجه اشتراک داشته و دارند که ضربه زدن به ارزشهای اسلامی و آرمانهای انقلابی، ترویج فرهنگ خودباختگی، نشر افکار غربگرایانه، جنجالآفرینی، خلق و پر و بال دادن به شخصیتهای کاذب به عنوان نخبگان و الگوهای رفتاری جامعه، ایجاد اغتشاش روانی از طریق پخش شایعات بیاساس و تکرار مکرر موضوعاتی که آرامش روانی مردم را به هم ریزد، تنها بخش کوچکی است از فعالیتهای گسترده و بیوقفه آنان.
اکنون همزمان با برپایی بیست و یکمین نمایشگاه مطبوعات (که چند و چون آن هم در جای خود، حرف بسیار دارد) با توجه به آنچه گفته شد و البته مشتی از خروار هم نبود، آیا نباید از مسئولان امور پرسید که پس از گذشت سی و هفت سال از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی، چرا هنوز هم روزنامه غربگرا و ضدانقلابی آیندگان، با نامهای مختلف تکثیر و منتشر میشود؟...
علیرضا چخماقی
با وجود این که دو روزنامه کیهان و اطلاعات آن زمان، مطیع محض دربار بودند و همه سعی و کوشش آنها تبلیغ هر آن چه بود که از سوی دربار دیکته میشد؛ اما چون اقتضائات دهه پنجاه، ایجاد تحولات جدیدی در عرصه مطبوعات را نیازمند بود تا افکار عمومی را به نفع حفظ رژیم و تداوم سلطه غرب و آمریکا، بهتر و در عین حال سریعتر شکل و جهت دهد؛ بنابراین در کنار دو روزنامه قدیمی که به شکل سنتی تنظیم و منتشر میشدند، دو روزنامه آیندگان و رستاخیز هم فرصت و فضایی را فراهم آوردند تا با استفاده از شیوههای نوین روزنامهنگاری و ترفندهای ژورنالیستی مد روز، به منظور جذب بیشتر شیفتگان فرهنگ غربی، که پشت به فرهنگ و هویت خودی، داعیه روشنفکری داشتند و غرق در اوهام خویش، برای هر چه زودتر پوست انداختن و به شکل و شمایل غربی ظاهر شدن، با یکدیگر مسابقه گذاشته بودند؛ به شکل وقیحانه و گستاخانهتری بنویسند و بنگارند.
و دست بر قضا، درست در چنین روزگاری بود که آنچه را که رژیم مغرور و خودکامه و در عین حال وابسته سلطنتی انتظارش را نداشت، اتفاق افتاد و انقلابی که ریشه در مجاهدتهای پیدا و پنهان سالیان دراز صالحان و پاکبازان داشت، جوانه زد و به بار نشست و با شکوه و خجستگی هر چه تمامتر، نه تنها آن نظام متکی به بیگانه از هم پاشید، بلکه به لطف خدا و رهبری امامخمینی رضوانالله تعالی علیه و همت مردم و اخلاص و جانفشانی شهیدان، عصر جدیدی فارغ از وابستگی و انحطاط فکری و اخلاقی را بر پایه استقلال و آزادی در قالب نوین جمهوری اسلامی بنا نهاد.
با این اوصاف اما، در عصر نوینی که آغاز شده بود، به جز روزنامه رستاخیز که از فرط رسوایی و وابستگی علنی به دربار، روی ماندن نداشت و انتشارش خود به خود متوقف شد، سه روزنامه دیگر یعنی اطلاعات، کیهان و آیندگان همچنان منتشر میشدند و در این میان روزنامه صهیونیستی آیندگان، که موسس آن داریوش همایون از چهرههای بدنام بود و زخم عمیقتری از انقلاب اسلامی بر دل داشت، بنا به اهداف و ماموریتی که علیه اسلام بر عهده گرفته بود، چه از روزهای قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن، تا چند ماهی که همچنان منتشر میشد، تا آنجا که در توان داشت به سبک و روش آموزگاران قدیمی خود همچون رادیو بیبیسی لندن، با سر هم کردن راست و دروغ، نتیجه دلخواه خود، یعنی جا انداختن دروغ و منحرف کردن اذهان عمومی را پی میگرفت. این اوضاع تا چند ماهی بعد از انقلاب هم ادامه داشت تا این که چاپ خبری دروغین از قول حضرت امامخمینی(ره)، باعث شد تا ایشان ضمن اعتراض به انتشار اخبار کذب، روزنامه آیندگان را تحریم و اعلام کنند من این روزنامه (آیندگان) را نمیخوانم، اعلام موضعی که مورد هجوم ضدانقلابیون قرار گرفت و از جمله چند هفته بعد در قطعنامه همایشی که گروههای ملیگرا به رهبری جبهه دموکراتیک ملی (از احزاب خلقالساعه اوایل پیروزی انقلاب، به سرکردگی هدایتالله متین دفتری نوه مصدق و فرزند احمد متین دفتری وزیر دادگستری رضاشاه که خود او و بعدها در سال 1360 به منافقین پیوستند) به مناسبت صدمین سال تولد مصدق برگزار کردند، اعلام شد که همه حتما روزنامه آیندگان را بخوانند!... به هر حال چند ماه بعد، در مردادماه سال پنجاه و هشت، روزنامه آیندگان به همراه تعدادی از مجلات وابسته به رژیم پهلوی که هنوز هم منتشر میشدند، به دستور دادستانی انقلاب توقیف و پرونده فعالیتهای ضدانقلابی این روزنامه صهیونیستی ظاهرا بسته شد. اما دریغا که آیندگان، یعنی روزنامهای که داریوش همایون با اهداف ضد ملی و ضد اسلامی راه انداخته بود تنها چند ماه از صحنه دروغپراکنی و زهرافشانی علیه انقلاب غایب بود و پسر عموی داریوش همایون، به نام شهرام همایون (عضو دونپایه حزب رستاخیز) با همراهی بخشی از نویسندگان و گردانندگان آیندگان و جمع تازهای از وابستگان رژیم پیشین، روزنامهای به نام بامداد را راه انداختند.
خواننده را دردسر ندهیم، روزنامه بامداد هم مدتی پس از انتشار، زمانی که کوس رسوایی و وابستگیاش از بام سفارت آمریکا به پایین افتاد تعطیل و پس از آن، جماعت موسوم به ملی - مذهبی، با انتشار روزنامهای با عنوان میزان، راه و روش آیندگان و بامداد را پیگرفتند که میزان هم پس از اتفاقات سال 60 و فرار بنیصدر که خودش روزنامه شخصی انقلاب اسلامی(!) را در ضدیت با مواضع انقلاب اسلامی (!!) منتشر میکرد توقیف و تعطیل شد. در سالهای بعد از آیندگان، بامداد و میزان، معاندین و ضدانقلابیون در کسوت روشنفکران، به جای روزنامه به چاپ و انتشار ماهنامههایی چون آدینه، دنیای سخن، گردون و مانند اینها روی آوردند تا بهمن 1376 که عرصه تاخت و تاز علیه انقلاب اسلامی را فراهم دیدند و آیندگان جدیدی به نام جامعه را منتشر کردند و از این تاریخ به بعد، در سایه تساهل و تسامح دستاندرکاران فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی، آیندگان مقبور، مرتب اسم عوض میکرد و هرچند وقت یک بار، با اسم و عنوان جدیدی به فریب مخاطبین دست میزد، اسمهایی چون توس، نشاط، عصر آزادگان، خرداد، زن، نوروز، جمهوریت، یاس نو، هم میهن، اعتماد، اعتماد ملی، شرق... و دهها روزنامه دیگری که با وجود همه اختلافات در شکل ظاهری و قطع و اندازه و رنگ و لعاب، اما همه آنها در یک اصل بنیادی وجه اشتراک داشته و دارند که ضربه زدن به ارزشهای اسلامی و آرمانهای انقلابی، ترویج فرهنگ خودباختگی، نشر افکار غربگرایانه، جنجالآفرینی، خلق و پر و بال دادن به شخصیتهای کاذب به عنوان نخبگان و الگوهای رفتاری جامعه، ایجاد اغتشاش روانی از طریق پخش شایعات بیاساس و تکرار مکرر موضوعاتی که آرامش روانی مردم را به هم ریزد، تنها بخش کوچکی است از فعالیتهای گسترده و بیوقفه آنان.
اکنون همزمان با برپایی بیست و یکمین نمایشگاه مطبوعات (که چند و چون آن هم در جای خود، حرف بسیار دارد) با توجه به آنچه گفته شد و البته مشتی از خروار هم نبود، آیا نباید از مسئولان امور پرسید که پس از گذشت سی و هفت سال از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی، چرا هنوز هم روزنامه غربگرا و ضدانقلابی آیندگان، با نامهای مختلف تکثیر و منتشر میشود؟...
علیرضا چخماقی