اخبار ویژه
ترس از 14 نشریه منتقد با وجود 600 نشریه گوش به فرمان؟!
رسانههای زنجیرهای با دست به دست کردن و انتشار یک مقاله مشترک مدعی شدند جایگاه دلواپسان در میان رسانهها حداکثر همین 2 درصد است.
این مقاله ابتدا در سایتی موسوم به «عصر خبر» - که ظاهراً به معاون مطبوعاتی نزدیک است- منتشر و سپس توسط سایتهای عصر ایران، انتخاب، نامهنیوز، شفقنا و... بازنشر یافته است. در این متن آمده است: چند رسانه معدود، نمایشگاه مطبوعات را تحریم کردند و بعد از تحریم، به سبک همیشگیشان که «داد و قال» است، چنان بلبشویی به راه انداختند که گویی کسی در نمایشگاه حضور ندارد و حال آن که تنها 14 رسانه اعلام تحریم کردند و 700 رسانه، از اصولگرا و اصلاحطلب و مستقل نمایشگاه بیست و یکم مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاههای خبری را شکل دادند... اما این چند رسانه نه چندان مهم، علامت امیدبخشی هم بود چرا که نشان داد جایگاه دلواپسان در میان رسانههای ایران، حداکثر همین 2 درصدی است که تحریم کردهاند و میکوشند این اقلیت محض بودنشان رابا هیاهو جبران کنند، غافل از اینکه عصر جیغ کشیدن به پایان آمده و عصر منطق و استدلال فرا رسیده است.
درباره این مطلب سفارشی و زنجیرهای شایان ذکر است:
1- اگر سفارش دهندگان این متن واقعاً طمأنینه و آرامش دارند، پس چرا مدام به منتقدان در طول 2 سال اخیر انواع فحاشیها و پرخاشها و ناسزاگوییها را روا داشتهاند. یعنی 2 درصد رسانهها این قدر اضطراب برانگیز- و مؤثر- هستند که یا باید به آنها ناسزا گفت، ترور شخصیت کرد، یارانهشان را قطع نمود و انتشار برخی از آنها را با لطایفالحیل متوقف کرد و آخر سر هم گفت: به خدا پناه میبریم از استبداد رأی و بستن دهان منتقدان؟ اگر ادعای شما صادق است پس این همه جنجال توأم با اهانت و هتاکی ظرف یک هفته اخیر برای چیست؟!
2- تصاویر منتشره از نمایشگاه و غرفهها از جمله در رسانههای حامی دولت نشان میدهد که برخلاف هر سال، نمایشگاه امسال به علت عدم حضور منتقدان جدی کاملاً سوت و کور است و به یک نمایشگاه تزئینی تبدیل شده است.
3- رسانههای عمده و اصلی اصولگرا به خاطر اعتراض نسبت به ایجاد مضیقههای مالی و سیاسی و هتاکی علیه منتقدان در نمایشگاه حضور ندارند و حتی اگر چند رسانه دیگر راهم به عنوان نشریه اصولگرا به آن 14 رسانه غایب اضافه کنیم که در نمایشگاه حاضرند، باید پرسید چرا دولت و حامیان آن مدام ادعا میکنند مظلوم واقع شدهاند و رسانه ندارند؟ آیا نسبت 600-500 رسانه همسو یا نزدیک به دولت با 14 یا 30 یا حتی 50 نشریه منتقد یکی است؟ نیز باید پرسیددر بحبوحه مضیقههای مالی شدید رسانههای منتقدان این حجم فربه از رسانههای متملق و تأیید کننده، آن هم اغلب با تیراژهای دو سه هزارتایی از کجا تأمین مالی میشوند تا به وقت سیاهی لشکر خواستن یا انتخاب نماینده مطبوعات در هیئت نظارت و... بتوان چند صد تای آنها را به صف کرد؟! آیا مدیران دولتی لااقل صداقت به خرج میدهند که از این به بعد مظلومنمایی نکنند و اذعان نمایند که اکثریت معتنابهی از نشریات را در خدمت خود قطار کردهاند؟!
دوستان خوب فائزه هاشمی از سازمان منافقین هم دروغ است؟!
دفتر آقای هاشمی از اینکه صدا و سیما خانواده او را در کنار شماری از حامیان گروهک تروریستی منافقین نشان داده ابراز ناخرسندی کرد.
دفتر هاشمی با اشاره به حضور همزمان خانواده هاشمی و برخی حامیان گروهک منافقین در مقابل زندان اوین این ماجرا را اتفاقی دانسته و مینویسد: در هفته اخیر که خانم عفت هاشمی به همراه دخترش برای ملاقات مهدی مراجعه کرده بودند، گروهی از خانوادههای زندانی که معمولاً هر هفته و به طور ثابت نزدیک به درب زندان اوین و در محوطه ورودی آن تجمع میکنند حضور داشتند. معطلی حدود 30 دقیقهای باعث شد که یکی از میان جماعت خود را به خانواده برساند و از کم و کیف و دلایل حکم مهدی هاشمی بپرسد و طبیعی بود که خانواده هم پاسخی به این سؤالات بدهند، لذا هیچ ارتباطی میان سخنان آنان با این تجمع وجود نداشته و این تلاقی حضور کاملاً اتفاقی بود. معلوم نیست توجیه برنامهسازان صدا و سیما چیست که به بهانه تخریب خانواده هاشمی رفسنجانی، اخبار مربوط به منافقین را پخش میکنند که هر ایرانی با غیرتی از این جماعت خودفروش، متنفر است و جالبتر اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به اخبار جعلی تجمع جلوی زندان اوین رسمیت میبخشد و این همان است که «قیصریه را به آتش میکشد».
همچنین مینویسد این وصلهها به خانواده آیتالله هاشمی رفسنجانی نمیچسبد که خود جانباز کینههای منافقین است.
یادآور میشود یک گروه از خانوادههای قربانیان عملیات تروریستی گروهک منافقین اخیراً به مقر این سازمان در لیبرتی حمله کردند و شماری از سران آن را به هلاکت رساندند. تجمع کنندگان در مقابل زندان اوین که شماری از ورشکستههای سیاسی بودند، ادعا داشتند حمله به تروریستها نقض حقوق بشر است.
هر چند استدلال دفتر آقای هاشمی درباره بیآبرویی منافقین و انزجار هر ایرانی با غیرت نسبت به این سازمان تروریستی و نیز اینکه آقای هاشمی هدف تروریستی سازمان در اوایل انقلاب قرار داشته، سخن درستی است اما براساس همین سخن درست باید پرسید که پس چرا فائزه هاشمی 2 بار در مصاحبه با روزنامههای بهار و فیگارو تصریح کرد در زندان با دوستان خوبی از سازمان بهائیت و سازمان مجاهدین خلق آشنا شده و حاضر نیست به سازمان مجاهدین «منافقین» بگوید؟! آیا این اظهار نظر صریح هم صحنه سناریونویسی صدا و سیما برای تخریب هاشمی و القای همسویی با منافقین است؟
یادآور میشود با وساطت فائزه هاشمی بعضی عناصر نفاق و فتنهگر نظیر سحرخیز، سال گذشته با آقای هاشمی دیدار کردند.
گزارش هاآرتص از نفوذ اطلاعاتی ایران در مراکز نظامی و هستهای اسرائیل
یک روزنامه صهیونیستی نوشت هکرهای ایرانی ظرف 2 سال گذشته، اطلاعات 1600 نفر از جمله ژنرالها و متخصصان هستهای اسرائیل را جمعآوری کردهاند.
«هاآرتص» نوشت: گروهی از هکرهای ایرانی در 2 سال گذشته از ژنرالهای ارتش، فیزیکدانان، دانشمندان هستهای و گروهی از مسئولان بلندپایه اسرائیل در زمینههای علوم دانشگاهی، امنیتی و بازرگانی جاسوسی میکردهاند.
این اطلاعات توسط شرکت اسرائیلی «چک پوینت» افشا شده که در زمینه امنیت اطلاعات فعالیت میکند. این شرکت توانسته به فهرست نام 1600 نفر از کسانی که از آنها جاسوسی میشده، دست یابد.
هاآرتص افزود: اکثر عملیات جاسوسی این هکرها علیه آمریکا با 17 درصد و سپس هلند با 8 درصد، اسرائیل با 5 درصد، گرجستان با 4 درصد و ترکیه با 3 درصد بوده است.
براساس اعلام این شرکت، مسئولان انگلیس، آلمان و هلند بعد از تحقیقات این شرکت، سامانه الکترونیکی را که این گروه جاسوسی از آن استفاده میکردند، از کار انداختند.
مقامات رسمی آمریکا پیش از این اعلام کردهاند که ایران در کنار روسیه و چین جزو بزرگترین و خطرناکترین رقبای سایبری آمریکا در جهان است.
پیش از این مقامات رژیم صهیونیستی اذعان کرده بودند که پهپادهای نظامی و اطلاعاتی تا عمق فلسطین اشغالی نفوذ کرده و از جمله در نزدیک تأسیسات اتمی نقب به پرواز درآمدهاند. آن هنگام اعلام شد این پهپاد متعلق به حزبالله و برخی گروههای مقاومت فلسطینی است که از ایران دریافت شده است.
شکست پیشاپیش وین 2 به خاطر موضع غیرمنطقی آمریکا و انگلیس
در حالی که نشست وین 2 درباره سوریه امروز برگزار میشود، ناظران پیشاپیش از شکست این نشست به جز مواضع آمریکا و برخی کشورهای غربی خبر میدهند.
فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان ضمن سخنانی در بنیاد کوربر آلمان تصریح کرد: درباره نتیجه نشست وین خوشبین نیستم و کمترین دلیلی برای این خوشبینی وجود ندارد.
جان کری وزیر خارجه آمریکا مدعی شد: از نظر ما دستور کار کنفرانس وین، انتقال قدرت در سوریه است. همزمان هاموند وزیر خارجه انگلیس خواستار کنار گذاشتن بشار اسد از روندگذار در سوریه شد.
جان کری با وجود پافشاری بر کنارهگیری بشار اسد خواستار انعطاف طرفهای مذاکره شده است! وی مدعی برگزاری انتخابات آزاد در سوریه شد و این در حالی است که بشار اسد در انتخاباتی آزاد و با نظارت بینالمللی روی کار آمد. اما با جنگ نیابتی آمریکا و متحدانش روبرو است. بنابراین طبیعی است که در صورت برگزاری هر انتخابات دیگری، آمریکاییها به انتخاب مردم سوریه احترام نخواهند گذاشت.
کری همچنین گفت: صلح با بودن بشار اسد عملی نمیشود.
اما در مقابل لاوروف وزیر خارجه روسیه تاکید کرد پافشاری برای برکناری بشاراسد سادهانگارانه است و نباید مذاکرات بر کنارهگیری بشاراسد متمرکز شود.
وی افزود: مذاکرات باید بر این امر متمرکز باشد که چه کسی میتواند نماینده اپوزیسیون سوریه باشد و چه کسی از گروههای افراطی است.
جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید نیز گفته است: فعالیتهای روسیه در سوریه فقط برای تقویت نظام اسد است.
روزنامه لبنانی السفیر در گزارشی اعلام کرد؛ آمریکا و برخی کشورها قصد دارند مذاکرات درباره سوریه را به نقطه آغاز برگردانند و به یک ضد حمله دیپلماتیک علیه روسیه و ایران دست بزنند.
کشاندن مذاکرات وین2 در بنبست با مطالبات بیاعتبار در حالی است که آمریکا و دیگر متحدانشان، جنگ سوریه را اساسا برای زدن محور مقاومت و برکناری بشاراسد به راه انداختند اما پس از 4 سال ناکام ماندهاند. آنها در حقیقت میخواهند شکست میدانی را از طریق فریبکاری در کریدورهای سیاسی جبران کنند.
رهبر معظم انقلاب تاکید کردهاند که پایان دادن به خشونتها، احترام به انتخاب مردم سوریه و تصمیم نگرفتن بیگانگان به جای مردم سوریه به تنها راه حل بحران سوریه است. ایشان همچنین تصریح کردهاند که جمهوری اسلامی مذاکرات جداگانهای با آمریکاییها در این زمینه نخواهد داشت.
بنابر برخی گزارشها احتمالا از ایران یکی از معاونان وزارت خارجه در نشست وین شرکت میکند. علت عدم شرکت ظریف، مشغله کاری وی عنوان شده است.
موشکهای حزبالله به 150 هزار فروند رسیده است
براساس ارزیابیهای اسرائیل، حزبالله لبنان 150 هزار موشک در اختیار دارد.
روزنامه السفیر نوشت: منابع امنیتی صهیونیستی تخمین میزنند حزبالله سعی دارد زرادخانه سلاحش را از تسلیحات دقیق و پیشرفته تولید صنایع نظامی ایران پر کند. اسرائیل تخمین زده بود حزبالله حدود 120 هزار موشک دارد اما اخیراً میگوید این حزب 150 هزار موشک دارد و علاوه بر این هواپیماهای بدون خلبان نیز دارد.
امیر بوحبوط خبرنگار نظامی پایگاه اینترنتی «والا» گفت ایران بطور روزافزونی محمولههای بزرگتری از سلاح را به فرودگاه دمشق میفرستد و از آنجا با کامیونها این سلاح رابه مناطق تحت کنترل حزبالله میفرستند. ایران در گذشته در انتقال این سلاحها به فرودگاه دمشق و پایگاههای نیروی هوایی سوریه محتاط بود، اما اکنون در ارسال محمولهها و پیشبرد محمولهها احساس آزادی بیشتری میکند.
از سوی دیگر اوی یسخارف خبرنگار سیاسی پایگاه اینترنتی «والا» گفت؛ اسرائیل تخمین میزند حزبالله 150 هزار موشک در اختیار دارد که بیشتر آن کوتاه برد است اما برخی از آنها دور برد است.
حزبالله به انباشت موشکهای میان بردی که از سوریه میآورد، ادامه میدهد و همچنین موشکهای دور برد را از ایران میآورد. حزبالله ناوگانی از هواپیماهای بدون خلبان را نه برای جمعآوری اطلاعات بلکه برای حمله ایجاد کرده است.
وی در ادامه گفت؛ حزبالله به تلاشهایش برای دستیابی به موشکهای زمین به هوا از نوع سام 17، سام 22 و موشکهای زمین به هوای یاخونت ادامه میدهد. حزبالله از جنگ داخلی سوریه و حملات هوایی اسرائیل پی برد که باید به چنین سلاحی مجهز شود.
مشاور اقتصادی روحانی آدرس غلط به مردم میدهد
یک کارشناس اقتصادی گفت سیاستهای اقتصادی دولت باعث عمیقتر شدن رکود تورمی میشود.
محمدقلی یوسفی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مصاحبه با فرارو به انتقاد از اظهارات نیلی مشاور ارشد رئیسجمهور پرداخت که مدعی شده تا سال 97 اقتصاد رونق نمیگیرد. یوسفی اظهار داشت: «واقعیت این است که دولت و مشاور محترم اقتصادی رئیسجمهور اعتقادی به عرضه و تولید ندارند و معتقدند که درباره عرضه نمیتوان کاری کردو عرضه خارج از سیاستگذاری اقتصادی قرار میگیرد و فقط میتوان روی تقاضا کار کرد که البته باید گفت این باور غلط است.»
وی ادامه داد: «اخلاق حکم میکند اگر کسی قادر به ارائه راهحل برای مشکلات کشور نیست نباید با آدرس غلط مردم را فریب بدهد؛ بلکه بهترین کار این است که کنار بکشد و راه را برای کسانی که میتوانند برای مشکلات کشور چارهاندیشی کنند باز کند.»
یوسفی افزود: « به نظر میرسد توجیهات چند روز پیش مشاور محترم اقتصادی رئیسجمهور از روی ناچاری و استیصال کامل است و این موضوع نشان میدهد سیاستهایی که اتخاذ میشود به هیچوجه برای مشکلات رکود تورمی چاره اندیشی نشده است.»
این کارشناس مسائل اقتصادی گفت: «دولت به جای آنکه جهت رفع مشکلات واقعی کشور برنامهریزی کند تا بنگاههای اقتصادی بتوانند آزادانه فعالیت کنند و متناسب با شرایط مختلف تصمیم لازم را بگیرند، آنها را در تنگناهای مختلف قرار داده است.»
وی ادامه داد: «متاسفانه بانک مرکزی شروع به فروش اوراق مشارکت کرد و از یک طرف بازار سرمایه را در تنگنا قرار داد و از سوی دیگر نرخ سود بانکی را افزایش داد و بیش از 45 درصد منابع کشور را به مسکن، ساختمانهای لوکس و برجسازی و همچنین مشتریان ویژه و دولت اختصاص داد، به عبارتی اکنون بیش از 45 درصد منابع از سیستم بانکی خارج است و سیستم بانکی عملا هیچ کنترلی بر روی آن ندارد.»
وی گفت: «اینکه از یکسو نقدینگی افزایش یافته و از سوی دیگر این نقدینگی به سمت بخشهای تولیدی نرفته است، خود گویای آن است که این منابع در جایی متمرکز شده است و اگر این منابع در خدمت بخشهای تولیدی قرار نگیرند، هم تورم افزایش خواهد یافت و هم به دلیل کمبود عرضه با رکود مواجه خواهیم شد و لذا با کاهش تولید، نرخ بیکاری افزایش خواهد یافت که این موضوع به خصوص در بخش صنعت بسیار حاد خواهد بود.»
رسانههای زنجیرهای با دست به دست کردن و انتشار یک مقاله مشترک مدعی شدند جایگاه دلواپسان در میان رسانهها حداکثر همین 2 درصد است.
این مقاله ابتدا در سایتی موسوم به «عصر خبر» - که ظاهراً به معاون مطبوعاتی نزدیک است- منتشر و سپس توسط سایتهای عصر ایران، انتخاب، نامهنیوز، شفقنا و... بازنشر یافته است. در این متن آمده است: چند رسانه معدود، نمایشگاه مطبوعات را تحریم کردند و بعد از تحریم، به سبک همیشگیشان که «داد و قال» است، چنان بلبشویی به راه انداختند که گویی کسی در نمایشگاه حضور ندارد و حال آن که تنها 14 رسانه اعلام تحریم کردند و 700 رسانه، از اصولگرا و اصلاحطلب و مستقل نمایشگاه بیست و یکم مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاههای خبری را شکل دادند... اما این چند رسانه نه چندان مهم، علامت امیدبخشی هم بود چرا که نشان داد جایگاه دلواپسان در میان رسانههای ایران، حداکثر همین 2 درصدی است که تحریم کردهاند و میکوشند این اقلیت محض بودنشان رابا هیاهو جبران کنند، غافل از اینکه عصر جیغ کشیدن به پایان آمده و عصر منطق و استدلال فرا رسیده است.
درباره این مطلب سفارشی و زنجیرهای شایان ذکر است:
1- اگر سفارش دهندگان این متن واقعاً طمأنینه و آرامش دارند، پس چرا مدام به منتقدان در طول 2 سال اخیر انواع فحاشیها و پرخاشها و ناسزاگوییها را روا داشتهاند. یعنی 2 درصد رسانهها این قدر اضطراب برانگیز- و مؤثر- هستند که یا باید به آنها ناسزا گفت، ترور شخصیت کرد، یارانهشان را قطع نمود و انتشار برخی از آنها را با لطایفالحیل متوقف کرد و آخر سر هم گفت: به خدا پناه میبریم از استبداد رأی و بستن دهان منتقدان؟ اگر ادعای شما صادق است پس این همه جنجال توأم با اهانت و هتاکی ظرف یک هفته اخیر برای چیست؟!
2- تصاویر منتشره از نمایشگاه و غرفهها از جمله در رسانههای حامی دولت نشان میدهد که برخلاف هر سال، نمایشگاه امسال به علت عدم حضور منتقدان جدی کاملاً سوت و کور است و به یک نمایشگاه تزئینی تبدیل شده است.
3- رسانههای عمده و اصلی اصولگرا به خاطر اعتراض نسبت به ایجاد مضیقههای مالی و سیاسی و هتاکی علیه منتقدان در نمایشگاه حضور ندارند و حتی اگر چند رسانه دیگر راهم به عنوان نشریه اصولگرا به آن 14 رسانه غایب اضافه کنیم که در نمایشگاه حاضرند، باید پرسید چرا دولت و حامیان آن مدام ادعا میکنند مظلوم واقع شدهاند و رسانه ندارند؟ آیا نسبت 600-500 رسانه همسو یا نزدیک به دولت با 14 یا 30 یا حتی 50 نشریه منتقد یکی است؟ نیز باید پرسیددر بحبوحه مضیقههای مالی شدید رسانههای منتقدان این حجم فربه از رسانههای متملق و تأیید کننده، آن هم اغلب با تیراژهای دو سه هزارتایی از کجا تأمین مالی میشوند تا به وقت سیاهی لشکر خواستن یا انتخاب نماینده مطبوعات در هیئت نظارت و... بتوان چند صد تای آنها را به صف کرد؟! آیا مدیران دولتی لااقل صداقت به خرج میدهند که از این به بعد مظلومنمایی نکنند و اذعان نمایند که اکثریت معتنابهی از نشریات را در خدمت خود قطار کردهاند؟!
دوستان خوب فائزه هاشمی از سازمان منافقین هم دروغ است؟!
دفتر آقای هاشمی از اینکه صدا و سیما خانواده او را در کنار شماری از حامیان گروهک تروریستی منافقین نشان داده ابراز ناخرسندی کرد.
دفتر هاشمی با اشاره به حضور همزمان خانواده هاشمی و برخی حامیان گروهک منافقین در مقابل زندان اوین این ماجرا را اتفاقی دانسته و مینویسد: در هفته اخیر که خانم عفت هاشمی به همراه دخترش برای ملاقات مهدی مراجعه کرده بودند، گروهی از خانوادههای زندانی که معمولاً هر هفته و به طور ثابت نزدیک به درب زندان اوین و در محوطه ورودی آن تجمع میکنند حضور داشتند. معطلی حدود 30 دقیقهای باعث شد که یکی از میان جماعت خود را به خانواده برساند و از کم و کیف و دلایل حکم مهدی هاشمی بپرسد و طبیعی بود که خانواده هم پاسخی به این سؤالات بدهند، لذا هیچ ارتباطی میان سخنان آنان با این تجمع وجود نداشته و این تلاقی حضور کاملاً اتفاقی بود. معلوم نیست توجیه برنامهسازان صدا و سیما چیست که به بهانه تخریب خانواده هاشمی رفسنجانی، اخبار مربوط به منافقین را پخش میکنند که هر ایرانی با غیرتی از این جماعت خودفروش، متنفر است و جالبتر اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به اخبار جعلی تجمع جلوی زندان اوین رسمیت میبخشد و این همان است که «قیصریه را به آتش میکشد».
همچنین مینویسد این وصلهها به خانواده آیتالله هاشمی رفسنجانی نمیچسبد که خود جانباز کینههای منافقین است.
یادآور میشود یک گروه از خانوادههای قربانیان عملیات تروریستی گروهک منافقین اخیراً به مقر این سازمان در لیبرتی حمله کردند و شماری از سران آن را به هلاکت رساندند. تجمع کنندگان در مقابل زندان اوین که شماری از ورشکستههای سیاسی بودند، ادعا داشتند حمله به تروریستها نقض حقوق بشر است.
هر چند استدلال دفتر آقای هاشمی درباره بیآبرویی منافقین و انزجار هر ایرانی با غیرت نسبت به این سازمان تروریستی و نیز اینکه آقای هاشمی هدف تروریستی سازمان در اوایل انقلاب قرار داشته، سخن درستی است اما براساس همین سخن درست باید پرسید که پس چرا فائزه هاشمی 2 بار در مصاحبه با روزنامههای بهار و فیگارو تصریح کرد در زندان با دوستان خوبی از سازمان بهائیت و سازمان مجاهدین خلق آشنا شده و حاضر نیست به سازمان مجاهدین «منافقین» بگوید؟! آیا این اظهار نظر صریح هم صحنه سناریونویسی صدا و سیما برای تخریب هاشمی و القای همسویی با منافقین است؟
یادآور میشود با وساطت فائزه هاشمی بعضی عناصر نفاق و فتنهگر نظیر سحرخیز، سال گذشته با آقای هاشمی دیدار کردند.
گزارش هاآرتص از نفوذ اطلاعاتی ایران در مراکز نظامی و هستهای اسرائیل
یک روزنامه صهیونیستی نوشت هکرهای ایرانی ظرف 2 سال گذشته، اطلاعات 1600 نفر از جمله ژنرالها و متخصصان هستهای اسرائیل را جمعآوری کردهاند.
«هاآرتص» نوشت: گروهی از هکرهای ایرانی در 2 سال گذشته از ژنرالهای ارتش، فیزیکدانان، دانشمندان هستهای و گروهی از مسئولان بلندپایه اسرائیل در زمینههای علوم دانشگاهی، امنیتی و بازرگانی جاسوسی میکردهاند.
این اطلاعات توسط شرکت اسرائیلی «چک پوینت» افشا شده که در زمینه امنیت اطلاعات فعالیت میکند. این شرکت توانسته به فهرست نام 1600 نفر از کسانی که از آنها جاسوسی میشده، دست یابد.
هاآرتص افزود: اکثر عملیات جاسوسی این هکرها علیه آمریکا با 17 درصد و سپس هلند با 8 درصد، اسرائیل با 5 درصد، گرجستان با 4 درصد و ترکیه با 3 درصد بوده است.
براساس اعلام این شرکت، مسئولان انگلیس، آلمان و هلند بعد از تحقیقات این شرکت، سامانه الکترونیکی را که این گروه جاسوسی از آن استفاده میکردند، از کار انداختند.
مقامات رسمی آمریکا پیش از این اعلام کردهاند که ایران در کنار روسیه و چین جزو بزرگترین و خطرناکترین رقبای سایبری آمریکا در جهان است.
پیش از این مقامات رژیم صهیونیستی اذعان کرده بودند که پهپادهای نظامی و اطلاعاتی تا عمق فلسطین اشغالی نفوذ کرده و از جمله در نزدیک تأسیسات اتمی نقب به پرواز درآمدهاند. آن هنگام اعلام شد این پهپاد متعلق به حزبالله و برخی گروههای مقاومت فلسطینی است که از ایران دریافت شده است.
شکست پیشاپیش وین 2 به خاطر موضع غیرمنطقی آمریکا و انگلیس
در حالی که نشست وین 2 درباره سوریه امروز برگزار میشود، ناظران پیشاپیش از شکست این نشست به جز مواضع آمریکا و برخی کشورهای غربی خبر میدهند.
فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان ضمن سخنانی در بنیاد کوربر آلمان تصریح کرد: درباره نتیجه نشست وین خوشبین نیستم و کمترین دلیلی برای این خوشبینی وجود ندارد.
جان کری وزیر خارجه آمریکا مدعی شد: از نظر ما دستور کار کنفرانس وین، انتقال قدرت در سوریه است. همزمان هاموند وزیر خارجه انگلیس خواستار کنار گذاشتن بشار اسد از روندگذار در سوریه شد.
جان کری با وجود پافشاری بر کنارهگیری بشار اسد خواستار انعطاف طرفهای مذاکره شده است! وی مدعی برگزاری انتخابات آزاد در سوریه شد و این در حالی است که بشار اسد در انتخاباتی آزاد و با نظارت بینالمللی روی کار آمد. اما با جنگ نیابتی آمریکا و متحدانش روبرو است. بنابراین طبیعی است که در صورت برگزاری هر انتخابات دیگری، آمریکاییها به انتخاب مردم سوریه احترام نخواهند گذاشت.
کری همچنین گفت: صلح با بودن بشار اسد عملی نمیشود.
اما در مقابل لاوروف وزیر خارجه روسیه تاکید کرد پافشاری برای برکناری بشاراسد سادهانگارانه است و نباید مذاکرات بر کنارهگیری بشاراسد متمرکز شود.
وی افزود: مذاکرات باید بر این امر متمرکز باشد که چه کسی میتواند نماینده اپوزیسیون سوریه باشد و چه کسی از گروههای افراطی است.
جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید نیز گفته است: فعالیتهای روسیه در سوریه فقط برای تقویت نظام اسد است.
روزنامه لبنانی السفیر در گزارشی اعلام کرد؛ آمریکا و برخی کشورها قصد دارند مذاکرات درباره سوریه را به نقطه آغاز برگردانند و به یک ضد حمله دیپلماتیک علیه روسیه و ایران دست بزنند.
کشاندن مذاکرات وین2 در بنبست با مطالبات بیاعتبار در حالی است که آمریکا و دیگر متحدانشان، جنگ سوریه را اساسا برای زدن محور مقاومت و برکناری بشاراسد به راه انداختند اما پس از 4 سال ناکام ماندهاند. آنها در حقیقت میخواهند شکست میدانی را از طریق فریبکاری در کریدورهای سیاسی جبران کنند.
رهبر معظم انقلاب تاکید کردهاند که پایان دادن به خشونتها، احترام به انتخاب مردم سوریه و تصمیم نگرفتن بیگانگان به جای مردم سوریه به تنها راه حل بحران سوریه است. ایشان همچنین تصریح کردهاند که جمهوری اسلامی مذاکرات جداگانهای با آمریکاییها در این زمینه نخواهد داشت.
بنابر برخی گزارشها احتمالا از ایران یکی از معاونان وزارت خارجه در نشست وین شرکت میکند. علت عدم شرکت ظریف، مشغله کاری وی عنوان شده است.
موشکهای حزبالله به 150 هزار فروند رسیده است
براساس ارزیابیهای اسرائیل، حزبالله لبنان 150 هزار موشک در اختیار دارد.
روزنامه السفیر نوشت: منابع امنیتی صهیونیستی تخمین میزنند حزبالله سعی دارد زرادخانه سلاحش را از تسلیحات دقیق و پیشرفته تولید صنایع نظامی ایران پر کند. اسرائیل تخمین زده بود حزبالله حدود 120 هزار موشک دارد اما اخیراً میگوید این حزب 150 هزار موشک دارد و علاوه بر این هواپیماهای بدون خلبان نیز دارد.
امیر بوحبوط خبرنگار نظامی پایگاه اینترنتی «والا» گفت ایران بطور روزافزونی محمولههای بزرگتری از سلاح را به فرودگاه دمشق میفرستد و از آنجا با کامیونها این سلاح رابه مناطق تحت کنترل حزبالله میفرستند. ایران در گذشته در انتقال این سلاحها به فرودگاه دمشق و پایگاههای نیروی هوایی سوریه محتاط بود، اما اکنون در ارسال محمولهها و پیشبرد محمولهها احساس آزادی بیشتری میکند.
از سوی دیگر اوی یسخارف خبرنگار سیاسی پایگاه اینترنتی «والا» گفت؛ اسرائیل تخمین میزند حزبالله 150 هزار موشک در اختیار دارد که بیشتر آن کوتاه برد است اما برخی از آنها دور برد است.
حزبالله به انباشت موشکهای میان بردی که از سوریه میآورد، ادامه میدهد و همچنین موشکهای دور برد را از ایران میآورد. حزبالله ناوگانی از هواپیماهای بدون خلبان را نه برای جمعآوری اطلاعات بلکه برای حمله ایجاد کرده است.
وی در ادامه گفت؛ حزبالله به تلاشهایش برای دستیابی به موشکهای زمین به هوا از نوع سام 17، سام 22 و موشکهای زمین به هوای یاخونت ادامه میدهد. حزبالله از جنگ داخلی سوریه و حملات هوایی اسرائیل پی برد که باید به چنین سلاحی مجهز شود.
مشاور اقتصادی روحانی آدرس غلط به مردم میدهد
یک کارشناس اقتصادی گفت سیاستهای اقتصادی دولت باعث عمیقتر شدن رکود تورمی میشود.
محمدقلی یوسفی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مصاحبه با فرارو به انتقاد از اظهارات نیلی مشاور ارشد رئیسجمهور پرداخت که مدعی شده تا سال 97 اقتصاد رونق نمیگیرد. یوسفی اظهار داشت: «واقعیت این است که دولت و مشاور محترم اقتصادی رئیسجمهور اعتقادی به عرضه و تولید ندارند و معتقدند که درباره عرضه نمیتوان کاری کردو عرضه خارج از سیاستگذاری اقتصادی قرار میگیرد و فقط میتوان روی تقاضا کار کرد که البته باید گفت این باور غلط است.»
وی ادامه داد: «اخلاق حکم میکند اگر کسی قادر به ارائه راهحل برای مشکلات کشور نیست نباید با آدرس غلط مردم را فریب بدهد؛ بلکه بهترین کار این است که کنار بکشد و راه را برای کسانی که میتوانند برای مشکلات کشور چارهاندیشی کنند باز کند.»
یوسفی افزود: « به نظر میرسد توجیهات چند روز پیش مشاور محترم اقتصادی رئیسجمهور از روی ناچاری و استیصال کامل است و این موضوع نشان میدهد سیاستهایی که اتخاذ میشود به هیچوجه برای مشکلات رکود تورمی چاره اندیشی نشده است.»
این کارشناس مسائل اقتصادی گفت: «دولت به جای آنکه جهت رفع مشکلات واقعی کشور برنامهریزی کند تا بنگاههای اقتصادی بتوانند آزادانه فعالیت کنند و متناسب با شرایط مختلف تصمیم لازم را بگیرند، آنها را در تنگناهای مختلف قرار داده است.»
وی ادامه داد: «متاسفانه بانک مرکزی شروع به فروش اوراق مشارکت کرد و از یک طرف بازار سرمایه را در تنگنا قرار داد و از سوی دیگر نرخ سود بانکی را افزایش داد و بیش از 45 درصد منابع کشور را به مسکن، ساختمانهای لوکس و برجسازی و همچنین مشتریان ویژه و دولت اختصاص داد، به عبارتی اکنون بیش از 45 درصد منابع از سیستم بانکی خارج است و سیستم بانکی عملا هیچ کنترلی بر روی آن ندارد.»
وی گفت: «اینکه از یکسو نقدینگی افزایش یافته و از سوی دیگر این نقدینگی به سمت بخشهای تولیدی نرفته است، خود گویای آن است که این منابع در جایی متمرکز شده است و اگر این منابع در خدمت بخشهای تولیدی قرار نگیرند، هم تورم افزایش خواهد یافت و هم به دلیل کمبود عرضه با رکود مواجه خواهیم شد و لذا با کاهش تولید، نرخ بیکاری افزایش خواهد یافت که این موضوع به خصوص در بخش صنعت بسیار حاد خواهد بود.»