رونقی که داعش به اقتصاد غرب میدهد(گزارش خبری)
دولت آلمان در سایه بحران ساختگی غرب در خاورمیانه، فروش میلیاردها یورو سلاح به کشورهای مرتجع عرب را تصویب کرده است.
دولت آلمان براساس اصل «رونق اقتصادی اروپا در گرو بحران سیاسی و رکود اقتصادی خاورمیانه است»، صدور گسترده تسلیحات به خاورمیانه را افزایش میدهد. «اشپیگل» در این باره بدون اشاره به ارزش کل این صادرات، اعلام کرده که صادرات فوق در سطح «انبوه» است. به گزارش تسنیم، هفتهنامه مذکور کشورهای دریافتکننده تسلیحات را مصر، امارات، اردن، الجزایر و «چند کشور دیگر» ذکر کرده است.
پیش از این نشریات غربی از تروریستهای داعش تحت عنوان یک «گنج» برای دولتها و شرکتهای تسلیحاتی اروپا و آمریکا یاد میکردند، گنج بیپایانی که با رنج همیشگی مردم خاورمیانه گره خورده است.
«زیگمار گابریل» وزیر اقتصاد آلمان که با شعار «کاهش صدور تسلیحات» رأی نمایندگان مردم این کشور را خریده بود، اکنون نهتنها وعده خود را فراموش کرده بلکه به کشورهایی سلاحهای مرگبار میدهد که در سرکوب مردم خود نیز بسیار بدنام و بدسابقه هستند.
برای تودههای مردم که از فطرت پاکتری برخوردار هستند، همیشه این سؤال وجود داشته است که چرا آلمان باید رژیم سعودی، تروریستهای سوری و غاصبان صهیونیست را به سلاحهای مرگبار مجهز کند؟ آنها به همین خاطر طی سالهای اخیر بارها به خیابانها آمدند و اعتراضات خود را اعلام کردند. این اعتراضات نشان میدهد که هنوز خیلی از شهروندان آلمانی مثل مردم کشورهای دیگر اروپایی و آمریکایی نمیدانند که بنیانهای اقتصادی آنها مثل سیاست آنها کاملا استعماری است؛ رونق یک طرف به بیچارگی طرف دیگر وابسته است.
البته این معادله نابرابر درعرصه سیاسی کاملا شفاف بیان میشود و کسی نیست که از زبان رؤسای جمهور آمریکا و فرانسه و نخستوزیر انگلیس نشنیده باشد که امنیت آنها به امنیت رژیم جعلی اسرائیل گره خورده و معنیاش این است که امنیت و آسایش غرب به ناامنی، اشغالگری، رکود اقتصادی و افزایش هرج و مرج در خاورمیانه گره خورده است.
بعید نیست که شهروندان آلمانی طی روزهای آتی بازهم در واکنش به این خبر جدید تظاهرات کنند و از برلین بخواهند که به حمایت از رژیمهای پوشالی و غیرمردمی عربستان و بحرین و دولت کودتایی مصر پایان دهد. اما به نظر میرسد که اعتراضات خیابانی در اروپا نمیتواند سیاستمداران را از معاملات پرسود منصرف کند.
اما،اگر سران اروپا دوراندیش میبودند، درمییافتند که این سود کلان آنها از قبل «داعش» و از آشفته بازاری که خود ایجاد کردهاند همیشگی نخواهد بود؛ فروش سلاح به منطقه، پذیرش نیروی کار حرفهای و غیرحرفهای تحت پوشش جذب آوارگان، تبدیل کردن منطقه به بازار کالاهای مصرفی، بدمعرفی کردن چهره اسلام به جهان و مهار نیروهای انقلابی مقاومت ضدصهیونیستی، از جمله منافعی است که غرب فعلا از قبل تروریستهای تکفیری و «داعش» عاید
خود میکند.
شاید مردم آلمان از سردمداران خود بهتر متوجه هستند که این معامله نابرابر عاقبت خوشی ندارد و همه باید از سرانجام آن بترسند.