کد خبر: ۶۰۳۱۷
تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۹

دانشجوی شهید عمران پستی(دانشگاه در جبهه - ۱۲۷)


شهيد عمران پستي در 19  آذر 1338 در هشتجين خلخال به دنيا آمد .تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در زادگاهش گذراند. به عنوان شاگرد ممتاز شناخته شد .از اين رو توانست در اردبيل در رشته جامع كه مخصوص شاگردان ممتاز علمي آن زمان بود درسش را ادامه دهد.او ديپلم خود را در سال 57 در رشته رياضي فيزيك اخذ كرد.بعد از شركت در آزمون سراسري دانشگاه در رشته جامعه شناسي دانشگاه تهران پذيرفته شد.
در هنگام تعطيل شدن دانشگاه و شروع اعتصاب‌ها به زادگاهش بازگشت و مبارزات خود را از تهیيج دوستان و جوانان تا ابتكاراتش در پخش اعلاميه و غيره در هشتجين دنبال كرد.از اين رو مورد تعقيب قرار گرفت .اما همراهي مردم با تحصن وي در مسجد مانع از دستگيري او گرديد.
بعد از پيروزي انقلاب به دانشگاه بازگشت و در رديف پيروان خالص  خط امام قرار گرفت. بعد از ايفاي نقش خود در ماجراي لانه جاسوسي آمريكا؛ درخواست خود را مبني بر انصراف از تحصيل به دانشگاه تقديم كرد و به عضويت سپاه پاسداران تهران در آمد.در واحد گزينش آنجا عهده‌دار مسئوليت شد.
وی مسئوليت فرماندهي گردان حبيب بن مظاهر از لشگر 27 رسول الله را به عهده گرفت .با ياران و همرزمانش همگام بود تا اينكه در عمليات خيبر به شدت زخمي شد.
با اين حال اين يار خستگي ناپذير مسئوليت فرماندهي را تا لحظه شهادت از دوش نيفكند و با بي سيم همراهان را همرزمي مي كرد تا اينكه در اسفند ماه 1362  به آرزوی دیرینه اش دست یافت.
در گوشه‌هایی از وصیت نامه شهید دانشجو «عمران پستی» آمده است:
اي مردم مگر كاروان شهدا را نمي بينيد؟ پس چرا به اين كاروان نمي پيونديد؟ مگر مقام شهدا را باور نداريد؟ مگر نمي خواهيد نجات پيدا كنيد؟ بعضي‌ها انگار خوابند! چنان بي خيالند كه انگار معادي در كار نيست بعضي‌ها از مرگ مي ترسند و عده اي فرق بين مرگ و شهادت نمي بينند.
 گرچه در ايام حيات خود سودي از من به اسلام نرسيده و از اين لحاظ در پيشگاه حق شرمنده ام ولي اگر جنازه ام به دست شما نرسيد به مادر و همسرم و ديگر عزيزانم يادآوري كنيد آن جريان مادري را كه سر بريده فرزندش را در يكي از جنگ هاي اسلام برايش آورده بودند گرفت و بسوي ميدان نبرد پرت كرد و گفت من آن سري را كه در راه خدا داده ام پس نمي گيرم.