کد خبر: ۵۹۲۵۱
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۴ - ۲۰:۱۳

عوامل سه‌گانه برای تکمیل ایمان(زلال بصیرت)


امام جواد(ع) در حدیثی می‌فرماید:«الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ‏ نَفْسِهِ‏ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ» گفت: مؤمن برای اینکه مسیر ایمان را طی کند و استکمال ایمانی پیدا کند به سه چیز احتیاج دارد؛ اول توفیق خدا، دوم اینکه از درون خودش عامل پنددهنده و هشداردهنده‌ای داشته باشد و سوم اینکه نسبت به کسانی که از بیرون او را نصیحت می‌کنند حالت پذیرش داشته باشد.
ویژگی‌های افعال اختیاری
برای انجام افعال اختیاری سه نوع عامل نیاز است؛ انسان در دسته‌ای از این عوامل هیچ اختیاری ندارد. این عوامل را خداوند حتی گاهی قبل از تولد انسان فراهم می‌کند. برای به دست‌آوردن این عوامل انسان خود هیچ تلاشی نکرده است و به دست آوردن آنها در اختیار او نیست. این عوامل با اینکه اختیاری نیست باید باشد تا انسان از آنها استفاده کند و بتواند راه صحیحی را بپیماید.
دسته دوم عوامل، انگیزه‌های درونی است. انسان برای پیمودن راه حق به انگیزه درونی نیز نیاز دارد. بسیاری از کارهاست که انسان می‌داند خوب است، ولی انگیزه‌ای برای انجام آن ندارد و بالطبع آنها را انجام نمی‌دهد.
دسته سوم عوامل، تقویت بیرونی است. غالبا عامل درونی به تنهایی کافی نیست و به کمک‌های بیرونی نیز نیاز است. بسیاری از اوقات انگیزه‌ای در درون انسان هست، ولی شرایط محیط به‌گونه‌ای نیست که برای آن کار تشویق شود، اما اگر شرایط به‌گونه‌ای باشد که در آن راه، دیگران را همراه خود ببیند،‌ عامل درونی تقویت می‌شود و به آن کار می‌پردازد.
در روایت بالا از اسباب غیراختیاری با عنوان «توفیق من الله» یاد شده است؛ همان چیزهایی که در اختیار انسان نیست و خداوند فراهم کرده است. همچنین از عامل درونی به «واعظ من نفسه» تعبیر شده است که اگر این عامل نباشد هرچه  اسباب هم فراهم باشد فرد استفاده نمی‌کند. این عامل در اختیار خود انسان است و جبری نیست. این دو عامل وقتی با تقویت بیرونی همراه شود غالبا تأثیر خود را می‌بخشد.
حال این سوال مطرح می‌شود که توحید افعالی و ارتباط آن با اختیار، اراده و فعالیت انسان چیست که باید گفت به یک شکل این سؤال مطرح می‌شود که آیا در عالم غیر از اراده خداوند چیز دیگری هم مؤثر است یا اینکه همه چیز تنها به اراده خداست و چیزی بدون اراده خدا واقع نمی‌شود؟ آیا یک اراده حاکم است یا اراده‌های دیگری نیز هست و اگر اراده‌‌ای دیگری نیز هست با اراده خدا چه نسبتی دارد؟
ریشه مسائل مربوط به قضا و قدر و جبر و تفویض این مسئله است. امام جواد(ع) در پاسخ نامه واسطه‌ای که قرار بود هدایایی را از طرف مردم خدمت ایشان برساند ولی در بین راه سارقان آنها را از او ربوده بودند، فرمود: از نعمت‌هایی که خدا به ما می‌رساند با شادی و قدردانی استفاده می‌کنیم، ولی اگر خداوند چیزهایی را از ما بگیرد مطمئنیم که اجر و حسنه‌اش را برای ما حفظ خواهد کرد.
اموال را دزدها ربوده‌ بودند، ولی حضرت فرمودند اگر خداوند نعمتی را از ما بگیرد ما نگران نیستیم؛ زیرا اجرش را به ما خواهد داد. این تعبیرات زیاد است. در آیات قرآن نیز حتی حوادث طبیعی گاهی به امور طبیعی و گاهی به خدا نسبت داده می‌شود. حتی گاهی برخی از اعمال در آیه‌ای به خداوند و در آیه دیگر به شیطان نسبت داده می‌شود. حال این پرسش مطرح می‌شود که بالاخره این مسایل کار کیست؟ خدا یا دیگران؟ هر دو انتساب است اما باید هر دو را معنا کنیم. این پاسخ به این معنا نیست که خدا در عرض فاعل‌های دیگر در انجام عملی نقش دارد؛ این شرک است. هیچ کس در عرض خداوند کاره‌ای نیست. این رابطه، رابطه طولی است، در این صورت نسبت عمل به هریک از علل طولی آن عمل، صحیح است. هر چه در عالم است از خداست چون هرچه وجود دارد، وجودش از خداست، اما  این بدان معنا نیست که وسائطی در کار نیست و آنها مسئولیتی ندارند یا اگر کار خیری داشتند سزاوار تشکر نیستند، بلکه با اینکه اصل عمل از خداست، نسبت عمل به واسطه‌ها نیز نسبت صحیحی است و مسئولیت آنها محفوظ است، افزون بر اینکه وظیفه‌ای که ما نسبت به آنها داریم نیز پابرجاست.
در روایت است که: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» که این بر وظیفه شکرگزاری از وسایط تاکید دارد. لازمه ایمان این است که برای همه چیز در همه حال نوعی نسبت نهایی با خداوند قائل باشیم، اما این بدان معنا نیست که به چیزهای دیگر توجه نکنیم و هیچ عامل دیگری را مؤثر ندانیم، بلکه عوامل دیگری نیز هستند که به اذن الله مؤثر هستند.
اگر خداوند بخواهد خیری را به انسان برساند، کسي نمي‌تواند جلوي او را بگيرد. کار کار اوست و از هر راه و به دست هر کس که مصلحت بداند اجرا مي‌کند. او در نمي‌ماند و به اين اسباب نیازی ندارد.
لزوم تشکر از خدا و بندگان
 در مقام مناجات با خدا، بايد در همه چیز سر و کارمان را با خدا بدانيم و توجه داشته باشیم که منشأ اصلي همه قدرت‌ها اوست، اما در مواردي نیز ما با مخلوقات و وسائط روبه‌رو هستيم و نسبت به آنها نیز وظايفي داريم. مقام توبه و استغفار اين است که انسان گناهان را به خودش نسبت بدهد، اما درباره خوبي‌ها بگوید خدایا اگر تو این نعمت‌ها را به من نداده بودی من چگونه‌ می‌توانستم به خوبی‌ها بپردازم. البته هر دو نسبت‌ نیز صحيح است، اما بايد ببينيم اين مقام اقتضاي توجه به کدام مراتب را دارد.
طبق نقلی امام جواد(ع) همراه ساربانی به کوفه رفتند و امام مبلغ چهارصد دینار که مبلغ بسیار زیادی است، به او دادند. ساربان به طمع افتاد و درخواست مبلغ بیشتری کرد. حضرت فرمودند: لاينقطع المزيد من الله الا ان ينقطع الشکر من العباد.حضرت با این کلام اشاره کردند که همین مبلغ هم برای کار تو بسیار زياد است، افزون بر اینکه همين هم نعمت خداست و از آنجا که قدرداني نکردي، استحقاق بیشتری نداری، اما اگر بعد از اين هم شکر نعمت‌هاي خدا را بجا نياوري، نعمت خدا قطع مي‌شود. بنابراين براي اينکه ما شکر نعمت‌هاي خدا را بجا بياوريم بايد اول هر خوبي را از او بدانيم، حتي اراده خيري که در ما پيدا مي‌شود بگوئیم خدايا تو اين اراده را به ما دادي و تا اينجا هم انسان بايد خودش را مديون خدا بداند تا خدا توفيق بدهد که انسان باز هم اين کار خير را اراده کند و انجام بدهد.
اولين مرتبه شکر این است که انسان به زبان، اقرار کند که خدایا این کار خوب من نیز از توست. اندیشه قارون در مقابل این رویکرد بود. وقتي به قارون گفتند مقداری از اين نعمت‌هايي که خدا به تو داده براي آخرت خودت صرف کن! گفت: إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي؛ من خودم زحمت کشيدم و با علم خودم به دست آوردم. متأسفانه ممکن است مراتبي از این حالت در ما هم پيدا بشود و وقتی کار خوبي کرديم، بگوئیم: بله! خدا سر جاي خودش که توفیق داد، اما من هم زحمت کشيدم، درسش را خواندم، شکنجه‌اش را ديدم و زندانش را رفتم. البته خدا بالاي سر همه هست، اما من زحمت کشيدم و اگر من نبودم و اين کار را نکرده بودم، انقلاب پيروز نمي‌شد و به اينجا نمي‌رسيد!
انسان باید در مقابل خدا خودش را صفر ببيند؛ البته غير از اين هم نیست. مگر ما چيزي از خودمان داريم؟! اگر چيزي داريم همان است که او به ما داده است. بنابراین وقتی با خدا روبه‌رو هستيم باید از همه عوامل دیگر صرف نظر کنيم. اما در مقام عذرخواهي و استغفار بايد تمام توجه‌مان این باشد که عيب‌ها از ماست. خداوند خوبي‌ها را داده است، اگر نقصي هست، براي اين است که من سوءاستفاده کرده‌ام. همچنین در ارتباط با وسايط  باید به هر کدام متناسب با شأن خودشان کار را نسبت بدهم و از او قدرداني کنم و وظيفه‌اي که دارم انجام بدهم.
بیانات آيت‌الله مصباح يزدي(دام عزه) در مراسم سوگواری شهادت امام جواد(ع)؛  قم، 21 /6 / 1394
زلال بصیرت روزهای  پنجشنبه منتشر می‌شود.