کد خبر: ۵۹۱۹۸
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۴ - ۲۰:۱۲
بی‌توجهی به اصل مدیریت در اظهارنظرات مسئولان فدراسیون

فوتبال ایران با افکار کوچک و روش‌های نامناسب اداره می‌شود!

فوتبال بالقوه بزرگ ایران، با افکار کوچک و روش‌های نامناسب اداره می‌شود و... به همین دلیل به چنین وضعی دچار شده است. وضعی که البته صاحبان افکار کوچک، آن را خیلی خوب و مطلوب می‌دانند، اما برای کسانی که از گذشته فوتبال ایران اطلاع دارند و خوب به یاد می‌آورند که این فوتبال بیش از یک دهه در قاره کهن حرف اول را می‌زده است.شرایط موجود به هیچ عنوان مقبول نیست.

سرویس ورزشی-

پنجشنبه هفته گذشته بخش عمده‌ای از این صفحه را به بحث «مدیریت در فوتبال» اختصاص داده بودیم و این که در بررسی مشکلات و ریشه‌یابی ضعف‌های فوتبال چه در بعد فنی و چه از جنبه اخلاقی و فرهنگی نباید از دلایل اصلی غافل شده به موضوعات فرعی بپردازیم، علت و یا علت‌ها را نادیده بگیریم و درباره معلول‌ها بزرگ‌نمایی کنیم. کاری که متأسفانه در اکثر تحلیل‌‌های ورزشی و فوتبالی، رسانه‌ها، شاهدیم. کاری غلط و گمراه‌کننده که یا از سر جهل و ناآگاهی به قواعد تحلیل و عدم شناخت نسبت به واقعیات غیرقابل انکار فوتبال صورت می‌گیرد و یا از سر غرض و از روی عمد و با هدف. ریشه ضعف‌ها و دلیل اصلی مشکلات را باید در عامل مهم و تعیین‌کننده‌ای به اسم «مدیریت» پیدا کرد. مطرح کردن هر عامل دیگری غیر از این به عنوان علت‌العلل مشکلات فوتبال کاری اشتباه و فریبکارانه است که پذیرفتن آن فقط ما را چند سال دیگر عقب می‌اندازد.
پول بده، فرمان ببر!
آقای اسلامیان، نایب رئیس فدراسیون فوتبال در مصاحبه‌ای، ضمن حمایت از سرمربی تیم‌ملی می‌گوید: «عقل می‌گوید وقتی هزینه کی‌روش را می‌دهید او را اذیت نکنید، برخی این موضوع را نمی‌فهمند...»
ما در اینجا به این که جریان «اذیت» چی هست؟ و چه کسی و چگونه کی‌روش را اذیت کرده است؟ کاری نداریم. آیا کمیته اخلاق حق سؤال از ایشان را ندارد؟ آیا رسانه‌های مستقل و خیرخواه، نباید از ایشان انتقاد کنند؟ آیا هیچ مسئول بالادستی در فدراسیون حق ندارد در چارچوب وظایف، نسبت به ایشان اعمال مدیریت کند...؟ والا همه اینها می‌شود «اذیت»؟ بنابراین استدلال آقای اسلامیان- که از این به‌ بعد هم باید منتظر اظهارنظرها و دیده شدن! بیشتر ایشان در رسانه‌ها باشیم، حداقل تا زمان انتخابات فدراسیون فوتبال!!- ما چون پول می‌دهیم، حرف هم نباید بزنیم! و اگر حرف بزنیم کاری خلاف عقل انجام داده‌ایم!؟ یعنی کار عقلایی از نظر ایشان این است که ما پول بیت‌المال را خرج آقای سرمربی همیشه طلبکار کنیم، و همیشه هم بدهکار ایشان باشیم؟!... این درحالی است که از قدیم این‌طوری گفته‌اند که: «پول بده، فرمان بده» حالا ظاهراً باید بگوئیم «پول بده، فرمان ببر»؟! این نمونه را آوردیم تا بگوئیم وقتی می‌گوئیم ریشه مشکلات فوتبال ایران، بنابر داوری عقل سلیم و نگاه به واقعیات «مدیریت» است، چرا می‌گوئیم؟
اصل فراموش شده
آقای نایب‌رئیس فدراسیون فوتبال- که البته از مدیران باسابقه و شخصیت محترمی هم هست اما در عرصه فوتبال و ورزشکاری نام ایشان برای اکثر قریب به اتفاق اهالی ورزش و فوتبال ناشناخته است- در جایی دیگر از همان مصاحبه، ضمن تایید حرف کی‌روش که گفته است فوتبال ایران 24 سال از فوتبال ژاپن عقب است، اضافه می‌کند: «... شک نکنید که ما از لحاظ فنی، ساختاری و علمی از آنها عقب‌تر هستیم که اگر بتوانیم سرمایه‌گذاری لازم را انجام داده،  ساختار مناسبی را ایجاد کنیم...».
ضمن احترام به نظر ایشان، عرض می‌کنیم، اینجا و در این تحلیل و اظهارنظر هم اصل «مدیریت» فراموش شد، چه آنجا که از عوامل عقب‌ماندگی می‌گوید (فنی، ساختاری، علمی و...)، اسمی از عامل مدیریت نمی‌آورد و چه آنجا که برای جبران عقب‌ماندگی نام عواملی چون «سرمایه‌گذاری لازم» و «ساختار مناسب» را می‌آورد. درحالی که به گمان ما آنچه که فوتبال ما را بیش از هر چیز زجر می‌دهد، آنچه که بالاتر از هر عامل دیگری موجب عقب‌ماندن فوتبال و فاصله گرفتن آن از تیم‌هایی مثل ژاپن شده است، ژاپنی که 40 سال پیش در جمع برترین‌های آسیا، محلی از اعراب نداشت و در مصاف با فوتبال ایران، حریفی بی‌آزار بود، عامل مدیریت است. این مدیریت است که اگر اصلاح شود، عوامل فنی، ساختاری، علمی، سرمایه‌گذاری و... نیز بالتبع آن حل و اصلاح می‌شود.
مرغ عزا و عروسی
ما اگر قصد بازی با کلمات را نداشته باشیم و از واژه‌هایی مثل «ساختار» که مثل مرغ عزا و عروسی از آنها همه‌جا و در تحلیل‌ها استفاده می‌کنیم تا نام عوامل اصلی را نبریم و مقصران اصلی را به مخاطبان نشان ندهیم، ما اگر قصد حل مشکلات فوتبال و روبه‌راه کردن آن را داشته باشیم، باید با شجاعت و صراحت سراغ عوامل اصلی نه فرعی، علت‌ها، نه معلول‌ها برویم، بر این اساس باید بیش از هرچیز سراغ عامل «مدیریت» برویم. پنجشنبه هفته گذشته هم در پاسخ به چرایی برخوردهای طلبکارانه و بعضاً قانون‌گریز کی‌روش گفتیم، این مربی تیزهوش و باتجربه، با شناخت دقیق از اوضاع، حساب کار در فوتبال ما دستش آمده و با توجه به ضعف و انفعال مدیریت، دارد برای خودش می‌تازاند و مظلوم‌نمایی می‌کند و برای این و آن خط و نشان می‌کشد تا جواب سؤالات منطقی و شبهات واقعی را ندهد. با این همه گفتیم رفتار و خلقیاتی که کی‌روش از خود بروز می‌دهد، «معلول» است و علت را باید در مدیریت فدراسیون و نحوه اداره و رفتار آن جست‌وجو کرد.
کفاشیان هم تصدیق می‌کند!
... و البته این حرف ما، نیست. ما با کسی غرض شخصی و مشکل باندی و فامیلی نداریم! فکر می‌کنیم، خود آقای کفاشیان هم البته نه به عنوان رئیس فدراسیون، بلکه به عنوان یک مدیر باتجربه و کارآزموده، بخواهد وضعیت فوتبال ایران را به درستی و علمی- و نه مغرضانه و گمراه‌کننده و کاسبکارانه- تحلیل کند، به همین نتیجه‌ای می‌رسد که ما و امثال ما رسیده‌اند و بر عامل «مدیریت» به عنوان علت‌العلل مشکلات فوتبال تأکید خواهد کرد. در هرحال این نظری است که امروز بسیاری از کارشناسان و اهالی فوتبال دارند و... نمونه آخر آقای وحید هاشمیان بازیکن سابق تیم‌ملی است که سال‌ها در لیگ برتر فوتبال آلمان (بوندس‌لیگا) بازی کرده و در تیم‌های شناخته شده‌ای چون هانوفر و... بایرن‌مونیخ و... بالاخره پاس و پرسپولیس ایران بازی کرده است.
فوتبال بزرگ، افکار کوچک
آقای هاشمیان هم که از ورزشکاران خوش‌اخلاق و متین فوتبال ماست چند روز پیش در مصاحبه‌ای از وضعیت فوتبال ایران انتقاد کرده و در ذکر دلایل آن می‌گوید: «فوتبال ما چند سالی می‌شود که دست آدم‌های کوچک افتاده است.» صرف‌نظر از کوچکی و بزرگی این آدم‌ها، ما از حرف آقا وحید این‌طور می‌فهمیم که فوتبال بالقوه بزرگ ایران، با افکار کوچک و روش‌های نامناسب اداره می‌شود و... به همین دلیل به چنین وضعی دچار شده است. وضعی که البته صاحبان افکار کوچک، آن را خیلی هم خوب و مطلوب می‌دانند، اما برای کسانی که از گذشته فوتبال ایران اطلاع دارند و خوب به یاد می‌آورند که بیش از یک دهه این فوتبال در آسیا و البته با حضور تیم‌های مدعی و مطرحی چون کره‌شمالی، کره‌جنوبی، استرالیا و حتی تیم رژیم اشغالگر قدس (که این دو تای آخری عمدتاً از بازیکنان حرفه‌ای مهاجر اروپایی در ترکیب خود استفاده می‌کردند) و... حرف اول را می‌زده است و برای آنهایی که از وضعیت امروز فوتبال درک درستی دارند و خود را مثل بعضی‌ها به خواب نزده وخلاصه حاضر به کنار آمدن با وضع موجود نیستند و خوب می‌دانند که در همین شرایط فعلی هم باتوجه به داشته‌های غنی این فوتبال، استعدادهای غیرقابل انکار انسانی، پشتوانه مردمی و هزینه‌هایی که برای فوتبال می‌شود، جایگاه و حق این فوتبال خیلی بیشتر از این‌هاست، وضع موجود برخلاف مسئولان غیرفوتبالی و کسانی که برای حفظ منافع چشم خود را به روی واقعیات بسته‌اند و سعی می‌کنند واقعیات را طور دیگری در چشم علاقه‌مندان جلوه دهند و... به هیچ‌وجه وضعیت مطلوبی نیست.
وصله‌های ناجور
... و این تقریباً نظر غالب و مورد تصدیق اهالی فوتبال است نه آنها که به هرحال وصله‌های ناجور این فوتبال هستند، و چه دانسته و چه نادانسته از حقیقت و واقعیات فوتبال ایران غافلند.
غافلان را نیست آگاهی به حال خویشتن
خفته دائم خود را بیدار می‌بیند به خواب(!)
برگردیم به حرف‌های وحید هاشمیان. کسی که می‌دانیم سال‌ها در فوتبال اروپا بازی کرده، ساختار و نحوه اداره باشگاه‌هایی چون بایرن‌مونیخ را دیده، نحوه برگزاری و ساز و کار لیگ برتری چون «بوندس‌لیگا» را تجربه و لمس کرده است. مسلماً تحلیل او که امروز هم در فوتبال به دنبال بالا بردن سطح فنی و آموزش خود است، با تحلیل الکی خوش‌های آویزانی که به برکت بی‌در و پیکری غالب برنامه‌های ورزشی تلویزیون، به عنوان کارشناس وقت و فرصت در اختیار را با زدن حرف‌های بی‌سر و ته و تحلیل‌های سراپا غلط و غیرعلمی، هدر می‌دهند و آنقدر که دنبال بازی با کلمات و «خوب حرف زدن» هستند، دنبال تحلیل درست و «زدن حرف خوب» نیستند، زمین تا آسمان فرق دارد.
خود فوتبال آلوده نیست
به همین دلیل تحلیل هاشمیان به تحلیل اکثر قریب به اتفاق اهالی اصیل فوتبال از تماشاگر گرفته تا پیشکسوت و کارشناس و... نزدیک و همسو است. مثلاً او در انتقاد از مدیریت غیرفوتبالی و فاقد تخصص فعلی فوتبال صریح می‌گوید: «افرادی... اکنون در فوتبال و فدراسیون پست‌هایی مهم گرفته‌اند و برای کسانی که خیلی بیشتر از خودشان در این فوتبال زحمت کشیده‌اند، تعیین تکلیف می‌کنند. بعضی وقت‌ها افسوس می‌خورم که باید خودم را جزو جامعه فوتبالی بدانم که این افراد مسئولش هستند.» او نیز مثل ما و خیلی از اهالی فوتبال و ورزش معتقد است، ریشه مشکلات فوتبال را بدون فرافکنی و دادن آدرس‌های غلط و گمراه کردن ذهن مردم و مسئولین- که هنر کارشناسان قلابی و نان به نرخ روز خور است- باید در اصل و عامل مهم و غیرقابل انکاری به نام «مدیریت» پیدا کرد. آنجا که درباره فساد و آلودگی فوتبال حرف می‌زند توجه کنید: «خود فوتبال آلوده نیست، اما این افراد فوتبال را آلوده کرده‌اند. افراد بی‌لیاقت و بی‌مسئولیت فوتبال را آلوده کرده‌اند، و امیدوارم روزی فوتبال‌مان سالم شود.».
او برای نجات فوتبال از آلودگی و دیگر خطرات این چنینی که آن را تهدید می‌کند، مثل خیلی‌های دیگر به مدیریت حاکم بر فوتبال امیدی ندارد و از آنان قطع امید کرده  از «مسئولان ورزش» می‌خواهد تا برای نجات فوتبال کاری بکنند «مسئولان ورزش باید در این موضوع دخالت کنند، چون فوتبال‌مان درحال آلوده شدن و بیراهه رفتن است. اگر مسئولان ورزش در این مسائل دخالت نکنند، تا چند سال آینده این فوتبال به‌طور کلی نابود خواهد شد. من هم از کسی نمی‌ترسم که این حرف‌ها را می‌زنم و نباید از افراد بی‌لیاقت ترسید و اگر هم ترسی باشد، باید از افراد پاک ترسید.»