اخبار ویژه
آمریکا: به خاطر برجام درباره دیگر مسائل ایران سکوت نمیکنیم
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت: پیشبرد توافق هستهای با ایران به معنی سکوت آمریکا در قبال مسائل دیگر نیست و ما به ابراز نگرانی در مورد مسائل دیگر از جمله نقض حقوق بشر در داخل ایران ادامه خواهیم داد.
به گزارش تلویزیون صدای آمریکا نشست سالیانه شورای ملی ایرانیان آمریکا - نایاک - روز یکشنبه در واشنگتن برگزار شد.
«آلن ایر» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در این نشست در مورد توافق هستهای با ایران و نیز ارتباط روابط آینده آمریکا با این کشور سخنرانی کرد و گفت: آمریکا مایل است با همه کشورها روابط دوستی داشته باشد ولی با همه آشناییاش با مسائل ایران نمیتوانم پیشبینی کنم روابط آمریکا و ایران به چه سمتی حرکت میکند. وی تاکید کرد: پیشبرد توافق هستهای با ایران بدان معنا نیست که آمریکا درباره مسائل دیگر ساکت خواهد ماند. ما به ابراز نگرانی در مورد نقض حقوق بشر در داخل ایران، درمورد طبیعت بیثباتسازی اقدامات ایران در منطقه از جمله حمایت ایران از «حماس» و «حزبالله» و تنشهای فرقهای و همچنین نگرانی ما در مورد بازداشت شهروندان آمریکایی در ایران ادامه خواهیم داد.
وی در پاسخ به پرسش صدای آمریکا مبنی بر اینکه «تهران اخیرا یک آزمایش موشکی بالستیک انجام داده است که دولت باراک اوباما و سامانتا پاور سفیر دائم این کشور در شورای امنیت به این اقدام ایران اعتراض کردهاند، حال واکنش دولت اوباما به این موضوع چه خواهد بود؟» گفت: به واسطه این آزمایشها، ما این مسئله را در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کردیم و همواره، هم قبل از این توافق هستهای و هم از حالا به بعد، خواستار آن هستیم که ایران به تعهدات خودش، چه هستهای و چه غیرهستهای، عمل کند.
ماجرای تعلیق 82 آینه عبرت برجام
نامه مهم رهبر معظم انقلاب خطاب به رئيسجمهور مبنی بر تایید مشروط برجام، حاوی نکات متعدد و بسیار مهمی بود که یکی از آنها به کارگیری تعبیر «عبرتآموز» توسط ایشان برای روند مذاکرات و نتیجه آن یعنی «برجام» بود.
به گزارش رجانیوز، مقام معظم رهبری در بخشی از نامه خود ضمن تقدیر و تشکر از تیم مذاکرهکننده و منتقدان نوشتند:«این مجموعه پر حجم کار و تلاش و فکر در مسئلهای که گمان میرود از جمله مسائل به یاد ماندنی و عبرتآموز جمهوری اسلامی باشد، درخور تقدیر و مایه خرسندی است.» اما چرا رهبر معظم انقلاب از قید مهم «عبرتآموز» برای مذاکرات هستهای یاد کردند؟ برای پاسخ به این سؤال باید سخنان مهم ایشان در دو سال قبل در جمع دانشجویان در 12 آبان 1392 را مرور کرد.
در آن برهه در حالی که هنوز توافق ژنو منعقد نشده بود و مذاکرات دوجانبه ظریف و کری به تازگی آغاز شده بود، ایشان در بیان چرایی مجوز این اتفاق به دولت روحانی فرمودند: «یک تجربهای در اختیار ملت ایران است- که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد- این تجربه ظرفیت فکری ملت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربهای که در سال 82 و 83 در زمینه تعلیق غنیسازی انجام گرفت، که آن وقت تعلیق غنیسازی را در مذاکرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یک مدتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنیسازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقا وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را که البته به نحوی تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند- آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند خب یک ذره شما عقبنشینی میکردید، همه مشکلات حل میشد، پرونده هستهای ایران عادی میشد. آن تعلیق غنیسازی این فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقبنشینی، با تعلیق غنیسازی، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است.»
ایشان توضیح دادند: «این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع کردیم غنیسازی را آغاز کردن. امروز وضعیت جمهوری اسلامی با سال 82، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سر دو، سه سانتریفیوژ، [در حالی که] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند.
جوانهای ما، دانشمندان ما، محققین ما، مسئولین ما همت کردند، کارها را پیش بردند. بنابراین از مذاکراتی هم که امروز در جریان است، ما ضرری نخواهیم کرد. البته بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجهای را که ملت ایران انتظار دارد، به دست بیاید، لکن تجربهای است و پشتوانه تجربی ملت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادی ندارد اما لازم است ملت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبهه دیپلماسی فعالیت میکنند، کار میکنند، قرص و محکم حمایت میکنیم، اما ملت باید بیدار باشد، بداند چه اتفاقی دارد میافتد[تا] بعضی از تبلیغاتچیهای مواجببگیر دشمن و بعضی از تبلیغاتچیهای بیمزد و مواجب- از روی سادهلوحی- نتوانند افکار عمومی را گمراه کنند.»
رهبر انقلاب همچنین در 20 فروردین 94 در جمع مداحان نیز با اشاره ضمنی به این موضوع فرمودند: «هیچ وقت نسبت به مذاکره با آمریکا خوشبین نبودم. نه از باب یک توهم بلکه از باب تجربه؛ تجربه کردیم حالا اگر یک روزی- ما که در آن روز قاعدتا نخواهیم بود- شماها انشاءالله در جریان حوادث و جزئیات و یادداشتها و نوشتههای این روزها قرار بگیرید، خواهید دید که این تجربه ما از کجا حاصل شده؛ تجربه کردیم.»
واقعیت ماجرا این است که رهبر معظم انقلاب همانطور که در دو سال گذشته نیز بارها و بارها تاکید کردند هیچگاه به مذاکره با آمریکا برای حل مشکلات کشور خوشبین نبودند اما در اثر به وجود آمدن این مطالبه عمومی در برخی دولتمردان این اجازه را صادر کرده و میدان را برای مذاکرهکنندگان باز گذاشتند تا در عمل این واقعیت «تجربه» شود و «ظرفیت فکری» ارتقا یابد که راه عبور از مشکلات کشور توجه به ظرفیتها و سرمایههای داخلی و درست مدیریت کردن آنهاست نه چشم دوختن به دست آمریکا برای لغو و تعلیق تحریمها، چرا که اگر بر فرض چنین اتفاقی نیز بیفتد بازهم عمده مشکلات ناشی از سوءتدبیرها و مدیریت نکردن منابع داخلی است و نه تحریمها.
واقعیتهایی که بسته ضد رکود درباره تیم اقتصادی دولت آشکار کرد
«بسته ضد رکودی جدید دولت به روشنی نشان داد تیم اقتصادی دولت تا چه حد بیبرنامه و مردّد است».
وبسایت الف در تحلیلی اقتصادی نوشت: «تحریمها هر چند تلخ و ظالمانه بود اما این حسن را هم داشت که برای مدتی به اجبار شیر رانتهای نفتی به سوی اقتصاد ایران را بست. در این شرایط، همه امیدوار بودیم نهاد دولت که در «تخصیص بودجه» و «توزیع رانت» به خبرگی (!) رسیده، در غیاب رانتهای نفتی برای توزیع، یک بار هم به وظیفه اصلی و زمین ماندهاش برسد یعنی ایجاد امنیت اقتصادی و دلالت بخش خصوصی واقعی برای سرمایهگذاری و تولید و صادرات. شاید توقع سرمایهگذاری و تولید و صادرات از بخش خصوصی در شرایط تحریم، غیرواقعی به نظر میرسد اما خوب است به یاد آوریم در اوج تحریمها هم، اکثر فعالان بخش خصوصی از «خودتحریمی» و «تحریمهای داخلی» بیشتر گلایه داشتند تا «تحریمهای خارجی» و مدعی بودند دولت و شرکتها و موسسات شبه دولتی اگر از سرراه تولید و صادرات کنار بروند، تولیدکنندگان و صادرکنندگان واقعی خصوصی، میتوانند تحریمها را دور بزنند و امکان تنفس و ادامه حیات را برای اقتصاد ایران فراهم کنند.
الف میافزاید: بسته ضد رکودی جدید دولت، به روشنی نشان داد تیم اقتصادی دولت برای نجات اقتصاد ایران تا چه حد بیبرنامه و چقدر در تجویز نسخه، مردد و بیجرات است. به زعم بسیاری از اقتصاددانان کشور، برای درمان اقتصادی ایران نسخههای موثر وجود دارند. نسخههایی که البته اجرای آنها هم درد دارد و هم جرات میخواهد.
یکی از اساسیترین نسخهها، «شفاف کردن اطلاعات و فرصتهای اقتصادی» است. مواد 19 تا 21 «قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار»، دولت را موظف کرده همه اطلاعات مناقصهها و مزایدهها و ترک تشریفات مناقصهها را قبل و بعد از برگزاری به همراه اطلاعات برنده و قرارداد مربوطه روی اینترنت بگذارد تا همه ببینند اما دولت محترم گویا فراموش کرده که چنین وظیفه مهمی هم دارد. نسخه مهم و اساسی دیگر، صداقت است. مردمی که عزل وزیر اسبق کشور به خاطر دروغگویی درباره مدرک تحصیلیاش و تعقیب قضایی معاون اول رئیسجمهور سابق به اتهام سوءاستفاده مالی را دیدهاند، قبول نمیکنند که در موضوع «پرونده کرسنت»، همه رسانهها محکوم به سکوت باشند.
«الف» با تأکید بر لزوم سوق دادن سرمایههای مردم به سمت تولید، قطع یارانه اقشار غیرنیازمند و تمرکز دولت بر ایجاد ثبات و امنیت اقتصادی نوشت: اوایل دولت یازدهم هرگاه آقای رئیسجمهور یا اعضای تیم اقتصادی دولت مصاحبه میکردند، انتظار بود چنین ایدهها و برنامههایی را برای نجات اقتصاد ایران مطرح کنند چرا که خودشان در سال 92 با وعدههای انتخاباتی چنین توقعی ایجاد کرده بودند اما هرچه جلوتر آمدهایم، راهکارهای اقتصادی دولت هر روز مأیوسکنندهتر از دیروز شده است. همان راههای آزموده شده و روزمره همیشگی با همین نهادهای ناکارآمد و کند موجود. ارائه بسته ضد رکودی جدید دولت، از جهات زیادی نگرانکننده است. نه فقط به این خاطر که نشان داد دولت برنامه اقتصادی بلندمدت یا حتی میان مدت ندارد و نه فقط به خاطر این که حتی اجرای همین بسته «علامت درمانی» هم به عهده نظام موجود ناکارآمد بانکی گذاشته شده و در شرایطی که بانکها برای پرداخت تسهیلات حتی به سود 27 درصدی هم راضی نمیشوند، دولت وعده کاهش نرخ سود داده است. کاهش نرخ سود بانکی آن هم توسط بانک مرکزیای که قدرت برخورد با چند موسسه مالی غیرمجاز را هم ندارد، بیشتر به یک شوخی تلخ میماند.
ارائه بسته ضدرکودی اخیر بیشتر از این جهت نگرانکننده بود که نشان داد تیم اقتصادی دولت متاسفانه نه طرح روشنی دارد و نه جرأتی، و این خیلی نگرانکننده است.
روحانی بهانه است باید به سیاست ضدآمریکایی پایان داد
پایگاه اینترنتی وابسته به اپوزیسیون خارجنشین، خواستار استفاده از فرصت توافق برجام برای پایان دادن بر سیاست آمریکاستیزی در ایران شد.
روز آنلاین در مطلبی به قلم یکی از آشوبگران فراری نوشت: پیامد برجام، مجموعهای از بیم و امیدها را پیشروی جنبش دموکراسیخواهی در ایران قرار میدهد. یکی از مسائل مهم که میتواند تاثیرات مثبت برجام را ماندگار سازد و از حالت میرا و مقطعی خارج سازد، پیوند خوردن آن با به حاشیه راندن راهبرد سیاست خارجی دشمن محور است. رهبری و نیروهای افراطی حکومت با این تصور و اراده در نهایت برجام را پذیرفتند و زمینه شکلگیری آن را فراهم ساختند که یک استثنا و اتفاق مقطعی در چارچوب مصلحتسنجی باشد و نقطه عطفی در تغییر مناسبات خارجی حکومت نشود. از این رو (آیتالله) خامنهای به صورت جدی تاکید میکند که توافق هستهای به معنای نادیده گرفتن دشمنی ذاتی نظام سیاسی آمریکا با جمهوری اسلامی نیست و کماکان آمریکا شیطان بزرگ است.
نویسنده میافزاید: دولت روحانی تاکنون در مقابل این سیاست رویه منفعلی داشته است و عملا برجام به معنای زیر سؤال رفتن پایهای سیاست خارجی افراطی و دهه شصتی نگشته است. درواقع دولت روحانی میکوشد بدون چالش راهبردی با دیدگاه رهبری در سیاست خارجی با قرائتی پراگماتیستی رویکرد دفاعی در پارادایم سیاست خارجی دشمن محور را دنبال کند. به بیان صریحتر اعتدالیها و در راس آنها روحانی اشتراک راهبردی با رهبری دارند و اختلافاتشان در عرصه بینالمللی در سطح تاکتیک و روشها است. آنها هم غرب را دشمن میپندارند پیامد این رویکرد تبعات منفی سنگین دارد و اجازه پایداری تاثیرات مثبت برجام را نمیدهد و آن را به وقفهای مقطعی و یا ترمزی در مقابل سیاست خارجی تنزل میدهد.
روز آنلاین ادامه میدهد: روحانی و ظریف نمایندگان اصلی رویکرد آشتیطلبی و صلح با دنیا نیستند ] !؟[ بلکه در بین بلوک قدرت و جناحهایی که امکان سیاستورزی رسمی دارند معتدل محسوب میشوند. اگرچه این عامل به شکل ساختاری مسیر استفاده از برجام برای گذار از سیاست خارجی ایدئولوژیک را با دشواریهایی مواجه کرده، اما حالت بازدارنده کامل ندارد و نیروهای جامعه مدنی و مدافعان صلح و مدارا با جامعه جهانی میتوانند از فضا برای عقب راندن بیشتر سیاست خارجی ضدآمریکایی استفاده کنند.
اختلافات تاکتیکی و نه چندان پردامنه بین روحانی و حاکمیت میتواند ناخواسته فضاهایی برای تضعیف دشمن محوری در سیاست خارجی ایجاد کند.
«ع-الف» در پایان مینویسد: جریان مخالف حکومت در دوره پساتوافق هستهای باید حاملان واقعی خود را سازمان داده و حرکت منسجمی برای جلو بردن این رویکرد و تعمیق آن در عرصه سیاسی راه بیاندازد. روشن شدن تمایز بین کسانی که تاکتیکی و عملگرایانه با این رهیافت در سیاست خارجی همراه شدهاند با کسانی که به لحاظ راهبردی به آن باور دارند، نکتهای کلیدی است. در غیر این صورت در فضای غبارآلود و آشفته کنونی ممکن است تجربه آزاد کردن گروگانهای آمریکایی و پایان جنگ تکرار شود که نتوانستند تاثیر پایداری در زمینه پایان دادن به الگوی سیاست خارجی ستیزهجو داشته باشند. و دوباره دیدگاههای تقابلی و مبتنی بر ماجراجویی در قالبهای جدیدی بازسازی شدند. مفاد نامه (آیتالله) خامنهای به روحانی درباره برجام و هیاهویی که دلواپسان با طلبکاری راه انداختند و برجام را نوعی توافق بد جلوه دادند، نطفه بازگشت دوباره غربستیزی تهاجمی بر ریل سیاست خارجی است. زمان اندک است و تداوم روند کنونی بدون هوشیاری و استفاده به موقع و هدفمند باعث میشود این فرصت نیز از دست برود.
با عنایت به اینکه نویسنده با این تحلیل از مزدبگیران دون پایه مراکز جاسوسی آمریکا به شمار میرود، میتوان تحلیل وی را نوعی نشتی بشکه درباره تلقی و توقع آمریکاییها از دوره به اصطلاح پسابرجام ارزیابی کرد.