حواشي و مشكلات انتخاب مهدكودك در كلان شهرها (بخش پایانی)
مهدهایکودک کلاسی برای آمادگی یا ترویج تجمل گرایی؟!(گزارش روز)
مدتي است كه موضوع شهريههای عجيب وغريب مهدهاي كودك عمدتا شمال شهرحواشي زيادي را ايجاد كرده است.مهدكودكهايي كه مدعي آموزش چند زبان زنده دنيا، انواع رشتههای ورزشي، انواع هنرهاي تجسمي و انتزاعي و حتي آموزشهای علمي قبل از دوران مدرسه برای کودکان هستند.
گروه گزارش
اين مهدكودكها كه برخلاف تصور با وجود دريافت شهريه هايي باور نكردني كه بعضا به ماهي دو ميليون تومان هم میرسند، بيشتر ايام سال هم ظرفيتهای تكميل دارند و والدين زيادي همچنان خواهان ثبت نام كودكانشان در اين مهدهاي كودك گران قیمت هستند! البته در همين گزارشهای قبلی اشاره شد كه اهداف والدين از انتخاب اين گونه مهدها متفاوت است، عدهاي به دليل مشغلههای روزانه و زندگي كارمندي و برخي ديگر به دليل رشد و شكوفايي استعدادهاي نهفته كودكان اين مهدها را انتخاب میكنند. اما آنچه كه مسلم است و طي صحبتي كه با برخي والدين شد، به خوبي قابل لمس است اينكه بسياري فقط و فقط به دليل راه افتادن موج جديد مهدكودكهای چند زبانه و جا نماندن از اين قافله حاضرند اين هزينه را پرداخت كنند.حتي بسياري از اين مهد كودكها كه عمدتا در مناطق شمال شهر واقع شده اند، آنچنان ثبت ناميهای بالايي دارند كه پاركينگ اختصاصي والدين يا پاركبان دارند و تمام شرايط رفاهي براي استقبال از حجم زياد كودكان پيش بيني شده است. در اين قسمت از گزارش هم به صحبتهای مسئولان ذیربط در اين خصوص بسنده كرده ايم و به انتظار اجرايي شدن پيگيريهای وعده داده شده مینشینیم.
كودكاني چشم انتظار رفتن به مهد
جاي تعجب زيادي است كه مهد كودكها امروزه به جاي اینکه كانوني براي رشد و تعالي كودكان قبل از سن مدرسه باشند، به محلي براي رقابت و فخرفروشي والدين تبديل شدهاند.آن هم در شرايطي كه خانوادههايي مرفه حاضر به صرف هزينههای نجومي براي مهد بچهها هستند، در حالي كه كودكان زيادي در مناطق محروم و حاشيه اي حتي خيلي از شهرهاي بزرگ چشم انتظار رفتن به مهد كودك هستند.اگر چه سالهاست كه سازمان بهزيستي كشور به احداث روستا مهدها توجه ويژه اي داشته اما با اين وجود به دليل عدم ارائه خدمات و امكانات مناسب در اين مهدها عملا خانوادههای زيادي در روستاهاي دور و نزديك براي استفاده از اين روستا مهدها ترغيب نشدند و شايد به همين علت باشد كه امروز در كمال ناباوري با اين خبر مواجه هستيم كه فقط 11 درصد از كودكان واجد شرايط به مهد كودك میروند.
انوشیروان محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی کشور درباره آمار حضور كودكان در مهدهاي كودك میگويد: «این سازمان تلاشهای زیادی میکند تا همه کودکان تحت پوشش در مهدها باشند اما به رغم این تلاشها، فقط 11درصد کودکان کشور به مهد میروند! این جمعیت بسیار کم است و باید مشوقهایی را فراهم کنیم تا پوشش مهدهای ما فراگیرتر شود و باید به گونهای برنامهریزی شود تا در برنامه ششم توسعه، حداقل 6 درصد به جمعیت پذیرش مهدهای کودک اضافه کنیم.اولین استراتژی ما این است که شرایطی را فراهم کنیم تا مربیان و مدیران مهدهای کودک علاوه بر علاقه و انگیزه، تخصص لازم را داشته باشند و فعالیت در مهدها به جای افزایش تئوریها باید جنبه بازی و مهارت آموزی داشته باشد.دومین استراتژی سازمان بهزیستی برخورداری و بهره گیری از منابع دینی و ملی در توسعه رفتارهای انسانی است.استراتژی سوم سازمان بهزیستی نیز این است که در کنار خانوادهها از ظرفیتهای بیرون این حوزه نیز استفاده کنیم. بهطور مثال در صنعت اسباب بازی باید به مسئله هویت فرهنگی مهارت آموزی و رشد استعدادها توجه کرد.»
رئیس سازمان بهزیستی همچنين میگويد: «توجه به رشد همه جانبه کودک از برنامههای سازمان بهزیستی است که تمام ابعاد رشد اخلاقی،رشد اجتماع پذیری و رشد فرهنگی را در بر میگیرد.رشد هوشی کودکان تا چهارسالگی تا 50 درصد و تا هفت سالگی تا 75 درصد تکامل مییابد؛ بنابراین به رغم احساس مسئولیت والدین با توجه به اهمیت رشد و تکامل همه جانبه کودکان باید از ظرفیتهای دیگری مانند مهدهای کودک در این زمینه استفاده کرد.همين طور لازم به ذكر است كه در انعقاد تفاهم نامهای با وزارت ارشاد، براساس این تفاهمنامه وزارت مذكور اعلام آمادگی کرده است تا کتابهای متنوع و مختلفی را در اختیار مهدهای کودک قرار دهد.»
15 هزار مهد در انتظار نظارت
طبق آخرين آمار سازمان بهزيستي كشور تا كنون 15 هزار مهد كودك دركشور فعال هستند كه تمام اين مهدها زير نظر سازمان بهزيستي فعاليت میكنند.همين آمار نشان میدهد كه 663473 كودك در مهدكودكهای مجوزدار حضور دارند.البته اين تعداد هنوز با آن حدود هفت ميليون كودك واجد شرايط رفتن به مهد،تفاوت فاحشي دارد. تفاوتي كه معلوم نيست بر چه مبنايي شكل گرفته و پايه آن كجاست.اما همين آمار نشان میدهد كه هنوز به دلايلي كه نامعلوم است پاي بسياري ازكودكان نيازمند به اين مهد كودكها باز نشده و در عوض به ازاي يك كودك شهريههای باور نكردني در برخي از اين مهدكودكها دريافت میشود.شهريه هايي كهآنقدر عجیب و غریب است که خیلی وقتها با شهریه مدارس غیرانتفاعی برابری میکند!
مردم مهدکودکهای متخلف را اعلام کنند
حبیبالله مسعودی فرید، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی درباره دلايل اختلاف قابل توجه شهريه مهدهاي كودك كه در مناطق مختلف اعمال میشود، میگويد: «ما امسال خیلی جدی میخواهیم این موضوع را پیگیری کنیم و مهدهایی را که عمدتا در نقاط بالای شهر و در کلانشهرهایی مثل تهران است مورد بررسی قرار دهیم. اگر کسی به ما اعلام کند مهدکودکی از امکانات عجیب و غریب و با تبلیغات خاص، شهریههای بالا دریافت میکند، حتما این موضوع را پیگیری میکنیم و با متخلفین برخورد میشود، چون مهدها موظف هستند شهریه را براساس نرخ مصوب بهزیستی و ستارههایی که برایشان تعیین شده دریافت کنند.نرخ هر استان با بقیه استانها به خاطر تورم متفاوتی که در مناطق مختلف کشور وجود دارد، فرق میکند. امسال در کل تهران نرخ پایه افزایش شهریه 14 درصد است. البته خود تهران هم از نظر وضعیت اقتصادی به چند منطقه تقسیم شده است. بر فرض اگر در شمال شهر تهران شهریه مصوب 400 هزار تومان باشد، مهدکودکی که در جنوب شهر قرار دارد شهریهای 300 هزار تومانی خواهد داشت.»
او در ادامه میافزايد: «البته این نرخها شهریه پایه است و به ازای هر ستاره، 10 درصد به شهریه مهد و نرخ پایه اضافه میشود. یعنی برای مهدکودک سه ستارهای که 400 هزارتومان شهریه پایه تصویب شده، این افزایش به 30 درصد میرسد و شهریه حدود 520هزارتومان محاسبه میشود. با وجود این در بسیاری از مهدهای سه ستاره، شهریهها فاصله زیادی از نرخ مصوب بهزیستی دارند. دنبال دلیل هم که بگردید به کلاسهای فوق برنامهای میرسید که در نهایت شهریه را به بالای یکمیلیون تومان میرسانند.»
دلیلی که معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی دربارهاش میگوید: «هر مهدکودکی مجاز است تا سه موضوع فوق برنامه را در برنامههایش داشته باشد. هیچ اجباری هم در شرکت بچهها در این کلاسها نباید وجود داشته باشد و این موضوع با توافق والدین باید صورت بگیرد. فرآیند تعیین شهریه مهدهای کودک به دلیل تفاوت میزان نرخها و هزینهها در هر استان متفاوت است اما به هر حال نرخ پایه براساس میزان تورم کلی کشور تخمین و افزایش خواهد یافت که این رقم در سال جاری به 15/5 درصد رسیده است. همچنین برخی استانها اعلام کردند که تمایل به افزایش نرخ 14 درصدی یعنی کمتر از نرخ 15/5 درصدی دارند که تمامی این مسائل در حال بررسی است و هنوز بهطور مشخص استانهایی که افزایش و کاهش قیمت نسبت به میانگین کشوری دارند، مشخص نشدهاند اما به طورمیانگین در کل کشور میزان افزایش شهریه مهدها همان 15/5 درصدی براساس نرخ تورم خواهد بود.به علت تورم موجود در کشور شهریه مهدهای کودک باید به گونهای تنظیم شود که صاحبان آن متضرر نشوند و همچنین آنکه خانوادهها نیز امکان دسترسی به استفاده از خدمات مهدها را داشته باشند.»
وی در ادامه به یارانه پرداختی سازمان بهزیستی کشور در حوزه مهدهای کودک اشاره کرده و میگويد: «در سال جاری حدود 13 میلیارد تومان اعتبار برای کمک رسانی به سه دهک پایین درآمدی کشور اختصاص دادهایم که بهطور عمده در مهدهای کودک مناطق حاشیهای شهرها و همچنین روستامهدها و با شناسایی از طریق مددکار هزینه خواهد شد. نحوه هزینهکرد این اعتبار به این صورت است که حدود 30 درصد هزینه مهد توسط بهزیستی پرداخت خواهد شد این در حالی است که سرانه هزینه روستامهدها را به هیچ وجه نمیتوان با سرانه هزینه مهدهای شهری مقایسه کرد زیرا سرانه روستامهدها در سال گذشته 70 هزار تومان بود اما با این حال برخی از خانوادهها به دلیل عدم تمکن مالی و انگیزه کافی از حضور کودکان خود در مهدها امتناع میکردند و بدین ترتیب بهزیستی با پرداخت بخشی از هزینههای شهریه کودکان این خانوادهها و به دلیل ضرورت حضور کودکان در فضاهای اجتماعی و ارائه آموزشهای زندگی و شهروندی این کودکان را به فضای مهدهای کودک برای استفاده از خدمات موجود در این مراکز وارد میکند.»
مهد كودك يا كالاي لوكس
اما اگر بخواهيم واقع بين باشيم نبايد فقط انگشت اتهام را به طرف مسئولان بهزيستي يا حتي اين مهدكودكها نشانه بگيريم. چرا كه شايد مسبب اصلي بسياري از اين شهریههای نجومی مهدکودکهای آنچنانی، خود خانوادههایی که فرزند یا فرزندانشان را به این مهدها میسپارند باشند؛ خانوادههایی که علاقه زیادی به حضور فرزندانشان در مهدكودكهای اسم و رسمدار و سرشناس نشان میدهند. سررشته این علاقه را که بگیرید به رواج یک عادت نادرست اجتماعی در طبقه مرفه جامعه امروز میرسید؛ مصرفگرایی و علاقه افراطي به انتخاب كالاي لوكس و غير ضروري. موضوع مهمي است كه به راستي در وضعيت كنوني كشور و توجه به آن ضرورت ويژه اي دارد.
دكتر فرزانه افخمي،پژوهشگر و جامعه شناس حوزه آسيبهای اجتماعي درباره دلايل فرهنگي رواج يك مصرف گرايي نامتعادل كه اين روزها در اشكال مهدهاي كودك ديده میشود، به گزارشگر كيهان میگويد: «واقعيت امر اين است تا زماني كه براي يك كالا در جامعه مشتري يا مصرف كننده وجود داشته باشد، ميتوان انتظار بالا رفتن تقاضا را هم داشت. فرقي نميكند اين كالا يك خودرو با برند مشخص باشد يا مثلا انتخاب يك مهد كودك گران قيمت و دو زبانه در فلان منطقه شهر.مهم نفس كار يعني پيوستن به سيل عظيم متقاضيان ديگر است.متاسفانه اين موضوع يعني انتخاب يك نهاد يا موسسه خدماتي يا مهد كودك يا سالن زيبايي و هر چيز ديگر صرفا به دليل اينكه ديگران هم اين كار را انجام میدهند يا به اين دليل كه خيلي گران قيمت است و اكثرا در طول سال ظرفيت خالي ندارند، دقيقا يكي از مصاديق توسعه نيافتگي است. همان طور كه میبينيم در بسياري از كشورهاي ديگر مردم محلي به توسعه و رونق محله خودشان ولو اينكه بسيار دور افتاده هم باشد كمك زيادي میكنند. مثلا به جاي اينكه مسافت طولاني طي كنند و به يك پاساژ يا مركز خريد يا سينما يا فروشگاه در محله معروف و مرفه ديگري بروند، ترجيح میدهند آنقدر از فروشگاهها يا مراكز خدماتي محله خودشان استفاده كنند تا با اين كار رونق منطقه سكونت خودشان را افزايش دهند.اما متاسفانه ما زياد میبينيم كه بسياري از خانوادهها اصرار عجيبي دارند كه فرزندانشان به فلان مهد كودك يا فلان مدرسه يا حتي فلان مطب و دندانپزشكي كه در مناطق بالاي شهر است،رفت و آمد كنند.»
اين جامعه شناس در ادامه میافزايد: «تمام اينها ريشه فرهنگي دارد. يك محاسبه ساده میخواهد. ببيند چقدر انرژي، زمان ،پول و.... صرف اين رفت و آمدها میشود.واقعا در اين سالها انتخاب يك موسسه يا مركز خدماتي، آموزشي مثل مهد كودك يا مدرسه در مناطقي كه هيچ سنخيت با محل زندگي ما ندارد به جز تحميل يك سبك مصرف گرايي چه حاصل ديگري به دنبال داشته است؟ واقعا اگر حاصل اين حجم زياد از انتخاب كلاسهای مختلف آموزشي و ورزشي براي يك بچه 5 ساله، در نهايت نخبه شدن اوست.يعني ما در نسلهای آينده با حجم انبوهي از دانش آموز نخبه مواجه هستيم؟ واقعا حتي تصور اين موضوع هم تمسخر آميز است. من فكر میكنم نبايد تمام قصور را به گردن مديران اين مهد كودكها يا حتي مسئولان و ناظران انداخت. والدين هم در اين بين قصور زيادي دارند كه بدون هيچ تحقيق يا دليل خاصي فقط به دليل اينكه دوست و آشنايان در ليست انتظار يك مهد كودك هستند، آنها هم میخواهند دقيقا همان مهد را انتخاب كنند. يا مثلا بدون اينكه نياز سنجي و آيندهنگري داشته باشند يك بچه 4/5 ساله را همزمان به ده كلاس مختلف میفرستند كه نتيجه آن در نهايت چيزي نيست به جز خستگي و فرسايش فكري كودك در بلند مدت. به نظر من اگر اين هنجارها اصلاح شود وفرهنگ سايز صورت بگيرد كه لزوما مهد كودكهای شمال شهر با شهريههای بالا قرار نيست معجزه كنند خيلي از اين بازار گرميها و تبليغات هم خود به خود اصلاح میشود.»