سالک عاقل یا عاشق؟(سلوک عارفانه)
(بدان ای سالک طریق حق!) در سیر الیالله برای سالک دو حال مغایر میتوان تصور کرد، یکی در نیمه اول سلوک و یکی در نیمه دوم. مغایرت از این جهت است که نیمه اول را سالک با عقل طی طریق میکند و نیمه دوم را با عشق. در نیمه اول سالک عاقل است. در نیمه دوم عاشق. آنجا که سالک در راه سلوک از حد اعتدال خارج میگردد، مشتاقانه و بیاختیار در راه حق قدم میگذارد، آنجا عقل را رها کرده با عشق طی طریق میکند.
آنجا که او دوراندیشی، عاقبتبینی، احتیاطکاری، سببسازی، راحتطلبی، خودبینی، ریاکاری، مقامخواهی، چارهجویی، سودطلبی، اختیارداری و تقیه را به زمین میگذارد، از رنج حمایات راحت شده و وسایل و اسباب را از دست میدهد. چراکه او به عشق توسل جسته با نور عشق راه را میپیماید. عشق چون مقصد و مقصود را یکی میکند، و توجه به غیر را از سالک میگیرد از این جهت در آن وقتی که سالک عاشق تحت رهبری عشق قرار دارد از رنج نظرات خاص نفسانی و زحمت حمایت و جانبداری غیر آزاد میگردد. آری اگر واقعاً عاقل عاشق نگردد، و عقل به مستی و عشق نگراید کجا سالک از این ورطههای بلا جان سالم بدر میبرد. (1)
ــــــــــــــــــــــــــــ
1- مقامات معنوی، محسن بینا، ج2، ص28