از شرایط نابسامان فدراسیون تا محاصره پرسپولیس توسط دلالان
چه کسانی فوتبال ایران را مدیریت میکنند؟!
انصافا کفاشیان مسئول و مدیر کیروش در فوتبال ایران نیست، بلکه مدیران فوتبال کسانی هستند که کیروش را، کفاشیان را، فوتبال این مملکت را با مغزهای معیوب و تفکرات مسموم و روحیه منفعتطلبانه خود به دست و در واقع به بازی گرفتهاند!
سرویس ورزشی-
برگزاری مجمع انتخاباتی فدراسیون گلف، فرصت و بهانهای شد تا در حاشیه آن، بعضی خبرنگاران رئیس مجمع انتخابات، یعنی آقای دکتر سجادی را به مصاحبهای سرپایی و کوتاه مدت دعوت کنند و در بین سوالات از ایشان بپرسند، غیبتهای کیروش کی تمام میشود و ایشان قرار است بالاخره چه زمانی به مرخصی(؟!) خود پایان داده، برای انجام وظایف و تعهدات خود به ایران بازگردد؟ البته آقای سجادی هم پاسخ درست و مناسب را داده است. «بهتر است این مسائل را فدراسیون فوتبال پیگیری کند چرا که طرف قرارداد کارلوس کیروش، فدراسیون فوتبال است و آنها مسئول پاسخگویی در اینباره هستند.»
عرض کردیم پاسخ درست سجادی همانی است که انتظار میرفت، ایشان اگر چیز دیگری بر این پاسخ خود اضافه میکرد بدون شک از سوی افراد و جریاناتی که از قبل بردن و آوردن مربیان خارجی، چرخ زندگیشان را میچرخانند و نان و بوقلمونی را سر سفره خود میبرند، البته با ژست و اداهای نخنما شده و کلیشهای به «دخالت» متهم میشد و اینکه «وزارت» با افکار و روش مستبدانه خود، اجازه نمیدهد علم روز فوتبال!! به وسیله کیروش به فوتبال ما تزریق شود... این افراد که از قبل امثال کیروش پول خوبی هم به جیب میزنند، البته با شعارهای دلسوزانه، کاسه داغتر از آش شده و معتقدند، هر کس به این مربی و مربیانی که با حلقههای دلالی آنها در ارتباط است و بده و بستان دارد، انتقاد کند، حتما فوتبال را نمیفهمد، حتما ضد علمی و فناتیک!! است و... خلاصه از نظر این جماعت، هرچه آن خسرو کند، شیرین بود...!!»
به همین دلیل هم هست که آقای سجادی اضافه میکند: «ما فقط روی کار فدراسیون فوتبال نظارت میکنیم و خودشان باید پاسخگوی کارهای خودشان باشند...» همانطور که بارها اشاره کردهایم مدیران ارشد ورزش، وزیر و معاونان او همواره از سوی این جریانات که افکار عمومی را به بازی میگیرند و با تحلیلهای غلط خود همواره سعی در فریب مردم و گمراه کردن ذهن آنها دارند، به دخالت و زیادهخواهی و مخالفت با علم روز!! متهم میشوند.
بیسوادهای طرفدار علم روز!
جالب است که معمولا کسانی این حرفها را میزنند و انگها را میچسبانند که خود سواد درست و حسابی (چه آکادمیک و چه تجربی) ندارند، چون اگر داشتند، این حرفها را نمیزدند و این تحلیلهای سطحی و فریبکارانه را از طریق رسانههای زرد تصویری و نوشتاری به جامعه منتقل نمیکردند. بعله! این افراد با این مایه و سواد، آدمهای استخوان خرد کرده، باتجربه و مدیران ورزش را که اکثر قریب به اتفاق ورزشی هستند و تحصیلات آکادمیک در سطح دکترا دارند، به ضد علم بودن متهم و آنها را تخطئه میکنند، تا مبادا منافع نامشروعشان در ورزش لطمه بخورد و...! گفت:
گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست
صبح نزدیک است و در فکر شب تار خود است(!)
میرسیم به آن سوی ماجرا، یعنی همان طرفی که به قول آقای سجادی قرار است، پاسخگو باشد. آیا شما خواننده عزیز در مورد سوالات مختلف و عدیده و چراهای فراوان و مهمی که در فوتبال وجود دارد، تاکنون سخن منطقی و جواب درستی از مسئولان فوتبال شنیدهاید؟ رئیس فدراسیون که سالهاست فقط خنده تحویل مخاطب میدهد، بدون اینکه مسئلهای را روشن کند و جواب درست و درمانی به سوالات بدهد. معاونین ایشان، مثل آقای تاج هم در پاسخ به سوالات خیلی حرف میزنند و مثلا توضیح میدهد، اما چون با دقت پاسخ را مرور میکنی، باز میبینی، ایشان خیلی حرف زده، بدون اینکه حرفی زده باشد!!
مدیران واقعی کیروش
هفته پیش نوشتیم ولی تکرارش بد نیست که آقای کفاشیان در پاسخ به همین سوال که آقای سجادی میگوید بروید از «مسئولش»(!) سوال کنید، پاسخ میدهد: «او برمیگردد... این هفته نشد، هفته بعد برمیگردد، نمیدانم چرا عدهای دلواپس مرخصی کیروش هستند...»! و...الخ. کفاشیان اینطور پاسخ میدهد، چون انصافا مسئول و مدیر کیروش در ایران او نیست، کسانی هستند که گفتند کیروش را، کفاشیان را، فوتبال این مملکت را با مغزهای معیوب و تفکرات مسموم و روحیه منفعتطلبانه خود به دست و در واقع به بازی گرفتهاند... پاسخ آنها را هم بالاتر آوردیم، آنها که در بعضی رسانههای ما پایگاه محکمی هم ایجاد کردهاند و مافیای ورزش را شکل دادهاند، طبق معمول با تحلیلهای غلط و آدرسهای عوضی، سعی میکنند در نزد افکار عمومی دیگران را مقصر، مافیا، لمپن و... جلوه دهند و کیروش را طلبکار و ملت را بدهکار معرفی کنند و...
دستیار ایرانی کیروش؟
و همانطور که بارها هم نوشته و گفته و به خود مسئولان هم گفتهایم، علی کفاشیان با این روش و نگرش و با این تیم مدیریتی خود، توان و جسارت مقابله با این نابکاران را ندارد... جرات اعمال مدیریت را نسبت به فوتبال، تیم ملی، کیروش و... ندارد، اگر داشت مثلا از آقای کیروش همیشه طلبکارانه سوال میکرد که مگر شما حرفهای نیستید؟ مگر در یکی از بخشهای قرارداد، ملزم نشدهای که دستیار ایرانی داشته باشی...؟ پس چرا آقای حرفهای، همیشه طلبکارانه به قرارداد خود عمل نمیکنی؟ کو دستیار ایرانی... علی کریمی فوتبالیست بزرگی است، اما در یک تیم محلی هم به طور رسمی مربی نبوده است، جواد نکونام کاپیتن تیم ملی بوده و خدمات زیادی هم برای تیم ملی انجام داده، اما او هنوز تا رسیدن به نیمکت تیم ملی راه درازی باید طی کند...؟ تازه آنها را هم (مثل کریمی) کاری میکنید که فرار کنند! مگر شما اولین مربی خارجی هستید که فوتبال ما به خود دیده...؟! اهالی کمی قدیمیتر فوتبال ایران یادشان هست، وقتی فرانک اوفارل مربی اسم و رسمدار انگلیسی، در اوایل دهه50 (70 میلادی) به سرمربیگری تیم ملی ایران گماشته شد، دستیارانش همگی ایرانی بودند، حشمت مهاجرانی، محمود یاوری، بهمن صالحنیا، حسن حبیبی و... کی با خودش یک تیم آدم آورد و کی این هزینههای سنگین را به فوتبال ایران تحمیل کرد...؟
رایکوف همینطور، آلن راجرز همینطور... همین آقای ولاسکو و کواچ در والیبال، همینطور شما به ایران برنمیگردید، شما سر کار خودتان حاضر نمیشوید، شما وظایف و تعهدات خود را عمل نمیکنید، شما خلف وعده و برخلاف قرارداد خود عمل میکنید، آن وقت باز شما طلبکار و «ما» و فوتبال ما و مسئولان ما بدهکار هستند؟!
پرسپولیس و دلالهای بیرحم!
سخن طولانی شد، خواستیم درباره تیم پرسپولیس، شرایط نگرانکننده آن، نتایج ناخوشایند اولیه این تیم در لیگ پانزدهم، نکاتی را یادآور شویم و... اما دیگر فرصت نیست. در این باره فقط به این نکته بسنده میکنیم که مسئولان ارشد ورزش، آقای دکتر سجادی و... حواسشان را ششدانگ متوجه این تیم کنند. به گمان ما بعضیها دارند، طبق معمول برای تامین منافع خود، بدون توجه به احساسات و توقع و پیشینه این تیم، «بازی بدی» با پرسپولیس میکنند، آن آقایی که میگفت «ما به پروفسور برانکو نمیگوییم چه کند، بلکه این ما هستیم که برای ساختن پرسپولیس، مطیع اوامر ایشان هستیم.»(!!) الان و این روزها کجاست؟ کجاست تا پاسخ دهد، چرا پروفسور! بازیکنانی مثل سیدجلال حسینی و کریم انصاریفرد و... را نمیخواهد و «رد» میکند و به جای آنها، با بازیکنان وارداتی سنگینوزن و ساکن عمل میکند که یکی از بازیکنان تیم استقلال اهواز با همان لهجه خوزستانی در گفتوگو با خبرنگار ما دربارهاش میگوید «تعجب میکنم، پرسپولیس سیدجلال را رد میکند، و این کروات را میآورد... خوراک خوبی برای فورواردهاست... ده بار دیریبلش زدم...!».
هشدار میدهیم، به مسئولان وزارت ورزش، به بزرگان تیم پرسپولیس، به آقای طاهری، به آقای کاشانی، به گمان ما و با استناد به نشانههای روشن، پرسپولیس در محاصره «دلال»های بیرحم، گرفتار شده است... باید با توکل به خدا و صداقت پیشه کردن و روراستی با «تماشاگر» این محاصره را بشکنید و پرسپولیس را نجات دهید و به صاحبان اصلی آن یعنی هواداران پرشور و نجیب آن، برگردانید...