شعری برای نوزاد ۱۸ ماهه « علی دوابشه»که در آتش سوخت
ای گل چگونه دست و سر و گردن تو سوخت؟
مرضیه فرمانی
شعله کشید آتش و پیراهن تو سوخت
شرمندهایمای گل زیبا تن تو سوخت
قنداق کوچک تو و گهواره ی تو آه ...
ای گل چگونه دست و سر و گردن تو سوخت؟
آن تکه آسمان که به قنداق پاک تو -
سنجاق گشته بود افق روشن تو سوخت
عمری اگر مقابل چشمان مردمت
در آتش گلوله دل میهن تو سوخت -
با ایستادگی ته این بازی کثیف
با سربلندی وطنت دشمن تو سوخت
فردا جهان به نام تو تعظیم میکند
امروز اگر کهای گل زیبا تن تو سوخت
شعله کشید آتش و پیراهن تو سوخت
شرمندهایمای گل زیبا تن تو سوخت
قنداق کوچک تو و گهواره ی تو آه ...
ای گل چگونه دست و سر و گردن تو سوخت؟
آن تکه آسمان که به قنداق پاک تو -
سنجاق گشته بود افق روشن تو سوخت
عمری اگر مقابل چشمان مردمت
در آتش گلوله دل میهن تو سوخت -
با ایستادگی ته این بازی کثیف
با سربلندی وطنت دشمن تو سوخت
فردا جهان به نام تو تعظیم میکند
امروز اگر کهای گل زیبا تن تو سوخت