نگاهی بر مجموعه شعر آیینی «آستانه» از محمّد غفاری
تا فنا با دست تو پُل میزنیم از شش جهت
علی پورزمان
با تمام اوج و فرودها درطول تاریخ هنوز شعر مخاطبان ویژهای دارد. شعر با سابقهای طولانی همواره میتواند راه ارتباطی خوبی میان شاعر و مردم باشد. در این میان، مردم با سطح آگاهی و سلیقه و ذوقشان و از همه مهمتر با افکار و عقایدشان از شعر لذّت میبرند. مجموعه شعر «آستانه» از دوست شاعرم «محمّد غفاری» که توسط نشر«عماد فردا» به چاپ رسیده است، میتواند نمونه خوبی از اشعار آیینی و مذهبی باشد. منظرهای را که او برای مخاطب ترسیم میکند، بیشک مخاطبانی را به تماشا میکشاند.
نام آستانه برای شاعری از شهرکریمه اهل بیت(س) قم، نامی آشناست که با شنیدن آن منظرهای از بارگاه حضرت فاطمه معصومه(س) را به یاد میآورد، و از طرفی دیگر و به قول شاعر این نام میتواند راهی برای درخشیدن و چاپ آثار بعدی از وی باشد. انشاءالله...
ازلحاظ قالب، پرکاربردترین قالب به کار رفته در مجموعه، غزل میباشد که نشان از علاقه شاعر به این قالب دارد؛ مسمط، چهارپاره، مربع ترکیب و قصیده دیگر قالبهایی هستند که غفاری در آنها طبعآزمایی کرده است. از لحاظ موضوع، همانطور که اشاره شد، این مجموعه در بین آثار شعر آیینی قرار میگیرد که در آن مدح و مرثیه اهل بیت(علیهماالسلام)شعر اجتماعی و دفاع مقدس جای گرفته است.شاعر در اشعارش از ردیفهای فعلی، قیدی و اسمی استفاده کرده است. او دراستفاده از قافیه سعی کرده است با قافیههای کمیابتری طبعآزمایی کند که در مواردی موفق و در مواردی ناموفق بوده است. قافیههای ساده گزینه دیگری بود که او بدون درگیری ذهنی و لفظی از پس آنها برآمده است. شاعر برای 29 شعر مجموعهاش، از10 وزن استفاده کرده است که پرکاربردترین آنها وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» است. در مجموع فضای کلّی اشعار محمد غفاری قابل ستایش است. جهانبینی و دنیایی که او از اهل بیت(ع) ترسیم میکند بسیار تأملبرانگیز است.امّا شور شاعرانگی (جنون شاعرانه) را در اشعار او کم میبینیم. گرچه در شعرهای بلندی که ارائه داده است این شور شاعرانگی به وضوح دیده میشود. امّا قدرت شعری غفاری در خلق و کشف تصاویر و احساسات آرامی است که ارائه داده است. از موارد دیگری که قابل اشاره است، کوتاه نوشتها و طرحهایی که هرکدام از آنها را مقدمهای برای آوردن اشعارش قرار داده است که در این نوآوری بسیار موفق عمل کرده که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.
جور دیگر بنگرم... (ویژگیهای فکری)
اگر بخواهیم با دقّت بیشتری اشعار محمد غفاری را بررسی کنیم، میتوانیم بگوییم او در بسیاری از خلسههای شاعرانهاش شعر را با تمام وجود حس کرده است، امّا با توجه به این نکته میتوان به او لقب شاعر هیئت را اطلاق کرد.غفاری شعر هیئت را در سطح بالا میپسندد و در بعضی اشعارش این را نشان میدهد.
شب جمعه دوباره در هیئت
روضه حال و هوای دیگر داشت
کوچهای با زبان سینهزنی
خبری از حضور مادر داشت (ص53)
یا در شعری که درباره حضرت عباس میسراید.مرثیه را با حماسه گره میزند، و بخشی از شعر هیئت را به نمایش میگذارد.
یکی یکی به شهادت رسیدهاند اصحاب
رسیده نوبت شیری که مرد هر جنگ است
زمان زمان سبکبالی و پریدن توست
زره بکن ز تنت دیگر این قفس تنگ است (ص57)
همانطورکه در بالا اشاره شد، شاعر در اشعاری که طولانیتر سروده است به جنون شاعرانه دسترسی پیداکرده است و آن جوشش ناخودآگاه شعری بهتر و زیباتر نمایان شده است.
از حاجت و دردم به تو پیوسته نگویم
میخواستم از گنبد و گلدسته نگویم
امّا چه بگویم که دل آرام بگیرد؟
با دیدن روی تو سرانجام بگیرد؟ (ص 37)
چشمم از اشک پُر و عکس حرم میلرزد
باز هم مرثیه در دست قلم میلرزد (ص19)
طرحها و جملات شاعرانهای که او قبل از اشعارش ارائه داده، کمنظیر است، شاعر با اینکه هدفش، آوردن شعرها بوده است امّا در بعضی از این نوشتهها ارتباط مضمونی و هنری را با شعرهای روبرو برقرار کرده است مثل:
در شهرما/ هنوز هم که هنوز است/ سروها در گلزار میرویند! (ص66)
امّا در بیت آخر شعر سروده است:
پدر- این سرو در خزان مانده-
زنده بود و شهیدتر میشد (ص67)
همچنین در صفحات 30و 31 این ارتباط را مشاهده میکنید. شاعر با این جملات شاعرانه فضای جدیدی را درذهن مخاطب میسازد که ثمرهاش را در برخورد شعر با مخاطب میبیند. نکته بعدی در ویژگیهای فکری پیوند دفاع مقدس با عاشورا است که از جمله موضوعاتی است که از زمان دفاع مقدس در ادبیات ما رواج داشته است.شاعر در دو شعر دفاع مقدس پیوندی را با واقعه عاشورا برقرار کرده است:
و مادرانگیاش در تمام این ابیات
بهانهای شد و یک روضه یاد من آمد:
زنی نشسته غریبانه اشک میریزد
رباب هیچ از این زندگی نمیخواهد! (ص65)
شاعر در بیان روایت یا حادثهها فقط به بیان قانع نمیشود بلکه در بعضی شعرها، آنها را تحلیل و نقدهایی را وارد میکند و شعر را از تک بُعدی بودن خارج میکند:
عاقبتاندیشهایی که چنان قاضی شُریح
در جواب چشمکزرها، تبسم کردهاند (ص 29)
یا درباره حضرت عباس(ع) چنین میسراید:
حماسه میسرود و قصّه آزادگی میگفت
به تعداد تمام تیرها شعرش مخاطب میگفت (ص 33)
(نمونههای دیگر در صفحات 41و43 و 55 و...)
چقدر غنچه به تو...(ویژگیهای ادبی)
شاعر از لحاظ ادبی هم به خوبی توانسته است از آرایهها استفاده کند؛ که پس از کشف آن، لذتش را مخاطب لمس میکند.
حسن تعلیل:
آسمان لحظه معراج تو حیران شده است
آینه آینه از شیوه خاتمکاری (ص15)
طبع کوتاه مرا از مرثیه معذور دار
با غم و درد تو مضمون آفریدن مشکل است (ص25)
تصویرسازی (تصاویر حسی):
برای یاس حیاط از تو گفتم و گل داد
چقدر غنچه به تو عاشقانه وابسته است (ص27)
گرچه سرگرم است وقت پرتوافشانی ولی
قطره قطره شمع بر سنگ مزار افتاده است (ص69)
در حلقهای از اشک پریشان شده رفتم
آنگونه که انگشترت انگار به ناچار... (ص21)
اسلوب معادله:
در کنار آب هم قصد تیمم کردهاند
کعبه را دیدند امّا قبله را گم کردهاند (ص29)
کنایه، تضمین و اقتباس، ضربالمثل، جانبخشی و...ازجمله آرایههایی است که وی استفاده کرده است.
...به دنبالت نشانها (ویژگیهای زبانی)
شاعر زبان روان و محکمی دارد و در بعضی از شعرها این روانی به شعر لطمه زده است نقدی که میتوان وارد کرد که گاهی اشعارش آنقدر رو به سادگی میروند که نظریه نظم بودن را تقویت میکنند که این ممکن است در هر مجموعه شعری اتفاق بیفتد.
غافلگیری در ردیف و قافیه (صفحات 19و23)
تکرار:
تو نیستی و ماندن من بیتو محال است
هرچند به ناچار، به ناچار، به ناچار... (ص21)
آوردن قید (زبان تلگرافی):
نگاه کرد به کودک چقدر آرام است
خدانکرده، نه، اصلاً، ولی، اگر، شاید (ص65)
نشانه رسمالخطی:
قسمت آسمانیان پرواز
قسمت ما اسارت و ماندن
با نگاهی که غرق حسرت بود
چقدر داد میزدم: من!
من! (ص47)
شعر روان (نظم ساده):
کسی قدر تو را اینجا نمیداند، نهانی
شبیه قدر، ناپیدا به دنبالت نشانها (ص43)
...اتّفاقی تازه است (چند نکته)
نکتههای ویژهای که قابل ذکر است؛ آگاهی شاعر باعبارتهای عربی و قرآنی به طوری که توانسته بعضی از آنها در شعر بیاورد:
تو از «جنات تجری تحتالانهار» میآیی
که هر جاپا گذاری رنگی از تجرید میریزد (ص13)
نکته دیگر حضور شاعر در شعرهایش به طوری که شعر و زندگی را مکمل یکدیگر میداند:
از تو «غفاری» شدن را یاد میگیرم هنوز
در دل تاریخ نامت اتّفاقی تازه است (ص45)
دور بودم از تو امّا شعر دستم را گرفت
میتوان با یک غزل شد، صد قدم نزدیکتر (ص11)
و امّا نکته آخر شروع و پایان مجموعه است که نشان از تفکر و جهانبینی شاعر دارد. این مجموعه ازلحاظ نشانههای بینامتنی هم قابل ستایش است.
شروع (مدح امیرالمومنین علی علیهالسلام):
شعر/ لکنت محضی است/ در ستایش تو/ که بر عمارت کلام/ امیری! (ص8)
پایان (مدح امام زمان عجلالله تعالی و فرجه شریف):
تا فنا با دست تو پُل میزنیم از شش جهت
شوق محض است و نفسها از شمار افتاده است
غرق دیدار تو هستیم و به بالا میرویم... (ص71)
با تمام اوج و فرودها درطول تاریخ هنوز شعر مخاطبان ویژهای دارد. شعر با سابقهای طولانی همواره میتواند راه ارتباطی خوبی میان شاعر و مردم باشد. در این میان، مردم با سطح آگاهی و سلیقه و ذوقشان و از همه مهمتر با افکار و عقایدشان از شعر لذّت میبرند. مجموعه شعر «آستانه» از دوست شاعرم «محمّد غفاری» که توسط نشر«عماد فردا» به چاپ رسیده است، میتواند نمونه خوبی از اشعار آیینی و مذهبی باشد. منظرهای را که او برای مخاطب ترسیم میکند، بیشک مخاطبانی را به تماشا میکشاند.
نام آستانه برای شاعری از شهرکریمه اهل بیت(س) قم، نامی آشناست که با شنیدن آن منظرهای از بارگاه حضرت فاطمه معصومه(س) را به یاد میآورد، و از طرفی دیگر و به قول شاعر این نام میتواند راهی برای درخشیدن و چاپ آثار بعدی از وی باشد. انشاءالله...
ازلحاظ قالب، پرکاربردترین قالب به کار رفته در مجموعه، غزل میباشد که نشان از علاقه شاعر به این قالب دارد؛ مسمط، چهارپاره، مربع ترکیب و قصیده دیگر قالبهایی هستند که غفاری در آنها طبعآزمایی کرده است. از لحاظ موضوع، همانطور که اشاره شد، این مجموعه در بین آثار شعر آیینی قرار میگیرد که در آن مدح و مرثیه اهل بیت(علیهماالسلام)شعر اجتماعی و دفاع مقدس جای گرفته است.شاعر در اشعارش از ردیفهای فعلی، قیدی و اسمی استفاده کرده است. او دراستفاده از قافیه سعی کرده است با قافیههای کمیابتری طبعآزمایی کند که در مواردی موفق و در مواردی ناموفق بوده است. قافیههای ساده گزینه دیگری بود که او بدون درگیری ذهنی و لفظی از پس آنها برآمده است. شاعر برای 29 شعر مجموعهاش، از10 وزن استفاده کرده است که پرکاربردترین آنها وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» است. در مجموع فضای کلّی اشعار محمد غفاری قابل ستایش است. جهانبینی و دنیایی که او از اهل بیت(ع) ترسیم میکند بسیار تأملبرانگیز است.امّا شور شاعرانگی (جنون شاعرانه) را در اشعار او کم میبینیم. گرچه در شعرهای بلندی که ارائه داده است این شور شاعرانگی به وضوح دیده میشود. امّا قدرت شعری غفاری در خلق و کشف تصاویر و احساسات آرامی است که ارائه داده است. از موارد دیگری که قابل اشاره است، کوتاه نوشتها و طرحهایی که هرکدام از آنها را مقدمهای برای آوردن اشعارش قرار داده است که در این نوآوری بسیار موفق عمل کرده که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.
جور دیگر بنگرم... (ویژگیهای فکری)
اگر بخواهیم با دقّت بیشتری اشعار محمد غفاری را بررسی کنیم، میتوانیم بگوییم او در بسیاری از خلسههای شاعرانهاش شعر را با تمام وجود حس کرده است، امّا با توجه به این نکته میتوان به او لقب شاعر هیئت را اطلاق کرد.غفاری شعر هیئت را در سطح بالا میپسندد و در بعضی اشعارش این را نشان میدهد.
شب جمعه دوباره در هیئت
روضه حال و هوای دیگر داشت
کوچهای با زبان سینهزنی
خبری از حضور مادر داشت (ص53)
یا در شعری که درباره حضرت عباس میسراید.مرثیه را با حماسه گره میزند، و بخشی از شعر هیئت را به نمایش میگذارد.
یکی یکی به شهادت رسیدهاند اصحاب
رسیده نوبت شیری که مرد هر جنگ است
زمان زمان سبکبالی و پریدن توست
زره بکن ز تنت دیگر این قفس تنگ است (ص57)
همانطورکه در بالا اشاره شد، شاعر در اشعاری که طولانیتر سروده است به جنون شاعرانه دسترسی پیداکرده است و آن جوشش ناخودآگاه شعری بهتر و زیباتر نمایان شده است.
از حاجت و دردم به تو پیوسته نگویم
میخواستم از گنبد و گلدسته نگویم
امّا چه بگویم که دل آرام بگیرد؟
با دیدن روی تو سرانجام بگیرد؟ (ص 37)
چشمم از اشک پُر و عکس حرم میلرزد
باز هم مرثیه در دست قلم میلرزد (ص19)
طرحها و جملات شاعرانهای که او قبل از اشعارش ارائه داده، کمنظیر است، شاعر با اینکه هدفش، آوردن شعرها بوده است امّا در بعضی از این نوشتهها ارتباط مضمونی و هنری را با شعرهای روبرو برقرار کرده است مثل:
در شهرما/ هنوز هم که هنوز است/ سروها در گلزار میرویند! (ص66)
امّا در بیت آخر شعر سروده است:
پدر- این سرو در خزان مانده-
زنده بود و شهیدتر میشد (ص67)
همچنین در صفحات 30و 31 این ارتباط را مشاهده میکنید. شاعر با این جملات شاعرانه فضای جدیدی را درذهن مخاطب میسازد که ثمرهاش را در برخورد شعر با مخاطب میبیند. نکته بعدی در ویژگیهای فکری پیوند دفاع مقدس با عاشورا است که از جمله موضوعاتی است که از زمان دفاع مقدس در ادبیات ما رواج داشته است.شاعر در دو شعر دفاع مقدس پیوندی را با واقعه عاشورا برقرار کرده است:
و مادرانگیاش در تمام این ابیات
بهانهای شد و یک روضه یاد من آمد:
زنی نشسته غریبانه اشک میریزد
رباب هیچ از این زندگی نمیخواهد! (ص65)
شاعر در بیان روایت یا حادثهها فقط به بیان قانع نمیشود بلکه در بعضی شعرها، آنها را تحلیل و نقدهایی را وارد میکند و شعر را از تک بُعدی بودن خارج میکند:
عاقبتاندیشهایی که چنان قاضی شُریح
در جواب چشمکزرها، تبسم کردهاند (ص 29)
یا درباره حضرت عباس(ع) چنین میسراید:
حماسه میسرود و قصّه آزادگی میگفت
به تعداد تمام تیرها شعرش مخاطب میگفت (ص 33)
(نمونههای دیگر در صفحات 41و43 و 55 و...)
چقدر غنچه به تو...(ویژگیهای ادبی)
شاعر از لحاظ ادبی هم به خوبی توانسته است از آرایهها استفاده کند؛ که پس از کشف آن، لذتش را مخاطب لمس میکند.
حسن تعلیل:
آسمان لحظه معراج تو حیران شده است
آینه آینه از شیوه خاتمکاری (ص15)
طبع کوتاه مرا از مرثیه معذور دار
با غم و درد تو مضمون آفریدن مشکل است (ص25)
تصویرسازی (تصاویر حسی):
برای یاس حیاط از تو گفتم و گل داد
چقدر غنچه به تو عاشقانه وابسته است (ص27)
گرچه سرگرم است وقت پرتوافشانی ولی
قطره قطره شمع بر سنگ مزار افتاده است (ص69)
در حلقهای از اشک پریشان شده رفتم
آنگونه که انگشترت انگار به ناچار... (ص21)
اسلوب معادله:
در کنار آب هم قصد تیمم کردهاند
کعبه را دیدند امّا قبله را گم کردهاند (ص29)
کنایه، تضمین و اقتباس، ضربالمثل، جانبخشی و...ازجمله آرایههایی است که وی استفاده کرده است.
...به دنبالت نشانها (ویژگیهای زبانی)
شاعر زبان روان و محکمی دارد و در بعضی از شعرها این روانی به شعر لطمه زده است نقدی که میتوان وارد کرد که گاهی اشعارش آنقدر رو به سادگی میروند که نظریه نظم بودن را تقویت میکنند که این ممکن است در هر مجموعه شعری اتفاق بیفتد.
غافلگیری در ردیف و قافیه (صفحات 19و23)
تکرار:
تو نیستی و ماندن من بیتو محال است
هرچند به ناچار، به ناچار، به ناچار... (ص21)
آوردن قید (زبان تلگرافی):
نگاه کرد به کودک چقدر آرام است
خدانکرده، نه، اصلاً، ولی، اگر، شاید (ص65)
نشانه رسمالخطی:
قسمت آسمانیان پرواز
قسمت ما اسارت و ماندن
با نگاهی که غرق حسرت بود
چقدر داد میزدم: من!
من! (ص47)
شعر روان (نظم ساده):
کسی قدر تو را اینجا نمیداند، نهانی
شبیه قدر، ناپیدا به دنبالت نشانها (ص43)
...اتّفاقی تازه است (چند نکته)
نکتههای ویژهای که قابل ذکر است؛ آگاهی شاعر باعبارتهای عربی و قرآنی به طوری که توانسته بعضی از آنها در شعر بیاورد:
تو از «جنات تجری تحتالانهار» میآیی
که هر جاپا گذاری رنگی از تجرید میریزد (ص13)
نکته دیگر حضور شاعر در شعرهایش به طوری که شعر و زندگی را مکمل یکدیگر میداند:
از تو «غفاری» شدن را یاد میگیرم هنوز
در دل تاریخ نامت اتّفاقی تازه است (ص45)
دور بودم از تو امّا شعر دستم را گرفت
میتوان با یک غزل شد، صد قدم نزدیکتر (ص11)
و امّا نکته آخر شروع و پایان مجموعه است که نشان از تفکر و جهانبینی شاعر دارد. این مجموعه ازلحاظ نشانههای بینامتنی هم قابل ستایش است.
شروع (مدح امیرالمومنین علی علیهالسلام):
شعر/ لکنت محضی است/ در ستایش تو/ که بر عمارت کلام/ امیری! (ص8)
پایان (مدح امام زمان عجلالله تعالی و فرجه شریف):
تا فنا با دست تو پُل میزنیم از شش جهت
شوق محض است و نفسها از شمار افتاده است
غرق دیدار تو هستیم و به بالا میرویم... (ص71)