پايبندي به اصول و ترويج حق؛ راه رسیدن به وحدت و همدلي(2)
پذيرش حق، حتي از دشمنان(زلال بصیرت)
ما برای مواجهه با دشمنان نظام باید جبهه واحدی تشکیل دهیم. در درون خودمان نیز، با نزدیک شدن به دیگر اصولگرایان و ایجاد وحدت و ارتباط با آنها، چه بسا به نکتههایی برخوریم که متوجه شویم ما اشتباهاتی داشتهایم و در مواردی آنها درست فکر کرده بودند. این یک فرض است و نمیخواهم چیزی را اثبات کنم. باید روحیه ما بهگونهای باشد که وقتی فهمیدیم در جایی اشتباه کردهایم، لجبازی نکنیم؛ اگر کاری کرده بودیم یا بر رفتاری اصرار داشتیم که بعدها فهمیدیم اشتباه بوده است، باید خدا را شکر کنیم که حالا در اثر ارتباط فهمیدیم که آنها درست متوجه شده بودند و ما اشتباه کردیم و این روحیه را داشته باشیم که آن را بپذیریم؛ زیرا یکی از دامهای شیطان تعصب و لجبازی است. البته شاید این موارد خیلی کم اتفاق بیفتد و اینها فرض نادری است؛ اما روحیه انسان باید بهگونهای باشد که آنچنان تسلیم حق باشد که حتی اگر دشمنش هم یک حقی را بگوید، آن را بپذیرد. این یک اصل برای ارتباط با دیگران است.
نکته دوم این است که در مواردی که با دلائل متقن و تجربههای کافی دریافتیم دیدگاه ما درست است و دیگران اشتباه میکنند، باید بکوشیم با روشی معقول و نه آمرانه و متحکمانه این مطلب را به دیگران منتقل کنیم؛ نه اینکه بگوئیم شما باید چنین کنید وگرنه ما با شما هیچ کاری نخواهیم داشت! باید سعی کنیم تا حد امکان با کلام نرم و رفتاری مهربانانه آنها را نزدیک و سخن خودمان را به آنها منتقل سازیم و اثبات کنیم که اشتباه میکنند و این بیاثر نیست. وقتی عدهای به هم نزدیک میشوند و مجموعهای را تشکیل میدهند تا با هم کار کنند، این از ابتدا اینگونه نبوده است؛ دو نفر احساس میکنند میتوانند با هم صحبت کنند و به هم نزدیک شوند؛ هر کدم از این دو نفر با افراد دیگری در ارتباط هستند که در نهایت با هم جمع میشوند و گروهی را تشکیل میدهند؛ این نشان میدهد که گفتوگو و بحث کردن تأثیرگذار است. اگر رفتارها صادقانه باشد، دیگران را جذب میکند؛ پس اصل دوم این است که بکوشیم با رفتار و گفتار صحیح، دیگران را جذب کنیم و به آنچه که میدانیم درست و حجت بین ما و خداست، عمل کنیم.
وحدت و همفكري براي ترويج حق
در مقابل، اگر هم رفتار نامناسبی از دیگران دیدیم، باید بنا را بر تحمل بیمهریها و نادیده گرفتن آنها بگذاریم. شیطان میکوشد از هر طریقی اهداف خود را دنبال کند. ما چیزی برتر از عبادت و نماز نداریم؛ سر به سجده گذاشتن و در پیشگاه الهی اظهار خضوع کردن، نهایت تذلل است؛ ولی در همینجا نیز شیطان حضور پیدا میکند و میکوشد با عجب و ریا نماز انسان را باطل کند؛ یعنی افزون بر اینکه بنا داریم رفتار صحیح، مدارا و سعه صدر داشته باشیم، گاهی از آن طرف شیطان نیز حمله میکند؛ مانند کسی که براي اينکه از پشتبام پایین نیفتد، عقبعقب ميرود و از آن طرف به پایین ميافتد؛ یعنی آنچنان سعه صدر نشان میدهیم که اصول فراموش میشود و این هم دام دیگری است. هرچند برای جذب دیگران باید مهربان باشيم و سعه صدر داشته باشیم و بیمهریهای دیگران را تحمل کنیم؛ اما این بدان معنا نیست که برای رفیق شدن با دیگران، اصول را نادیده بگیریم. به فرمایش رهبر معظم انقلاب، این رفاقت و نزدیکی و همکاری و همفکری و همدلی، ابزاری برای کمک کردن به ترویج حق و وسیلهای برای بهتر انجام دادن کار است. اما اگر برای با هم بودن، کارهای خوب ترک شود، این با هم بودن هیچ دلیلی ندارد؛ با هم بودن، اصل اصیلی در مقابل اصول دیگر نیست؛ بلکه ابزاری است برای اینکه بیشتر با هم باشیم تا بتوانیم حق را بهتر ترویج کنیم؛ نه اینکه برای با هم بودن حق را نادیده بگیریم؛ اما متأسفانه گاهی برای برخی چنین اشتباهاتی پیش میآید و وحدت و ائتلاف چنان اصل میشود که به نادیده گرفتن اصول میانجامد. پیغمبر به وحدت دعوت کرده است و باید هم عمل کرد؛ ایشان وحدت را بیان کردند تا به وسیله آن حق را ترویج کنید، نه اینکه دست از حق بردارید. البته مسئله اهم و مهم و تدبیر در جایگاه خود مهم است؛ اما فراموش نکنیم که این نزدیک شدنها جنبه ابزاری دارد و وسیلهای است برای اینکه هدف خدا تحقق یابد. اگر دیدیم عکس این فرآیند عمل میشود، باید تدبیری اندیشید که از آن جلوگیری شود و اصول را نادیده نگرفت.
اصول به مثابه عمود خيمه
البته کلمه اصول نیاز به تفسیر دارد و اینکه اصولی که باید در هر حال به آنها پایبند باشیم چیست، موضوع بحث ما در این زمینه نیست؛ ولی همه میدانیم که همه رفتارهای ما هرموار به اصولی منتهی میشود که اساس آنهاست. تا زمانی که این اصول هست، انتظار این است که کارهای بزرگتر و وسیعتری انجام گیرد؛ اما اگر آنها آسیب ببیند، مانند عمود خیمه است که اگر بشکند، دیگر خیمهای باقی نمیماند.
در عمل هم باید خاضعانه سر به آستان الهی سائید که خدای متعال چنین رهبری به ما داده که در همه چیز ممتاز است. ایشان در مراحل مختلف، بویژه از وقتی که رهبری به ایشان واگذار شد تا زمان حال، در صحنههای مختلفی نقش بیبدیل خود را نشان دادهاند.
حتی در ارتباط با اهل تسنن؛ سفرهای ایشان به کرمانشاه، سنندج و خراسان شمالی روحیه اهل تسنن را کاملا ًعوض کرد. ما یک رفیق سنی داریم که مدتی در قم ساکن بود و در جلسات دفتر رهبر معظم انقلاب هم شرکت میکرد؛ در ابتدا هم نمیدانستیم سنی است؛ بعدها دیدیم که دست بسته نماز میخواند. بههرحال، ایشان خیلی اظهار محبت و علاقه به ما میکرد. چند روز پیش، یکی از دوستانش را از مناطق کردستان به دیدن ما آورده بود. این فرد یک سنی حسابی! بود؛ برای مثال، وقتی میخواست به اهل بیت اظهار علاقه کند، میگفت ما از بچگی آنچه درباره مناقب حضرت علی (ع) شنیدهایم بیش از حضرت عمر هست، درحاليكه دوست خود ما اينگونه نبود و حتي نام افراد را بيان نميكرد. این فرد اظهار محبت شدیدی میکرد و میگفت حرفها و رفتار شما برای ما الگوست و اصلش از آن وقتی است که رهبر معظم انقلاب به کردستان تشریف آوردند و بعد از آن، محیط آنجا و بینش مردم نسبت به اسلام، تشیع و نظام عوض شده است. نه ایشان از من انتظاری داشت و نه من میتوانستم کاری برای او انجام دهم؛ یعنی صرفاً از روی محبت آمده بود. ایشان به من اظهار علاقه فراوان میکرد و حتی ما را به سنندج دعوت کرد و ما در آنجا سخنرانی کردیم. بعد هم ایشان نامهای به رهبر معظم انقلاب نوشت و بسيار تشکر کرد که فلانی به سنندج آمده است. ایشان آنقدر به اهل بیت اظهار محبت میکرد که یک مرتبه به او گفتم گویا تو از ما شیعهتر هستی! او نیز گفت نه، من سنی و شافعی هستم و شما دیدید که با دستان بسته نماز خواندم؛ اما علاقه ما نسبت به اهل بیت عليهمالسلام اینطور است. از جملههای عجیبی که از هیچ اهل تسنن دیگری غیر از او نشنیدم این بود که میگفت عقیده شخصیام این است که اگر کسی به حضرت زهرا (س) جسارت کند، کافر است؛ ایشان در مقام امام جماعت کردستان، هم سنی بود و هم شافعی.
منظور اینکه حتی در بین اهل تسنن نیز چنین انسانهایی پیدا میشوند؛ من نمونههای این افراد را فراوان دیدهام؛ مانند همین فرد که هر ماه با اصرار وقت میگیرد تا از سنندج به قم بیاید و نیم ساعت ما را ببیند و برود. وقتی در بین دیگران اینگونه است، انسان باید نسبت به شیعیان امیدوارتر باشد. بسیاری از این پراکندگیها یک طرفه نیست؛ ما نیز باید در رفتار خود تجدید نظر کنیم. البته مجددا تأکید میکنم که وسیله فدای هدف نشود؛ حفظ وحدت وسیلهای برای تقویت حق است و این حق نباید به خاطر وسیله ترک شود.
بیانات آيتالله مصباح يزدي (دام عزه)
در جلسه با اعضای جبهه پایداری؛ قم؛ 27/1/94
زلال بصیرت روزهای پنجشنبه منتشر میشود.