اقتصاد در آینه رسانهها
قرارداد تعرفه ترجیحی یا بازگشایی
دروازه واردات؟!
جهان صنعت
این روزنامه با انتقاد از قرارداد تجارت ترجیحی بین ایران و ترکیه نوشته است: اعمال تعرفههای ترجیحی بین ایران و ترکیه با هدف گسترش مبادلات دوجانبه بین دو کشور صورت گرفت اما آمارهای موجود درباره اجرای این سیاست در تجارت ایران- ترکیه نشان از چربیدن این سیاست به نفع ترکها دارد.
این در حالی است که اجرای سیاست تعرفههای ترجیحی بین ایران و ترکیه نهتنها به افزایش صادرات کشور کمک نکرد و از قاچاق کالا از ترکیه به ایران جلوگیری نکرد، بلکه به واردات بیشتر کالا از ترکیه به ایران منجر شد...
بنا به اعلام دفتر آمار ترکیه، صادرات ترکیه در شش ماهه نخست سالجاری همزمان با اجرای تفاهمنامه تعرفههای ترجیحی بین دو کشور با افزایش حدود 30 درصد مواجه شده و از 5/1 میلیارد دلار در سال گذشته به حدود 9/1 میلیارد دلار رسیده است.
از سوی دیگر با وجود افزایش صادرات ترکیه به ایران، صادرات ایران به ترکیه کاهش بسیار شدید را تجربه کرده است، بهگونهای که صادرات ایران به ترکیه از 5 میلیارد دلار در مدت مشابه سال 2014 به 5/3 میلیارد دلار در نیمه نخست سال 2015 رسیده است و به حدود دوسوم میزان قبلی سقوط کرده است. از سوی دیگر نهتنها مبادلات کلی دو کشور در مجموع واردات و صادرات رشد نداشتهاند بلکه با کاهش قابل توجه 16 درصد مواجه شدهاند که نشان از عدم موفقیت این سیاست در این زمینه نیز دارد.
یکی از نکات قابل توجه در این زمینه، ارایه آمارهایی از سوی مقامات ایرانی است که شرایط کاملا منفی برای ایران را با احتساب صادرات انرژی به ترکیه روندی بسیار مثبت نشان میدهد.
بر اساس آمارهای سازمان توسعه تجارت ایران، صادرات ایران به ترکیه در پنج ماه نخست اجرای این سیاست دو برابر شده است اما غافل از اینکه سهم قابل توجهی از این صادرات به بخش انرژی (نفت و گاز) اختصاص داشته که تاثیری بر توسعه تولید کشور نداشته و در راستای هدفگذاری اولیه اجرای این سیاستها نیست.
توهم «اتاق تجارت ايران و آمریکا»!
اعتماد
این روزنامه در واکنش به تبلیغات گسترده پیرامون تأسیس اتاق تجارت ایران و آمریکا نوشت: در اخبار آمده بود كه «اتاق تجارت ايران و آمریکا» در كشور آمریکا ثبت شده است. اين خبر به دلايل متعددي مورد توجه رسانهها قرار گرفت اما حقيقت اين بود كه اهميت واقعي اين خبر بسيار كمتر از چيزي بود كه برخي انتظار داشتند. اول اينكه خبر داراي محتوايي مخدوش بود، وزارت كشور اعلام كرد چنين نهادي با چنين مديري در اين مجموعه وجود خارجي ندارد و دوم اينكه راه افتادن اتاق تجارت ايران و آمریکا نيز اتفاق بزرگي نيست. يك بررسي ساده و اجمالي نشان ميدهد كه هيچ اتفاق خاصي نيفتاده است و اصل موضوع اين است كه شركتي با اين عنوان در آمریکا مجوز فعاليت گرفته است.
هر چند بعدا مشخص شد كه اين خبر پايه و اساس درستي ندارد اما برخوردهايي كه با اين خبر شد، در جايگاه خود حايز اهميت است. شايد اگر نام اين شركت هر چيز ديگري بود ميزان توجه به اين خبر نيز كمتر بود اما به واسطه مسائل و مناقشات سياسي در دهههاي اخير بين دو كشور، قرار گرفتن نام اين دو در كنار يكديگر و داشتن عنوان «اتاق تجارت» براي برخي اين شبهه را ايجاد كرد كه گويا روابط اقتصادي ايران و آمریکا بهزودي از سر گرفته ميشود. اين شركت آنطور كه گفته ميشود با سرمايهگذاري چند ايراني و آمریکايي تاسيس شده است و هدف آن جذب سرمايه براي سرمايهگذاري در ايران است. طبيعي است كه چنين اتفاقي نقطه عطف مهمي تلقي نشود زيرا چنين تحولي با تاسيس يك شركت، اجرايي نخواهد شد.
چنين كاري توسط شركتهاي مختلف انجام ميشود و تا قبل از تحريمهاي هستهاي هم امكان آن وجود داشت ولي به هر دليلي اين كار انجام نشد. موضوع اصلي حالا اينجاست. اول اينكه محتواي خبر دچار مشكلاتي اساسي بود، دوم اينكه خبر در جايگاهي غيرواقعي و با اهميتي فراتر از اهميت واقعياش نمود پيدا كرد و سوم اينكه برخي اين خبر را با برقراري رابطه اقتصادي ايران و آمریکا يا به عبارتي برداشته شدن گام اوليه براي برقراري رابطه ايران و آمریکا يكي دانستند كه هر سه مورد نيز نقيضي در دل خود داشت. زماني ميتوان درباره از سر گرفتن مراودات تجاري ايران و آمریکا صحبت كرد كه يا دولتيها اقدام به تجارت با آمریکا كنند، يا آنكه اتاق بازرگاني ايران و آمریکا در اتاق ايران يا آمریکا راهاندازي شود. اگر در اتاق بازرگاني آمریکا، اتاق ايران و آمریکا تاسيس شود، طبق قوانين، اتاق ايران هم موظف ميشود ظرف دو ماه اقدام به تاسيس اتاق مشابه در ايران كند. نكته اينجاست كه هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است. مسئله ارتباط اقتصادي ايران و آمریکا بعد از روي كار آمدن دولت يازدهم و مذاكرات مستقيم ايران و آمریکا بهشدت مورد بحث قرار گرفته است اما مسالهاي كه به آن توجه كافي نشده، اين است كه به فرض تمايل به برقراري اين رابطه، بايد از طريق ساز و كارهاي مرسوم به آن دست زد. اما چنين ارادهاي تاكنون از فعالان اقتصادي دو طرف ديده نشده و طرفين با احتياط به روند حوادث مينگرند.
ذوقزدگی در برابر هیئتهای خارجی
تعادل
این روزنامه حامی دولت درمورد ذوقزدگی برخی مسئولان از سفر هیئتهای تجاری خارجی به کشور با وجود نیاز شدید آنها به بازار ایران، نوشت: پس از مصالحه بزرگ وين، موجي از ورود مديران ارشد سياسي و اقتصادي كشورهاي بزرگ اروپايي به ايران راه افتاده است. وقتشناسي روساي اتاقهاي ايران و تهران و اصرار آنها بر اينكه بخش خصوصي نبايد از جريان گفتوگوهاي اقتصادي دور بماند موجب شده است تا اميدواريهايي پديدار شود. از سوي ديگر اما هيجان و شادماني مديران اقتصادي دولت و روساي سازمانهاي توسعهيي و شركتهاي دولتي براي نشان دادن نيازهاي ارزي و مادي به خارجيها در چند روز سپري شده، شرايط نامطلوبي را نويد ميدهد.
درحالي كه شركتهاي اروپايي در بحران اقتصادي فرورفته و نيازمند بازارند و ميخواهند به هر قيمت و هر شكلي كه شده به بازار ايران بيايند، هيجان نشان دادن از طرف ايرانيها ميتواند معادله را به نفع آنها تغيير دهد. وقتي اشتياق براي ورود به بازار ايران در جسم و روح خارجيها ديده ميشود متاسفانه برخي افراد و نهادها با هيجاني كردن فضا و حركت به سوي دلالي و واسطهگري تقاضاي ايران را چنان پررنگ جلوه ميدهند كه شايد شركتهاي خارجي را به طمع بيندازد. هيجانزدايي از چگونگي برخورد با خارجيها، حذف دلالها و واسطههايي كه براي خود دكان بازكرده و قيمتشكني ميكنند، ضرورت مديريت نيرومند و كارآمد در فضاي فعلي است. نبايد بازار داغ و پرتقاضاي ايران از طرف خارجيها به بازار داغ خارجيها تبديل شود. هيجانزدايي از ضرورتهاي امروز است و ميتوان در اين باره حتي نشستهاي آموزشي برقرار كرد.