کد خبر: ۵۱۶۲۲
تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۶

کجاست ویران کننده کاخ‌های ستم(نگاه)


محمدهادی صحرایی
در دوره‌ای هستیم که حوادث در آن با سرعتی چندین برابر دوره‌های قبل در حال رخ دادن است و پشت سرهم این تاریخ است که تکرار می‌شود. برخی از حوادث در گذشته‌های دور و با فاصله‌های زیاد از هم اتفاق می‌افتاد و برخی دیگر تنها گفته و شنیده می‌شد، بی‌آنکه سندی داشته باشد که ناگزیر جزء افسانه‌ها پنداشته می‌شد. مثلاً فرعون برای از بین بردن خطر موسی دستور داد تمام نوزادان پسر مصر را بکشند تا شاید یکی از آنها موسی باشد و فرعون از کابوس موسی رها شود. که این تاریخ است و واقع گردیده. یا گفته می‌شود که ضحاک مارهایی بر دوش داشت که هر روز می‌باید مغز دو جوان ایرانی بخوردتا آرام گیرد و ضحاک دیوسیرت همین کار را می‌کرد. و این افسانه استعماری از شیوه اهریمنانی چون ضحاک که نمادی از انسان‌های شیطان شده است. چرا که شیطان نیز با مختل و مشغول کردن مغز جوان در حقیقت او را از بین می‌برد و می‌خورد تا روح توانمندی و تداوم را از اجتماع بگیرد و بکشد مخصوصاً اگر آن جوان نیز ایرانی باشد که خود به خود برای شیطان دشمن است و تهدید.
از این افسانه‌ها در تاریخ کم نیستند که هر قومی برای خود ساخته تا بتواند با آن بدی بد را بنمایاند و خوبی خوب را و بتواند به نسل‌های آینده راه و رسم زندگی بیاموزد و آنها را بیاگاهاند. گاهی نیز افسانه‌ها خیلی افسانه‌اند و بافندگانشان نمی‌خواهند زشتی زشت را نشان دهند و زیبایی زیبا را. که می‌خواهند زشتی خود بپوشانند و خود را بیارایند و کسب اعتباری کنند. می‌خواهند با آن مردم را بفریبند. بی‌گناهان را بکشند و گنهکاران را برهانند. تهمتی به پاکان بزنند و ناپاکان را تطهیر کنند و بکنند هر آنچه که شیطان کند و حتی آنچه که شیطان هم نمی‌کند کنند. برای آنکه بتوانند سرزمینی را غصب کنند افسانه‌ای می‌سازند مثل هولوکاست تا گردنه‌ای شود برای باج‌گیری، و برای سالیان دراز بتوانند سالانه میلیونها دلار و یورو از اروپاییان باج بگیرند سرزمینی را غصب کنند و مردمش را بکشند. آدم می‌سوزانند و خودشان سوختم سوختم سر می‌دهند. فرقی نمی‌کند آنکه می‌سوزانند مرد باشد یا زن و یا حتی نوزاد. بی‌گناه باشد یا گنهکار. خجالت هم نمی‌کشند. آتش می‌افروزند و بر آتش بنزین می‌ریزند.
زنده زنده نوزاد می‌سوزانند و جایزه صلح نوبل می‌گیرند. تفاوتی نمی‌کند پرز رئیس جمهور رژیم کودک‌سوز اسرائیل باشد یا سان سوچی رئیس جمهور مسلمان سوز میانمار. کلینتون رئیس جمهور آمریکا باشد که دیویدیان را زنده زنده سوزاند یا قاتلی چون مسعود رجوی که در ترورهای کور خود کودکان آرمیده در بستر خواب ناز را هم زنده زنده سوزاند و یا آدم خواران تکفیری داعش. فرقی نمی‌کند جنایت جنایت است هر چند که دیده‌بان حقوق بشر هم از آنها باشد یا جایزه صلح نوبل هم مال خودشان. در شورای امنیت هم گعده گرگان برپاست و حقوق بشر هم که در دهانشان می‌چرخد، چرندی بی‌معناست. به آنجلینا خودشان و شیرین خودمان جایزه صلح نوبل می‌دهند. به سروش، جایزه دیده‌بان حقوق بشر، احمد شهید هم ایران را ناقض حقوق بشر می‌داند ولی تمام این جایزه‌ها گویی برای فعالیت علیه صلح و بشریت است و سیاسی است نه برای حقوق بشر و شر. در اروپا و آمریکا برای نجات یک گربه از کچلی دهها فیلم علمی می‌سازند و برای رهایی یک موش از درد دندان ساعتها فیلم هنری. برای احیاء اسرائیل به اغماء رفته هزاران مسلمان منطقه را با سگ هاری چون داعش به کام مرگ می‌فرستند ولی در یمن و فلسطین و بحرین و...، نوزادان را به جرم به دنیا آمدن سلاخی می‌کنند و تکه پاره. مردم را به جرم آزادی خواهی تحریم می‌کنند و بمباران و سالهاست که در جهان هولوکاست به راه انداخته‌اند. اسرائیلیان خودشان داستان استر و مردخای در زمان خشایارشا و کشتار هزاران هزار ایرانی توسط یهودیان را تاریخ می‌نامند و در سالگرد کشتار ایرانی‌ها هر ساله جشن و عید می‌گیرند، انگلیسی‌ها در ایران بعد از جنگ جهانی اول هولوکاستی به راه انداختند که هزاران هزار ایرانی از قحطی جان دادند و بعد خودشان دم از هولوکاست می‌زنند.
از گذشته‌های دور تاکنون داستان واقعی به آتش انداختن ابراهیم توسط نمرود و سوزاندن اصحاب اخدود و کودک‌کشی فرعون و آدم سوزی اروپاییان رنسانسی و... هر چند صد سال یکبار اتفاق می‌افتاد ولی الان تمام این اتفاقات را در مقاطع کوتاهی می‌بینیم و می‌شنویم.
انسانهایی که چون شیطان جنسشان از آتش شده، مردمان را زنده زنده می‌سوزانند و واهمه‌ای هم ندارند. نه از تعقیب و نه از مکافات عمل. آنها دشمنان مسلح خود را با این شیوه به قتل نمی‌رسانند بلکه این مردم عادی هستند که این گونه دردناک می‌میرند. دولت آمریکای دو سه‌دهه پیش، بیش از هفتاد نفر مرد و زن و بچه را در خانه‌ای به آتش می‌کشد به جرم اینکه دیویدی مسلکند. در میانمار، مسلمانان را زنده زنده چون هیزم و بدون گناه در آتش می‌اندازند و می‌سوزانند و این کار توسط بوداییانی انجام می‌شود که سالها از آرامش روحی آنها و آرامش‌بخشی ورزش‌های آنان برای ما گفته‌اند. در عراق و سوریه، موجوداتی انسان‌نما ولی از حیوان پست‌تر به نام داعش، مردمان را زنده‌زنده  در آتش می‌سوزانند و نام خدا می‌برند و... و در فلسطین اشغالی این قصه پر غصه دوران ما نیز صهیونیستها همین کار را کرده‌اند و تمام اینها در زمانی اتفاق می‌افتد که علم بدون خدا جهان را فراگرفته، صاحبان زر و زور و تزویر دم از تمدن و پیشرفت می‌زنند و از دهکده‌ جهانی با مدیریت واحد کدخدا سخن می‌گویند و حال آنکه در هیچ دوره‌ای بشر مثل امروز از انسانیت خود به دور نبوده است. و اصلا وقتی خود کدخدا آدم‌سوز است چه انتظاری از نوکرهای دسته دومش هست؟
چند روز پیش بود که خبری ناگوار خواب و خوراک جهان را گرفت. صهیونیستها «علی دوابشه» نوزاد هیجده ماهه فلسطینی را در خانه‌اش آتش زدند و زنده سوزاندند. نوزادی که در خانه که محل امن و امان است و در میان خانواده خود که مأمن اوست و خانواده‌ای که ناظر او هستند. به جرم آنکه مسلمان است و یهودی نیست. به جرم آنکه در خانه خود زندگی می‌کند. چه حالی دارند آن خانواده و پدر و مادر اگر زنده بمانند. آنان که جایزه صلح نوبل گرفته‌اند و از طرف دیده‌بان حقوق بشر مفتخر شده‌اند گویی که هم‌کرند و هم‌کور. سازمان ملل و شورای امنیت و یونسکو و یونیسف و فائو و سایر دکان‌های دوز و کلک نیز که همگی کنیز و کلفت کدخدایند و بی‌اذن او لال. دبیر سازمان ملل هم که توان دیدن و چشم گشودن ندارد. سفیران صلح هم که مشغولند و سران عرب هم که مست‌اند و مفتی‌های به دردنخورشان هم درگیر تجهیز انتحاری‌ها. پس ای آنان که نگران شیر مادر خوردن شیرخوارگان هستید چرا خاموشید؟ ای مادران چرا ساکتید و ای پدران چرا کاری نمی‌کنید؟ لااقل لعنتی به این کدخدا نثار کنید که جهان را به آتش کشیده. صهیونیست را نفرین کنید که آرام از جهانیان ستانده. دعایی کنیم تا خدا نجاتمان دهد و دادمان بگیرد و کدخدا و سگهای هار او را از ما رها کند. اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و اله و غیبه ولینا.1
کجاست پیغمبر رحمتی که برای ستاندن حق مظلوم از ظالم پیمان حلف‌الفضول بست؟ کجاست آن علی مرتضایی که تاب شنیدن جسارت به دختر یهودی را نداشت؟ کجاست ویران‌کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجاست زنده کننده دین و اهل دین و در هم شکننده شوکت ستمکاران؟ کجاست نابودکننده اهل فسق و عصیان و ظلم و طغیان؟ کجاست آنکه نهال گمراهی و دشمنی از زمین بر می‌کند؟ کجاست نابود‌کننده متکبران سرکش؟ کجاست آنکه دوستان خدا را عزیز و دشمنانش را ذلیل خواهد کرد؟ کجاست آن راه خدایی که انسانها را به خدا می‌رساند؟ کجاست صاحب روز پیروزی و برافرازنده پرچم هدایت در جهان؟ کجاست آنکه پریشانی‌های خلق را اصلاح و دلها را خشنود می‌سازد؟ کجاست آنکه  از ظلم و ستم امت بر پیغمبران و اولاد پیغمبران دادخواهی می‌کند؟ کجاست آنکه خدا بر متعدیان و ستمکاران پیروزش می‌کند؟ کجاست آنکه دعای خلق پریشان و مضطر را اجابت می‌کند کجاست امام قائم و فرزند محمد مصطفی(ص) و فرزند علی مرتضی و فاطمه زهرا؟ اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و الکفر و الصهیون و اهلهم.2
_______________________
1- بارالها ما به درگاه تو شکایت می‌کنیم از فقدان پیغمبرت (صلوات‌الله علیه و آله) و از غیبت امام( علیهم السلام)
2- خدایا ما از تو امید و اشتیاق داریم که دولت با کرامت آن امام زمان را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را به آن عزت بخشی و نفاق و کفر و صهیونیست و اهل آنها را ذلیل و خوار گردانی.