کد خبر: ۵۱۳۲۴
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۸:۱۶

گویا خبرهایی‌ست... (شعر)

 محمدمهدی سیار 

این‌گونه سر در گوش هم از هم چه می‌پرسند؟
از هم، هراسان، عالم و آدم چه می‌پرسند؟
 
گویا خبرهایی‌ست ... هرسو پچ پچی گنگ است
من بی‌خبر، از خویش می‌پرسم: چه می‌پرسند؟
 
از همهمه اشیاء بین خواب و بیداری
با همهمه، با لهجه‌ای مبهم چه می‌پرسند؟
 
این بازجویان سمج، این قطره باران‌ها
از خاک ساکت باز هم نم‌نم چه می‌پرسند؟
 
در لحظه‌های تازه تکراری دیدار
 «روز» و «شب» از هم هر سپیده دم چه می‌پرسند؟
 
گلبرگ‌های غنچه‌های آخر اسفند
این‌گونه سر در گوش هم از هم چه می‌پرسند؟

captcha