رخنههای فرهنگی و نقش دولتمردان در ایجاد آن(پاورقی)
Research@kayhan.ir
اشاره:
مقوله فرهنگ و تهاجم فرهنگی همواره از موضوعاتی بوده که در دولتهای گذشته و به ویژه در دولت کنونی مورد غفلت مدیران و دستاندرکاران امور فرهنگی قرار گرفته است.
این موضوع پس از سالهای دفاع مقدس از سوی رهبر معظم انقلاب با عناوین تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و ... بارها مورد اشاره قرار گرفته است.
مقاله حاضر که توسط موسسه فرهنگی قدر ولایت برای چاپ در روزنامه ارسال شده به دیدگاههای رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت مقوله فرهنگ و بیتوجهی و غفلت دولتمردان از جریان نفوذی در عرصه فرهنگ پرداخته که در چند شماره روزنامه به چاپ میرسد.
دفتر پژوهشهای روزنامه کیهان
رهبری انقلاب اسلامی، چه در دورة حضرت امامخمینی(ره) و چه در دورة امام خامنهای مدظله، توجه ویژه به مسألة فرهنگ داشته و در برابر انحرافات و تأویلهای نادرست، واکنش متناسب نشان دادهاند. در دهة اوّل انقلاب که تحت زعامت بنیانگذار جمهوری اسلامی سپری شد، گروهها و جمعیتها و احزابی که یا با اسلام میانه خوبی نداشتند و یا تفسیر ناصوابی از اسلام داشتند تلاش کردند تا فرهنگ لیبرالی را بر کشور و دستگاههای فرهنگی آن حاکم کنند. مخالفت با اجرای قصاص و غیرانسانی خواندن آن، مخالفت با اجرای سایر حدود و احکام الهی، تفسیر غربی از مفهوم آزادی و گرایش به سمت غربزدگی، تفسیرهای نادرست از شیوة مدیریت اسلامی و ترویج تکنوکراتی، تکیه بر تخصصگرایی و تحقیر تعهد و مکتبی بودن، مسأله حجاب و پوشش مردان و زنان از جمله مواردی است که در آن دهه، از سوی جبهه ملی، نهضت آزادی، سازمان منافقین، گروههای چپ، جنبش مسلمانان مبارز و دهها گروه و جمعیت دنبال میشد و حضرت امامخمینی بطور مکرر، با تذکرات و ارشادات خود، مسیر را روشن و کجیها را افشا مینمودند.
بعد از رحلت امامخمینی، دشمنان که از تهاجم نظامی، محاصرة اقتصادی و آشوبهای داخلی نتیجه نگرفته بودند و نتوانستند با جاسوسی و ارتباط دادن ضدانقلابیون با یکدیگر و ترور مسئولان بلندپایة نظام، به اهداف خود برسند، در رویکردی جدید، تهاجم فرهنگی به باورها و اعتقادات و اخلاق مردم بویژه جوانان را در دستور کار خود قرار دادند. هشدارهای مکرر رهبری در این زمینه بخوبی نشان میدهد که از سال 1369، این هجمة سنگین با رویکردی جدید شروع شد و متأسفانه با غفلت و گاه تعارض عمدی مسئولین مواجه گردید.
ما ابتدا سعی میکنیم علل بوجود آمدن رخنههای فرهنگی- که زمینههای تهاجم فرهنگی دشمن را بوجود میآورند و آنها را مؤثر میسازند- بررسی کنیم و سپس به رویکرد چهار دولت سازندگی، اصلاحات، اصولگرایی و تدبیر و امید، میپردازیم. ذکر این نکته مهم است که فرهنگ جامعه تنها مرتبط با دولتمردان نیست لیکن نقش آنان به واسطة تمرکز اغلب امکانات مادّی و معنوی جامعه در نهاد دولت و تریبونهایی که در اختیار دارند و تأثیر سلوک و زندگی آنان در دیگر اقشار، بسیار تعیین کننده است و جریانهای بوجود آمده در جامعه، این مسأله را تأیید مینماید.
عوامل انسانی مهم در ایجاد رخنههای فرهنگی
1- قرار گرفتن افراد فاقد بینش و رویکرد صحیح و سالم اسلامی در مسئولیتهای فرهنگی جامعه: افرادی که بینش آنان و رویکردشان به مسائل فرهنگی یا دارای مشخصههای اسلام آمریکایی است، یا به غرب و تمدن و فرهنگ آن اعتقاد و باور دارند، یا ترکیبی از دین و غربزدگی در آنان شکل گرفته است؛ هرگز قادر نخواهند بود که فرهنگ عمومی و خاص جامعه را به سوی اهداف و اصول انقلاب اسلامی پیش ببرند. به تعبیر کامل رهبری، ظاهر و حرف و شعار، دین است امّا باطن سکولاریسم و جدایی دین از زندگی است.(۱)
2- قرار گرفتن افراد با بینش اسلامی امّا فاقد شجاعت لازم در تصدّی مسئولیتهای فرهنگی: به تعبیر زیبا و رسای رهبر معظّم انقلاب اسلامی، افرادی که فاقد آزادی معنوی و شجاعت هستند هم در فهم آنان خلل ایجاد میشود، هم در عمل آنان بخاطر ترس از مال، ترس از جان، ترس از آبرو، ترس از انفعال دشمن، ترس از جوّ و فضا، نقصان بوجود میآید. صورت مسأله را درست نمیفهمند و لذا نمیتوانند آن را درست حل
بکنند.(۲)
3- قرار گرفتن افراد جناحی در رأس نهادها و سازمانهای فرهنگی کشور: اینان منافع جناحی را بر مصالح نظام و مردم ترجیح میدهند. اظهر من الشمس است که این گونه افراد، فرهنگ کشور را ابزاری کارآمد برای نیل به مقاصد حزبی و گروهی خواهند ساخت و به خاطر آن، نگاه و رفتار مردم را به سمت و سوی فهم و خواست خود از اسلام و انقلاب و حاکمیت، سوق میدهند. یادآوری کنیم اولین و مهمترین توصیة حضرت امامخمینی را به دولت موقت بازرگان، که وزراء میبایستی بدون ملاحظه وابستگی جناحی و گروهی آنان انتخاب شوند و یاد بیاوریم که مهندس بازرگان به این توصیه توجه نکرد و تلاش کرد تا انقلاب را در هیأت دولت نهضتی و جبهه ملّی با منافع آمریکا گره بزند که اشغال لانه جاسوسی، راز آنان را برملا و مجبور به استعفا کرد.
4- قرار گرفتن افرادی در مسئولیتهای مهم بویژه فرهنگی نظام که برای خود حق تفسیر و تعبیر اسلام را قائلند: دولتمردان ما بخصوص در سطح رؤسای جمهور و همچنین در رده وزراء و بعضاً معاونین آنان، گاه به اقتضای لباس روحانیت و گاه به اقتضای مطالعات، برای خود حق اظهار نظر و نظریهسازی و تفسیر اسلام را در حوزههای اخلاقی، رفتاری، سیاسی و اجتماعی قائلند و این مسأله آنجا شدت مییابد که آنان در مسیر اجرای وظایف و مسئولیتهای خود، نیاز به این تفسیرها و رأیها پیدا میکنند! دولت که بنا به نظر صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی باید زمینهسازی کند تا روحانیت، زبدگان و نخبگان حوزه و دانشگاه اقدامات عملیاتی و میدانی فرهنگ را به عهده بگیرند و عقاید مردم را درست کنند(۳) خود وارد عملیات میدانی شده و مطابق میل و نیاز خود به این عقاید، شکل، سمت و سو و رنگ
میدهند!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - دیدار جوانان خراسان شمالی، 23/7/1391 و دیدار رئیس جمهور و هیأت دولت، 2/6/1387.
۲ - دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، 2/7/1388 و چهارمین نشست اندیشههای راهبردی با موضوع آزادی، 23/8/1391.
۳ - دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، 25/6/1389.