کد خبر: ۵۰۷۸۳
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۲

خانواده و تلويزيون

زهرا مراديان كرهرودي*

کل عالم صورت عقل کل است / کوست «بابای» هر آنک اهل قُل است
در تفسير اين بيت عمدتاً به جايگاه عقل كل و حضور آن در كالبد عالميان اشاره مي شود و كمتر به چشم مي آيد اين واژه گزيني جناب مولانا كه عقل كل و حضرت رحمان را «بابا»‌ي عالميان به نوعي خطاب مي كند و اين خطاب منزه است از بدعت «تثليث» كه جنابش معني خاص عرفاني را از ربوبيت و خالقيت در اين كلمه پنهان كرده است.
در نگاه عرفا جايگاه حضرت رحمان و لطف و قهر او به بندگانش صورتي بشري بهتر از پدر نمي يابد. پدر داراي چهره‌اي چند وجهي است: مربي است و تقليد فرزندان بيشتر به سوي اوست. وسيله رزق است. حتي اگر مادر خانواده شاغل باشد بازهم وظيفه اصلي واسطه رزق بودن اهل خانه بر دوش پدر است و عقل تصميم گير خانواده همراه با مشورت ديگر اعضاست. با چنين جايگاهي كلوني هاي سنتي شكل گرفته و قوام يافته و جلو آمده تا وقتي كه طوفان خانمان برانداز منور‌الفكري بر آن وزيدن گرفت و اكنون در زمانه اي نفس مي‌كشيم كه غرب خاستگاه روشنفكري خود به انكار خويش برخاسته و ساحلي نيز براي امن و امان نمي يابد. خانواده‌ها از هم گسيخته است و سالانه چندين فيلم سينمايي و سريال در ترويج اهميت تشكيل خانواده و حفظ آن ساخته مي شود. اما در سوي ديگر اين بازار جوامعي مانند مسلمانان و خاصه ايرانيان كه از ديرباز خانواده با محوريت پدر و مادر جايگاه ويژه اي برايشان دارد آماج حملات بنيان كن و خانواده سوز در همه عرصه‌ها هستند و بيش از همه اينها تلويزيون و شبكه‌هاي اجتماعي و اينترنت. هنوز عرق شرم خانواده هايي كه فرزندانشان و كانون خانواده شان قرباني سايت هاي مستهجن فارسي شده از پيشاني زدوده نشده بود كه ماهواره هاي فارسي زبان براي نخستين بار به پخش دوبله سريالهاي خانمان سوز آمريكاي لاتيني و تركيه‌اي روي آوردند و اين تهاجم به اوج خود رسيد. ميزان خيانت و جايگاه آن در طلاق زوجين و به تبع آن فرزندان طلاق و كشمكش هاي پس از آن حتي قوه قضايیه را نيز به ساخت برنامه تلويزيوني در تبیين اين مسئله واداشت. در چنين شرايطي سيماي جمهوري اسلامي بايستي‌بار مبارزه با همه اين مهاجمين را بر دوش كشد و حال آنكه اين مهاجمين مجهز به انواع جاذبه هاي جنسي بوده و سيماي عفيف ايران نسبت به اين مسايل حيا اختيار مي كند.
ما همه اين مشكلات را درك مي كنيم اما با اين وجود، سيما قرار است يار بزرگي براي مربيان آموزشي و پرورشي در مدارس راهنمايي و دبيرستان ما باشند. به فرموده امام خمینی(ره) صداوسيما دانشگاه است و به همين دليل دقت در طراحي برنامه‌ها اهميت ويژه تري را نسبت به هر رسانه ديگر مي يابد. مخصوصاً اگر در نظر بگيريم كه كار دين و اخلاق با خودآگاهي نوجوان و جوان سر و كار دارد و در اين سن آن هم در شرايط كنوني غريزه و لذت طلبي دست بالاتري دارد تا رنج خودآگاهي.
جمله عالم ز اختيار و هست خود/ مي گريزد در سر سرمست خود
تا دمي از هوشياري وا رهند / ننگ خمر و زمر بر خود مي نهند
مي گريزند از خودي در بيخودي/ يا به مستي يا به شغل اي مهتدي
بنابر اين سخن گفتن از قرآن و مفاهيم بنيادين آن و بيش از همه اهميت خانواده، امر بسيار سختي در مدارس و بويژه مدارس دولتي است و به اين علت مهم است كه همه مربيان آموزشي گوشه چشمي به برنامه هاي سيما دارند تا اين يار توانمند با هوشمندي جذاب ترين برنامه‌هايش را به امر خانواده و مفاهيم ديني اختصاص دهد و اين تخصيص نبايد به هيچ وجه در صورت اتفاق بيفتد.  شعار وحشتناك ترين شيوه تبليغ دين خداست و موجب انزجار مخاطبي مي شود كه با هوشمندي مي فهمد نه در سازنده و نه در بازيگر و نه در ظاهراً مدير مصوب كننده اعتقادي به شعاري كه مي دهند نيست و اين دري مي شود به چرخاندن آنتن به سوي ماهواره ها. اما درد وقتي دو برابر مي شود كه سيما هم آنتن را به كساني مي سپرد كه برنامه هاي قبلي شان نشان داده تا چه حدي تحت تاثير فرهنگ غربي هستند. سروش صحت به وضوح در سريال قبلي نشان داده بود مرزي براي «حيا» قائل نيست و آن صميميت عجيب برادر با همسر برادر در خانواده هاي ايراني اسلامي جايگاهي ندارد. آن تفكر و آن شيوه نگاه به خانواده در «شمعدوني» به اوج مي رسد؛ حرمت خانواده، پدر و مادر چنان مي شكند كه كار به توبيخ توسط مقامات بالادستي نيز مي‌كشد. در چنين وضعيتي مربيان آموزشي چگونه مي توانند از ميان همه موانع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دست به تربيت نوجواناني بزنند كه فرهنگ اصيل خانواده ايراني و اسلامي را فهميده و ارج نهند؟ البته ناگفته نماند وقتي سيما بخواهد به مضمون خانواده بپردازد شاهكار مي كند و بعضي سكانس هاي پايتخت دقيقاً همه آن چيزي است كه ما دبيران و مربيان در پي تفهيم آن به نوجوانانيم. فرزندي كه در نماز صبح دست پدر را مي گيرد تا زود به ركوع نرود و سپس دست در پشت بدنش مي نهد تا زود بر نخيزد و اركان نمازش را حفظ كند. سيلي از پدر مي خورند اما حتي نگاه بد به‌صورتش نمي كنند. پدري «معمولي» دختران در آستانه تكليفش را با يك جمله ساده و از مقام ولايت پدر بر فرزند به حجاب هدايت مي كند و قهر زن و شوهر در ساده ترين شكل حل مي شود و در هيچ پلاني شاهد بي حرمتي زن و شوهر به هم و فرزندان نسبت به ساحت والدين نيستيم. آيا وقتي مي شود چنين خوب به حفظ نهاد خانواده كمك كرد بهتر نيست با سختگيري مضاعف و شور و مشورت با مربيان آموزشي، سريالهايي توليد كرد كه در اوج جذابيت در ناخودآگاه مخاطبين تاثير شگرف بگذارد؟ به قول جناب مولانا:
آنچه يك ديدن كند ادراك آن/ درك نتوان كرد با صد گون بيان
*كارشناس درس دين و زندگي


captcha