به یاد سردار شهید «علیاصغر وصالی»
خیلی زود راه بندگی را فراگرفته بودند(حدیث دشت عشق)
سردار شهید «اصغر وصالی» سال 1329 در منطقه دولاب تهران به دنیا آمد. وی در سالهای جوانی توانست از ایران خارج شده و دورههای چریکی را در میان مبارزان فلسطینی طی کند. با پیروزی انقلاب، علیاصغر انتظامات زندان قصر را تشکیل داد و در سال 59 وارد تشکیلات نوپای سپاه شد و از بنیانگذاران اصلی بخش اطلاعات سپاه گردید. مدتی فرماندهی بخش اطلاعات خارجی را نیز برعهده گرفت.
روحیه علیاصغر به هیچ وجه با امور اداری و ستادی سازگار نبود و به همین دلیل مسئولیت خود را در ستاد کل سپاه رها کرد و به جبهه غرب شتافت تا به نبرد رویارو با ضدانقلاب و متجاوزین بعثی بپردازد.
او و گردان تحت امرش در سختترین جبهههای غرب کشور خوش درخشیدند و جمع قابل توجهی از آنان به شهادت رسیدند. نیروهای تحت امر او به دلیل بستن دستمال سرخ بر گردنهایشان به «گروه دستمال سرخها» شهرت داشتند. (وجه تسمیه این گروه به شهادت یکی از اعضای جوان آن باز میگردد. او به هنگام شهادت، لباسی سرخ بر تن داشت که همرزمانش به عنوان یادبود وی، تکههایی از لباس او را بر گردن بستند و عهد کردند که تا گرفتن انتقامش، آن را از خود جدا نکنند).
دستمالسرخها كساني بودند كه در ابتداي درگيريهاي كردستان در گروه خود 40 نفر بودند و فقط پس از چند روز 8 نفر از آنها باقي ماند. دستمالسرخها كساني بودند كه هر شب بعد از نماز مغرب در دعاهاي خود ميگفتند: «خدايا شهادت را هر چه زودتر نصيب ما كن». در كارها از هم سبقت ميگرفتند و خطر را به جان ميخريدند. در اين بين، چيزي كه بيشتر از همه انسان را شگفتزده ميكرد تعبدشان بود. نماز خواندنشان زيبا و حيرتانگيز بود. با اينكه تازه انقلاب شده بود و خيليها تعبد را ملموس نديده بودند اما اينها خيلي زود راه بندگي را فراگرفته بودند.
روز تاسوعای سال 1359 تصمیم گرفته شد عملیاتی برای روز عاشورا تدارک دیده شود. حوالی ظهر عاشورا، علیاصغر در تنگه حاجیان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر همین جراحت، مصادف با چهلمین روز شهادت برادرش اسماعیل به شهادت رسید.