بخش دوم گفتوگوی اختصاصی کیهان با آیتالله محمد باقر تحریری؛ استاد اخلاق و عرفان
راهکارهای فهم و تدبر در قرآن
* محمدحسین حمزه
امام باقر(ع) فرمود: «برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است». (کافی، ج2، ص63). همچنین امام صادق (ع)فرمود: «با قرآن به استقبال ماه رمضان برو». (کافی، ج4، ص65) این روزها در بهترین ماه خدا فرصت و موقعیت ارزشمند و گرانقدری است که با تلاوت قرآن و تدبر در بحر معارف عمیقش روح و جان را در چشمه زلال آن پاکیزه نماییم و همواره کوله بار سیر معنویمان را به سوی معبود از گلشن پر از گنج و گوهر آن پر کنیم. اما چطور میتوان از تعالیم قرآن بهره بیشتری برد؟ برای فهم بهتر کلام الله مجید چه کار کنیم؟ تدبر در قرآن چه ساز و کاری دارد؟ چطور میتوان به بطن قرآن رسید و از قران مهجوریتزدایی کرد؟
اینها محورهای بخش دوم و پایانی گفتوگوی ما با آیتالله محمدباقر تحریری، استاد اخلاق و عرفان است که اینک از نظر میگذرانید. شایان ذکر است بخش اول این گفت و گو روز سهشنبه مورخ2/4/94 به چاپ رسیده است.
* فهم قرآن چه ویژگیها و ساز و کارهایی دارد؟
- ابتدا باید به خود نصوص قرآن توجه کنیم. قرآن کریم خودش را چگونه معرفی میکند؟ دوم اینکه اساساً جایگاه قرآن در امت اسلامی چیست و برای چیست؟ خداوند در قرآن فرمود: «ما قرآن را برای تذکر آسان ساختیم آیا کسی هست که متذکر شود؟» قرآن اوصاف گوناگونی برای خودش بیان میکند.
همه اوصافی که خدای متعال برای قرآن بیان کرده است، بر این است که این کتاب از جانب خدای متعال است برای اینکه انسان به کمال حقیقیاش برسد. قرآن واسطه بین خالق و مخلوق برای سیر مخلوق به کمالات الهی است. این حقیقت مسئله است. در واقع قرآن شناخت خدا، شناخت فعل خدا و شناخت هدف این فعل است. قرآنکریم این سه مطلب را بطور اساسی بیان میکند. رسیدن به این سه مسئله کلی که مسائل دیگری را هم در زیرمجموعه خود دارد، نیاز به فهم قرآن دارد. فهم قرآن راهکار دارد. خداوند در قرآن فرمود؛ «ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)!» پس برای به کار افتادن عقل، فکر و فهم ماست لذا در آیاتی میفرماید که ما این آیات را برای کسانی میفرستیم که تفکر میکنند و میفهمند. به دلیل اینکه قرآن عربی است، برای فهم آن شناخت زبان قرآن لازم است. این شناخت هم مراحلی دارد. یک مرحله شناخت عمومی برای مردم است که از طریق ترجمه قرآن به دست میآید. برای به دست آوردن شناختهای بعدی باید به تدریج و مرحله به مرحله پیش رفت که از طریق کارکردن روی مفاهیم و لغات قرآن و همینطور رجوع به تفسیر قرآن حاصل میشود. تفاسیر هم در ردههای مختلفی تدوین شده است. برخی از تفاسیر مانند تفسیر نور آقای قرائتی جنبه عمومی دارد که برای عموم بسیار خوب است. این زحمت را علمای ما کشیدهاند. البته بعد از مرحله ترجمه. برای فهم تخصصی قرآن لازم است که انسان ادبیات قرآن شامل علوم صرف، نحو، معانی و بیان که حوزههای علمیه این کار را انجام میدهند، فرا بگیرد تا از این طریق بتواند معارف قرآن را در ابعاد مناسبش استخراج کند. تا اینجا نتیجه این شد که فهم قرآن برای همگان است اما هرکس به اندازه خودش. عموم مردم برای استفاده و فهم قرآن باید با ترجمههای سلیس و صحیح آشنا شوند.
* کدام ترجمه به نظر مناسبتر میرسد؟
- ترجمه آیتالله مکارم، ترجمه خوبی است. ترجمههای دیگر هم هست نمیگویم این ترجمه باشد و دیگران نباشند. هرچه مترجمین از عالمین به قرآن باشند که مراد قرآن فهمیده شود، ترجمهشان با مفاهیم مقصود خدای متعال منطبقتر است.
پس از آشنایی با ترجمه و تفاسیر ساده، با تفاسیر مفصلتر مانند تفسیر نمونه آشنا شوند. برای فهم تخصصی هم آشنایی خاص با قوانین و قواعد زبان قرآن و درس تفسیر دیدن نزد مفسرین لازم است.
* مفهوم تدبر چیست و چه راهکارهایی برای تدبر در قرآن وجود دارد؟
- تدبر بیارتباط با فهم قرآن نیست. مقدار زیادی از فهم قرآن به تدبر در قرآن تکیه میکند. همانطور که فهم قرآن دارای مراتبی است، تدبر در قرآن هم اینگونه است. تدبر در قرآن به معنای عمیق شدن در مضامین آیات است. این عمیق شدن یک وقت برای رسیدن به مقصود خدا از آیات و یک وقت برای رسیدن به علت آن مقصود است. تدبر از دَبر به معنای دنبال کردن و دنباله داشتن میآید. به این معنا که وقتی انسان آیه را میخواند، رهایش نکند، پیگیری کند. سپس از درک ترجمه، یک معرفت ابتدایی از آیه و آیات به دست میآید، سپس ببیند این معرفت میخواهد به ما چه چیز بفهماند؟ اگر یک معرفت عملی است، آن را به کار ببندند. اگر قصه است، میخواهد انسان عبرت بگیرد پس عبرت بگیرد. یا یک تنبهی است که میخواهد انسان را به عالم غیب متوجه کند. به لحاظ مقاصدی که انسان از ورود در قرآن دارد، تدبر هم عمق پیدا میکند. عمده مباحث تفسیری قرآن در اثر تدبر به دست میآید. ارتباط آیات با یکدیگر و فهم پیوستگی ابتدا و انتهای آیه با تدبر حاصل میشود.
تفسیر دو گونه است. تفسیر ترتیبی که از ابتدای قرآن آغاز میشود مانند تفسیر نور، نمونه و المیزان.
نوع دیگر، تفسیر موضوعی است که برای نمونه آیات مرتبط با موضوع توحید را استخراج و تفسیر میکنند. از تفسیر و تدبر موضوعی علوم خاصی مانند کلام، فقه و اخلاق به دست میآید. اینها تدبرهای خاصی را میطلبد. برخی در باب علوم قرآنی کتاب نوشتهاند. مانند کتاب «قرآن در اسلام» اثر علامه طباطبایی. از اهل سنت هم در این باب کتاب نوشتهاند. در شیعه هم بهطور مفصلتر، آیتالله معرفت کتاب نوشته است. ماهیت تدبر در قرآن موشکافی آیات است. یک نحوه دیگر تدبر، این است که شخص بخواهد تذکر پیدا کند. یک وقت تدبر برای رسیدن به معارف علمی است و یک وقت برای تنبه و تذکر.
* معروف است که قرآن علاوه بر ظاهر، باطنی دارد. پیامبراکرم(ص) فرمودند: قرآن بطن دارد و آن بطن هم هفت بطن دارد و برخی تا هفتاد بطن هم گفتهاند. چطور میتوان به بطن قرآن رسید؟
- همانطور که طی مقاطع تحصیلی در دانشگاه تدریجی و مرحله به مرحله است، این مسئله هم به تدریج به دست میآید. ابتدا فهم و تدبر عمومی و تخصصی پیدا کند و برای اینها استاد ببیند.
* بدون این لوازم امکان رسیدن به بطن قرآن وجود ندارد؟
- مباحث اولیه را انسان بدون مربی و معلم نمیتواند فرا بگیرد چه برسد به باطن.
برخی از مراحل به تزکیه نفس نیاز دارد. رسیدن به مراحل باطن قرآن احتیاج به تزکیه نفس دارد. مرحله فهم و تدبر اولیه قرآن، شأن نزول، مطالعه تفسیر و مباحث مفهومی بطنی به تزکیه خاص نیاز ندارد. اما اگر بخواهد معانی عمیقتر را در خودش بیابد، به تهذیب نیاز دارد. قرآن مراتب دارد. مراتب عالیهاش مختص ائمه طاهرین(ع) است و به دست هرکسی نمیرسد. قرآن فرمود «و جز پاکان نمیتوانند به آن دست زنند [دست یابند].»
قرآن در مقام تنزل دارای چند مرحله است. در مبعث نبی اکرم(ص) مرحله ظاهری و الفاظ بر قلب ایشان نازل شده است و تا آخر عمر ایشان به تدریج این کلمات به مناسبتهای مختلف نازل میشده است که نزول تدریجی است. مرحله دیگر نزول دفعی است که در آن 2 تفسیر است. برخی میگویند همه آیات قرآن یک مرتبه نازل شده است. برخی بالاتر تفسیر کردهاند. علامه طباطبایی فرموده است قرآن یک حقیقت بسیطی دارد که از قبیل مفاهیم و الفاظ نیست، از قبیل حقایق است که در شب قدر فقط بر قلب نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) نازل شده است.
قرآن فرمود: «که آن قرآن کریمی است»، «که در کتاب محفوظی جای دارد»، «و جز پاکان نمیتوانند به آن دست زنند [دست یابند].» «ما آن [= قرآن] را در شب قدر نازل کردیم» در سوره دخان میفرماید «ما آن را در شبی مبارک نازل کردیم». سپس چگونگی نازل شدنش در شب مبارک را توضیح میدهد.
آیات ابتدایی سوره زخرف حقایقی را درباره قرآن بیان میکند:
«که ما آن را قرآنی فصیح و عربی قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید!» و آن در «ام الکتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپایه و استوار است!»
* حقیقت قرآن که در این آیه به آن اشاره میشود، چیست و چه کم و کیفی دارد؟
- این را دیگر ما نمیفهمیم. پس بطور عمیق نمیتوانیم وارد آن شویم. میفرماید ما قرآن را نازل کردیم شاید شما این را بفهمید. ما وارد همین عربی قرآن بشویم، عمری را در درک معارف آن به سر خواهیم برد تا اینکه انشاءالله استفاده کنیم.
ورود در قرآن طهارتهای باطنی لازم را دارد. شخص باید علاوه بر تحصیل علوم دینی در مسیر تهذیب هم قرار بگیرد. لذا از خود مرحوم علامه طباطبایی نقل شده که وقتی برای نوشتن تفسیر دست به قلم میشوند، همینطور معارف سرازیر میشود و مدتی بدون نقطه مینوشتند. همسر شهید قدوسی از ایشان سوال میکند چرا شما بدون نقطه مینویسید سپس نقطه میگذارید؟ ایشان میفرمایند من همین که دست به قلم میشوم، این معارف سرازیر میشود، میترسم که نقطه بگذارم متوقف شود.قرآن یک چنین حقیقتی است. میخواهد انسان را از درکهای نسبت به این عالم، به عالم غیب مطلق ببرد. قرآن فرمود «عالم الغیب و الشهاده» دانای پنهان و آشکار است. «و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو» کلیدهای غیب، تنها نزد اوست و جز او، کسی آنها را نمیداند.
«حارثه بن مالک» مدتی خدمت پیامبر اکرم(ص) بوده است. از خواب و خوراک افتاده بود. میگفت من ناله اهل جهنم را میشنوم. بهره بهشتیان در بهشت را میبینم.ایمان باید مدام در قلب تثبیت شود و باورها قوی شود و با عمل صالح توأم شود. مدام تعلقات زدوده شود تا انسان از عالم حس خارج و به عوالم ماورای حس راه پیدا کند که مراتب دارد. عوالم غیبیه بطن در بطن است. قرآن هم مطابق با عوالم غیبیه الهی و هم خود انسان است. انسان ظاهر و باطنی دارد. چشم و گوش و... ظاهر است. انسان آنچه را میبیند را میتواند در خارج از آن زمان با باطن و مرحله وهم و خیالش تصور کند. انسان باطن باطنش عقل است و باطن باطن باطنش روح و درکهای قلبی.
* چطور میتوان از قرآن مهجوریت زدایی کرد؟
- وقتی ما مسلمانان توجه به چیستی و هدف قرآن داشته باشیم، مشاهده میکنیم که ماهیت مسلمانی ما ارتباط با قرآن دارد. در واقع شناسنامه ما قرآن است. اگر بخواهیم در وادی اسلام و ایمان قرار بگیریم، باید با این شاخص حرکت کنیم. قرآن را محور حرکت عملی زندگیمان قرار دهیم. با معارف قرآن در مراحل گوناگون آشنا شویم. خود و فرزندان را با تلاوت، ترجمه و مفاهیم قرآن آشنا کنیم. اینکه رهبر معظم انقلاب به حفظ قرآن توجه میدهند به این دلیل است که افراد به صحنه بیایند. و گرنه خود حفظ قرآن اصالت ندارد. حفظ قرآن پلی میشود تا در مفاهیم قرآن بیفتیم و فکر قرآنی پیدا کنیم. علوم قرآنی را محور معارفمان قرار دهیم. اینها همه مقدمه برای عمل و به کار بستن است. باورهایمان طبق معارف اعتقادی قرآن محکم شود. به دستورات قرآن عمل کنیم. دستورات قرآن نوعا کلی است. این دستورات باید جزئی شود. چطور؟ برویم در خانه نبی اکرم(ص). قرآن میفرماید از اهل ذکر بپرسید که اهل بیت(ع) هستند. به غیراهل بیت(ع) نمیتوان اهل ذکر گفت. اگر اینطور برویم قرآن را از مهجوریت درآوردهایم.
اما اگر فقط به ظاهر قرآن توجه کنم و به این مسائل نپردازیم قرآن باز هم مهجوریت دارد. رسالت قرآن این است که ما عبد بشویم. در زندگی فردی عبودیت را پیاده کنیم و در عرصه خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی دستورات بندگی را پیاده کنیم. فرهنگمان، فرهنگ قرآنی شود. اکنون قرآن در بین مسلمین واقعا مهجور است.
اکنون تفکرات غربی در فرهنگ خانوادگی ما، دانشگاهها و کارخانهها آمده است، و قرآن هنوز مهجور است. اگر مهجوریت قرآن بخواهد از بین برود باید معارف قرآن را در موارد مختلف بفهمیم. حیات طیبه و نحوه زندگی را بفهمیم، و آن را در عمل و سلوک فردی و اجتماعی خود پیاده کنیم.
* وظیفه علماء، دولت اسلامی و مردم و مؤمنین در این زمینه چیست؟
- وظیفه علماء مطرح کردن این مسائل است. وظیفه مردم یاد گرفتن و پیاده کردن است و وظیفه دولت اسلامی محقق کردن دستورات قرآن است. سیاست، اقتصاد، دانشگاه و علوم انسانی قرآنی شود. یک جرقهاش زده شده و آن انقلاب اسلامی است اما بقیهاش نه. هنوز در مهجوریت هست. باید درصدد یک انقلاب فرهنگی در علوم انسانی باشیم و اساتید و کتابهای ما باید زیر و رو شوند. اساتید پخته به روشهای علوم انسانی، محتوای علوم انسانی که از قرآن و سنت گرفته میشود را تدوین کنند. رهبر معظم انقلاب فرمودند«تولید علم. علوم انسانی باید پشتوانه قرآنی پیدا کند» اگر مسائل روانشناسی و جامعهشناسی را داشته باشیم، یک معارف دین را هم کنارش بگذاریم، اینطوری دانشگاه اسلامی نمیشود.
* شاخصههای عمل به قرآن و کاربردی کردن آموزههای قرآن در ساحت فردی و اجتماعی چیست؟
- شاخصه اولیه عمل به قرآن این است که برای فهم قرآن و معارف گوناگون آن به در خانه پیامبر اکرم(ص) برویم. پیامبر اکرم(ص) هم با بیانات گوناگونشان ما را به در خانه اهل بیت(ع) ارجاع میدهد.
قرآن برای این است که زندگی دنیایی ما را در شئون گوناگون به عالم آخرت ربط دهد. یعنی همه شئون زندگی دنیا آنطور که خدا خواسته و آفریده و مطابق با دستورات شرع مقدس باید حفظ شود. دستورات شرع مقدس هم با تبعیت از دستورات پیغمبر اکرم و اهل بیت(ع) در مرحله اول به انجام واجبات در شئون گوناگون زندگی توجه دارد. در زندگی عبادی، خانوادگی و اقتصادی و در روابط اجتماعی نخست به واجبات. حکومت نیز موظف است به واجبات و دوری از محرمات عمل کند. این در مراحل اصلی است. در ابعاد و شئون گوناگون جامعه اسلامی باید عمل به واجبات و دوری از محرمات فرهنگ شود. که البته به کار فرهنگسازی و تعلیم و تعلم نیاز دارد. ابعاد گوناگون جامعه اسلامی باید با همدیگر در این جهت متمرکز شوند. حکومت از زمینههای بسیار مهم و خوب در این جهت است اما ما باید ابتدا ببینیم عالمان و رهبریتمان در مسائل مختلف از ما چه خواستهاند. سپس به مسائل شاخهای اسلام که انجام مستحبات و رعایت کردن مسائل اخلاقی است بپردازیم که اگر مسائل واجب عمل شود، قهراً آن شاخهها هم خودش تولید میشود.
* از عنایت حضرتعالی و وقتی که در اختیار ما قرار دادید، بسیار ممنونیم.
- انشاءالله که موفق باشید. خدای متعال انشاءالله به شما توفیق دهد که بتوانید معارف اسلام را آن طور که هست، نشر دهید.
امام باقر(ع) فرمود: «برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن ماه رمضان است». (کافی، ج2، ص63). همچنین امام صادق (ع)فرمود: «با قرآن به استقبال ماه رمضان برو». (کافی، ج4، ص65) این روزها در بهترین ماه خدا فرصت و موقعیت ارزشمند و گرانقدری است که با تلاوت قرآن و تدبر در بحر معارف عمیقش روح و جان را در چشمه زلال آن پاکیزه نماییم و همواره کوله بار سیر معنویمان را به سوی معبود از گلشن پر از گنج و گوهر آن پر کنیم. اما چطور میتوان از تعالیم قرآن بهره بیشتری برد؟ برای فهم بهتر کلام الله مجید چه کار کنیم؟ تدبر در قرآن چه ساز و کاری دارد؟ چطور میتوان به بطن قرآن رسید و از قران مهجوریتزدایی کرد؟
اینها محورهای بخش دوم و پایانی گفتوگوی ما با آیتالله محمدباقر تحریری، استاد اخلاق و عرفان است که اینک از نظر میگذرانید. شایان ذکر است بخش اول این گفت و گو روز سهشنبه مورخ2/4/94 به چاپ رسیده است.
* فهم قرآن چه ویژگیها و ساز و کارهایی دارد؟
- ابتدا باید به خود نصوص قرآن توجه کنیم. قرآن کریم خودش را چگونه معرفی میکند؟ دوم اینکه اساساً جایگاه قرآن در امت اسلامی چیست و برای چیست؟ خداوند در قرآن فرمود: «ما قرآن را برای تذکر آسان ساختیم آیا کسی هست که متذکر شود؟» قرآن اوصاف گوناگونی برای خودش بیان میکند.
همه اوصافی که خدای متعال برای قرآن بیان کرده است، بر این است که این کتاب از جانب خدای متعال است برای اینکه انسان به کمال حقیقیاش برسد. قرآن واسطه بین خالق و مخلوق برای سیر مخلوق به کمالات الهی است. این حقیقت مسئله است. در واقع قرآن شناخت خدا، شناخت فعل خدا و شناخت هدف این فعل است. قرآنکریم این سه مطلب را بطور اساسی بیان میکند. رسیدن به این سه مسئله کلی که مسائل دیگری را هم در زیرمجموعه خود دارد، نیاز به فهم قرآن دارد. فهم قرآن راهکار دارد. خداوند در قرآن فرمود؛ «ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)!» پس برای به کار افتادن عقل، فکر و فهم ماست لذا در آیاتی میفرماید که ما این آیات را برای کسانی میفرستیم که تفکر میکنند و میفهمند. به دلیل اینکه قرآن عربی است، برای فهم آن شناخت زبان قرآن لازم است. این شناخت هم مراحلی دارد. یک مرحله شناخت عمومی برای مردم است که از طریق ترجمه قرآن به دست میآید. برای به دست آوردن شناختهای بعدی باید به تدریج و مرحله به مرحله پیش رفت که از طریق کارکردن روی مفاهیم و لغات قرآن و همینطور رجوع به تفسیر قرآن حاصل میشود. تفاسیر هم در ردههای مختلفی تدوین شده است. برخی از تفاسیر مانند تفسیر نور آقای قرائتی جنبه عمومی دارد که برای عموم بسیار خوب است. این زحمت را علمای ما کشیدهاند. البته بعد از مرحله ترجمه. برای فهم تخصصی قرآن لازم است که انسان ادبیات قرآن شامل علوم صرف، نحو، معانی و بیان که حوزههای علمیه این کار را انجام میدهند، فرا بگیرد تا از این طریق بتواند معارف قرآن را در ابعاد مناسبش استخراج کند. تا اینجا نتیجه این شد که فهم قرآن برای همگان است اما هرکس به اندازه خودش. عموم مردم برای استفاده و فهم قرآن باید با ترجمههای سلیس و صحیح آشنا شوند.
* کدام ترجمه به نظر مناسبتر میرسد؟
- ترجمه آیتالله مکارم، ترجمه خوبی است. ترجمههای دیگر هم هست نمیگویم این ترجمه باشد و دیگران نباشند. هرچه مترجمین از عالمین به قرآن باشند که مراد قرآن فهمیده شود، ترجمهشان با مفاهیم مقصود خدای متعال منطبقتر است.
پس از آشنایی با ترجمه و تفاسیر ساده، با تفاسیر مفصلتر مانند تفسیر نمونه آشنا شوند. برای فهم تخصصی هم آشنایی خاص با قوانین و قواعد زبان قرآن و درس تفسیر دیدن نزد مفسرین لازم است.
* مفهوم تدبر چیست و چه راهکارهایی برای تدبر در قرآن وجود دارد؟
- تدبر بیارتباط با فهم قرآن نیست. مقدار زیادی از فهم قرآن به تدبر در قرآن تکیه میکند. همانطور که فهم قرآن دارای مراتبی است، تدبر در قرآن هم اینگونه است. تدبر در قرآن به معنای عمیق شدن در مضامین آیات است. این عمیق شدن یک وقت برای رسیدن به مقصود خدا از آیات و یک وقت برای رسیدن به علت آن مقصود است. تدبر از دَبر به معنای دنبال کردن و دنباله داشتن میآید. به این معنا که وقتی انسان آیه را میخواند، رهایش نکند، پیگیری کند. سپس از درک ترجمه، یک معرفت ابتدایی از آیه و آیات به دست میآید، سپس ببیند این معرفت میخواهد به ما چه چیز بفهماند؟ اگر یک معرفت عملی است، آن را به کار ببندند. اگر قصه است، میخواهد انسان عبرت بگیرد پس عبرت بگیرد. یا یک تنبهی است که میخواهد انسان را به عالم غیب متوجه کند. به لحاظ مقاصدی که انسان از ورود در قرآن دارد، تدبر هم عمق پیدا میکند. عمده مباحث تفسیری قرآن در اثر تدبر به دست میآید. ارتباط آیات با یکدیگر و فهم پیوستگی ابتدا و انتهای آیه با تدبر حاصل میشود.
تفسیر دو گونه است. تفسیر ترتیبی که از ابتدای قرآن آغاز میشود مانند تفسیر نور، نمونه و المیزان.
نوع دیگر، تفسیر موضوعی است که برای نمونه آیات مرتبط با موضوع توحید را استخراج و تفسیر میکنند. از تفسیر و تدبر موضوعی علوم خاصی مانند کلام، فقه و اخلاق به دست میآید. اینها تدبرهای خاصی را میطلبد. برخی در باب علوم قرآنی کتاب نوشتهاند. مانند کتاب «قرآن در اسلام» اثر علامه طباطبایی. از اهل سنت هم در این باب کتاب نوشتهاند. در شیعه هم بهطور مفصلتر، آیتالله معرفت کتاب نوشته است. ماهیت تدبر در قرآن موشکافی آیات است. یک نحوه دیگر تدبر، این است که شخص بخواهد تذکر پیدا کند. یک وقت تدبر برای رسیدن به معارف علمی است و یک وقت برای تنبه و تذکر.
* معروف است که قرآن علاوه بر ظاهر، باطنی دارد. پیامبراکرم(ص) فرمودند: قرآن بطن دارد و آن بطن هم هفت بطن دارد و برخی تا هفتاد بطن هم گفتهاند. چطور میتوان به بطن قرآن رسید؟
- همانطور که طی مقاطع تحصیلی در دانشگاه تدریجی و مرحله به مرحله است، این مسئله هم به تدریج به دست میآید. ابتدا فهم و تدبر عمومی و تخصصی پیدا کند و برای اینها استاد ببیند.
* بدون این لوازم امکان رسیدن به بطن قرآن وجود ندارد؟
- مباحث اولیه را انسان بدون مربی و معلم نمیتواند فرا بگیرد چه برسد به باطن.
برخی از مراحل به تزکیه نفس نیاز دارد. رسیدن به مراحل باطن قرآن احتیاج به تزکیه نفس دارد. مرحله فهم و تدبر اولیه قرآن، شأن نزول، مطالعه تفسیر و مباحث مفهومی بطنی به تزکیه خاص نیاز ندارد. اما اگر بخواهد معانی عمیقتر را در خودش بیابد، به تهذیب نیاز دارد. قرآن مراتب دارد. مراتب عالیهاش مختص ائمه طاهرین(ع) است و به دست هرکسی نمیرسد. قرآن فرمود «و جز پاکان نمیتوانند به آن دست زنند [دست یابند].»
قرآن در مقام تنزل دارای چند مرحله است. در مبعث نبی اکرم(ص) مرحله ظاهری و الفاظ بر قلب ایشان نازل شده است و تا آخر عمر ایشان به تدریج این کلمات به مناسبتهای مختلف نازل میشده است که نزول تدریجی است. مرحله دیگر نزول دفعی است که در آن 2 تفسیر است. برخی میگویند همه آیات قرآن یک مرتبه نازل شده است. برخی بالاتر تفسیر کردهاند. علامه طباطبایی فرموده است قرآن یک حقیقت بسیطی دارد که از قبیل مفاهیم و الفاظ نیست، از قبیل حقایق است که در شب قدر فقط بر قلب نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) نازل شده است.
قرآن فرمود: «که آن قرآن کریمی است»، «که در کتاب محفوظی جای دارد»، «و جز پاکان نمیتوانند به آن دست زنند [دست یابند].» «ما آن [= قرآن] را در شب قدر نازل کردیم» در سوره دخان میفرماید «ما آن را در شبی مبارک نازل کردیم». سپس چگونگی نازل شدنش در شب مبارک را توضیح میدهد.
آیات ابتدایی سوره زخرف حقایقی را درباره قرآن بیان میکند:
«که ما آن را قرآنی فصیح و عربی قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید!» و آن در «ام الکتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپایه و استوار است!»
* حقیقت قرآن که در این آیه به آن اشاره میشود، چیست و چه کم و کیفی دارد؟
- این را دیگر ما نمیفهمیم. پس بطور عمیق نمیتوانیم وارد آن شویم. میفرماید ما قرآن را نازل کردیم شاید شما این را بفهمید. ما وارد همین عربی قرآن بشویم، عمری را در درک معارف آن به سر خواهیم برد تا اینکه انشاءالله استفاده کنیم.
ورود در قرآن طهارتهای باطنی لازم را دارد. شخص باید علاوه بر تحصیل علوم دینی در مسیر تهذیب هم قرار بگیرد. لذا از خود مرحوم علامه طباطبایی نقل شده که وقتی برای نوشتن تفسیر دست به قلم میشوند، همینطور معارف سرازیر میشود و مدتی بدون نقطه مینوشتند. همسر شهید قدوسی از ایشان سوال میکند چرا شما بدون نقطه مینویسید سپس نقطه میگذارید؟ ایشان میفرمایند من همین که دست به قلم میشوم، این معارف سرازیر میشود، میترسم که نقطه بگذارم متوقف شود.قرآن یک چنین حقیقتی است. میخواهد انسان را از درکهای نسبت به این عالم، به عالم غیب مطلق ببرد. قرآن فرمود «عالم الغیب و الشهاده» دانای پنهان و آشکار است. «و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو» کلیدهای غیب، تنها نزد اوست و جز او، کسی آنها را نمیداند.
«حارثه بن مالک» مدتی خدمت پیامبر اکرم(ص) بوده است. از خواب و خوراک افتاده بود. میگفت من ناله اهل جهنم را میشنوم. بهره بهشتیان در بهشت را میبینم.ایمان باید مدام در قلب تثبیت شود و باورها قوی شود و با عمل صالح توأم شود. مدام تعلقات زدوده شود تا انسان از عالم حس خارج و به عوالم ماورای حس راه پیدا کند که مراتب دارد. عوالم غیبیه بطن در بطن است. قرآن هم مطابق با عوالم غیبیه الهی و هم خود انسان است. انسان ظاهر و باطنی دارد. چشم و گوش و... ظاهر است. انسان آنچه را میبیند را میتواند در خارج از آن زمان با باطن و مرحله وهم و خیالش تصور کند. انسان باطن باطنش عقل است و باطن باطن باطنش روح و درکهای قلبی.
* چطور میتوان از قرآن مهجوریت زدایی کرد؟
- وقتی ما مسلمانان توجه به چیستی و هدف قرآن داشته باشیم، مشاهده میکنیم که ماهیت مسلمانی ما ارتباط با قرآن دارد. در واقع شناسنامه ما قرآن است. اگر بخواهیم در وادی اسلام و ایمان قرار بگیریم، باید با این شاخص حرکت کنیم. قرآن را محور حرکت عملی زندگیمان قرار دهیم. با معارف قرآن در مراحل گوناگون آشنا شویم. خود و فرزندان را با تلاوت، ترجمه و مفاهیم قرآن آشنا کنیم. اینکه رهبر معظم انقلاب به حفظ قرآن توجه میدهند به این دلیل است که افراد به صحنه بیایند. و گرنه خود حفظ قرآن اصالت ندارد. حفظ قرآن پلی میشود تا در مفاهیم قرآن بیفتیم و فکر قرآنی پیدا کنیم. علوم قرآنی را محور معارفمان قرار دهیم. اینها همه مقدمه برای عمل و به کار بستن است. باورهایمان طبق معارف اعتقادی قرآن محکم شود. به دستورات قرآن عمل کنیم. دستورات قرآن نوعا کلی است. این دستورات باید جزئی شود. چطور؟ برویم در خانه نبی اکرم(ص). قرآن میفرماید از اهل ذکر بپرسید که اهل بیت(ع) هستند. به غیراهل بیت(ع) نمیتوان اهل ذکر گفت. اگر اینطور برویم قرآن را از مهجوریت درآوردهایم.
اما اگر فقط به ظاهر قرآن توجه کنم و به این مسائل نپردازیم قرآن باز هم مهجوریت دارد. رسالت قرآن این است که ما عبد بشویم. در زندگی فردی عبودیت را پیاده کنیم و در عرصه خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی دستورات بندگی را پیاده کنیم. فرهنگمان، فرهنگ قرآنی شود. اکنون قرآن در بین مسلمین واقعا مهجور است.
اکنون تفکرات غربی در فرهنگ خانوادگی ما، دانشگاهها و کارخانهها آمده است، و قرآن هنوز مهجور است. اگر مهجوریت قرآن بخواهد از بین برود باید معارف قرآن را در موارد مختلف بفهمیم. حیات طیبه و نحوه زندگی را بفهمیم، و آن را در عمل و سلوک فردی و اجتماعی خود پیاده کنیم.
* وظیفه علماء، دولت اسلامی و مردم و مؤمنین در این زمینه چیست؟
- وظیفه علماء مطرح کردن این مسائل است. وظیفه مردم یاد گرفتن و پیاده کردن است و وظیفه دولت اسلامی محقق کردن دستورات قرآن است. سیاست، اقتصاد، دانشگاه و علوم انسانی قرآنی شود. یک جرقهاش زده شده و آن انقلاب اسلامی است اما بقیهاش نه. هنوز در مهجوریت هست. باید درصدد یک انقلاب فرهنگی در علوم انسانی باشیم و اساتید و کتابهای ما باید زیر و رو شوند. اساتید پخته به روشهای علوم انسانی، محتوای علوم انسانی که از قرآن و سنت گرفته میشود را تدوین کنند. رهبر معظم انقلاب فرمودند«تولید علم. علوم انسانی باید پشتوانه قرآنی پیدا کند» اگر مسائل روانشناسی و جامعهشناسی را داشته باشیم، یک معارف دین را هم کنارش بگذاریم، اینطوری دانشگاه اسلامی نمیشود.
* شاخصههای عمل به قرآن و کاربردی کردن آموزههای قرآن در ساحت فردی و اجتماعی چیست؟
- شاخصه اولیه عمل به قرآن این است که برای فهم قرآن و معارف گوناگون آن به در خانه پیامبر اکرم(ص) برویم. پیامبر اکرم(ص) هم با بیانات گوناگونشان ما را به در خانه اهل بیت(ع) ارجاع میدهد.
قرآن برای این است که زندگی دنیایی ما را در شئون گوناگون به عالم آخرت ربط دهد. یعنی همه شئون زندگی دنیا آنطور که خدا خواسته و آفریده و مطابق با دستورات شرع مقدس باید حفظ شود. دستورات شرع مقدس هم با تبعیت از دستورات پیغمبر اکرم و اهل بیت(ع) در مرحله اول به انجام واجبات در شئون گوناگون زندگی توجه دارد. در زندگی عبادی، خانوادگی و اقتصادی و در روابط اجتماعی نخست به واجبات. حکومت نیز موظف است به واجبات و دوری از محرمات عمل کند. این در مراحل اصلی است. در ابعاد و شئون گوناگون جامعه اسلامی باید عمل به واجبات و دوری از محرمات فرهنگ شود. که البته به کار فرهنگسازی و تعلیم و تعلم نیاز دارد. ابعاد گوناگون جامعه اسلامی باید با همدیگر در این جهت متمرکز شوند. حکومت از زمینههای بسیار مهم و خوب در این جهت است اما ما باید ابتدا ببینیم عالمان و رهبریتمان در مسائل مختلف از ما چه خواستهاند. سپس به مسائل شاخهای اسلام که انجام مستحبات و رعایت کردن مسائل اخلاقی است بپردازیم که اگر مسائل واجب عمل شود، قهراً آن شاخهها هم خودش تولید میشود.
* از عنایت حضرتعالی و وقتی که در اختیار ما قرار دادید، بسیار ممنونیم.
- انشاءالله که موفق باشید. خدای متعال انشاءالله به شما توفیق دهد که بتوانید معارف اسلام را آن طور که هست، نشر دهید.