نگاهی به فیلم «شیار 143» به بهانه پخش از سیما
دلتنگیهای یک مادر
حسام آبنوس
دفاع مقدس، صحنهای مملو از رشادت، از خودگذشتگی و ایثار از سوی آحاد ملت شریف ایران است. این نقاشی بزرگ و شکوهمند که در شکلگیری آن مردان و زنان بسیاری دست داشتهاند محملی برای سایر فعالیتهای فرهنگی و هنری است. سینمای دفاع مقدس گونهای محسوب میشود که در آن، به این مقطع بزرگ تاریخ معاصر که مظهر بروز رشادتها و از خودگذشتگی فرزندان این خاک است، میپردازد.
فیلم سینمایی «شیار 143» در رابطه با زنی به نام الفت (با بازی در خور ستایش مریلا زارعی) است، که همسرش را از دست داده و پسرش یونس تمام دلخوشی وی است. الفت که درگیر زندگی است ناگهان با خبر آغاز جنگ تحمیلی روبهرو میشود که در این میان یونس به همراه سه تن از پسرهای روستایشان عزم جبهه کرده و عازم جهاد میشوند. خبر سه نفر از این چهار نفر به خانوادههایشان میرسد ولی هیچ خبری از احوال پسر الفت حاصل نمیشود. یکی مجروح شده و برمیگردد، دیگری اسیر شده و نفر سوم نیز به شهادت رسیده است. با پایان جنگ و پذیرش قطعنامه اسیران جنگی بین دو کشور مبادله شده ولی بازهم خبری از یونس نیست. نهایتاً در جریان تفحص اجساد شهدا در مناطق عملیاتی، یونس به خواب یکی از افراد تفحصکننده آمده و جای خود را به وی اعلام میکند.
«شیار 143» که به کارگردانی و نویسندگی نرگس آبیار تولید شده، روایتی نسبتا جدید و دست نخورده از جنگ است که از سوی نویسنده برای ساخت فیلم سینمایی انتخاب شده است. روایتی که در آن به دلواپسیهای مادر شهدا و رزمندگان پرداخته و تصویری کمتر دیده شده از آنها را به نمایش درآورده است. این فیلم که کارگردان و نویسنده آن یک زن است تنها از زبان و قاب دوربین یک زن که احساسات مادرانه را میتواند درک و لمس کند، میتوانست خارج شود. نرگس آبیار به نحو احسن توانست مقام ارزشمند صبر و شکیبایی مادران شهدا را به تصویر بکشد و بیننده را با خود همراه کند. این فیلم یک روایت زنانه از جنگ است و در آن رنجها و لحظههای یک مادر شهید به خوبی تصویر شده است.
انتخاب فیلم سینمایی «شیار 143» به عنوان بهترین فیلم مردمی جشنواره فجر پاسخ محکمی بود به عدهای که با سر دادن شعارهای «سینمای دفاع مقدس تمام شده» یا «سینمای جنگی دیگر جواب نمیدهد» سعی در خاموش کردن یاد و خاطرات دفاع مقدس دارند. این فیلم که در قصهگویی به خوبی ظاهر شده، توانست با استفاده از ساختار دراماتیک مناسب، کل داستان که رنجها و دردهای یک مادر شهید و ایستادگی او در طول زمان است را با حوادث فرعی ترکیب کند. اتفاقات فرعی داستان تماما در خدمت داستان اصلی بوده و سعی شده تا راهی برای گشودن گره نهایی داستان باشند. در این فیلم مفهوم انتظار مادران شهدا به زیبایی و با استفاده از بازیهای چشمنواز به تصویر کشیده شده است.
«شیار 143» نشان داد که میتواند بدون پرداختن به موضوعات مورد علاقه شبهروشنفکران، مورد تشویق و توجه قرار بگیرد و دیده شود، هرچند هیئت داوران سی و دومین جشنواره فیلم فجر این فیلم را نادیده گرفتند. بازی تحسینبرانگیز مریلا زارعی در نقش الفت و نمایش هنرمندانه او از مادری که با گذر زمان پاره تن خود را فراموش نمیکند و هر لحظه در انتظار شنیدن خبری از فرزند خود است، توانست بار اعظمی از فیلم را به دوش بکشد و موفقیت این فیلم را رقم بزند. بازی سراسر حس مادرانه مریلا زارعی مخاطب را پا به پای رنجهای چندین ساله مادران شهدا همراه کرد و او را نیز برای لحظاتی در این درد شریک میکند.
فضاسازی یکی از عوامل موفقیت هر فیلم است که «شیار 143» و نرگس آبیار به خوبی با فضاسازی و استفاده از موقعیتهای مناسب در قسمتهای مختلف، توانست یکی از عوامل موفقیت فیلم را رقم بزند. کارگردان جوان «شیار 143» ثابت کرد که جوانان کاربلدی هستند که میتوانند بار بزرگان سینمای ایران در پرداختن به مضامین ارزشی را به دوش بکشند.
«شیار 143» جدا از توجه مردمی به آن، ارزش و اعتبار خود را از نوع نگاهش به دفاع مقدس و جنگ تحمیلی کسب کرده است. در این فیلم عشق مادر و فرزندی به خوبی تصویر شده و این عشق فاقد از هرگونه نگاه ایدئولوژیک بوده و عشق صرف مادر به فرزند و پاره تنش را نشان میدهد. «شیار 143» پشت سر گذاشتن بیست سال از جنگ را نشان میدهد که برخلاف تصور عدهای که میگویند جنگ تمام شده است، به خوبی توانسته تصویری را نشان دهد که تاکنون کمتر به صورت عمومی دیده شده و آن هم تصویر کسانی است که جنگ برایشان تمام نشده است. «شیار 143»، یک فیلم شعاری نبود و در آن تصویر مادر شهیدی دیده شد که ساده است، اهل نماز است، فرزندش را دوست دارد، دلش برای او تنگ میشود، منظر بازگشت نشانه و خبری از پسرش هست و ....
لحظه دیدار مادر بعد از گذشت سالها در معراج شهدای شهرستان از سکانسهای برگزیده و تاثیرگذار این فیلم سینمایی است. وقتی الفت با استخوانهای فرزندش که به شکل یک قنداق پیچیده شده، روبهرو میشود به خاطرات دوران نوزادی وی رفته که چگونه وی را در آغوش میگرفته و آرام میشده است و اکنون بعد از گذشت سالیان از تولد یونس دوباره فرزندش را در آغوش کشید و آرام گرفت.
به طور کلی میتوان گفت «شیار 143» یک فیلم خوب و موفق از لحاظ تکنیکی و هنری است. سابقه نویسندگی نرگس آبیار در موفقیت قصهگویی فیلم و روند دراماتیک فیلم موثر بوده است. بازیهای بازیگران این فیلم در خور ستایش و طبیعی از کار درآمده و فضاسازی و استفاده از زوایای دوربین نیز همه عواملی هستند که موفقیت «شیار 143» را رقم زدند.
دفاع مقدس، صحنهای مملو از رشادت، از خودگذشتگی و ایثار از سوی آحاد ملت شریف ایران است. این نقاشی بزرگ و شکوهمند که در شکلگیری آن مردان و زنان بسیاری دست داشتهاند محملی برای سایر فعالیتهای فرهنگی و هنری است. سینمای دفاع مقدس گونهای محسوب میشود که در آن، به این مقطع بزرگ تاریخ معاصر که مظهر بروز رشادتها و از خودگذشتگی فرزندان این خاک است، میپردازد.
فیلم سینمایی «شیار 143» در رابطه با زنی به نام الفت (با بازی در خور ستایش مریلا زارعی) است، که همسرش را از دست داده و پسرش یونس تمام دلخوشی وی است. الفت که درگیر زندگی است ناگهان با خبر آغاز جنگ تحمیلی روبهرو میشود که در این میان یونس به همراه سه تن از پسرهای روستایشان عزم جبهه کرده و عازم جهاد میشوند. خبر سه نفر از این چهار نفر به خانوادههایشان میرسد ولی هیچ خبری از احوال پسر الفت حاصل نمیشود. یکی مجروح شده و برمیگردد، دیگری اسیر شده و نفر سوم نیز به شهادت رسیده است. با پایان جنگ و پذیرش قطعنامه اسیران جنگی بین دو کشور مبادله شده ولی بازهم خبری از یونس نیست. نهایتاً در جریان تفحص اجساد شهدا در مناطق عملیاتی، یونس به خواب یکی از افراد تفحصکننده آمده و جای خود را به وی اعلام میکند.
«شیار 143» که به کارگردانی و نویسندگی نرگس آبیار تولید شده، روایتی نسبتا جدید و دست نخورده از جنگ است که از سوی نویسنده برای ساخت فیلم سینمایی انتخاب شده است. روایتی که در آن به دلواپسیهای مادر شهدا و رزمندگان پرداخته و تصویری کمتر دیده شده از آنها را به نمایش درآورده است. این فیلم که کارگردان و نویسنده آن یک زن است تنها از زبان و قاب دوربین یک زن که احساسات مادرانه را میتواند درک و لمس کند، میتوانست خارج شود. نرگس آبیار به نحو احسن توانست مقام ارزشمند صبر و شکیبایی مادران شهدا را به تصویر بکشد و بیننده را با خود همراه کند. این فیلم یک روایت زنانه از جنگ است و در آن رنجها و لحظههای یک مادر شهید به خوبی تصویر شده است.
انتخاب فیلم سینمایی «شیار 143» به عنوان بهترین فیلم مردمی جشنواره فجر پاسخ محکمی بود به عدهای که با سر دادن شعارهای «سینمای دفاع مقدس تمام شده» یا «سینمای جنگی دیگر جواب نمیدهد» سعی در خاموش کردن یاد و خاطرات دفاع مقدس دارند. این فیلم که در قصهگویی به خوبی ظاهر شده، توانست با استفاده از ساختار دراماتیک مناسب، کل داستان که رنجها و دردهای یک مادر شهید و ایستادگی او در طول زمان است را با حوادث فرعی ترکیب کند. اتفاقات فرعی داستان تماما در خدمت داستان اصلی بوده و سعی شده تا راهی برای گشودن گره نهایی داستان باشند. در این فیلم مفهوم انتظار مادران شهدا به زیبایی و با استفاده از بازیهای چشمنواز به تصویر کشیده شده است.
«شیار 143» نشان داد که میتواند بدون پرداختن به موضوعات مورد علاقه شبهروشنفکران، مورد تشویق و توجه قرار بگیرد و دیده شود، هرچند هیئت داوران سی و دومین جشنواره فیلم فجر این فیلم را نادیده گرفتند. بازی تحسینبرانگیز مریلا زارعی در نقش الفت و نمایش هنرمندانه او از مادری که با گذر زمان پاره تن خود را فراموش نمیکند و هر لحظه در انتظار شنیدن خبری از فرزند خود است، توانست بار اعظمی از فیلم را به دوش بکشد و موفقیت این فیلم را رقم بزند. بازی سراسر حس مادرانه مریلا زارعی مخاطب را پا به پای رنجهای چندین ساله مادران شهدا همراه کرد و او را نیز برای لحظاتی در این درد شریک میکند.
فضاسازی یکی از عوامل موفقیت هر فیلم است که «شیار 143» و نرگس آبیار به خوبی با فضاسازی و استفاده از موقعیتهای مناسب در قسمتهای مختلف، توانست یکی از عوامل موفقیت فیلم را رقم بزند. کارگردان جوان «شیار 143» ثابت کرد که جوانان کاربلدی هستند که میتوانند بار بزرگان سینمای ایران در پرداختن به مضامین ارزشی را به دوش بکشند.
«شیار 143» جدا از توجه مردمی به آن، ارزش و اعتبار خود را از نوع نگاهش به دفاع مقدس و جنگ تحمیلی کسب کرده است. در این فیلم عشق مادر و فرزندی به خوبی تصویر شده و این عشق فاقد از هرگونه نگاه ایدئولوژیک بوده و عشق صرف مادر به فرزند و پاره تنش را نشان میدهد. «شیار 143» پشت سر گذاشتن بیست سال از جنگ را نشان میدهد که برخلاف تصور عدهای که میگویند جنگ تمام شده است، به خوبی توانسته تصویری را نشان دهد که تاکنون کمتر به صورت عمومی دیده شده و آن هم تصویر کسانی است که جنگ برایشان تمام نشده است. «شیار 143»، یک فیلم شعاری نبود و در آن تصویر مادر شهیدی دیده شد که ساده است، اهل نماز است، فرزندش را دوست دارد، دلش برای او تنگ میشود، منظر بازگشت نشانه و خبری از پسرش هست و ....
لحظه دیدار مادر بعد از گذشت سالها در معراج شهدای شهرستان از سکانسهای برگزیده و تاثیرگذار این فیلم سینمایی است. وقتی الفت با استخوانهای فرزندش که به شکل یک قنداق پیچیده شده، روبهرو میشود به خاطرات دوران نوزادی وی رفته که چگونه وی را در آغوش میگرفته و آرام میشده است و اکنون بعد از گذشت سالیان از تولد یونس دوباره فرزندش را در آغوش کشید و آرام گرفت.
به طور کلی میتوان گفت «شیار 143» یک فیلم خوب و موفق از لحاظ تکنیکی و هنری است. سابقه نویسندگی نرگس آبیار در موفقیت قصهگویی فیلم و روند دراماتیک فیلم موثر بوده است. بازیهای بازیگران این فیلم در خور ستایش و طبیعی از کار درآمده و فضاسازی و استفاده از زوایای دوربین نیز همه عواملی هستند که موفقیت «شیار 143» را رقم زدند.