نگاهی به وضعيت جنگلها و منابع طبيعي كشور( گروه گزارش)
برنامههای ملی در راه توسعه جنگل (گزارش روز)
بخش پایانی
جنگل هاي كشور ما هر چند كه طبق آمارها و به اعتقاد بسياري از كارشناسان به نسبت جنگلهاي بسياري ازكشورهاي ديگر مساحت كمتري دارد اما آنچه در اين بين نگرانكنندهتر است اينكه با وجود اين مساحت نه چندان زياد شتاب نابودي باورنكردني گرفته است. همه اينها در حالي است كه هم اكنون در يكي از وضعيتهاي اقليمي نه چندان مساعد به لحاظ تعديل آب و هوا هستيم. انواع آلودگيهاي صنعتي و شهري ديگر مجال يك تنفس راحت را به كسي نميدهد .سالي نيست كه روزهاي آلودگي هواي شهرهاي بزرگ به مرز بحران نرسند. ريزگردها و غباري هم كه از كشورهاي همسايه به آسمان ما تحميل مي شود، مزيد بر علت شده و ريههاي زيادي را درگير ميكند. بحث آلودگيها يك طرف و طبيعي نبودن جنگل هاي خدادادي از طرف ديگر بحران جديدي را رقم زده است.مثلا تصور كنيد در يك تعطيلات به همراه خانواده به يك جنگل دورافتاده ميرويد و بعد از طي مسافت زيادي در كمال ناباوري درست لحظهاي كه منتظر ديدن آهو و خرس و روباه و حيوانات جنگلي هستيد، ديوارهاي يك ويلا يا يك مجموعه تفريحي متعلق به يك سازمان و يا حتي تفرجگاه و رستوران مي بينيد!
اين موضوع كه در سالهاي اخير خصوصا در شهرهاي شمالي بسيار بيشتر شده است ،از تبعات اصلي نابودي و تغيير كاربري جنگلها است. تبعاتي كه به راستي ميرود تا به يك فاجعه جدي تبديل شود، هر چند در ظاهر اين اتفاقات خسارتهاي جزئي به جنگلها و زيستگاه هاي طبيعي وارد مي كند اما در بلند مدت تبعات سويي بجا خواهد گذاشت، تبعاتي كه حتي برخي از آنها هيچ راه جبراني نخواهد داشت.
در قسمت پایانی گزارش نگاهي داريم به شتاب در حال رشد تغيير كاربري و نابودي جنگلها و اقداماتي كه مي تواند تا اندازهاي اين شتاب را كاهش دهد. همچنین راههای توسعه و گسترش عرصههاي جنگلي دست ساخت در محدودههاي شهري و برنامهریزی برای برنامههاي مهمي همچون برنامه ملي جنگل كه در صورت اجرا ميتواند گامهاي موثري در اين بين باشد.
برنامههايي كه با نگراني خاك ميخورد
تقريبا همه نگران جنگلهاي كشور هستند جنگلهايي كه از شمال تا جنوب كشيده شده است و هر كدام بنا به پوشش خاصي كه دارند بسيار ارزشمند هستند اما اينكه آيا به راستي اين نگراني ميتواند جاي برنامهريزي متداوم و هدفمند را بگيرد نكته مهم و قابل توجهي است. طرحهايي كه به گفته بسياري از كارشناسان آنقدر كند جلو ميروند كه با توجه به جايگاه ايران در تخريب جنگلها، بهطور جدي نگرانكننده است. همه این عوامل دست به دست هم دادهاند تا طی 5دهه اخیر بهطور متوسط سالانه 100هزار هکتار از جنگلهای کشور تخریب شوند و یا در بهترين حالت ممكن کیفیت خود را از دست بدهند و با کاهش سطح جنگلها طی این دوره زمانی، از 18 میلیون هکتار به 14میلیون هکتار، برسيم .در چنين شرايطي نگراني از اينكه همين ميزان جنگلها هم به زودي نابود شود، آنقدرها هم بعيد نيست. در حال حاضر، میانگین سرانه جنگل و فضای سبز در دنیا برای هر نفر 7 هزار مترمربع است اما این رقم در کشور ما هزار مترمربع یعنی نزدیک به یک چهارم سرانه جهانی است. پوشش گیاهی کشور بهویژه مراتع هم وضعیت نامطلوبی دارد بهطوری که فقط 10درصد مراتع کشور وضعیت عالی دارند و وضعیت 90درصد باقیمانده، متوسط و ضعیف است. براین اساس، باید با راهکارهای علمی، نقص گذشتگان و نیاکانمان را در توجه به جنگل و مرتع جبران کنیم.
بهزاد انگورج معاون امور جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور ضمن ابراز نگراني نسبت به عدم مديريت حوزه استحفاظي براي تمام عرصههاي جنگلي در گفتوگو با گزارشگر كيهان ميگويد : «در زمينه جنگلهاي شمال بايد گفت از مجموع 2 ميليون هكتار، يك ميليون و 28 هزار هكتار تحت پوشش طرحهاي جنگلداري است. طرح هاي مختلفي كه در قالب بيش از صد هزار قرارداد در حال اجرا است اما در خارج از اين محدوده متاسفانه نه طرحي اجرا ميشود و نه نظارت چنداني وجود دارد. علت اصلي آن هم اين است كه در اين مساحتهاي خارج از دسترس امكان مديريت وجود ندارد .يعني در واقع بهرهبرداريها زياد و متنوع است و از طرف ديگر بحران مديريت هم داريم. در كل ما براي نظارت و برنامهريزي در خصوص جنگلها با مجموعهاي از مشكلات مواجه هستيم كه برنامه تنفس به ما پيشنهاد مي دهد برنامه تنفس در مسير حفظ و حيات و در سال جاري به عنوان يك برنامه بهينهسازي است كه براساس آن پايش و حفاظت منابع جنگلي صورت مي گيرد. طرح تنفس به اين معناست كه افكار عمومي تصور مي كنند هر گونه بهرهبرداري و حتي ورود به عرصههاي جنگلي بايد متوقف شود تا جنگلها بار ديگر احيا شوند اما به نظر كارشناسان امر اين برنامه تنفس نبايد به گونه اي باشد كه جنگلداران هم از عرصههاي جنگلي خارج شوند چرا كه ضرر اين كار به مراتب بسيار بالاتر از خروج همه جانبه از جنگل است.در هر صورت برنامهها در اين زمينه بسيار است اما طبيعتا نيازمند حمايت و اعتبارات لازم هستيم .همان طور كه رئيسجمهور در سفر اخير به استان گيلان اين وعده را دادند كه بهرهبرداري از جنگل هاي شمال به زودي متوقف خواهد شد اما اينكه برنامههايي از اين دست كي و چگونه اجرايي خواهد شد، هنوز مبهم است و اين ابهامات مي تواند به روند نابودي عرصه هاي جنگلي سرعت ببخشد. ضمن اينكه انتظار میرود مسئولان با توجه به هشدارهای کارشناسان و متخصصان این حوزه در خصوص روند شتابان تخریب جنگلها و تأثیری که این تخریبها بر ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد امکانات لازم برای حفاظت و صیانت از رویشگاههای جنگلی را فراهم سازند و با تمهیدات قانونی اجازه ندهند این ذخایر ارزشمند حیات به بهانههای مختلف تصرف و تخریب شوند.»
برنامههایی برای گسترش جنگلها
در دي ماه سال گذشته دومین مصوبه دولت درباره جنگلهای کشور ابلاغ شد. در واقع ميتوان گفت برنامه ملي جنگل يكي از دستاوردهاي مهمي است كه در صورت تصويب نهايي و اجراي كامل آن مي توان تا اندازه زيادي به حفاظت و پايدارماندن جنگلهاي كشور اميدوار ماند. برنامه ملی جنگل در واقع یك چارچوب كلی را برای مسائل و موضوعات جنگلداری براي رسیدن به جنگلداری پایدار در سطح ملی فراهم میكند .
پیشنهاددهندگان بینالمللی تهیه برنامه ملی جنگل معتقدند که این برنامه، تنها به دليل فرآیند مشارکتی تهیه آن، میتواند تا اندازهای شایان توجه، میان سیاستگذاران، برنامهریزان، قانونگذاران، بهرهبرداران محلی، صنایع و سازمانهای مردم نهاد در موضوع جنگل، وفاق ملی ایجاد نماید. اطلاق ملی به این برنامه وقتی بیشتر معنا مییابد که همه مراحل تهیه آن، بهطور کاملاً شفاف و با جزئیات در اختیار افکار عمومی و رسانهها قرار گیرد تا بازتاب آن در قالب نظرات مردم و اصحاب رسانه، غنای این برنامه را سبب شود.
بديهي است اجراي طرحهايي از اين دست كمك مهمي براي مديريت مناسب منابع جنگلي است .كامران پور مقدم عضو هيات مديره انجمن جنگلباني ايران ضمن مهم شمردن اين برنامهها به گزارشگر كيهان ميگويد: «برنامهاي با عنوان توسعه طرح هاي منابع جنگلي در تاريخ 16/10/92 توسط هيئت دولت مصوب شد كه براساس اين برنامه درخصوص مديريت جنگلها و منابع طرح هاي اميد بخشي پيشنهاد شد .در اين مصوبه آمده است كه براساس شاخصهاي مديريت پايدار اين عرصهها بايد مديريت و حفظ شوند. تمام دستگاه هاي مرتبط مثل بانك مركزي، وزارت صنعت و معدن، وزارت جهاد كشاورزي ،ميراث فرهنگي و .... مسئول هستند تا با همكاري هم بتوانند همه عوامل تخريب و آسيب به جنگل هاي كشور را كاهش دهند. حتي اين مصوبه يك بند مشخص دارد مبني بر اينكه بهرهبرداري تجاري از چوب اين جنگلها ممنوع شده است و فقط مشروط به موارد خاصي است مثل پژوهش و تحقيقات و ... آن هم به كمترين شكل ممكن و در شرايط خاص و با مجوز دولت اين اجازه داده مي شود.»
او در ادامه به برنامه ملي جنگل نيزاشاره مي كند و ميگويد: «جداي از آن پيشنويس برنامه ملي جنگل نيز تهيه شده است كه انشاءالله با تصويب و اجراي آن در دولت بخش زيادي از اين تخريبها و مشكلات جنگلها مرتفع خواهد شد.در اين پيش نويس هم به اين موضوع اشاره شده است كه آنچه باعث تخريب جنگلها ميشود، تغييركاربريها و ساخت و سازهاي غير مجاز در عرصههاي جنگلي است.تمام دستگاهها دست به دست هم بايد تلاش كنند. همه ما در قبال اكوسيستم جنگلي مسئول هستيم و بايد براي حفظ و صيانت از آن تلاش كنيم. بايد ارزيابي محيط زيستي و پيوست محيط زيستي بهطور مداوم انجام شود.به هر حال كشور ما در مقايسه با ساير كشورها از استانداردهاي پايينتري درزمينه جنگلها برخورداراست. در مجموع 8 درصد از سطح كشورما جنگل است در حالي كه طبق نظر فائو كشوري كه كمتر از 10 درصد آن جنگل باشد چندان استاندارد نيست و جزو كشورهاي كم پوشش محسوب مي شود.از آن طرف سرانه جنگلها يك سوم سرانه جهاني است يعني چيزي نزديك به 2/0 هكتار در حالي كه براساس استاندارهاي جهاني اين ميزان بايد 6/0 هكتار باشد.»
شهرها خالي ازهر آنچه بتوان جنگل ناميد
يكي ديگر از ابعاد بسيار مهم اين موضوع كه جا دارد به صورت جدي به آن پرداخته شود،جاي خالي جنگل و فضاهاي جنگلي در شهرهاست. بیشتر شهرهاي كشور البته صرف نظر از شهرهاي شمالي و يا شهرهايي كه به خودي خود داراي پوشش جنگلي هستند، با فقر شديد چشم اندازهاي جنگلي مواجه هستند. به راستي اگر بگوييم پوشش جنگلي دست ساز در خيلي از شهرهاي ما يا بسيار اندك است و يا اصلا وجود ندارد اغراق نكرده ايم.
پور مقدم نيز با اشاره به اينكه به هيچ عنوان جنگلهاي مصنوعي و دست ساز نمي تواند جاي جنگلهاي طبيعي را پر كند اما با اين وجو نبايد از اهميت وجود جنگل خصوصا در كلان شهرها غافل شد مي افزايد: «درحال حاضر اقداماتي براي جنگل كاري و توسعه فضاي جنگلي در حاشيه شهرها انجام شده است. اما به دليل شرايط اقليمي و خشكسالي هاي پياپي كه وجود دارد اين فرصت براي احداث بهينه جنگلها را ما نداريم. يعني در واقع اين خشكساليها حركت بهينه ما در اين زمينه را كاهش مي دهد. هر چند كه هيچ گاه اين جنگلهاي دست ساز جاي جنگل هاي طبيعي را پر نخواهد كرد و ارزش آنها را هم نخواهد داشت اما با اين وجود ميتوانند نقش مهمي در سرانه فضاي سبز و چشم اندازهاي سبز فضاي شهري داشته باشد.چه بسا كه حتي نگهداري اين جنگل هاي دستساز هم به نسبت جنگل هاي طبيعي دشوارتر است.حتي اين جنگلها تا چند سال اول نياز به مراقبت و آبياري بيشتري نسبت به جنگل هاي طبيعي دارد و همين موضوع به خوبي نشاندهنده اين واقعيت است كه جنگلهاي طبيعي چقدرارزشمند هستند كه بدون نياز به اين اقدامات مراقبتي تا سالهاي سال پايدار باقي مي مانند.»
انگورج معاون امور جنگلها، مراتع و آبخیرداری کشور در این باره مي گويد: «اهميت و تواناييهاي جنگل به خصوص در برابر تهديدات زيستي بسيار حائز اهميت است و در اين بين جنگلهاي هيركاني ما به دليل قدمت، اهميت چند صد برابري دارند. در شرايطي كه درياي خزر در شمال قرار دارد پوشش گياهي متنوع كه همواره از رطوبت درياي خزر برخوردار است و پوشش متراكم و زيست بوم وحيات وحش از ديگر ويژگي هاي منحصربه فرد اين جنگلها است. و همان طور كه بسيار ارزشمند است از درجه حساسيت بالايي نيز برخوردار است. تجربيات اجرايي در زمينه صيانت از اين جنگلها نكاتي را برجسته مي كند كه در دسترس است. تجربهاي كه طي يك بررسي 50 ساله به آن رسيدهايم. در طول اين مدت حداقل 4 پايش انجام شده است كه نتايج آن در دسترس است و به خوبي اين نتايج مؤيد اظهارات ما است كه مثلا مساحت جنگلها قبلا چقدر بوده، الان چقدر است و در اين مدت چه ميزان بهرهبرداري صورت گرفته است.»
در اين بين نگاهي گذرا به تجربه موفق ساير كشورها در زمينه جنگل كاري نيز خالي از لطف نيست. بنا بر اعلام سازمان جهاني خواروبار كشاورزي فائو ده كشور برجسته كه 79درصد از جنگل كاريها با اهداف صنعتي وغير صنعتي در آن انجام شده، متعلق به اين كشورها است،به ترتيب عبارتند از: چين24درصد، هندوستان 17، روسيه9، ايالات متحده آمريكا 9، ژاپن6، اندونزي5، برزيل3، تايلند3، اوكراين 3 و جمهوري اسلامي ايران1درصد. كه به راستي اين رقم براي جنگل كاري پايين است و نشاندهنده ضرورت برنامه ريزي و توجه بيشتر براي كاشت و گسترش جنگل است.
حتي ميزان جنگلهاي كاشته شده طي سالهاي اخير به قدري افزايش يافته كه سهم مهمي از فضاي سبز جهاني به خود اختصاص داده است. در سطح كل جهان حدود 3870 ميليون هكتار جنگل وجود دارد كه 95 درصد از اين ميزان مربوط به جنگل هاي طبيعي و 5 درصد مربوط به عرصههاي جنگل كاري شده ميباشد.
از حياط خانه تا جنگلهاي جهاني
بحث حفاظت و صيانت از جنگل هاي طبيعي كه ابعاد گسترده تري دارد و بايد با اقداماتي مثل جلوگيري از ورود دام و ساخت و سازها و قاچاق چوب در اين عرصهها به صورت كلان و در جايگاه مديريتي مقابله شود اما براي اينكه يك شهر پر درخت و حتي پر از چشم انداز جنگل داشت، بد نيست كه هر كدام از ما به جاي زبالههاي انبوهي كه بعد از هر سفر يا پيك نيك در پاركهاي جنگلي از خودمان بجا ميگذاريم، يك نهال كوچك بكاريم. كار سختي نيست. يك نهال ميخواهد و بيلچهاي كوچك و از همه مهمتر يك اراده و عزم جدي براي اينكه اين چشم انداز تيره و دود گرفته شهرمان را تغيير دهيم.
همان طور كه يك شبه خيلي از عرصههاي جنگلي تغيير كاربري دادند و يا نابود شدند ميتوان با عزمي جدي همان عرصهها را دوباره احيا كرد.
دکتر محمد درویش عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مرتع است او هم با اشاره به اينكه يكي از مهمترين دلايل نابودي جنگلها تغيير كاربري است، مي گويد: «تغییر کاربری ابتدا در دامنههای جلگهای اتفاق افتاد. کشاورزان این مناطق را به اراضی کشاورزی تبدیل کردند، اما با افزایش رفاه مردم و رشد شهرنشینی این اراضی به خانه، ویلا و شهرکهای ویلایی تبدیل شدند.»
در پنج سال اخیر به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرحهای صنعتی و احداث شهرکهای صنعتی جدید و همچنین توسعه شهرکهای صنعتی ،تخريب و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است.
دکتر ناصر کرمی، اقلیمشناس نيز درباره پوشش گياهي اندك ايران ميگويد: «مشکل تخریب جنگلها در اکثر نقاط جهان وجود دارد، اما چرا ایران که از نظر نسبت مساحت جنگل به کل مساحت کشور حتی در شمار 100 کشور اول برخوردار از پهنههای جنگلی نیست در شمار شش کشور اول مخرب جنگل قرار دارد؟ به نظر مي رسد اراده ملی کشور ما برای حفظ جنگلها از تمام كشورهاي جهان ضعيفتر است.»
بنابراين به خوبي مي توان به اين نتيجه رسيد كه جنگل و جنگل داشتن، در كنار طرح و برنامه ملي و بودجه و راهكار و نظارت و تصويب دولت و چه و چه .... يك اراده و تحول فردي و ملي هم مي خواهد. به راستي اگر فرهنگ و باور نياز به جنگل درون هرشهر و مدرسه و خانوادهاي نهادينه نشود و هر كس بشخصه به اين باور نرسد كه حيات شهري بدون جنگل اگر نگوييم ممكن نيست دست كم مختل است، نمي توان اين عدد و رقمهايي را كه ميگويد كشور ما دچار فقر جنگلي است، تغيير داد. تغيير اين فقر كار سختي نيست.يك نهال ميخواهد و دو دست و يك تفكر! تفكري كه ميداند مرگ جنگل با هيچ ثروت و هزينهای زنده نخواهد شد ....!!!