روشنفکران واقعی و غیرواقعی(پرسش و پاسخ)
پرسش:
ويژگيها و اوصاف روشنفکران واقعی و غیرواقعی چیست؟
پاسخ:
هرچند روشنفکر و روشنفکری به معنای مصطلح غربی آن، هنوز در جامعه ماسکه رایج است و تبادر ذهنی غالب میباشد، به بیان دیگر متبادر از معنای روشنفکر، تحصیل کرده به فرنگ رفته، متکی به تئوری علمی، معتقد به ناتوانی دین در اداره جامعه و... است و ما نیز هرگز قائل به آشتی این معنا از روشنفکر و روشنفکری با دیانت و ارزشهای وحیانی نبوده و نیستیم، اما در عین حال با بیان معادل صحیح روشنفکر به روشنبین و روشناندیش میتوان ویژگیها و اوصاف دیگری غیر از شاخصهای غربی آن را مطرح کرد که در اینجا به نحو اجمال اوصاف هر دو گروه از روشنفکران واقعی و غیرواقعی را به صورت مقایسه بیان میکنیم:
1- عقل و بصیرت
هرگز کسی انسان کمعقل و یا نامتعادل عقلی و بیفکر و یا کوتاه فکر را روشنفکر نمیخواند، در واقع اهل فهم، تامل، تدبر و عاقبتاندیشی و پایبندی به لوازم عقل و عدم تقلید کورکورانه و بیدلیل از دیگران، از ابتداییترین شروط روشنفکر واقعی است.
در عین حال، این افراد به تقلید برخاسته از روی برهان و منطق ملتزماند، برخلاف به اصطلاح روشنفکرانی که چشم به دیار فرنگ دوخته و هر چیزی را چشم و گوش بسته گرفته و با جان و دلپذیرا هستند که بهرهای جز از لفظ روشنفکری نبردهاند. اینان تاریک بینانی هستند که جز تقلید کورکورانه از غرب چیزی نمیدانند، و نه تنها با خرافات و اندیشههای پوچ و باطل در ستیز نیستند، بلکه به نوعی مروج اندیشههای غیرمعقول و خرافی از نوع فرنگیاند.
2- آزادی اندیشه
از دیگر شرایط روشنفکران واقعی، آزادی در بعد اندیشه است. درست اندیشی و از قید هواهای نفسانی رهایی یافتن و در قید و بند تعصبات گروهی، حزبی و قبیلهای نبودن و از قید هر نوع استعمار و استحماری رها شدن و استقلال در فکر و رای و نظر داشتن و... از ویژگی و صفات روشنفکری واقعی است. البته رهایی از جمود و انجماد فکری و تحجر و پرهیز از قشرینگری نیز از لوازمات آزادی در بعد اندیشه است. برخلاف روشنفکران تاریک بین که در قید و بند هوای نفسانی خویش گرفتارند و در پی یافتن آزادی به معنی مبتذل غربی آن و رهانیدن خویش از هر نوع فکر، عقیده، و قید و بندی در بعد اندیشهاند.
3- اهل کتاب علم و دانش
روشنفکران واقعی اهل کتاب، درس، مدرسه و علم و دانشاند. به طور کلی شغل اصلی روشنفکر کار فکری است. حداقل تخصص و یا نیمه تخصصی در یکی از علوم دارد. به مسائل روز و کشور خویش آگاه است، قدرت تجزیه و تحلیل درست مسائل جاری را دارد، متکی به فرهنگ خویش و مطلع از آن است. بر خلاف، به اصطلاح روشنفکران وابستهای که نه اعتقادی به تمدن و غنای فرهنگی ملی و یا دینی خویش دارند و نه مطلع از آنند و در تجزیه و تحلیل نیز قبل از اینکه از فکر خویش بهره جویند به منابع، رادیوها و رسانههای غربی متکیاند.
ادامه دارد