ضرورت توجه به فرهنگ
دشمن ایران از ورزش غافل نیست!(نکته ورزشی)
رهبر معظم انقلاب بار دیگر و این بار در دیدار اعضای ستاد کنگره بزرگداشت شهیدان استان سمنان، روی مسئله فرهنگ، تاکید ویژه داشتند و فرمودند «جنگ فرهنگی، مهمترین صحنه رویارویی با دشمن است».
سرویس ورزشی -
ایشان در این دیدار به این موضوع اشاره کردند که: «دشمن دارد به شکل ویژه ممکن با ما مبارزه میکند. آن شکل ویژه را باید شناخت و راه مقابله با آن را پیدا کرد؛ انواع و اقسام شیوهها هست، منتها حالا بعضیها نمیخواهند این را بفهمند، نمیخواهند باور کنند. چون اگر چنانچه باور کنند، تکلیف به گردنشان میاندازد، بعضیها هم کشش آن را ندارند».
همانطور که خوانندگان محترم و فهیم آگاه هستند، رهبر معظم انقلاب که تقریبا یک سال بعد از پایان جنگ تحمیلی، با رای خبرگان ملت بر مسند این مقام و مسئولیت حساس و سنگین تکیه زدهاند، از همان زمان که «تهاجم بیتناسب نظامی» دشمن، متوقف شده بود و بدخواهان این ملک و ملت آزادیخواه و استقلالطلب، از حملات وحشیانه خود طی هشت سال طرفی نبسته بودند و بعد از آن همه سال، بدون اینکه توانسته باشند این ملت را از آرمانهای خود منصرف کنند و حتی یک بند انگشت از خاک این سرزمین را صاحب شده باشند، سرافکنده و شکستخورده به مواضع خود بازگشته بودند. ایشان روی مسئله فرهنگ و «تهاجم فرهنگی» دشمن تاکید فرمودند و در این باره به ملت بزرگ ایران بهویژه خواص (علما و امرا) هشدار داده بودند و... گذشت زمان و تحرکات دشمن، معنای آن هشدار را بیشتر به عام و خاص تفهیم کرد و... بنابراین تاکید ایشان روی مسئله فرهنگ در دیدار اخیر چیز تازهای نبود و ایشان از بدو مسئولیت حساس خود تا به امروز بر این مسئله (فرهنگ) تاکید ویژهای داشته است. دشمن که نتوانسته در حمله مستقیم و نظامی و با زور ما را وادار به تسلیم کند حالا سعی دارد با سلاح فرهنگ آن هم در «انواع و اقسام شیوهها» چنان ما را «تغییر» دهد که موم دست او شده و خود به خود به دنبال او روانه شویم و دست نیاز در همه زمینهها (هنر، اقتصاد، سیاست، موسیقی، ورزشی و...) به سوی او دراز کنیم، و این تاکتیک و روشی است که استعمار بعد از گذار از مرحله «کهنه»به «نو» بارها آن را به کار بسته و... در بسیاری موارد پیروز شده است. او در این دوره (استعمار نو) سلاح زور و آتش و... «تسلیم» ملتها را کنار گذاشته و سلاح فرهنگ و ابزار فرهنگی و... «تغییر ملتها» را به دست گرفته است، تاکتیکی که در این شعر شاعر به سادگی قابل درک است:
صیاد پی صید دویدن عجیبی نیست
صید از پی صیاد دویدن عجیب این است
باری، در این مطلب کوتاه خواستیم به نوبه خود به اهل فرهنگ و کسانی که در عرصه ورزش نقش فرهنگی و هدایت و آمادگی جامعه را برعهده دارند، عرض کنم که وجود این جنگ را باور کنند و این هشدار رهبری را جدی بگیرند. مومن بودن و ایران دوستی به معنای هشیاری و آگاه بودن در برابر هر آن چیزی است که اعتقاد و هویت ما را به خطر میاندازد و دشمن دقیقا این دو را محک قرار داده است تا در نهایت ایران عزیز و اسلامی را زیر سلطه خود ببرد و استقلال و عزت و شرافت آن را خدشهدار سازد. هر قلم و زبانی که در ورزش و در حرف ادعای اسلام و ایران و مردم خواهی دارد، باید با هشیاری و آگاهی از روشها و شیوههای ظریفی که دشمن برای تحقق هدف شوم خود در پیش گرفته، به نوبه خود سد راه و مانع پیشرفت او شود. تردیدی نیست که «ورزش» و بهويژه رشتههای جذابی مثل «فوتبال» و اقبالی که جوانان در سرزمینی از جمله در کشور ما به این رشته دارند، از دید دشمن دور نیست و دشمن از آن غافل نیست و برای آن برنامه دارد. این همه تکیه و تاکید ما روی این رشته از سر «فوتبالزدگی» نیست، به خاطر حساسیت این رشته و طمع و برنامههایی است که بدخواهان این مرز و بوم برای آن در نظر گرفتهاند و... بر همین اساس است که ما وضعیت این رشته را از لحاظ فنی و فرهنگی، به نوبه و سهم خود، زیر ذره بین داریم و سعی میکنیم از کنار مسائل و اتفاقات آن - که بعید نیست برخی از آنها ریشه در اردوگاه دشمن داشته باشد - با بیمسئولیتی عبور نکنیم. مطمئن باشید، میدانهای بزرگی چون جام جهانی، المپیک و... که میلیاردها چشم و حواس و احساسات را به خود جلب میکند و... از سوی کارگزاران نظام سلطه به حال خودش رها نیست و... مثلا در رشته فوتبال، «همه» و بهويژه برخی کشورهایی که با سلطهگریها مخالفند و ظلمستیزی پیشه کردهاند، حق ندارند که در بالاترین سطح، مطرح و صاحب عنوان شوند... این است که میگوئیم ریشه برخی از نابهسامانیهای فوتبال کشورمان را باید در حرکات عمدی برخی جریانات نقاب زده و وابسته پیدا کرد و...
در این باره مسئولان ورزش و رشتههای پرطرفدار و جذابی مثل فوتبال باید از انجام مسئولیت خود غافل نباشند. آنها مطمئن باشند - که حتما هستند - این که رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «دشمن دارد به شکل ویژه ممکن با ما مبارزه میکند» و از «انواع و اقسام شیوهها» نام میبرند، ورزش نیز یکی از این «انواع و اقسام شیوهها» است. به همین خاطر باید خود را در «سنگر»، تهاجم فرهنگی دشمن احساس کنند و لحظهای غافل نشوند و خوابشان نبرد چون به فرمایش رهبری: «اگر شما در جبهه خوابت برد، معنایش این نیست که طرف مقابل هم خوابش برده و او هم غافل است...».
امیدواریم مسئولان محترم ورزش چه در سطح ارشد و چه در فدراسیونهای مختلف...، هم مسئولیت خود را در حد یک «جهاد»، جدی بگیرند و هم لحظهای خوابشان نبرد و از کید دشمن غافل نباشند و مهمتر از همه، «کشش فهم» این واقعیت را داشته باشند؛ البته کار فرهنگی و اصلاح زندگی - که به تغییر نگرش و جهانبینی منجر میشود، اصلا با حرکت در سطح و تغییر در فرم به یک معنی نیست (کاری که بیشتر به عنوان کار فرهنگی در ورزش و... انجام میگیرد.) - آسان هم نیست؛ هم خودش سخت است و ظرایف و روشهای پیچیده و حسابشدهای را میطلبد و هم بدخواهان و منفعتپرستان و... سعی میکنند با لطائفالحیل و بهویژه وسایل در اختیار (مثل بعضی از رسانهها) مانع از انجام آن شوند. ببینید وقتی وزیر محترم ورزش اعلام کرد که رویکرد وزارتخانهاش «فرهنگی» است و در این راه هم چند گام برداشت و دست به اقدامات ابتدایی زد و روی مسائلی چون ورزش، مبارزه با فساد و حفظ «عزت و احترام ایرانی» در همه عرصههای ورزش و... تکیه کرد، چگونه از سوی برخی جریانات و رسانهها از جمله بعضی از برنامههای ورزشی تلویزیون هیاهو به راه افتاد و ایشان به ضد فوتبال بودن، ضد ورزش بودن، ضد مربی خارجی و علم روز بودن و... متهم شد؟!
ایشان در این دیدار به این موضوع اشاره کردند که: «دشمن دارد به شکل ویژه ممکن با ما مبارزه میکند. آن شکل ویژه را باید شناخت و راه مقابله با آن را پیدا کرد؛ انواع و اقسام شیوهها هست، منتها حالا بعضیها نمیخواهند این را بفهمند، نمیخواهند باور کنند. چون اگر چنانچه باور کنند، تکلیف به گردنشان میاندازد، بعضیها هم کشش آن را ندارند».
همانطور که خوانندگان محترم و فهیم آگاه هستند، رهبر معظم انقلاب که تقریبا یک سال بعد از پایان جنگ تحمیلی، با رای خبرگان ملت بر مسند این مقام و مسئولیت حساس و سنگین تکیه زدهاند، از همان زمان که «تهاجم بیتناسب نظامی» دشمن، متوقف شده بود و بدخواهان این ملک و ملت آزادیخواه و استقلالطلب، از حملات وحشیانه خود طی هشت سال طرفی نبسته بودند و بعد از آن همه سال، بدون اینکه توانسته باشند این ملت را از آرمانهای خود منصرف کنند و حتی یک بند انگشت از خاک این سرزمین را صاحب شده باشند، سرافکنده و شکستخورده به مواضع خود بازگشته بودند. ایشان روی مسئله فرهنگ و «تهاجم فرهنگی» دشمن تاکید فرمودند و در این باره به ملت بزرگ ایران بهویژه خواص (علما و امرا) هشدار داده بودند و... گذشت زمان و تحرکات دشمن، معنای آن هشدار را بیشتر به عام و خاص تفهیم کرد و... بنابراین تاکید ایشان روی مسئله فرهنگ در دیدار اخیر چیز تازهای نبود و ایشان از بدو مسئولیت حساس خود تا به امروز بر این مسئله (فرهنگ) تاکید ویژهای داشته است. دشمن که نتوانسته در حمله مستقیم و نظامی و با زور ما را وادار به تسلیم کند حالا سعی دارد با سلاح فرهنگ آن هم در «انواع و اقسام شیوهها» چنان ما را «تغییر» دهد که موم دست او شده و خود به خود به دنبال او روانه شویم و دست نیاز در همه زمینهها (هنر، اقتصاد، سیاست، موسیقی، ورزشی و...) به سوی او دراز کنیم، و این تاکتیک و روشی است که استعمار بعد از گذار از مرحله «کهنه»به «نو» بارها آن را به کار بسته و... در بسیاری موارد پیروز شده است. او در این دوره (استعمار نو) سلاح زور و آتش و... «تسلیم» ملتها را کنار گذاشته و سلاح فرهنگ و ابزار فرهنگی و... «تغییر ملتها» را به دست گرفته است، تاکتیکی که در این شعر شاعر به سادگی قابل درک است:
صیاد پی صید دویدن عجیبی نیست
صید از پی صیاد دویدن عجیب این است
باری، در این مطلب کوتاه خواستیم به نوبه خود به اهل فرهنگ و کسانی که در عرصه ورزش نقش فرهنگی و هدایت و آمادگی جامعه را برعهده دارند، عرض کنم که وجود این جنگ را باور کنند و این هشدار رهبری را جدی بگیرند. مومن بودن و ایران دوستی به معنای هشیاری و آگاه بودن در برابر هر آن چیزی است که اعتقاد و هویت ما را به خطر میاندازد و دشمن دقیقا این دو را محک قرار داده است تا در نهایت ایران عزیز و اسلامی را زیر سلطه خود ببرد و استقلال و عزت و شرافت آن را خدشهدار سازد. هر قلم و زبانی که در ورزش و در حرف ادعای اسلام و ایران و مردم خواهی دارد، باید با هشیاری و آگاهی از روشها و شیوههای ظریفی که دشمن برای تحقق هدف شوم خود در پیش گرفته، به نوبه خود سد راه و مانع پیشرفت او شود. تردیدی نیست که «ورزش» و بهويژه رشتههای جذابی مثل «فوتبال» و اقبالی که جوانان در سرزمینی از جمله در کشور ما به این رشته دارند، از دید دشمن دور نیست و دشمن از آن غافل نیست و برای آن برنامه دارد. این همه تکیه و تاکید ما روی این رشته از سر «فوتبالزدگی» نیست، به خاطر حساسیت این رشته و طمع و برنامههایی است که بدخواهان این مرز و بوم برای آن در نظر گرفتهاند و... بر همین اساس است که ما وضعیت این رشته را از لحاظ فنی و فرهنگی، به نوبه و سهم خود، زیر ذره بین داریم و سعی میکنیم از کنار مسائل و اتفاقات آن - که بعید نیست برخی از آنها ریشه در اردوگاه دشمن داشته باشد - با بیمسئولیتی عبور نکنیم. مطمئن باشید، میدانهای بزرگی چون جام جهانی، المپیک و... که میلیاردها چشم و حواس و احساسات را به خود جلب میکند و... از سوی کارگزاران نظام سلطه به حال خودش رها نیست و... مثلا در رشته فوتبال، «همه» و بهويژه برخی کشورهایی که با سلطهگریها مخالفند و ظلمستیزی پیشه کردهاند، حق ندارند که در بالاترین سطح، مطرح و صاحب عنوان شوند... این است که میگوئیم ریشه برخی از نابهسامانیهای فوتبال کشورمان را باید در حرکات عمدی برخی جریانات نقاب زده و وابسته پیدا کرد و...
در این باره مسئولان ورزش و رشتههای پرطرفدار و جذابی مثل فوتبال باید از انجام مسئولیت خود غافل نباشند. آنها مطمئن باشند - که حتما هستند - این که رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «دشمن دارد به شکل ویژه ممکن با ما مبارزه میکند» و از «انواع و اقسام شیوهها» نام میبرند، ورزش نیز یکی از این «انواع و اقسام شیوهها» است. به همین خاطر باید خود را در «سنگر»، تهاجم فرهنگی دشمن احساس کنند و لحظهای غافل نشوند و خوابشان نبرد چون به فرمایش رهبری: «اگر شما در جبهه خوابت برد، معنایش این نیست که طرف مقابل هم خوابش برده و او هم غافل است...».
امیدواریم مسئولان محترم ورزش چه در سطح ارشد و چه در فدراسیونهای مختلف...، هم مسئولیت خود را در حد یک «جهاد»، جدی بگیرند و هم لحظهای خوابشان نبرد و از کید دشمن غافل نباشند و مهمتر از همه، «کشش فهم» این واقعیت را داشته باشند؛ البته کار فرهنگی و اصلاح زندگی - که به تغییر نگرش و جهانبینی منجر میشود، اصلا با حرکت در سطح و تغییر در فرم به یک معنی نیست (کاری که بیشتر به عنوان کار فرهنگی در ورزش و... انجام میگیرد.) - آسان هم نیست؛ هم خودش سخت است و ظرایف و روشهای پیچیده و حسابشدهای را میطلبد و هم بدخواهان و منفعتپرستان و... سعی میکنند با لطائفالحیل و بهویژه وسایل در اختیار (مثل بعضی از رسانهها) مانع از انجام آن شوند. ببینید وقتی وزیر محترم ورزش اعلام کرد که رویکرد وزارتخانهاش «فرهنگی» است و در این راه هم چند گام برداشت و دست به اقدامات ابتدایی زد و روی مسائلی چون ورزش، مبارزه با فساد و حفظ «عزت و احترام ایرانی» در همه عرصههای ورزش و... تکیه کرد، چگونه از سوی برخی جریانات و رسانهها از جمله بعضی از برنامههای ورزشی تلویزیون هیاهو به راه افتاد و ایشان به ضد فوتبال بودن، ضد ورزش بودن، ضد مربی خارجی و علم روز بودن و... متهم شد؟!