کد خبر: ۴۴۷۰۸
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۷:۴۲

حُسنش به غایت است(شعر)

رضا جعفری
باران گرفت و سقف مدائن نشست كرد
دندانه‏ هاى كنگره قصد شكست كرد
نورى به صحن معبد زردشتیان رسید
كآتشكده ز نابى آن‏ نور مست كرد
بالا بلند آمد و هر ارتفاع را
در زیر پا نهاده و پایین و پست كرد
در هر دلى نشست و به شكلى ظهور داشت
این گونه بود كآینه را خود پرست كرد
وقتى سؤال كردم از او خود اشاره‏اى
در پاسخم به پرسش روز الست كرد
حُسنش به غایت است و ظهورش قیامت است
زیباترین هر آنچه كه زیباتر است كرد
فیض مقدسى و تعجب نمى‏كنم
این چیزها كه هست، نگاه تو هست كرد
ـــــــــــــــــــــــ
ستاره‌ای بدرخشید

  حافظ شیرازی
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
طرب سرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
بصدر مصطبه‌ام ، می‌نشاند اکنون یار
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
لب از ترشح می پاک کن ز بهر خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
چو زر خرید وجود است شعر من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد
ـــــــــــــــــــــــ
عرصه گیتى مجال همت او نیست
  سعدی شیرازی
ماه فرو ماند از جمال محمد (ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد (ص)
وعده دیدار هر کسى به قیامت
لیله اسرى شب وصال محمد (ص)
آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى
آمده مجموع در ظلال محمد(ص)
عرصه گیتى مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد (ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس‏
بو که قبولش کند بلال محمد (ص)
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص)  
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد (ص)  
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروى چون هلال محمد (ص )
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمى‏گیرد از خیال محمد (ص)  
سعدى اگر عاشقى کنى و جوانى
عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص )