کد خبر: ۴۳۴۵۶
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۰:۳۸

قرار جان‌ها، برگرد(چشم به راه سپیده)

Email:SEPIDEH@Kayhannews.ir


لهجه هابیل
شوریده نوشته‌ام و بی‌تفصیل‌ست
آهنگ نوشته‌ای که بی‌ترتیل‌ست
آقا تو ببخش با صراحت گفتم:
این لهجه شبیه لهجه هابیل‌ست
باید وسط هفته بیایی آقا
دیری‌ست که جمعه‌های ما تعطیل‌ست
خوابیم و یا مصلحتی خواب‌آلود
کو؟ سیصد و سیزده نفر در ایل ست؟
در قرن یخی، قرن چت و اینترنت
نسلی که به جا مانده، از آن قابیل‌ست
اصلا وسط هفته بیا، تک نفره
چشم من و ما فقط به این تعجیل‌ست
اکرم بهرامچی
***
گذر از کوچه خیال
هر شب از التهاب غمت غرق زاری‌ام
در مجمر فراق تو اسپند کاری‌ام
آتش گرفته‌ام، نفسی زن، خموش کن
این شعله‌های سرکشی و بی‌قراری‌ام
تا که رود به چشم همه دشمنانتان
تا دود گردد این شب چشم انتظاری‌ام
تا بشکفد تجسم دیدار رویتان
تا بگذرد خزان ز نگاه بهاری‌ام
آتش نشاندی و جگرم سوخت، شد چنان
سرچشمه‌ای که تا ابد از اشک جاری‌ام
بس نیست این همه گذر از کوچه خیال
بن بست شد زمینه خوش اعتباری‌ام
یک شب طلوع کن به خیالم که سر شود
این های‌های گریه شب زنده‌داری‌ام
شیرین‌ترین شکوه غزل‌ها بیا مگر
با تو عوض شود غم تلخ قناری‌ام
ای ثروت خزانه هستی کمی بپاش
بر روزگار رو به غروب نداری‌ام
دیگر زعهد جمعه دیگر کلافه‌ام
دیگر ز شنبه‌های پیاپی فرار‌ی‌ام
هر صبح جمعه تا به فراز نگاه‌ها
تا کی میان این همه جمعه گذاری‌ام؟
عمری نشسته ام به کمینگاه ندبه‌ها
تا کی شوی شکار دو چشم شکاری‌ام
یک شب بیا و تکه نانی به من بده
تا خلق و خو عوض کنی از نفس هاری‌ام
ای صبح صادق، از شب من خون چکد بیا
پایان بده به گریه بی‌اختیاریم
صادق عموسلطانی
جاده‌های شب
زین کن به هوای کربلا، مرکب را
بشکاف به تیغ، جاده‌های شب را
باید برسی میان این منتظران
تسکین بدهی داغ دل زینب را
سارا سادات باختر

باغ انتظار
آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را
عشق زد بر گردنش یک رشته مروارید را
عطر نرگس‌ها وزید و باز باران خنده کرد
مست کرد از گوشه‌ هر نغمه‌اش ناهید را
باد بر گیسوی باغ انتظارش شانه زد
تا به رقص انداخت موجش شاخه‌های بید را
ماه پشت پرده بالا زد حجاب ابر را
تا زمین بهتر ببیند آنچه می‌تابید را
چند قرن است این غزل‌ها از بیانت عاجزند
واژه‌ها وا کرده‌اند اینجا لب تمجید را
ای یقین محض هر که پشت در جا مانده است
می‌رسد روزی که می‌کوبد در امید را
... آه! وقتی لحظه تحویل دل‌ها باشی و
با اذان خود گواراتر کنی این عید را
من کلاس اول شعرم اجازه یک سؤال
می‌زنی بر دفترم با مهر خود تایید را؟
زهرا محمودی