روایتی مستند از دخالتها و جنایات آمریکا در ایران 1392-1332
کشتار مردم بیدفاع اسلامآباد غرب به کمک آمریکا(پاورقی)
Research@kayhan.ir
بعد از سقوط رژیم بعثی صدام در عراق ، نوارهای فیلمبرداری شده از ملاقاتها و مذاکرات سرّی مسعود رجوی با مقامات اطلاعاتی و امنیتی این رژیم کشف شد و تعدادی از آنها در اروپا منتشر گردید . مسعود رجوی در یکی از این ملاقاتها، صریحاً در مورد مسئولیت سازمان مجاهدین خلق در انفجار هفتم تیر و هشتم شهریور 60، سخن می گوید . وی در دیدار با سپهبد طاهر جلیل حبّوش رئیس سازمان کل اطلاعات عراق ، در سال 1378 هنگام اشاره به سوابق روابط قبلی با آمریکا و فرانسه، چنین می گوید :
« همان گونه که اطلاع دارید ، من در سال های 1981 تا 1986 در پاریس بودم . در آن سال ها به ما تروریست نمی گفتند ، هر چند که کاخ سفید و کاخ الیزه می دانستند . با کاخ الیزه هم ارتباط داشتیم . آنها می دانستند که چه کسی حزب جمهوری را در ایران منفجر کرد و چه کسی و چرا عملیات علیه رئیس جمهوری و نخست وزیر ایران انجام داد . خوب هم می دانستند ، ولی صفت تروریست هم به ما نزدند . »۱
منافقین علاوه بر ترور مسئولین نظام جمهوری اسلامی ، اقدام به ترور گسترده پاسداران و مردم عادی هوادار نظام کردند . در این رابطه نشریه "مجاهد" ارگان سازمان مجاهدین خلق ، در شماره 178 خود می نویسد :
« از ابتدای تابستان 1361 ، واحدهای رزمنده میلیشیا بر اساس رهنمودهای فرماندهی عالی نظامی ـ سیاسی سازمان ، برادر مجاهد مسعود رجوی و در اولین مرحله از مقاومت مسلحانه انقلابی خود ، نابودی سرانگشتان اختناق را در دستور کار خود قرار دادند ، تا آنجا که با اوج گیری عملیات واحدهای عملیاتی سازمان و گستردگی عملیات و قدرت آتش رزمندگان سازمان ، تنها در شهریور ماه 1361 ، حدود 600 نفر از مزدوران رژیم فقط در تهران کشته شدند . » ۲
سازمان منافقین در ادامه گزارش های خود از عملیات های تروریستی نیروهایش در داخل ایران ، از زبان علی زرکش که در آن مقطع فرماندهی سیاسی ـ نظامی سازمان در ایران را بر عهده داشت ، در تاریخ 20 تیر 1362 به ترور بیش از 2800 نفر از شهروندان ایرانی اعتراف می کند . زرکش می گوید :
« از 30 خرداد 1361 تا 30 خرداد 1362 ، حداقل 2800 تن از مزدوران رژیم بر اثر آتش رزمندگان مجاهد سازمان به هلاکت رسیده اند که 40 تن از آنان از نیروهای پاسدار بوده اند . » ۳
آنچه که در این گزارش ها بیش از هر نکته دیگری به چشم می آید ، اعترافات سازمان منافقین در کشتار مردم عادی و غیر نظامی است ؛ چرا که بنا به تصریح سازمان ، از میان 2800 نفر ، تنها 40 تن پاسدار بوده اند و مابقی را شهروندان غیر نظامی تشکیل می داده اند . ۴
در سال 2001 ( 1380 ) سازمان منافقین مسئولیت 195 حمله علیه ایران را به عهده گرفت . همچنین تعداد زیادی سوء قصد در ایران را به خود استناد داد که خبر آنها توسط رابطین آن در مقر فرانسوی سازمان ، یا توسط فاکس و یا به وسیله سایت اینترنتی سازمان اعلام شد . ۵
نکته قابل توجه در ترورهای منافقین آن است که این تروریست ها ، هیچ کاری با اعضای گروهک های آمریکایی مانند جبهه ملی و یا نهضت آزادی نداشتند . در این رابطه ، حجت الاسلام جعفر شجونی در مصاحبه ای می گوید :
« مجاهدین خلق چقدر از مردم عادی ، بازاری ها ، روحانیان و نماینده های مجلس را ترور کردند . اما هیچ کدام از این افرادی که ترور شدند ، عضو جبهه ملی نبودند . یک نفر از اینها از نهضت آزادی نبود . ائمه جمعه را کشتند ؛ صدوقی ، دستغیب ، اشرفی اصفهانی و مدنی را کشتند . اما یک نفر از نهضت آزادی و جبهه ملی را ترور نکردند . چرا ؟ چون اینها [ جبهه ملی ، نهضت آزادی و مجاهدین خلق] با هم بودند ؛ آمریکا هم اینها را می خواست . » ۶
این ترورها که کاملاً در جهت اهداف آمریکا و با همکاری و پشتیبانی سازمان سیا انجام می شد ، مورد تأیید سلطنت طلبان نیز قرار گرفت به طوری که رضا پهلوی ـ فرزند شاه معدوم که خود را پادشاه قانونی ایران می خواند ـ در فروردین سال 1361 در مصاحبه با روزنامه "پست ایران" چاپ لندن ، برای مذاکره با مسعود رجوی اعلام آمادگی کرد !۷
بعدها رذالت و پستی منافقین تا آن حد گسترش یافت که به سفارش رژیم صدام ، اقدام به ترور برخی فرماندهان زمان جنگ کردند . یکی از کسانی که سالها بعد به دست گروهک تروریستی منافقین به شهادت رسید ، سپهبد شهید علی صیاد شیرازی بود . در ملاقاتی که در اواسط سال 1380 میان مسعود رجوی و سپهبد عراقی طاهر حبّوش صورت گرفت ، حبّوش تصریح می کند که ترور شهید صیاد شیرازی به دستور دولت عراق صورت گرفته است . وی در پاسخ به اعتراض رجوی که چرا کاردار عراق در تهران ، این عملیات را تروریستی و ناجوانمردانه خوانده ، خطاب به رجوی می گوید :
« وقتی که من به شما برای انجام این عملیات [ ترور شهید صیاد شیرازی ] دستور دادم ، معلوم است که بیان این مطالب [ محکومیت ترور توسط کاردار عراق در تهران ] ، تاکتیکی است .»۸
سازمان تروریستی منافقین در مجموع ، تا کنون بیش از 12 هزار نفر از مردم ایران را به شهادت رسانده است . سید محمد جواد هاشمی نژاد ـ فرزند شهید هاشمی نژاد و دبیر کل بنیاد هابیلیان ـ در کنگره 17 هزار شهید ترور در شهریور 1392 ، با اشاره به 17 هزار شهید ترور در کشور اظهار داشت :
« منافقین بیشترین حجم ترور را در کشور ما داشتند که آمار آن بیش از 12هزار شهید می باشد . سازمان تروریستی منافقین این آمار را به طور رسمی بر عهده گرفته اند . »۹
همکاری منافقین با آمریکا و رژیم صدام در طی جنگ تحمیلی :
با توجه به مطالب گفته شده، براي آنكه ماهيت وابستهي اين گروهك سرسپرده به صهيونيسم و امپرياليسم بهتر مشخص شود، در اينجا بخشي از مطالب مندرج در نشريه «مجاهد» مورخ دهم آبان 1359 را ميآوريم که در آن اشاره کرده اند که رژیم بعثی عراق در خدمت امپریالیست ها و صهیونیست ها می باشد :
«با نگاهي به حاميان مرتجع و وابسته در اين تجاوز نظير اردن و عربستان سعودي، به سادگي ميتوان قضاوت نمود كه رژيم بعثي عراق در اين جنگ در خط امپرياليسم آمريكا قرار گرفته و در خدمت منافع امپرياليستها و صهيونيستها درآمده است».
منافقين در بخش ديگري از همين نشريه اعلام داشته بودند كه:
«هيچ دليلي براي پذيرش دعاوي رژيم عراق مبني بر مترقي و مردمي و ضد امپرياليست و ضد صهيونيست بودن وجود ندارد… اگر عراق پايبند روشهاي مترقي بود، ديگر به هيچوجه نميبايست مأمن و پناهگاه ضدانقلابيون و سلطنتطلبان خائني چون پاليزبان و امثال وي گردد.»۱۰
همان گونه که ملاحظه می شود ، منافقين كه زماني داعيهي مبارزه با امپرياليسم جهاني و صهيونيسم را داشتند و خود را سازماني مترقي و انقلابي وانمود ميكردند، بر عکس آنچه كه در نشريه رسميشان ذكر كرده بودند، تغيير جهت داده و به دامن آمريكا و دولتهاي دستنشاندهي آن در ميغلطند و رژيمي كه به تعبير خود آنها «در خدمت منافع امپرياليستها و صهيونيستها» و مأمن و پناهگاه «ضد انقلابيون و سلطنتطلبان» بوده، به يكباره تبديل به بهترين دوست و همپيمان اين مزدوران منافق و مأمن و پناهگاه آنان ميگردد.
در تاریخ 19 دی 1361 ، طارق عزیز نایب رئیس وقت شورای وزیران عراق و مسعود رجوی در حومه شهر پاریس با یکدیگر ملاقات کردند . واسطه این دیدار ، یاسر عرفات بود . روز قبل از این دیدار ، طارق عزیز در گفت و گو با روزنامه فرانسوی لوموند اعلام کرده بود که همه گروه های ایرانی مخالف جمهوری اسلامی ، با دولت عراق روابط بسیار خوبی دارند و از کمک های این دولت بهره مند می شوند .۱۱
به دنبال این ملاقات ، مجاهدین خلق اداره بخش فارسی رادیو بغداد را به عهده گرفتند . ۱۲
با وجود همکاری گسترده با رژیم صدام ، اما پایگاه اصلی رهبران سازمان مجاهدین خلق در فرانسه قرار داشت . پس از چند سال اعتراضات مکرر جمهوری اسلامی ایران به دولت فرانسه ، سرانجام فرانسه تصمیم گرفت تا رجوی را از خاک خود بیرون کند . مسعود رجوی در تاریخ هفتم ژوئن 1986 ( 17 خرداد 1365 ) فرانسه را ترک کرد تا به همراه چند هزار نفر از هوادارانش در عراق مستقر شود .۱۳
خبرنگار یک نشریه فرانسوی در این مورد می نویسد :
« استقبال از رجوی به هنگام ورود به عراق ، شبیه به استقبال رایج از یک رئیس کشور در کشور دیگر بود . در فرودگاه بغداد ، طه یاسین رمضان معاون اول رئیس جمهور عراق ، در رأس یک هیئت از مقامات عراقی به استقبال رجوی رفته بود . »۱۴
یک هفته بعد ، رجوی در تاریخ 25 خرداد 65 با صدام حسین ملاقات می کند . این ملاقات در زمانی صورت می گرفت که مشخص شده بود عراق در جنگ از گازهای سمی علیه نیروهای ایرانی استفاده کرده و نیز مشخص شده بود که ایالات متحده آمریکا به طور مستقیم به عراق کمک مالی کرده بود . ۱۵
در طول جنگ عراق علیه ایران ، صدام چندین بار از نیروهای منافقین موسوم به ارتش به اصطلاح آزادی بخش ملی ایران ، علیه جمهوری اسلامی ایران و یا در سرکوب اقلیت های عراقی پس از جنگ خلیج فارس ، استفاده کرده بود . ۱۶
حمله به زاغه ها و انبارهای اسلحه ارتش ، حمله و آسیب رسانی به کارخانه تعمیر تانک در مسجد سلیمان ، خرابکاری وسیع در نیروی هوایی و از کار انداختن تعدادی از جنگنده های این نیرو ، ربودن تعدادی هواپیما و قراردادن تنی چند از خلبانان در همکاری با حکومت عراق ، اخلال در تدارکات ، پشتیبانی و لجستیک ارتش ، از جمله اقدام هایی بود که سازمان مجاهدین خلق در راستای منافع حکومت متجاوز عراق و علیه مردم ایران به عمل آورد . ۱۷
البته مأموریت اصلی سازمان مجاهدین خلق در جنگ عراق علیه ایران ، جاسوسی و کسب اطلاعات بود . مأموریتی که همواره برای عراقی ها فوق العاده ارزشمند بود . یکی از سران منافقین که در جریان عملیات مرصاد به اسارت رزمندگان پرتوان اسلام درآمده بود ، در این باره می گوید :
« سازمان ، جاسوسی برای عراق را وظیفه مهمی برای نیروهای خود می دانست و به همین خاطر ما از طریق شنود بیسیم ، جابجایی و تحرکات و برنامه های نیروهای ایرانی را به عراقی ها گزارش می کردیم . همچنین تخلیه اطلاعاتی از طریق تلفن ، کار دیگر ما بود . ما از خارج به نام بعضی افراد یا بعضی نهادها به مراکز مختلف تلفن می زدیم و در مورد اعزام نیرو ، وضعیت مختلف نظامی و اقتصادی ، اطلاعات جمع می کردیم . همچنین ما در جریان بمباران و موشکباران شهرها ، محل دقیق اصابت بمب و موشک و نتایج آن را به دست می آوردیم . کار دیگر ما ، شناسایی مناطق عملیاتی بود . ما با پوشیدن لباس بسیجی ، خود را به مناطق استقرار نیروهای ایرانی نزدیک می کردیم و محل استقرار نیروهای ایرانی و مناطقی را که عراقی ها بهتر بتوانند در آنجا عملیات کنند ، شناسایی می کردیم . » ۱۸
حجت الاسلام محمدی ری شهری وزیر اسبق اطلاعات ، در مورد جاسوسی منافقین برای صدام می گوید :
« در آن دوران ، فعالیت منافقین در حوزه تخلیه تلفنی عمدتاً بر روی جنگ متمرکز شده بود . تخلیه روی موارد آنی و خطوط مقدم جبهه ، از قبیل زمان و مکان عملیات ها و کیفیت آنها ، آمار شهدا و مجروحین ، میزان و کیفیت نیروها و نقاط استقرار آنها و مانند آن ؛ که بر اساس این اطلاعات ، توان جمهوری اسلامی در حفظ موقعیت محورها و امکان بازپس گیری یا حمله و اشغال توسط عراق به طور دقیق برآورد می شد و ارتش عراق دست به عمل می زد . حمله های عراق موسوم به "دفاع متحرک" از سال 1365 به بعد مبتنی بر اطلاعات تخلیه شده مربوط به محورهای ضعیف بود . علاوه بر این ، تعیین و تشخیص موقعیت مراکز ارسال و صدور نفت ، و شناخت مختصات دقیق اماکن مهم اقتصادی نیز از همین طریق صورت می گرفت که حملات هوایی شدید ارتش صدام را درپی داشت . »۱۹
محمد حسین سبحانی از مسئولان اسبق اطلاعاتی و امنیتی سازمان مجاهدین خلق ، درباره هماهنگی عراق و سازمان در زمینه کسب اطلاعات می نویسد :
« استخبارات عراق [ سازمان اطلاعات نظامی عراق ] از طریق مهدی ابریشمچی، پرسش های اطلاعاتی مورد نیاز ارتش عراق را در مورد شناسایی محل پل ها ، تأسیسات آب و برق ، کارخانه ها و مراکز اقتصادی و نظامی ایران را به مسعود رجوی می داد و سپس رهبری سازمان ، نیازهای اطلاعاتی استخبارات عراق را به ستاد اطلاعات سازمان ارجاع می داد . ستاد اطلاعات نیز بعد از کار اطلاعاتی بر روی سؤالات ، اقدام به تهیه پاسخ های آن می کرد . »۲۰
منافقین در ازای این خوش خدمتی ها به عراق ، مبالغ کلانی نیز از رژیم صدام دریافت می کردند . سرلشکر وفیق السامرایی مسئول اطلاعات ارتش صدام ، در خاطرات خود می نویسد :
« سازمان مجاهدین طی دهه 1980 تا ماه اوت 1990 ، کمک های مالی بالغ بر 20 میلیون دینار در ماه ، از رژیم عراق دریافت می کردند . »۲۱
السامرایی در جای دیگر اظهار می دارد :
« صدام در دادن اعتبار برای فعالیت های اطلاعاتی ، به هیچ حد و مرزی اعتقاد نداشت . به همین دلیل ، پس از آمدن رجوی و سازمانش به عراق ، ماهیانه ـ علاوه بر تأمین هزینه ها و احتیاجات او و افرادش ـ بین 9 الی 10 میلیون دلار نقد به او پرداخت می کردیم . » ۲۲
هفته نامه فرانسوی لوپوئن نیز در سال 1366 نوشت که :
« حکومت بغداد هر ساله مبلغ 500 میلیون فرانک به سازمان مجاهدین و رجوی کمک می کند و 86 میلیون فرانک از این مبلغ ، به 1000 نفر عضو مقیم فرانسه اختصاص دارد که هر یک از آنها ماهیانه 6 هزار فرانک دریافت می دارند . » ۲۳
سازمان منافقین غیر از جاسوسی برای رژیم صدام ، برای دولت آمریکا نیز جاسوسی می کرد . در این رابطه روزنامه واشنگتنپست در تاريخ 24 آوريل 1984 (چهارم اردیبهشت1363) طي گزارشي نوشته بود:
« ريچارد مورفي معاون وزارت امور خارجه آمريكا، مجاهدين را يك نيروي صاحب نقش در ايران امروز توصيف كرده و اعلام نموده است كه وزارت خارجه آمريكا با مجاهدين خلق ايران، در واشنگتن به گفت وگوي سياسي پرداخته است.»
در سال 1366 خبرگزاري فرانسه نیز از واشنگتن گزارش داد كه دولت آمريكا با سازمان مجاهدين خلق داراي تماسهايي است. ريچارد مورفي معاون وزارت امور خارجه آمريكا در امور خاورميانه نيز در پاسخ به سؤال يكي از نمايندگان مجلس آمريكا، وجود اين تماس ها را تأييد كرد.۲۴
رادیو بي.بي.سي نيز طي گزارشي گفت:
« وزارت خارجه آمريكا تأييد كرد كه با سازمان مجاهدين خلق ارتباط و تماس داشته است. چارلز ردمن سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، هدف از اين ملاقاتها را كسب اطلاع از اوضاع ايران اعلام كرد .»۲۵
چند ماه پيش از آن نيز ريچارد مورفي اظهار داشته بود:
« تماس ما با مجاهدين به منظور آگاهي از رويدادهاي داخل ايران است .»۲۶
معنای عبارت فوق آن است که دولت آمریکا از منافقین به عنوان جاسوسان خود در امور ایران استفاده می کرده است .
روزنامه "القبس” نيز در تاريخ 12 اردیبهشت 1366 در خصوص ارتباط منافقين با آمريكا نوشت:
« براي اولين بار چندين ملاقات ميان مسؤولان آمريكايي و نمايندگان سازمان مجاهدين خلق طي سه ماه گذشته در واشنگتن صورت گرفته كه هنوز ادامه دارد و مسؤولان آگاه به مسايل ايران در وزارت خارجه آمريكا و شوراي امنيت ملي اين كشور و ديگر دستگاههاي آمريكا در اين ديدارها حضور دارند. در بعضي از اين ديدارها مورفي نيز شركت داشته است .»
القبس در پايان به نقل از منابع آمريكايي مينويسد:
«دولت ريگان يك هدف اصلي را در نزديك شدن به سازمان مجاهدين دنبال ميكند و آن ادامه فشار بر رژيم ايران جهت عقبنشيني از مواضع سرسختانه خود است.»۲۷
حال ببينيم كه مأموريت واقعي منافقين چيست و آنها به غير از جاسوسي براي آمريكا و دادن اخبار محرمانه از ايران به كاخ سفيد ، چه وظيفهي ديگري بر عهده داشتهاند؟
منافقين مأموريت داشتند همراه با ساير ضدانقلابيون، در جهت سرنگون ساختن نظام جمهوري اسلامي ايران فعاليت كنند. در اين باره ، داريوش گلبرگ يكي از فرماندهان منافقين ـ كه در طي عمليات مرصاد در سال 1367 دستگير شده بود ـ در مورد علت اقدام مشترك سازمان منافقين با رژيم عراق براي حمله به جمهوري اسلامي ايران پس از پذيرفتن قطعنامه 598 از سوي ايران، چنين ميگويد:
«سازمان اين عمليات را خيلي پيشتر با همكاري عراق طراحي كرده بود. اگر به ياد داشته باشيد، صدام چند ماه قبل در يك سخنراني، از عمليات و آمدن نيروهاي سازمان به تهران صحبت كرد. حتي پس از عمليات مهران، در تظاهراتي كه از سوي سازمان در واشنگتن برپا شده بود، مسأله حمله و رفتن تا تهران را يك نماينده كنگره از حزب دموكرات و يك نماينده از حزب جمهوريخواه مطرح كرده بودند. بنابراين كاملاً روشن است كه اين عمليات از قبل طراحي شده بود و پذيرش قطعنامه از سوي ايران ، آن را به جلو انداخت. پس از مسأله پذيرش قطعنامه، سازمان براي فرار از بنبست ميبايست دست به عملي ميزد.»۲۸
روز دوشنبه ششم تيرماه 1367 (27 ژوئن)، مروين دايملي نماينده كنگره از ايالت اوهايو، در تظاهرات منافقين در واشنگتن شركت كرده بود. وي طي سخناني كه بخشهايي از آن در يكي از كانالهاي تلويزيوني آمريكا پخش شد، با اطمينان خطاب به منافقين شركت كننده در تظاهرات گفته بود: نبايد دست از تلاش كشيد، مطمئن باشيد كه با كمي صبر و تلاش بيشتر، به زودي از مهران به تهران رژه خواهيد رفت.
اظهارات دايملي كه به صورت نوار ويديويي براي كليه اعضاء و هواداران سازمان پخش شده بود، در حالي ايراد شد كه چند روز قبل از آن يعني در تاریخ 30 خرداد 1367 ، تعداد 138 نفر از نمایندگان کنگره و 14 سناتور آمریکایی ، طی نامه ای به جورج شولتز وزیر خارجه وقت آمریکا ، از وی خواسته بودند که به جنبش های مقاومت داخلی در ایران توجه کند و در همین راستا حمایت از سازمان را اکیداً توصیه کرده بودند .۲۹
بنا بر اعترافات يكي ديگر از اعضاي رده بالاي منافقين كه در جريان عمليات مرصاد توسط رزمندگان اسلام دستگير شده بود، چند روز قبل از تهاجم منافقين به شهرهاي كرند و اسلامآباد، یکی از اعضای مركزيت سازمان به نام محسن رضایی، پس از نشستي با حضور مسعود رجوي و دو نفر از افسران ارشد دايره استخبارات (دستگاه اطلاعاتي) ارتش عراق، از بغداد به واشنگتن رفت و بعد از شركت در جلسهي خصوصي يكي از كميسيونهاي كنگره آمريكا به عراق بازگشت و سه روز بعد ، عمليات منافقين آغاز شد.۳۰
این مطلب بدان معنا است که عملیات منافقین در آن مقطع ، کاملاً با هماهنگی دولت آمریکا صورت گرفته است .
يكي ديگر از اعضاي سازمان منافقين نيز به نام علي سنجريان كه به ايران پناهنده شده بود، در يك مصاحبه مطبوعاتي گفت:
« تسهیلات فرودگاه واشنگتن قبل از عمليات مرصاد، به مدت سه روز براي انتقال نيرو به عراق، در اختيار منافقين قرار گرفت.»۳۱
از مطالب فوقالذكر به خوبي مشخص است كه سازمان منافقين با هماهنگي و پشتيباني دولت آمريكا و مزدور منطقهاي آن يعني رژيم بعثي عراق، براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران، حمله نظامي خودش را چند روز پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران ، آغاز كرد که البته با شکست مفتضحانه ای رو به رو شد .