کد خبر: ۴۲۳۶۸
تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۵
چگونه برای كودكانمان برنامه دینی بسازیم؟- قسمت اول

برنامه‌های کودک و ایدئولوژی

زهرا مراديان كرهرودي

چونکه با کودک سر و کارت فتاد/ هم زبان کودکان باید گشاد
که برو کتاب تا مرغت خرم/ یا مویز و جوز و فستق آورم
زبان تمثيل، زبان قرآن
قران كريم در موارد بسياري براي تقريب به ذهن مسايلي كه طرح مي فرمايد از "تمثيل” استفاده مي‌كند. «یا ایها الناس ضرب مثل فاستمعوا له ان الذین تدعون من دون اللَّه لن یخلقوا ذباباً ...(حج، 73) در تمثیل، این توانایی نهفته است که می‏تواند موضوع اندیشگی دشوار و چند لایه را، نازل و همه فهم کند و مفهوم آن را در دسترس عموم قرار دهد و از اين حيث ادبيات اسلامي ما خصوصاً در قرون ششم و هفتم با اقتدا به قرآن، مفاهيم عظيم عرفاني را با تمثيل به ساده ترين شكل بيان مي كند. به گونه اي كه هنوز هم از ماندگاري بي نظيري برخوردار است. تمثیل، روایتی است که دو معنا دارد؛ معنای لفظی یا ظاهری که همانا خود قصه است و معنای استعاری که همانا کردارها یا اشخاص‏اند یا حتی موضوع‏هایی که معادلی تک به تک با آن روایت لفظی دارند. تمثیل غالبا دلالت‏های اخلاقی، فلسفی و سیاسی مشخص و متمایزی دارد، که در پیکره نمادهایش جای داده شده. در این جا، روایتی که در لایه ظاهری بیان می‏شود، همان معنایی نیست که راوی قصد دارد القاء کند. این معنا در لایه دیگر، ناگفته و پنهان است. پس می‏توان لایه دوم را داستان «حقیقی» نامید و ارزش تمثیل و در واقع بنیاد آن در همین لایه قرار دارد. کشف لایه دوم البته زیرکی و خبرگی می‏خواهد زیرا لایه ظاهری روایت، همان قدر می‏تواند پنهان‏کننده معنا باشد که آشکارکننده آن. در مثل ممکن است کسانی که با صناعت ادبی تمثیل آشنا نیستند از خواندن قصه شغالی که در خم رنگ رفت تا تغییر ماهیت دهد و بعد ادعا کرد «طاووس باغ ذوالجلال است»، فکر کنند شغالی به آن نام و نشان بوده و سخن می‏گفته، در حالی که غرض راوی داستان، به کلی چیز دیگری است و معنایی دیگر در نظر دارد. (تعريف سيد عبدالعلي دستغيب از تمثيل)
ادبيات ما بيش از 800 سال است كه به اين مهم دست يافته كه وقتي مي توان مفاهيم عميق را در "ناخودآگاه” مخاطب نشاند كه از داستاني ساده آغاز نمود و با تكثير و بسط آن توسط هنر، صورتي و دلچسب و شيرين ایجاد نموده و مفهومي عميق را منتقل نمود. مفهومي كه اگر قرار باشد مستقيم و بي‌واسطه و با صورتي عبوس براي مخاطب كه خصوصاً نوجوان و كودك باشد طرح کرد، گريز از مکتبخانه ساده ترين واكنشي است كه "دشت” مي كنيم. به همين دليل در آثار مولانا و عطار و نيز كليله و دمنه از داستان هايي مي شنويم كه "كاراكتر”هاي آن نه انسان‌ها كه "حيواناتند” و اين نكته مهمي است كه هاليوود و شركت هاي انيميشن ساز دنيا به خوبي درك نموده و متاسفانه براي ساليان دراز سيماي جمهوري اسلامي خود را سفره پخش چنين آثاري نمود. بی‌اراده و نیت بد، از سر دیدن همان صورت ظاهری داستان‌ها و انیمیشن‌ها، ناخودآگاه نسل آتی خویش را در اختیار آثار اندیشه‌سازی غربی می‌گذاریم.
چه باید کرد؟
تمركز ويژه بر ادبيات كهن
شنگول و منگول و حبه انگور، سه حيوان پر اشتباه و مايه عبرتي كه مي توانند هنوز هم الگوي بسياري از توليدات ما باشند. اين خوب است كه صدا و سيما داستان هايي درباره دفاع مقدس به قالب انيميشن در آورده و پخش مي كند. اما خوبتر اينجاست كه بتواند در كنار اين توليدات با مصرف داخلي و مخاطب محدود، بدون اشاره به كوچكترين «نماد ايدئولوژيك»، فرهنگ «مقاومت» و «استكبار ستيزي» را در نهاد مخاطب خويش  پايه بنهد. يعني بايد تفكر و دورنماي مديريتي در سيما و خصوصاً انيميشن از محدوده «مديريت چند صباحي و چند ساله» فراتر رود و با حضور مديراني سينه گشاده، افقي جهاني بيابد. بگذاريد مثالي ساده بزنيم: دهكده اي را تصور كنيد كه اهالي اش حيوانات اهلي بوده و شنگول و منگول و حبه انگور اكنون بزرگ شده و معتمدين دهكده‌اند. گرگ‌ها اين دهكده را محاصره نموده و مادر را به اسارت درآورده‌اند. حالا ورود علف دهکده‌های دیگر هم در این تنگنای محاصره بسیار دشوار است. چه باید کنند؟ تسلیم شوند؟ مقاومت کنند؟ همین چند خط ابتدایی می‌تواند ظرفیت دراماتیک بسیار ویژه‌ای را پدید آورد، به گونه‌ای که برای بیش از 90 قسمت انیمیشن یا عروسکی مواد لازم و به روز و متناسب با نهال‌های آینده ایران تامین نمود.
علاوه بر اینها می‌توان انیمیشن‌هایی ساخت که در 10 قسمت ابتدایی یا حتی بیشتر در بیست قسمت آغازین صرفا داستان‌های سرگرم‌کننده بیان کنند و پس از درگیر کردن ناخودآگاه مخاطب نوجوان و کودک خویش با شخصیت‌ها و فضای کاراکترهای خوب و بد، مسئله مقاومت هسته‌ای را بصورت بسیار ظریف و پنهان آموزش داد.
خوب فکر کنیم آیا غرب با انیمیشن‌هایی که‌در صدد  ترویج انحرافات جنسی بر نیامده است؟
خوب بیاندیشیم که با چنین انیمیشن‌هایی که صورت ظاهری آنها خالی از هر ایدئولوژی است و باطن آن به شدت در خدمت اهداف انقلاب اسلامی، چقدر می‌توانیم بازار ذهن نسل آتی جهان را پی سفره اسلام و انقلاب بنشایم؟
*(كارشناس درس دين و زندگي)