مطبوعات و انقلاب؛ یولداش (۳ )
مبارزه با اسلام و روحانیت با زبان کاریکاتور ! (پاورقی)
سعید دادگر
در صفحة داخل جلد همین شماره از مجله که شناسنامة آن نیز همانجا چاپ شده و نام محمد حسینزادهصدیق به این شکل: «خادم تحریریه و دبیر مسئول: حسین دوزگون» در آنجا دیده میشود، شعاری با حروف درشت نقش بسته با مضمون: «مرگ بر استبداد، زنده باد آزادی!» و در بالای همین صفحه در کادری که عکس آیتالله شریعتمداری در آن به چاپ رسیده، در ماجراي فتنه حزب خلق مسلمان عليه امام خميني(ره) مطالبی به زبان ترکی چاپ شده که ترجمة آن به اين شرح است: امام شریعتمداری رو در روی مستبدان! خلق قهرمان تبریز علیه مسلمانان انحصارطلب بپا خاسته و باردیگر تمثیل اعتراض در برابر هرگونه استبداد و اختناق شد. اکنون دیگر خلق آذربایجان سر فرود نمیآورد و هرگونه ملابازی مرتجعان به نام اسلام علیه منافع خلق را محکوم مینماید. در قطعنامة صادره از سوی اهالی تبریز گفته شده: «در جامعة آینده باید همة گروهها و احزاب آزاد باشند و هر کسی عقیدة خود را به شکل آزاد بیان نماید» نابود باد روحانینماهای مرتجع و عقبمانده که علیه خلق آذربایجان عرعر میکنند.۱۹
این دشنامها، ناسزاها، بیاحترامیها و صفات سخیفانهای که علیه این قشر از جامعه ما که سهم به سزایی در پیروزی انقلاب داشتهاند، از سوی صدیق و یارانش در مجله به کار رفته و به قدری روشن و اظهر من الشمس و واقعي است که بینیاز از هر تفسیر، تحلیل و ارزیابی است و هر ابجد خوانی با خواندن آنها پی به اندیشه و فکر نویسندگان و گویندگان آنها خواهد برد.
فراموش نکنیم که دبیر مسئول مجله يولداش، حسین محمدزادةصدیق (حسین دوزگون) که در قبال این نوشتهها مسئولیت داشته به هنگام چاپ آنها 34 ساله بوده و نه نوجواني كم سن و سال که چاپ این نوشتههای شرمآور و گستاخانه را به حساب جوانی و خامی او بگذاریم. جالب اينجاست كه او بابت اين اظهارات سخيف هيچ گاه مواخذه نشد و تا كنون نيز نسبت به آن مواضع اظهار پشيماني ننموده است.
در این زمینه به موارد بسیار دیگری میتوان اشاره نمود، اما از پرداختن بیشتر به آنها خودداری نموده و به چند تصویر که پارهای از آنها کاریکاتور و پارهای دیگر چیزهایی بین کاریکاتور و نقاشی است و در شمارههای گوناگون مجلة یولداش به چاپ رسیده که همة آنها نیز مضامینی ضددینی و ضدروحانی دارند و در مقولة بحث حاضر میگنجند، اشاره میشود.
عکسها و کاریکاتورهای مجلة یولداش
از همان آغاز به کار نشریه، همانگونه که پیشتر اشاره شد مجلة یولداش تمام کوشش خود را صرف مبارزه با دین اسلام و نمایندگان واقعی آن یعنی روحانیون مینمود. در کنار نوشتههایی که به آنها اشاره شد، چاپ عکس و کاریکاتورهایی که مضامین آنها مبارزه با روحانیون و تحقیر و تمسخر نمودن آنان بود به گستردگی در تمامی شمارههای موجود این نشریه دیده میشود که در اینجا به نمونههایی از آنها با عرض پوزش از تمامی روحانیون پاکنیت و شرافتمندی که با تمام نیرو و توان خود در پاسداری از ارزشهای انقلاب اسلامی میکوشند و در دفاع از آب و خاک این سرزمین بسیاری از آنان جان خود را فدا کردهاند اشاره مي شود.
در یکی از شمارههای مجله، کاریکاتوری چاپ شده که در آن چند نظامی که در پايین آنها فردی ملبس به لباس روحانیت نشسته در حال اعدام یک نفر هستند و طناب دار از زیر عبای فرد روحانی درآمده و سر آن به گردن محکوم به اعدام حلقه شده است!!۲۰
در شمارة دیگری از مجلة یولداش در تصویری که در دو صفحه به چاپ رسیده، دستهایی مشت شده که نشان از کینه و نفرت دارند و در میان تعدادی از آنها داس ــ نماد دهقانان ــ چکش ــ نماد کارگران ــ و پرچمی که بر آن تصویر کالاشنیکف (کلاشینکف) که دو ستاره بر اطراف آن دیده میشود مسجدی را نشانه گرفته و مشتهای گره خورده از خشم خود را به آن سو بالا برده و در مقابل این مشتهای گره کرده نیز چندین خانة روستایی تصویر شده که یک نفر روحانی در حال عبور از مقابل آنها است۲۱
در همین شماره در تصویر دیگری دو تن زحمتکش که به جای اسب یا الاغ به یک گاری حامل کیسههای گندم و جو بسته شدهاند دیده میشوند که فردی در قالب فئودال یا یک مالک و سرمایهدار با چوبی در دست مشغول راندن آن دو به جلو است و در سمت چپ تصویر نیز یک تن در کسوت روحانی که دست بر محاسن خود میکشد با خندهای بر لب نظارهگر این صحنه است۲۲که تفسیر آن این است که روحانیون نیز در کنار سرمایهداران و فئودالها مشغول استثمار و غارت زحمتکشان و روستايیان ایران هستند.
در یکی از شمارههای مجلة یولداش، تصویری تمام قد از روحانی زحمتکش و امام جمعة سابق شهر ارومیه ــ حجت الاسلام حسنی ــ به چاپ رسیده که کلاشینکفی را به سویی نشانه گرفته است. در بالای تصویر نوشته شده «قابل توجه برادران نقدهای:» و در زیر عکس هم نوشته شده: «ملاحسنی با چهرة خونین و مصیبت بارش».۲۳ و این به حتم به خاطر نقش ملاحسنی در رویارویی مستقیم با جريان پانكرديسمي بود که از همان آغاز انقلاب نغمة شوم جداییخواهی را سر داده بودند.
۱۹- يولداش، 1358، داخل جلد.
۲۰- يولداش، 1358، سال اول، شماره 6، ص 45.
۲۱- يولداش، 1358، سال اول، شماره 7، ص 24-25.
۲۲- يولداش، 1358، سال اول، شماره 7، ص 35.
۲۳- يولداش، 1358، سال اول، شماره 11، ص 41.
در صفحة داخل جلد همین شماره از مجله که شناسنامة آن نیز همانجا چاپ شده و نام محمد حسینزادهصدیق به این شکل: «خادم تحریریه و دبیر مسئول: حسین دوزگون» در آنجا دیده میشود، شعاری با حروف درشت نقش بسته با مضمون: «مرگ بر استبداد، زنده باد آزادی!» و در بالای همین صفحه در کادری که عکس آیتالله شریعتمداری در آن به چاپ رسیده، در ماجراي فتنه حزب خلق مسلمان عليه امام خميني(ره) مطالبی به زبان ترکی چاپ شده که ترجمة آن به اين شرح است: امام شریعتمداری رو در روی مستبدان! خلق قهرمان تبریز علیه مسلمانان انحصارطلب بپا خاسته و باردیگر تمثیل اعتراض در برابر هرگونه استبداد و اختناق شد. اکنون دیگر خلق آذربایجان سر فرود نمیآورد و هرگونه ملابازی مرتجعان به نام اسلام علیه منافع خلق را محکوم مینماید. در قطعنامة صادره از سوی اهالی تبریز گفته شده: «در جامعة آینده باید همة گروهها و احزاب آزاد باشند و هر کسی عقیدة خود را به شکل آزاد بیان نماید» نابود باد روحانینماهای مرتجع و عقبمانده که علیه خلق آذربایجان عرعر میکنند.۱۹
این دشنامها، ناسزاها، بیاحترامیها و صفات سخیفانهای که علیه این قشر از جامعه ما که سهم به سزایی در پیروزی انقلاب داشتهاند، از سوی صدیق و یارانش در مجله به کار رفته و به قدری روشن و اظهر من الشمس و واقعي است که بینیاز از هر تفسیر، تحلیل و ارزیابی است و هر ابجد خوانی با خواندن آنها پی به اندیشه و فکر نویسندگان و گویندگان آنها خواهد برد.
فراموش نکنیم که دبیر مسئول مجله يولداش، حسین محمدزادةصدیق (حسین دوزگون) که در قبال این نوشتهها مسئولیت داشته به هنگام چاپ آنها 34 ساله بوده و نه نوجواني كم سن و سال که چاپ این نوشتههای شرمآور و گستاخانه را به حساب جوانی و خامی او بگذاریم. جالب اينجاست كه او بابت اين اظهارات سخيف هيچ گاه مواخذه نشد و تا كنون نيز نسبت به آن مواضع اظهار پشيماني ننموده است.
در این زمینه به موارد بسیار دیگری میتوان اشاره نمود، اما از پرداختن بیشتر به آنها خودداری نموده و به چند تصویر که پارهای از آنها کاریکاتور و پارهای دیگر چیزهایی بین کاریکاتور و نقاشی است و در شمارههای گوناگون مجلة یولداش به چاپ رسیده که همة آنها نیز مضامینی ضددینی و ضدروحانی دارند و در مقولة بحث حاضر میگنجند، اشاره میشود.
عکسها و کاریکاتورهای مجلة یولداش
از همان آغاز به کار نشریه، همانگونه که پیشتر اشاره شد مجلة یولداش تمام کوشش خود را صرف مبارزه با دین اسلام و نمایندگان واقعی آن یعنی روحانیون مینمود. در کنار نوشتههایی که به آنها اشاره شد، چاپ عکس و کاریکاتورهایی که مضامین آنها مبارزه با روحانیون و تحقیر و تمسخر نمودن آنان بود به گستردگی در تمامی شمارههای موجود این نشریه دیده میشود که در اینجا به نمونههایی از آنها با عرض پوزش از تمامی روحانیون پاکنیت و شرافتمندی که با تمام نیرو و توان خود در پاسداری از ارزشهای انقلاب اسلامی میکوشند و در دفاع از آب و خاک این سرزمین بسیاری از آنان جان خود را فدا کردهاند اشاره مي شود.
در یکی از شمارههای مجله، کاریکاتوری چاپ شده که در آن چند نظامی که در پايین آنها فردی ملبس به لباس روحانیت نشسته در حال اعدام یک نفر هستند و طناب دار از زیر عبای فرد روحانی درآمده و سر آن به گردن محکوم به اعدام حلقه شده است!!۲۰
در شمارة دیگری از مجلة یولداش در تصویری که در دو صفحه به چاپ رسیده، دستهایی مشت شده که نشان از کینه و نفرت دارند و در میان تعدادی از آنها داس ــ نماد دهقانان ــ چکش ــ نماد کارگران ــ و پرچمی که بر آن تصویر کالاشنیکف (کلاشینکف) که دو ستاره بر اطراف آن دیده میشود مسجدی را نشانه گرفته و مشتهای گره خورده از خشم خود را به آن سو بالا برده و در مقابل این مشتهای گره کرده نیز چندین خانة روستایی تصویر شده که یک نفر روحانی در حال عبور از مقابل آنها است۲۱
در همین شماره در تصویر دیگری دو تن زحمتکش که به جای اسب یا الاغ به یک گاری حامل کیسههای گندم و جو بسته شدهاند دیده میشوند که فردی در قالب فئودال یا یک مالک و سرمایهدار با چوبی در دست مشغول راندن آن دو به جلو است و در سمت چپ تصویر نیز یک تن در کسوت روحانی که دست بر محاسن خود میکشد با خندهای بر لب نظارهگر این صحنه است۲۲که تفسیر آن این است که روحانیون نیز در کنار سرمایهداران و فئودالها مشغول استثمار و غارت زحمتکشان و روستايیان ایران هستند.
در یکی از شمارههای مجلة یولداش، تصویری تمام قد از روحانی زحمتکش و امام جمعة سابق شهر ارومیه ــ حجت الاسلام حسنی ــ به چاپ رسیده که کلاشینکفی را به سویی نشانه گرفته است. در بالای تصویر نوشته شده «قابل توجه برادران نقدهای:» و در زیر عکس هم نوشته شده: «ملاحسنی با چهرة خونین و مصیبت بارش».۲۳ و این به حتم به خاطر نقش ملاحسنی در رویارویی مستقیم با جريان پانكرديسمي بود که از همان آغاز انقلاب نغمة شوم جداییخواهی را سر داده بودند.
۱۹- يولداش، 1358، داخل جلد.
۲۰- يولداش، 1358، سال اول، شماره 6، ص 45.
۲۱- يولداش، 1358، سال اول، شماره 7، ص 24-25.
۲۲- يولداش، 1358، سال اول، شماره 7، ص 35.
۲۳- يولداش، 1358، سال اول، شماره 11، ص 41.