کد خبر: ۳۹۱۳
تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۳
تاثیر«زندگی دوم» یا همان«زندگی دیجیتالی» بر بشر (بخش دوم)

زندگی در عالم اشباح

محمد امین نوروزی
زندگی تکنولوژیک چیست؟ زندگی که انسان روزمرگی خود را در تلویزیون، ماهواره، سینما،کامپیوتر، اینترنت، بازی‌های رایانه‌ای، ماشین و ...  سپری می‌کند. زندگی که سایه‌های شبح وارانه را که بسیار شبیه به حقیقت است را بر مغز و قلب انسان شکل می‌دهد. تامل در تمثیل مُثُل افلاطونی برای تبیین مفهوم شبح لازم است. ابتدا یک غار را در نظر بگیرید، که در آن تعدادی انسان در حالی که به دیوار غل و زنجیر شده‌اند، به طوری که همیشه رویشان به سمت دیوار روبه‌رو بوده است و هیچ گاه پشت سر خود را ندیده ­اند. در پشت این افراد آتشی روشن است و در جلوی این آتش نیز مجسمه‌هایی قرار دارند و هنگامی که حرکت می‌کنند سایه آن‌‌ها بر دیوار روبه‌رو می‌افتد. افراد داخل غار همیشه سایه­‌ها و مثال­های شبیه به اصل را روی دیوار می ­دیدند، اما هیچ گاه اصل مجسمه­‌ها را ندیده‌­اند. 
در این میان، ناگهان زنجیر از پای یکی از این زندانیان که به سوی دیوار غار نشسته‌است باز می‌شود. آن شخص به عقب برمی گردد و پشت خود را می‌بیند و تازه متوجه می­ شود آن چیزی را که قبلا اصل و حقیقی می‌انگاشته، دروغی بیش نبوده است. سپس از دهانه غار به بیرون می‌رود. حقیقت چیزی جز آن است که در داخل غار قرار داشت. داخل غار کجا و خارج آن کجا! شخصی که به عالم خارج از غار رفته و از آن آگاهی کسب کرده است تصمیم می‌گیرد که به غار برگردد و دیگران را نیز از این حقیقت آگاه کند. و هنگامی که به سوی آنان می‌رود تا آن‌‌ها را نسبت به جهانِ خارج آگاه کند و بگوید که حقیقت چیزی جز این است که شما به آن دل بسته‌اید، با برخورد سرد زندانیان مواجه می‌شود، وآنان حرف وی را دروغ می‌پندارند.
حال انسان دیجیتالی شده حکایت همان انسان در غار مُثُل افلاطون را دارد، که تصورات خیالی نادرستی را نسبت سایه‌های روی دیوار دارد، حال آنکه عالم مُثُل یا عالم کلی حقایق جایگاه دیگری دارد و انسان‌های اسیر در غار صرفا با ظاهر‌ها و مجازهایی سر و کار دارند که باطن اصلی آن‌‌ها ریشه در عالم دیگری دارد.حال در دهکده غار مانند جهانی شده امروز، سایه‌های روی دیوار غار را تلویزیون ‌ها و فضاهای تکنولوژیک شکل می‌دهند. تصویر ذهنی انسان‌‌ها نسبت به پیرامون، مطابق با آن اقتضائاتی است که وسایل تکنولوژیکال به همراه خود دارند(در ادامه در خصوص این اقتضائات صحبت خواهیم کرد).  البته نگارنده به جای کلمه «سایه» از لفظ «شبح» استفاده کردم چرا که لفظ «شبح»، شباهت و واقع نمایی دروغین بیشتری را نسبت به حقیقت ایجاد می‌کند و فریبندگی بیشتری را در دل خود دارد و جادوی مسخ کننده تکنولوژی را بهتر می‌نمایاند تا کلمه «سایه».
تامل در زندگی دوم بهترین مثال برای نشان دادن خنثی نبودن و جهت دار بودن تکنولوژی است و نگاه صرفا ابزار محور را هدف خدشه قرار می‌دهد. دیگر جزو بدیهیات است که زندگی دوم اقتضائات مخصوص به خود را دارد که کاملا با زندگی اول انسان متفاوت است. تکنولوژی را اگر با شرایط ابزارگرایانه مدنظر قرار دهیم، هیچ گاه نباید مستقلا و  بدون اختیار انسان شرایط جدیدی را شکل دهد، پس چرا سبک زندگی کاملا متفاوتی را برای خود تعریف کرد؟ و غایات و شیوه‌های کاملا متفاوتی و غیر حقیقی را بر زندگی انسان‌‌ها تحمیل کرد؟(در یادداشت گذشته پیرامون این سوالات صحبت شد) و دائم ساختارهای جدیدی که فرآیند مجازی شدن (virtualization) یا دیجیتالی شدن (digitalizing) را  تشکیل می‌دهد رو به گسترش است؟ 
جواب این سوالات یک کلام است؛ تکنولوژی تقدیر،سرنوشت و اقتضائات مخصوص به خودش را دارد و باید با آن همراه شد، تکنولوژی با انسان هماهنگ نمی‌شود، انسان است که باید با تکنولوژی خود را هماهنگ کند. سرنوشت تکنولوژیکال بدون اینکه اجازه‌ای از انسان‌‌ها بگیرد، زندگی دوم را خلق می‌کند، چرا که دیرسالی است تکنولوژی را به عنوان وسیله‌ای ابزاری و تحت اختیار فرض کرده‌ایم. زندگی مجازی، زندگی حقیقی نیست و هرکدام اقتضائات مربوط به دنیای خودشان را دارد. تکنولوژی از همان اول هم قصد بر تخریب زندگی حقیقی انسان‌‌ها داشت. مجاز با حقیقت سر ناسازگاری دارد، بنابراین دنیای تکنولوژیک با دنیای حقیقی سر ستیز دارد و برای این تخریب منتظر اجازه‌ای از طرف انسان‌‌ها نخواهد بود. 
زندگی تکنولوژیک یا زندگی دوم یا زندگی مجازی، یعنی زندگی در صفر و یک. زبان و دنیای صفر و یک اقتضائات کمی گرایانه مخصوص به خود را دارد که با زندگی کیفی گرایانه حقیقی کاملا متفاوت است. زبان مکانیکی و ماشینی همه چیز پیرامون را تبدیل در تسلسل بین صفر و یک قرار می‌دهد. صدا، تصویر، محبت، علم، ثروت، تلاش و ... هر چیز که فکرش را بکنیم تبدیل به صفر و یک می‌شود. فکر نکنید زندگی مجازی محدود در سازمان‌های مجازی، بانک داری الکترونیک، شهر الکترونیک، فروشگاه الکترونیک، تفریح گاه‌های الکترونیک، شبکه‌های اجتماعی و ... می‌شود. ما تازه در شروع جاده زندگی دوم هستیم.
 زندگی دوم همه چیز را از ما خواهد گرفت و آن‌‌ها را تبدیل به صفر و یک خواهد کرد. زندگی مجازی اوج سیطره و استیلای تکنولوژی در زندگی انسان است، در زندگی دوم انسان تحت شریعت زندگی تکنولوژیک زندگی می‌کند،بندگان به جای زندگی تحت ولایت الهییه، تحت ولایت تکنیک زندگی می‌کنند. این خود نوعی پرستش و عبادت تکنولوژی‌های جدید است. زندگی مجازی در تسلسل و دور باطل بین هیچ و پوچ می‌باشد. وقتی که تفکر حسابگرانه بر همه چیز حاکمیت پیدا کرد و همه چیز و همه کس  را با زبان ماشین(صفر و یک) یعنی زبان ریاضیات تبدیل کردیم، نمی‌توان از خصلت ماشینی شدن سر باز زد.  انسان نیز ماشین می‌شود، کما اینکه برخی از انسان‌های اطراف ما ماشین وارانه زندگی می‌کنند.
هر کار ماشینی یا عملکرد مجازی با هر کار یا اتفاق مشابه انسانی حقیقی‌اش متفاوت است. چت صوتی و تصویری از طریق اینترنت با چت صوتی و تصویری از طریق دنیای واقعی دو روش و اقتضائات متفاوت را دارند و هیچگاه عین و برابر همدیگر نخواهند شد. اگر فریب جادوی شباهت تکنولوژی را نخوریم بهتر می‌توان ماهیت متفاوت بودن دو نوع ارتباط را دریافت.ارتباط با وسایل تکنولوژیک مصنوعی و غیر واقعی است. در ارتباط‌های مجازی هیچ گاه نیاز حقیقی ارتباطی انسان بر طرف نخواهد شد به گونه ­ای که  با فرد دیگر که به صورت چهره به چهره برقرار می‌کند. اما این ارتباطات مجازی جای خود را به ارتباطات حقیقی و انسانی داده‌اند و دائما رو به پیشرفت و دائم التزاید شدن می‌باشد. 
یکی دیگر از تحمیل ­های ماهوی تکنولوژی جدید این است که حوصله بسیاری از وسایل تکنولوژیک را داریم که ساعت‌‌ها با آن وقت بگذاریم، ولی ارتباط گیری با آدم‌های حقیقی را نداریم. این بدان دلیل است که تکنولوژی خوی و روان انسان را متناسب با خود شکل داده است. از عالم و آدم خبر داریم، اما انسان‌‌ها در یک میان‌مایگی و  یک تحمیق رسانه‌ای گیر کرده‌اند که همه چیز را زود فراموش می‌کنند. الا اینکه در این دنیا با سرخوشی و سرمستی و رفاه زندگی کنند. زندگی تکنولوژیک بسیاری از ارزش‌ها غیر ضروری و غیر حقیقی را به انسان حقنه می‌کند که تنها در زندگی مجازی می‌توان بدان ‌ها رسید و در این میان فطرت و نیازهای اصیل انسانی فراموش می‌شود. زندگی مجازی مخدری است، که ما را از آشفتگی‌های زندگی اصیل دور می‌کند. لذا زندگی مجازی اعتیاد آور است. همواره اعتیاد خسارت‌هایی را به همراه دارد .حاصل اعتیاد زندگی مجازی، نابود کردن زندگی حقیقی انسان‌هاست. تکنولوژی آمد تا راحت جانمان باشد، اما همین گونه پیش برود بلای جانمان خواهد شد.
ادامه دارد...