روایتی مستند از دخالتها و جنایات آمریکا در ایران 1392-1332 - ردپای 60 سال خیانت و جنایت
آمریکا چگونه صدام را به جنگ با ایران تشویق کرد؟ (پاورقی)
تالیف: کامران غضنفری
حردان تکریتی ـ از دوستان نزدیک حسن البکر ـ نیز در بخشی از خاطرات خود صریحاً یادآور میشود که:
« پس از گذشت یک ماه از کودتا، در تاریخ نهم شهریور 1347، پیمانی میان ما و اسرائیل به امضاء رسید مبنی بر اینکه اسرائیل از هر گونه حملهای به ارتش ما و خاک عراق خودداری ورزد، در عوض ما هم از شرکت در عملیات نظامی بر ضد اسرائیل، به کلی خودداری کنیم. حتی در برابر هجوم اسرائیل به اردن نیز به مقابله برنخیزیم و نیز به یهودیهای عراق اجازه دهیم که از راه قبرس به اسرائیل مهاجرت کنند. این قرارداد را میشل عفلق از طرف عراق و سرهنگ لورد سیف از طرف اسرائیل، امضاء کردند. »1
اما صدام چگونه توانست حسن البکر را کنار زده، خود به قدرت برسد ؟ زمینهسازی این کار چه طور فراهم شد ؟ تیمسار فردوست در مورد زمینهسازی آمریکاییها برای به قدرت رساندن صدام حسین میگوید:
« چرا آمریکا تا سال 1975، محمد رضا پهلوی را به حمایت از اکراد عراق تشویق کرد و دولت مرکزی بغداد را تضعیف نمود و در این سال خواستار پایان شورش بارزانیها و تثبیت دولت بغداد شد ؟ این مسئله فقط به خاطر صدام بود و اکنون که مهره مورد نظر آمریکا یعنی صدام، در جای مناسب قرار داشت، لازم بود که وی به عنوان ناجی ارتش عراق از جنگ فرسایشی با اکراد، وارد میدان شود. 2
چرا و به توصیه چه کسی محمد رضا پذیرفت که به جای حسن البکر رئیس جمهور، با صدام قرارداد مهم 1975 را امضاء کند ؟ پاسخ آن مشخص است: تا زمانی که هنوز صدام ـ مهره مورد نظر آمریکا ـ قدرت کافی نداشت، محمدرضا پهلوی عملیات اکراد عراقی علیه دولت بغداد را تقویت میکرد. فعالیت اکراد بارزانی، یک خطر جدی بالفعل برای دولت مرکزی عراق به شمار میرفت و بیش از ده سال، حداقل یک سوم ارتش عراق را به خود مشغول نمود. در این میان ارتش عراق تلفات انسانی و تسلیحاتی زیادی داد. ولی در سال 1975 آمریکا تصمیم گرفت که به فعالیت شورشیان کرد عراق پایان دهد و لذا با وساطت هواری بومدین رئیس جمهور الجزایر، قرارداد 1975 الجزایر بین محمدرضا و صدام منعقد شد. قرارداد 1975 موجب شد که 90 هزار کرد بارزانی به ایران پناهنده شوند و پس از سالها، جنگ دولت عراق با کردها پایان یابد و ارتش عراق را از صدام ممنون کند. بنابر این، صدام در نقش ناجی ارتش عراق ظاهر شد. 3
از سال 1975 که خیال صدام از مسئله اکراد راحت شد و موقعیت وی در میان ارتش تقویت گردید، حزب کمونیست عراق را نیز به شدت قلع و قمع کرد. 4
البته یک سال قبل از انعقاد قرارداد 1975، حزب بعث یک دیپلماسی پنهان را برای گسترش ارتباطات خود با کشورهای غربی، آغاز کرده بود. در یک گزارش سرّی وزارت امور خارجه آمریکا مربوط به اکتبر 1974 (مهر 1353) چنین آمده است:
« گزارشهایی مبنی بر اینکه عراق تمایل به مستحکم کردن روابط خود با کشورهای غربی دارد، به دست ما رسیده است. » 5
نقش آمریکایی صدام در مسئله اتحاد سوریه و عراق نیز ظاهر شد. حسن البکر موافق اتحاد دو کشور بود و لذا در سال 1358 حافظ اسد به بغداد رفت. روشن است که اتحاد سوریه و عراق به سود شوروی تمام میشد و آمریکا و انگلیس مخالف آن بودند. در نتیجه صدام به دستور آمریکا، ظرف 24 ساعت این طرح را به هم زد و حافظ اسد را محترمانه به فرودگاه برد و به خانه اش فرستاد. او سپس حسنالبکر را تحت عنوان ضعف مزاج در خانه بستری کرد و شبانه 21 نفر از مقامات عالی عراق از جمله جناح بعثی هوادار سوریه را تیرباران نمود و خود را رئیس جمهور عراق اعلام کرد. به این ترتیب، جناح آمریکایی حزب بعث عراق به رهبری صدام، قدرت کامل را در عراق به دست گرفت .6
تشویق عراق توسط آمریکا برای حمله به ایران
انقلاب اسلامی ایران از بدو پیدایش، دنیای غرب و همچنین ابرقدرت شرق آن زمان را به مبارزه طلبید. به لحاظ نظری، انقلاب اسلامی، اساس نظم بینالمللی را که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته بود، زیر سؤال برد. نظمی که به دلیل وجود سلطه دو ابرقدرت جهانی در روابط بین المللی، پذیرفته شده بود. انقلاب اسلامی ایران، آشکارا مخالفت خود را با سلطه دو ابرقدرت به ویژه آمریکا اعلام کرد. به علاوه، این تصور که انقلاب اسلامی با گسترش روزافزون خود، منافع نامشروع غرب را در سراسر جهان و به ویژه خاورمیانه به خطر میاندازد، آرامش را از آمریکا و متحدانش سلب کرده بود.
از نظر سیاستمداران و کارشناسان نظامی آمریکایی، انقلاب ایران مهمترین عامل بیثباتی و کانون خطر برای منافع نامشروع غرب در منطقه به شمار میرفت که رنسانس اسلامی را برای مسلمانان در پی داشت. رنسانسی که میتوانست از اندونزی تا مراکش را دربر گیرد و منافع استعماری آمریکا را به شدت تهدید کند .7
در چنین شرایطی، دولت ایالات متحده آمریکا، ارتباطات خود با حکومت عراق را بیشتر کرد. این در جایی بود که در تاریخ 23 بهمن 57 یعنی یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، صدام بهطور جدی خواهان عادیسازی روابط عراق با آمریکا شده بود.
منابع در دفتر روزنامه موجود است