کد خبر: ۳۴۱۷۰۴
تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۷
گزارش خواندنی فایننشال‌تایمز و نیوزویک

ایران با قدرت خود آمریکا را در تنگه هرمز غرق کرد

سرویس خارجی-
روزنامه انگلیسی ضمن انتقاد شدید از جنگ‌افروزی ترامپ علیه ایران نوشت که، جنگ ترامپ علیه ایران نه تنها به تضعیف جمهوری اسلامی منجر نشد بلکه این کشور را به قدرت مسلط منطقه تبدیل کرد. همزمان «نیوزویک» نوشت این جنگ آمریکا را در تنگة هرمز غرق کرد.
شاید باورکردنی نباشد ولی این روزها همه در جهان از تغییر رژیم در آمریکا صحبت می‌کنند. 9 ماه پیش ترامپ با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی جنگی را علیه ایران شروع کرد که نه تنها در دستیابی به این هدف شکست خورد بلکه ایران با بستن تنگه هرمز و نابودی پایگاه‌های آمریکا در منطقه چنان سیلی به گوش دولت این کشور نواخت که صدای آن را سه‌شنبه هفته گذشته با اعلام نتایج انتخابات آمریکا، همه شنیدند. پس لرزه‌های این شکست همچنان در آمریکا ادامه دارد: استعفای گسترده مقامات‌، تشنج در کاخ سفید، شکاف بین حزب جمهوری‌خواهان و دولت ترامپ، سقوط سنگین بورس، احتمال برکناری مقامات ارشد نظامی و امنیتی و استیضاح پیت هگست وزیر جنگ و... تنها بخش از تبعات این سیلی است.
 ایران قدرت مسلط منطقه
تحلیلگر ارشد فایننشال‌تایمز هم معتقد است جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران برخلاف هدف اولیه خود می‌تواند، به تقویت موقعیت منطقه‌ای تهران و تبدیل آن به قدرت مسلط خلیج‌فارس منجر می‌شود؛ تحولی که می‌تواند کشورهای عربی منطقه را به تفاهم با ایران وادار کند. «گیدئون راخمن» تحلیلگر ارشد این روزنامه معتقد است شکست تاریخی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای حتی می‌تواند آمریکا را به سمت کاهش عمیق‌تر نقش جهانی خود سوق دهد؛ تحولی که پیامد آن صرفاً محدود شدن توانایی «دونالد ترامپ» برای ادامه جنگ با ایران نخواهد بود. به نوشته فایننشال‌تایمز گسترش مخالفت افکار عمومی با جنگ و هزینه‌های اقتصادی ناشی از آن، روند گسترده‌تری را در آمریکا تقویت می‌کند که هدفش عقب‌نشینی از تعهدات امنیتی در خارج از این کشور است. چنین تغییری می‌تواند موازنه قدرت در غرب آسیا را از نو شکل دهد، نگرانی متحدان اروپایی و آسیایی آمریکا را برانگیزد و فرصت‌های راهبردی تازه‌ای را در اختیار چین و روسیه قرار دهد. 
در مورد ایران، ستون‌نویس فایننشال‌تایمز پیش‌بینی می‌کند شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان احتمال ازسرگیری یک جنگ گسترده را کاهش دهد، هرچند آمادگی‌های نظامی و فشارهای رژیم اسرائیل همچنان ادامه دارد. او معتقد است مخالفت علنی ونس باعث می‌شود هر تصمیم جدید برای تشدید تنش، خطر ایجاد شکاف در داخل رهبری آمریکا را به همراه داشته باشد. از سوی دیگر، حساسیت ترامپ نسبت به بازارهای مالی نیز هزینه ماجراجویی نظامی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل، نگارنده این احتمال را مطرح می‌کند که واشنگتن به‌جای ادامه جنگی که جایگاه دولت ترامپ را در داخل تضعیف کرده، به سمت کاهش خسارات و مذاکره برای دستیابی به بهترین توافق ممکن، با هدف حفظ آبرو، حرکت کند.
به گزارش فارس تحلیلگر فایننشال تایمز در ادامه نوشته است که ایران احتمالا از جنگی که با هدف سرنگونی نظام سیاسی این کشور آغاز شده بود، در جایگاه قدرت مسلط بالفعل در خلیج‌فارس خارج می‌شود. طبق این یادداشت، ایران در این جنگ توانایی خود را برای مقاومت در برابر حملات آمریکا و رژیم اسرائیل، تهدید جریان انتقال انرژی از طریق تنگه هرمز و هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی و زیرساخت‌های کشورهای منطقه نشان داده است. در چنین سناریویی، ممکن است کشورهای حاشیه خلیج‌فارس ناچار شوند با تهران بر اساس شرایطی که بیش از گذشته با منافع ایران سازگار است، به تفاهم 
برسند.
 غرق شدن آمریکا در هرمز
مجله نیوزویک هم به بهانه شکست حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان دوره‌ای کنگره با انتقاد شدید از جنگ ترامپ علیه ایران نوشته است که جنگ افروزی ترامپ باعث تضعیف اقتصاد و افزایش تورم در آمریکا شد و متحدان آن را ناامید کرده و شکست سختی به جمهوری‌خواهان در انتخابات میان دوره‌ای وارد کرد. به گزارش مهر، «نیوزویک» در این مقاله نوشته: «رئیس‌جمهور آمریکا با ورود جنگ علیه ایران به نهمین ماه خود، همچنان همان عبارت همیشگی را درباره کنترل کامل نیروهای آمریکایی بر تنگه هرمز تکرار می‌کند؛ این در حالی است که تهران تأکید دارد بازگشایی این گذرگاه آبی به روی کشتیرانی، تنها پس از پذیرش شروط ایران از آمریکا امکان‌پذیر خواهد بود. با وجود آنکه فرماندهی مرکزی آمریکا، موسوم به «سنتکام»، از کنترل خود بر روند عبور نفتکش‌ها در خلیج‌فارس و اعمال محاصره علیه بنادر ایران خبر داده است، شمار اندک کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند، نشان می‌دهد واقعیت کاملاً متفاوت است.»
«نیوزویک»، در تحلیل خود به قلم «دیوید اِوِر» می‌افزاید: درسی که حدود هفتاد سال پیش و در جریان بحران کانال سوئز مطرح شد، بار دیگر در جنگ آمریکا علیه ایران‌گریبان واشنگتن را گرفته است؛ درسی که نشان می‌دهد قدرت نظامی لزوماً به معنای تسلیم کردن دشمنان نیست و نمی‌تواند اقتصادها را از هزینه‌های جنگ مصون نگه دارد. این مجله با اشاره به اینکه ترامپ با پیامدهای جنگ علیه ایران، بسته شدن تنگه هرمز، فرسایش ائتلاف‌ها و خشم رأی‌دهندگان از افزایش قیمت‌ها روبه‌روست، می‌افزاید که تهران در این جنگ مقاومت کرده و توانایی خود برای مختل کردن تردد در تنگه هرمز را حفظ کرده است؛ تنگه‌ای که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کرد. بر اساس این گزارش اختلال در کشتیرانی طی حدود هشت ماه، موجب افزایش قیمت انرژی و تشدید تورم شده است. این وضعیت همزمان با افزایش تعرفه‌های گمرکی رخ داده و خانواده‌های آمریکایی را از طریق افزایش قیمت‌ها و سنگین‌تر شدن هزینه‌های زندگی، متحمل هزینه‌های جنگ کرده است.
 افول قدرت آمریکا
روزنامه انگلیسی ایندیپندنت هم در مقاله‌ای با اشاره به شکست ترامپ در انتخابات میان دوره‌ای نوشته است که پس از آنکه حزب دونالد ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره شکست سنگینی متحمل شد، رئیس‌جمهور آمریکا اکنون با دور دوم ریاست‌جمهوری‌ای تضعیف‌ شده‌ای روبه‌رو است. همزمان، متحدان بین‌المللی واشنگتن نیز در انتظارند تا ببینند آیا آمریکا از رویکرد مداخله‌جویانه خود در جهان عقب‌نشینی خواهد کرد یا نه؟
این روزنامه می‌نویسد که شکست سنگین جمهوری‌خواهان، که بزرگ‌ترین شکست حزب حاکم از سال ۱۹۷۴ توصیف شده است، صرفاً یک همه‌پرسی درباره وضعیت اقتصادی و هزینه‌های زندگی نبود، بلکه مخالفتی آشکار با جنگ علیه ایران نیز به شمار می‌رفت؛ جنگی که موجب افزایش قیمت سوخت و تحمیل فشار اقتصادی بیشتر بر خانواده‌های آمریکایی شد. این روزنامه نوشت که بر اساس نظرسنجی‌ها ۶۳ درصد از مردم آمریکا، تصمیم برای آغاز جنگ را «اشتباه» دانسته‌اند و ۷۴ درصد نیز گفته‌اند که این درگیری عاملی «تعیین‌کننده» در رأی آن‌ها بوده است. ایندیپندنت می‌افزاید: که دموکرات‌ها با وجود تسلط بر هر دو مجلس کنگره، آرای کافی برای بی‌اثر کردن وتوی رئیس‌جمهور را در اختیار ندارند. این مسئله به آن معناست که توانایی آن‌ها برای وادار کردن ترامپ به پایان دادن به جنگ یا تغییر مسیر سیاست خارجی آمریکا محدود خواهد بود. روزنامه «ایندیپندنت» در جمع‌بندی خود می‌نویسد شکست ترامپ لزوماً به معنای «عقب‌نشینی فوری آمریکا» نیست، اما بدون تردید نشان می‌دهد که جهان در دو سال آینده با رئیس‌جمهوری روبه‌رو خواهد بود که قدرت مانور کمتری دارد و بیشتر درگیر نبردهای سیاسی داخلی است و توانایی کمتری برای تحمیل دستور کار خود در عرصه بین‌المللی خواهد داشت.

captcha