ایرانیها در برابر خصومتهای دشمنان توقفناپذیرند
مهدی برازنده
کارنامه بیش از هفت دهه دشمنی آمریکا با ملت ایران، از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا تحریم و جنگ مستقیم نظامی، نشان میدهد تقابل واشنگتن و تهران فراتر از اختلافات سیاسی و بهانههای مقطعی، ریشهای عمیق و راهبردی دارد. جمهوری اسلامی ایران امروز در وضعیتی قرار گرفته است که بهزعم کارشناسان بینالمللی بهعنوان چهارمین قدرت دنیا شناخته میشود و این قدرت را به پشتوانه ایستادگی مردم، باور و ایمان به حقیقت انقلاب اسلامی و روحیه استکبارستیزیاش به دست آورده است.
ایران که در طول تاریخ نیز دارای ویژگی تمدنسازی بوده، امروز به برکت انقلاب اسلامی و با مقاومت مسلم خود در برابر رژیمهای غاصب و مستکبر آمریکا و رژیم صهیونی بار دیگر ویژگی سلحشوری و شجاعت خود را به رخ جهانیان کشیده است. مقامات آمریکایی امروز صراحتاً اعلام میکنند که نبرد غرب و ایران یک نبرد تمدنی و تاریخی است؛ بنابراین جنگهایی که در سالهای اخیر علیه کشورمان تحمیل شده است، یک جنگ وجودی و در ادامه همان نبرد دیرینه ایران و غرب است. هدف دشمن آمریکایی صهیونی بلعیدن ایران است. این نکتهای است که رهبر شهید انقلاب چند روز پیش از شهادتشان عنوان کردند؛ نکتهای که امروز با شهادت ایشان، فرماندهان نظامی، کودکان مدرسهای، مردم غیرنظامی و هدفگرفتن زیرساختهای کشور در جنگهای اخیر اثبات شد. دشمن همچنین با تقویت گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب در اطراف کشورمان، سعی در بلعیدن ایران دارد و ازسویدیگر با هزینههای هنگفت رسانهای، تخریب اذهان مردم ایران را نیز مکمل کار خودکرده است و البته تا به امروز به هیچ یک از اهداف خود دست نیافته است و با درایت رهبر انقلاب و مسئولان دلسوز ایران اسلامی به هیچکدام نیز دست نخواهد یافت.
ریشههای تاریخی دشمنی آمریکا و ایران
همانطور که در ابتدای این گزارش بیان شد، اختلاف بین ایران و آمریکا یک ریشه تاریخی و تمدنی دارد که خود دشمن نیز امروز آن را از تریبونهای رسمی مثل آنچه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا چندی قبل در آتن بیان کرد، اعلام میکنند. در این باره، عباس سلیمینمین، فعال سیاسی و پژوهشگر تاریخ میگوید: «آنچه در ارتباط با نابودی تمدن ایران مطرح شد، موجب شد مردم بهخوبی دریابند که این موضوع ریشه در دشمنی دیرینه دارد. دشمنی آنها با ایران ارتباطی با انقلاب اسلامی ندارد؛ یا به تعبیر رساتر، این دشمنی با انقلاب اسلامی آغاز نشده است. ممکن است انقلاب اسلامی عداوتهای آمریکا را آشکارتر کرده باشد، اما دشمنی آمریکا با ملت ایران به گذشته تاریخ معاصر و حتی تاریخ باستان بازمیگردد.» وی ادامه میدهد: «برای مثال، موضوع ملیشدن صنعت نفت را در نظر بگیرید؛ آمریکاییها در جریان کودتا علیه مطالبه ملت ایران در زمینه ملیشدن صنعت نفت، دشمنی آشکاری را علیه ملت ایران دنبال کردند. این مسئله همچنین به تاریخ باستان ایران بازمیگردد؛ قدرت تمدنسازی ایران به هفت هزار سال قبل بازمیگردد؛ یعنی از زمانی که این سرزمین دارای یک نظام منسجم و نظام سیاسی منسجم و همچنین قدرت ایجاد تمدن بوده است. این توانایی تمدنسازی را میتوان در مقاطع مختلف تاریخی رصد کرد و آثار و ابنیهای که از آن دوران بهجا ماندهاند، بهخوبی گواه تمدن ایران هستند.» سلیمینمین به یک تحریف تاریخی اشاره کرده و میافزاید: «متأسفانه در دوران پهلوی، تاریختمدن ایران را به ۲۵۰۰ سال محدود کردند تا از تاریخ ایران در راستای منافع اشرافیت یهود بهرهبرداری کنند. این اقدام نهتنها نشاندهنده علاقه و تعلقخاطر به تاریختمدن ایران نبود، بلکه نوعی بهخدمتگرفتن تاریخ ایران در راستای اهداف صهیونیستها به شمار میرفت. این موضوع خود بحث مستقلی است.»
ترس غرب از احیای قدرت تمدنسازی ایران
سلیمینمین پژوهشگر تاریخ دلیل ترس دشمن آمریکایی از ایران را اینگونه عنوان میکند: «ایران به دلیل برخورداری از قابلیت تمدنسازی در طول تاریخ، همواره این امکان را دارد که این تاریخ را مجدداً احیا کند. غرب سرمایهداری از این مسئله خائف بوده و خائف است. درست است که ایران از چنین قدرتی برخوردار است، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بهویژه زمانی که ملت ایران توانستند از حلقههای اسارت آمریکا رها شوند، این نگرانی در غرب افزایش یافت.» وی ادامه میدهد: «از همین رو، پیش از آنکه ملت ایران اساساً سیاست عملی مشخصی را دنبال کنند، یعنی زمانی که هنوز در بهمن ۱۳۵۷ مشخص نبود این ملت چه مسیری را در پیش خواهند گرفت، امام خمینی اعلام کردند که ما با آمریکاییها ارتباط تجاری خواهیم داشت و نفت خواهیم فروخت؛ بنابراین، از سوی رهبری انقلاب موضعی مبنی بر مخالفت با تبادلات اقتصادی و فروش نفت اتخاذ نشده بود.»
سلیمی نمین میگوید: «با وجود اتخاذ چنین مواضعی از سوی رهبری انقلاب اسلامی، آمریکاییها بر اساس اسناد، از روز ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تلاش کردند روند استقلال ملت ایران را متوقف کنند. اسناد گواهی میدهند که آمریکاییها با کمک صهیونیستها، میان گروههای مستقر در مرزهای ایران و عراق و مرزهای ایران و ترکیه سلاح توزیع کردند؛ گروههایی که به دنبال نوعی کودتا علیه انقلاب اسلامی بودند. آمریکاییها بدون آنکه مشخص شده باشد انقلاب اسلامی چه مواضعی اتخاذ خواهد کرد، خصومت خود را تشدید کردند. اسناد سفارت آمریکا که حتی نهضت آزادی نیز بر آنها مهر تأیید میزند، دلالت بر این دارند که آمریکاییها و صهیونیستها به دنبال توزیع سلاح میان تجزیهطلبان بودند.» این فعال سیاسی میافزاید: «این اسناد، روایتگر اختلافی هستند که میان آقای ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت و کاردار سفارت آمریکا رخ داد. این اختلاف در ارتباط با دخالتهای آمریکاییها و صهیونیستها در امور تجزیهطلبان شکل گرفت. این اسناد پس از تسخیر سفارت آمریکا به دست دانشجویان افتاد و نشان داد که آنها به دنبال ساقط کردن روند استقلال ایران بودند.»
سلیمی نمین در پایان اظهار میدارد: «تمام این مسائل به این واقعیت بازمیگردد که آمریکاییها از احیای تمدن ایران بهشدت هراس داشتند. امروز نیز ما این قدرت را بهوضوح در صحنه سیاسی مشاهده میکنیم؛ یعنی ایرانیان از توانمندی لازم برای پیشبرد امور کشور برخوردارند و توانستهاند در شرایط بسیار سخت، از جمله بحران تحریمها، به حرکت روبهجلوی خود ادامه دهند و گامهای بلندی در زمینههای مختلف بردارند. این مسائل نشان میدهد ملتی که از خاستگاه و پشتوانه تمدنی برخوردار است، با هیچ میزان از دشمنی و خصومت قابل متوقفشدن نخواهد بود.»
فهرستی از سوابق دشمنیهای آمریکا علیه ملت ایران
اما برای فهم بیشتر دشمنی آمریکا با مردم ایران لازم است نگاهی دقیقتر به برخی سوابق ننگین آن علیه ایرانیان بیندازیم و عناوین هریک از این عداوتهای آمریکاییها را میتوان در فهرست زیر خلاصه کرد:
اول، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقشآفرینی آمریکا در سرنگونی دولت ملی محمد مصدق و بازگرداندن قدرت به محمدرضا پهلوی باهدف گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در ایران
دوم، تأسیس و تقویت ساواک با همکاری مستقیم سازمان سیا در تأسیس، آموزش و تجهیز ساواک برای سرکوب مخالفان حکومت پهلوی و گسترش نفوذ اطلاعاتی آمریکا در ایران.
سوم، حمایت از گروههای تجزیهطلب پس از انقلاب اسلامی با تلاش برای تضعیف نظام نوپای جمهوری اسلامی از طریق حمایت پنهانی از گروههای قومی و تجزیهطلب و ایجاد ناامنی داخلی.
چهارم، حمایت از رژیم صدام در جنگ تحمیلی با ارائه کمکهای نظامی، اطلاعاتی و شناسایی به عراق، از جمله ارسال تجهیزات نظامی، اطلاعات ماهوارهای و دادههای آواکس برای مقابله با نیروهای ایرانی.
پنجم، حمایت از سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با برقراری ارتباط سیاسی و اطلاعاتی با این سازمان و حمایت از استفاده از ظرفیت آن برای مقابله با جمهوری اسلامی و تلاش برای سرنگونی نظام.
ششم، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانایر با حمله ناو آمریکایی وینسنس به پرواز ۶۵۵ در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ و شهادت ۲۹۰ مسافر و خدمه غیرنظامی، بدون پذیرش مسئولیت و عذرخواهی رسمی از ملت ایران.
هفتم، حمایت از اعتراضات و ناآرامیهای سال ۱۳۸۸ با موضعگیری و حمایت سیاسی دولت اوباما از معترضان و بهرهبرداری از تحولات داخلی ایران برای افزایش فشارهای بینالمللی و تحریمهای اقتصادی.
ششم، تشدید تحریمهای اقتصادی با اعمال و گسترش تحریمهای اقتصادی باهدف فشار بر مردم، تضعیف اقتصاد ایران و محدودسازی توانمندیهای کشور.
هفتم، حمایت از ناآرامیهای سالهای اخیر با حمایت سیاسی و رسانهای از اعتراضات و ناآرامیهای داخلی، از جمله حوادث مرتبط با جنبش «زن، زندگی، آزادی» و شبه کودتای دیماه ۱۴۰۴. در نهایت، آغاز جنگ مستقیم نظامی با همراهی سگ هار خود در منطقه علیه ملت ایران و بهشهادترساندن رهبر معظم انقلاب، فرماندهان و هزاران انسان بیگناه دیگر در اقصینقاط خاک ایران اسلامی بخشی از جنایات و شاهد مثالهای دشمنی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایرانیان هستند.
دشمنی غرب با ایران در نگاه رهبر شهید
روح پرفتوح و نورانی رهبر شهید انقلاب شاد که بارها درباره دشمنی غربیها علیه ایران اسلامی تأکید کردند. حضرت آیتالله شهید سید علی حسینی خامنهای در ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۷ درباره دشمنی آمریکا و غرب با ملت ایران فرمودند: «مسئله آمریکا یک مسئله جدّی است. آمریکا با ما دشمن است؛ این دشمنی هم با شخص این حقیر یا با شخص سردمداران نظام نیست، با مجموعه نظام اسلامی است که امروز ملّت ایران، این نظام را پذیرفته و در راه او دارد حرکت میکند؛ این دشمنی یک چنین دشمنیای است. مخصوص این شخص هم نیست؛ دولت آمریکا و نظام آمریکایی، از آغاز پیدایش جمهوری اسلامی با او دشمن بود و بد بود و درصدد براندازی بود. حتّی دولت قبل- دولت اوباما- که هم در نامه به بنده، هم در اظهارات میگفتند که ما درصدد براندازی نیستیم، دروغ میگفتند؛ آنها هم درصدد براندازی بودند؛ براندازی نظام جمهوری اسلامی؛ مسئله برجام و این حرفها بهانه است. ببینید، آن وقتی که مسئله هستهای و تحریمها شروع شده بود، بودند کسانی از معاریف این کشور و مسئولان سطح بالا که به بنده مراجعه میکردند و میگفتند «شما چه اصراری دارید که روی این مسئله هستهای میایستید؟ چه اصراری دارید؟ خب آمریکاییها بهانهگیری میکنند، بدجنسی میکنند، خباثت میکنند؛ بگذارید کنار، خودمان را راحت کنیم»؛ این را به من میگفتند. البتّه این حرف غلط بود؛ چون مسئله هستهای، نیاز کشور است؛ این را من بارها گفتهام؛ ما تا چند سال دیگر احتیاج داریم بیستهزار مگاوات برق هستهای داشته باشیم؛ این محاسبه مسئولان ذیربطِ کشور است؛ نیاز به این داریم؛ خب از کجا [بیاوریم]؟ آن روزی که ما نیاز پیدا کردیم، میگویند شما امروز نفت دارید؛ خب این نفت ابدی که نیست؛ آن روزی که این نفت در اختیار این کشور نبود یا با این شدّت و فراوانی نبود، آنوقت ما باید تازه شروع کنیم به دنباله انرژی هستهای و امکانات هستهای؟ آن روز باید شروع کنیم؟ نسلهای آن روز، ما را لعنت نخواهند کرد که آن وقتی که شما باید شروع میکردید، شروع نکردید؟ این حرف غلط بود که «ما چه احتیاجی داریم»؛ چرا، احتیاج داریم. حالا گیرم احتیاج نداشتیم؛ بنده به آنها میگفتم مسئله ایرادگیری آمریکا و تحریمهایی که علیه ما اعمال میکنند و دشمنیای که با ما میکنند، مربوط به انرژی هستهای نیست، این بهانه است؛ این را اگر گذاشتیم کنار، یک بهانه دیگر پیدا میکنند و همین دشمنی را میکنند. میگفتند «نه آقا اینجوری نیست»؛ حالا ملاحظه کردید که اینجوری است. مسئله انرژی هستهای را ما در برجام به شکلی که مخالفین ما میخواستند، زیر بار رفتیم و قبول کردیم؛ اما دشمنیها تمام نشد؛ مسئله حضور ما در مناطق خاورمیانه را مطرح میکنند، مسئله موشک را مطرح میکنند. شما اگر فردا اعلام کنید که ما دیگر موشک درست نمیکنیم یا بیشتر از فلان مقدار بُرد، موشک تولید نمیکنیم، این قضیّه [هم] تمام خواهد شد؛ اما یک قضیّه دیگر درست خواهد شد، یک موضوع دیگر را مطرح میکنند. دعوا، دعوای بنیادی است؛ با نظام جمهوری اسلامی مخالفاند.»