کد خبر: ۳۴۱۶۰۰
تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۴
گزارش روز دویست و پنجاه و سوم جنگ

جنگ دوباره یعنی شلیک آمریکا به پای خود در خاورمیانه

اردک لنگ، لقبی است که مجله تایم به ترامپ و دولت او داده است؛ لنگ در جنگ و اقتصاد و مدیریت داخلی و انتخابات و سیاست خارجی.
نشریه فارن پالیسی درباره تقلاهای ناکام همین اردک لنگ می‌گوید: آمریکا اگر بخواهد دور بعدی جنگ را با ایران شروع کند، به پای خودش شلیک می‌کند.
ژنرال مایکل فلین، مشاور امنیت ملی در دولت اول ترامپ، هم گفته است: هرگونه گسترش جنگ با ایران خطایی استراتژیک برای امپراتوری پایان‌یافته آمریکاست.
وب‌سایت سی‌ان‌ان می‌نویسد پس از انتخابات آمریکا و شکست ترامپ، ایرانی‌ها ترامپ را تضعیف‌شده می‌بینند و خواهان اقدامات بیشتری برای پایان دادن به جنگ هستند. و جو کنت، مقام مستعفی دولت ترامپ، با تأکید بر لزوم پایان فوری جنگ نوشته است: ایران پیش‌تر بیشتر پایگاه‌های ما در خلیج‌فارس را نابود و یک‌بار برای همیشه ثابت کرده است که این پایگاه‌ها نه یک دارایی راهبردی، بلکه یک آسیب‌پذیری راهبردی هستند.
طعنه سردبیر میدل‌ایست‌آی
دیوید هرست، یکی از بنیان‌گذاران و سردبیر نشریه انگلیسی میدل‌ایست‌آی، در یادداشتی نوشت: نُه ماه طول کشید، اما سرانجام تغییر رژیم محقق شد؛ نُه ماه پس از آنکه نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و دیوید بارنیا، رئیس موساد، این فکر را در ذهن ترامپ انداختند که تغییر رژیم امکان‌پذیر است. اکنون این هدف تحقق یافته است. تنها تفاوت آنچه رخ داده با طرحی که این سه نفر با یکدیگر طراحی کرده بودند، این است که تغییر رژیم در تگزاس، میشیگان، کانزاس، جورجیا، فلوریدا، کارولینای شمالی و کنگره آمریکا اتفاق افتاده است. اما افسوس که این تغییر در تهران رخ نداده
 است!
بزرگ‌ترین گل‌به‌خودی در سیاست خارجی 
و سیاست داخلی آمریکا
«باربارا اسلاوین»، تحلیلگر اندیشکده استیمسون آمریکا، هم می‌گوید: چه ترامپ ادعای پیروزی کند و چه نکند، او همیشه ادعای پیروزی می‌کند، اما واقعیت این است که هیچ پیروزی‌ای از جنگ با ایران حاصل نمی‌شود. این جنگ بزرگ‌ترین گل‌به‌خودی در سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی است که هر رئیس‌جمهور آمریکایی در دوران زندگی و خاطره من مرتکب شده است. این جنگ و افزایش متعاقب قیمت بنزین و گازوئیل بیشترین سهم را در شکست‌های گسترده‌ای داشتند که حزب جمهوری‌خواه متحمل شد.
جنگ دوباره یعنی شلیک آمریکا به پای خود
 در خاورمیانه
نشریه تخصصی فارین پالیسی در یادداشتی نوشت: دور بعدی جنگ، باور به تضمین‌های آمریکا و شراکت کشورهای عربی را ویران می‌کند و آمریکا با دور بعدی جنگ، به پای خودش شلیک می‌کند. تداوم نخست‌وزیری نتانیاهو پس از انتخابات اسرائیل، احتمال دور تازه‌ای از جنگ را افزایش داده است. اما جنگی دیگر بعید است اهداف واشنگتن و تل‌آویو را محقق کند. آمریکا درگیر منازعه‌ای فرسایشی است که پیروزی قاطع در آن دشوار خواهد بود.
محاصره و حملات مقطعی به ایران آسیب می‌زنند، اما ممکن است حکومت را تقویت کنند، دست تندروها را بازتر سازند و نارضایتی عمومی را متوجه فشار خارجی کنند.
حمله‌ای گسترده‌تر نشانه ناکامی راهبرد آمریکاست. ایران نشان داده که می‌تواند تنگه هرمز را ببندد و پیشروی حوثی‌ها در دریای سرخ، گزینه‌های تهران را افزایش داده است. مواضع متغیر واشنگتن نیز توافق را بی‌اعتبار کرده؛ تهران دلیلی برای اعتماد به توافقی نمی‌بیند که ممکن است نقض شود. اما کشورهای عربی خلیج فارس نمی‌توانند با جنگ بالقوه کنار بیایند. تصور اینکه تشدید نظامی راه پیروزی را می‌گشاید، خطاست: ایران غافلگیر نخواهد شد و آماده پاسخ است. حمله تازه می‌تواند این باور را تقویت کند که آمریکا نه ضامن امنیت، بلکه نیرویی بی‌ثبات‌کننده و شریکی غیرقابل‌اعتماد است. در این صورت، ضربه نهایی نه به حکومت ایران، بلکه به رهبری آمریکا در خاورمیانه وارد خواهد شد.
فلین: دوران امپراتوری‌گری آمریکا 
به پایان رسیده است
هرگونه گسترش جنگ با ایران، خطایی استراتژیک برای امپراتوری پایان‌یافته آمریکاست.
ژنرال مایکل فلین (مشاور امنیت ملی در دولت اول ترامپ و رئیس پیشین آژانس اطلاعات دفاعی پنتاگون) با اظهار این مطلب می‌گوید: ایالات متحده باید در جنگ «اعلام پیروزی» کند، نیروهای خود را به خانه بازگرداند و از تداوم این درگیریِ پرهزینه و بدون پایان جلوگیری نماید. گسترش جنگ، یک «خطای استراتژیکِ عظیم» هم‌تراز با تصمیم دولت بوش برای حمله به عراق و شاید بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی آمریکا در قرن حاضر خواهد بود. دوران امپراتوری‌گری آمریکا به پایان رسیده و واشینگتن ناچار به «برچیدن تدریجی امپراتوری» و کاهش حضور نظامی گسترده خارجی است.
بزرگ‌ترین تهدید امنیت ملی در شرایط کنونی نه ایران، روسیه یا چین، بلکه «بحران بدهی ۴۱ تریلیون دلاری» و «بی‌اعتمادی عمیق میان مردم و نهادهای حکومتی» است. جنگ با ایران هیچ اعتبار یا دستاورد تازه‌ای به همراه ندارد؛ بلکه میلیاردها دلار هزینه تحمیل می‌کند و توان ارتش را بیش از حد می‌فرساید و در صورت وقوع درگیری بزرگ‌تر، امکان جایگزینی و بازسازی سریع توان نظامی وجود نخواهد داشت.
ایران کشوری با وسعت جغرافیایی اروپای غربی و جمعیتی ۹۰ میلیون نفری است؛ تصور اینکه آمریکا می‌تواند با بمباران و کشتن رهبران، این کشور را به فروپاشی بکشاند، یک توهم است که با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد. رأی‌دهندگان آمریکایی در انتخابات اخیر به‌صراحت مخالفت خود را با این جنگ و گرانیِ ناشی از آن اعلام کرده‌اند. سیاست انزوا و تحریم مطلق ایران نتیجه‌ای معکوس داشته است؛ این رویکرد نه‌تنها ایران را به سمت اتحاد نزدیک‌تر با چین، روسیه و حتی کشورهایی چون برزیل سوق داده، بلکه باعث شده همسایگان ایران نیز به جای تقابل، به دنبال هم‌زیستی و کانال‌های پشت‌پرده با تهران بروند. دولت آمریکا هیچ هدف سیاسی یا استراتژی خروجِ شفافی برای جنگ ایران تعریف نکرده است.
حمله به کوه کلنگ فقط موجب 
توسعه برنامه هسته‌ای ایران می‌شود
دنی سیترینوویچ، افسر ارشد سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، در یادداشتی خاطرنشان کرد: در حالی که درخواست‌ها برای «تمام کردن کار» علیه برنامه هسته‌ای ایران بلندتر می‌شود، ارزش دارد بررسی کنیم که حملات قبلی چه دستاوردی داشته‌اند. در ژوئیه ۲۰۲۰، انفجاری به تأسیسات مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته ایران در نطنز آسیب شدیدی وارد کرد. اما ایران به‌جای کنار گذاشتن برنامه سانتریفیوژ خود، ساخت تأسیسات جدیدی را در عمق زمین، زیر کوه کلنگ آغاز کرد. این سایت برای محافظت در برابر همان نوع حملاتی طراحی شده بود که به تأسیسات اولیه آسیب رساند. عملیاتی که با موفقیت تأسیساتی نسبتاً آسیب‌پذیر را نابود کرد، به تسریع ساخت تأسیساتی بسیار مستحکم‌تر و حفاظت‌شده‌تر کمک کرد. حملات بعدی در سال ۲۰۲۱ این الگو را تقویت کردند. پس از خرابکاری ماه آوریل در نطنز، ایران تصمیم خود را برای غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد اعلام کرد. حمله ماه ژوئن به تأسیسات تولید سانتریفیوژ در کرج نیز نظارت بر تولید سانتریفیوژها را که پیش‌تر تضعیف شده بود، پیچیده‌تر کرد. پیش از حملات، بخش بزرگی از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران در تأسیسات شناخته‌شده متمرکز بود. اما امروز اورانیوم غنی‌شده کجاست؟ چه اتفاقی برای سانتریفیوژها و تجهیزات تولیدی افتاده؟ چه توانمندی‌هایی باقی مانده‌اند؟
می‌توانید ساختمان‌ها را نابود کنید. می‌توانید هزاران سانتریفیوژ را از بین ببرید. می‌توانید غنی‌سازی را موقتاً متوقف کنید. اما نمی‌توانید ۲۵ سال دانش انباشته‌شده را با بمباران از بین ببرید و نمی‌توانید تضمین کنید که ایران توانمندی‌های خود را در مکان‌هایی حفاظت‌شده‌تر بازسازی نخواهد کرد.
سیترینوویچ همچنین در یادداشت دیگری نوشت: مسئله این نیست که محاصره دریایی ایران بی‌تأثیر بوده. این محاصره فشار اقتصادی قابل‌توجهی وارد و مشکلات جدی ایجاد کرده است. اما همان‌طور که از روز نخست استدلال کرده‌ام، ایران تسلیم نخواهد شد. تهران ممکن است حاضر به مصالحه باشد، اما نه مصالحه‌ای که مبانی ایدئولوژیک و امنیتی ایران را تضعیف کند. زمان بازنگری جدی در راهبرد ما در قبال ایران فرا رسیده است. سؤال دیگر این نیست که چه میزان فشار بیشتری می‌توانیم وارد کنیم، بلکه این است که این فشار چه دستاوردی می‌تواند داشته باشد.
ایران پس از شکست انتخاباتی ترامپ 
مصمم‌تر شده است
تندروهای ایران، ترامپ را تضعیف‌شده می‌بینند و خواهان اقدامات بیشتری برای پایان دادن به جنگ هستند. وب‌سایت سی‌ان‌ان ضمن انتشار این مطلب می‌نویسد: تندروهای ایرانی که معتقدند تهران در جنگ خود با ایالات متحده پیروز شده است، از شکست‌های دونالد ترامپ در انتخابات بهره می‌برند تا از او بهایی سنگین‌تر برای خروج از درگیری بپردازند: «نظم نوین جهانی» که به نفع ایران باشد.
پس از آنکه در انتخابات میان‌دوره‌ای حزب جمهوری‌خواه ترامپ شکست سنگینی خورد، رهبر معظم ایران در پیامی نسبت به «کوچک‌ترین تمایل به تسلیم» هشدار داد.
ترامپ اذعان کرد که جنگ تا حدی مقصر شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای بوده است، اما معاون رئیس‌جمهور صریح‌تر گفت: «دلیل شکست ما، جنگ است.»
سیاستمداران محافظه‌کار و رسانه‌ها شکست ترامپ را پیروزی ایران می‌دانند. هشت ماه پس از آغاز درگیری، جنگ در بن‌بست قرار دارد و اقدامات نظامی اندک است و پیشرفت دیپلماتیک قابل‌توجهی وجود ندارد. رهبری ایران نتایج اخیر انتخابات را تأییدی بر استراتژی خود علیه آمریکا می‌داند.
کارشناسان می‌گویند رهبری این کشور به دنبال توافقی است که جنگ را پایان دهد و در عین حال به تهران اجازه دهد با اهرم منطقه‌ای جدیدی ظهور کند. این یعنی با بازدارندگی قوی‌تر، اهرم پایدار و نظمی منطقه‌ای که در آن واشنگتن و اسرائیل دیگر نتوانند ایران را منزوی، تحت فشار مداوم و آسیب‌پذیر در برابر حمله نگه دارند.
ایران از واشنگتن خواسته که هفت شرط را پیش از باز کردن تنگه هرمز توسط تهران برآورده کند. در میان اختلافات داخلی، رهبری ایران در رویکرد خود نسبت به آمریکا نسبتاً متحد باقی مانده و تاکتیک‌های کوتاه‌مدتی را در اولویت قرار داده که هزینه‌های درگیری را در سطح جهانی افزایش می‌دهد، از جمله حمله به تأسیسات نفتی منطقه‌ای و مختل کردن حمل‌ونقل دریایی از طریق تنگه هرمز، نقطه‌ای که پیش از جنگ حدود یک‌پنجم تولید نفت روزانه جهان را حمل می‌کرد. ایرانی‌ها خواهان توافقی هستند که تعادل استراتژیک را به نفع خود تغییر دهد و توانایی واشنگتن را برای منزوی کردن، فشار آوردن یا حمله به ایران به دلخواه محدود کند.
ترامپ به قیمت بالای تخم‌مرغ و بنزین باخت
روزنامه گاردین درباره شکست انتخاباتی متحدان ترامپ نوشت: انتخابات کنگره برای اولین بار در یک دهه بسیار فراتر از پیش‌بینی‌ها رفت و موج آبی به یک سونامی تبدیل شد. دموکرات‌ها حتی در سنگرهای جمهوری‌خواه مانند تگزاس و کانزاس پیروز شدند.
دلیل اصلی این پیروزی، حضور گسترده رأی‌دهندگان همیشگی دموکرات و رأی‌دهندگان پشیمان بود. این رأی‌دهندگان یا نژادپرستی آشکار ترامپ را تأیید کرده بودند یا به آن تن داده بودند، اما به‌محض اینکه پیامدهای اقتصادی به جیبشان رسید، رأی خود را تغییر دادند. برای بیشتر آن‌ها، چیزی که کاسه صبرشان را لبریز کرد، خشونت پلیس مهاجرت نبود، بلکه قیمت تخم‌مرغ و بنزین بود. همه‌چیز به رابطه مردم با اقتصاد برمی‌گردد.
سمّی برای دموکرات‌ها 
و عامل شکست جمهوری‌خواهان
دن شاپیرو، سفیر سابق آمریکا در اسرائیل، در مصاحبه با وای‌نت گفت: اسرائیل باید خود را برای پایان کمک نظامی سالانه ۳/۸ میلیارد دلاری آمریکا آماده کند. میان دموکرات‌ها درباره پایان این کمک‌ها توافق گسترده‌ای وجود دارد و اختلاف اصلی بر سر زمان اجرای آن است. نتانیاهو برای روابط با آمریکا «سمی» است و هیچ دموکراتی تمایلی به بازسازی روابط با دولت او ندارد. نتانیاهو حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز با جنگ ایران شناخته می‌شود؛ جنگی که آمریکایی‌ها از آن و هزینه‌های سنگینش بیزارند. بدون تغییر نخست‌وزیر و معرفی چهره‌های جدید، شانسی برای متوقف‌کردن افول جایگاه اسرائیل در آمریکا نمی‌بیند.
در همین حال، نشریه اکونومیست هم تأکید کرد: جمهوری‌خواهان، اسرائیل را مسئول شکست خود می‌دانند. پیروزی دموکرات‌ها می‌تواند روند افول اتحاد اسرائیل و آمریکا را شتاب ببخشد. موج سرزنش‌ها حتی پیش از پایان رأی‌گیری در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به راه افتاده بود، زمانی که هنوز ابعاد شکست سنگین جمهوری‌خواهان مشخص نشده بود. دونالد ترامپ در روز انتخابات گفت که آمریکا در پایان سال کمک‌های نظامی خود به اسرائیل را قطع خواهد کرد.» جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، صریح‌تر صحبت کرد. او یک روز پس از انتخابات، جنگ با ایران و همچنین رابطه آمریکا با اسرائیل را از عوامل شکست جمهوری‌خواهان دانست.
پایگاهی باقی نمانده 
جنگ را همین امروز پایان دهید
جو کنت، مدیر مستعفی مرکز ملی مبارزه با تروریسم در دولت ترامپ معتقد است جنگ باید هرچه زودتر خاتمه داده شود، چرا که جز تحقیر و هزینه برای آمریکا دستاوردی ندارد. او می‌نویسد: در هشت ماه گذشته، جنگ ایران موضوع بحثی شدید و پرتنش بوده است: آیا این جنگ در راستای منافع ملی ماست؟ آیا ایران تهدیدی قریب‌الوقوع بود؟ آیا باید همین مسیر را ادامه دهیم یا جنگ را تشدید کنیم؟ این بحث در سراسر ائتلاف تاریخی «ماگا» که دونالد ترامپ و جی‌دی ونس را به کاخ سفید رساند، جریان داشت. موضع من در این‌باره روشن بود: جنگ عامل اصلی استعفای من از دولت ترامپ بود؛ و احتمالاً دلیل کناره‌گیری بسیاری از افراد دیگری نیز بود که بدون علنی‌کردن مخالفت خود، دولت را ترک 
کردند.
این بحث در محافل اصلی راست‌گرا ادامه داشت. سپس ناگهان، سه‌شنبه‌شب، پس از ماه‌ها جدال گوش‌خراش، همه آن بحث‌ها یک‌باره خاموش شد. اما مردم آمریکا به این بحث پایان دادند. اکنون زمان پایان‌دادن به جنگ است. همان‌گونه که ونس نیز پذیرفته، این واقعیتی انکارناپذیر است. بیش از 
۷۰ درصد رأی‌دهندگان، جنگ ایران و رابطه نامتوازن با اسرائیل را عامل تورم مهارنشدنی دانستند که زندگی آنان را تحت تأثیر قرار داده است؛ آنان هیچ‌گونه تحملی در برابر جنگ‌های انتخابی بیشتر ندارند.
به نفع آمریکاست که محاصره ایران را لغو کند
جو کنت می‌افزاید: با توجه به این پیام روشن مردم، ترامپ باید فوراً به جنگ پایان دهد. از طولانی‌کردن این درگیری هیچ نتیجه خوبی حاصل نخواهد شد؛ مردم آمریکا این موضوع را به‌طرزی دردناک و کاملاً روشن بیان کرده‌اند. رئیس‌جمهور باید مقامات جدیدی منصوب کند که ضرورت پایان‌دادن به جنگ را درک کنند. ما با خارج‌کردن نیروها از خلیج‌فارس و رفع محاصره به جنگ پایان می‌دهیم. این اقدام آن‌قدر که به نظر می‌رسد، چشمگیر و افراطی نیست. ایران بیشتر پایگاه‌های ما در خلیج‌فارس را نابود کرده و یک‌بار برای همیشه ثابت کرده که نه یک دارایی راهبردی، بلکه یک آسیب‌پذیری راهبردی هستند. تاریخ مصرف آن‌ها مدت‌هاست گذشته است؛ ترک همیشگی این پایگاه‌ها در راستای منافع ماست و به‌معنای شکست نیست. رفع محاصره دو کارکرد اساسی دارد: نخست، هدف ارزشمندی را که ایران می‌تواند به آن حمله کند، از میان برمی‌دارد؛ حمله‌ای که ممکن است ما را این‌بار با شرایط ایران، نه شرایط خودمان، دوباره به جنگ بازگرداند. دوم، رفع محاصره، توپ دیپلماسی را به زمین ایران می‌اندازد. ما در عرصه دیپلماتیک به بن‌بست رسیده‌ایم؛ ایرانی‌ها تا زمانی که تحت محاصره و تهدید قرار دارند، از دادن امتیاز خودداری می‌کنند. ایرانی‌ها از محاصره برای توجیه اقدامات تهاجمی خود استفاده می‌کنند. اگر محاصره را رفع کنیم، آنان دیگر توجیهی برای رفتار تهاجمی در تنگه هرمز نخواهند داشت و احتمالاً دیپلماسی آرام و بی‌سروصدا با همسایگان خود پیش خواهند گرفت.

captcha